در دوران خلافت هارون الرشید (193-170ق)، قیام ها و شورش های گوناگونی روی داد و تشکیل حکومت هایی مستقل، قسمت هایی از قلمرو خلافت عباسی را از پیکره آن جدا کرد. در این میان، قیام های پی در پی خوارج در نواحی مختلف قلمرو هارون را میتوان در زمره چشمگیرترین رویدادهای زمان او به شمار آورد. پرسش مطرح در مقاله حاضر، این است که چه عللی در وقوع جنبش های مسلحانه مکرر خوارج در عهد هارون تاثیر داشته است؟ در پاسخ به این سؤال ، از شیوه حکومت اشرافی هارون که سلطنتی در پوشش خلافت بود و نیز عملکرد غیر منصفانه کارگزاران افزون طلب او، به عنوان علل اصلی قیام های خوارج در قلمرو آن خلیفه، یاد شده است.
بندر بوشهر واقع در جنوب ایران و بخش شمالی خلیج فارس، یکی از مهم ترین و استراتژیک ترین نقاط اقتصادی ایران در سده اخیر به شمار می رود. با ظهور جنبش ها و نیز شخصیت های مهم سیاسی و بویژه قیام دشتستان و چاه کوتاهی ها در مقابل استعمارگران و مستبدین، اهمیت چشمگیری در تاریخ معاصر ایران یافت و بخش مهمی از تاریخ مبارزات ضد استبدادی و استعماری را به خود اختصاص داد. مرحوم سید مرتضی اهرمی که خود به توصیه علمای نجف به حمایت از مشروطه خواهی جنوب برخاسته بود، پس از استقرار مجدد مشروطه درجه درگیری با حاکم محلی دولت مشروطه، به یکی از مظلومان واقعی عصر مشروطه تبدیل شد. قیام او در دفاع از مشروطه نتیجه معکوس داد، و فرجامی جز رنج و تبعید برای وی به همراه نیاورد. در این مقاله به برخی از نکات تاریخ پر فراز و نشیب مشروطیت در بوشهر اشاره خواهد شد.
سرزمین ماد بر پایه مدارک تاریخی دوره مادها و هخامنشیان، کم و بیش از رود ارس تا کوه الوند و بیابان مرکزی ایران را در بر می گرفته است. در نوشته های دوره هخامنشی، ایالت ماد غالبا پس از پارس در جایگاه دوم یا پس از ایلام در جایگاه سوم ذکر می شد که گویای اهمیت آن در این دوره است. پس از بر افتادن هخامنشیان، این ایالت به دو بخش ماد کوچک و ماد بزرگ تقسیم شد و آتورپات، شهربان پیشین ماد در ماد کوچک در برابر مقدونیان به پاخاست. از این زمان به بعد این بخش از ماد به نام سردودمان فرمانروایان آن، آتورپاتکان خوانده شد. ماد کوچک، نام پیشین آنورپاتکان، خود گواه آن است که این سرزمین در اصل سکونت گاه آتورپاتکان، همان مرز پیشین ایالات ماد بوده است؛ در شمال، رود ارس مرز این سرزمین با ارمنستان و آلبانیا و در غرب، امتداد رشته کوه های زاگرس، مرز آن با آناتولی شمرده می شد. در شمال شرقی، رشته کوه های البرز و در جنوب غربی، بیابان مرکزی ایران آن را محدود می کرد. گنزک، مهم ترین شهر این سرزمین پس از فروپاشی هخامنشیان به شمار می رفته است.
اصلاحات در ایران با اقدامات عباس میرزا ولیعهد بعد از شکست ایران در جنگ های ایران و روس آغاز شد واین اصلاحات زیر بنای اصلاحات بعدی به شمار آمد. مصلحانی همچون امیرکبیر و دیگران آن را ادامه دادند . از جمله تاسیس دارالفنون موجب شد قشر نوینی در جامعه ایران به وجود آید. این قشر تحصیل کرده ، که بعدها به روشنفکر معروف گشت ، نقش مهمی در تحولات جامعه ایران ایفاء نمود و به ظهور نظام اداری جدیدی ، همانند شیوه جوامع غربی ، منجر گردید. این مقاله برآن است چگونگی فرآیند نظام اداری جدید در بستر اصلاحات عصر ناصری را بررسی و تجزیه و تحلیل کند.
حاکمان پس از رحلت پیامبر(ص) به این فکر افتادند که حدود مرزهای حکومتی خویش را توسعه دهند. لذا اقدام به لشکرکشی های وسیعی به سرزمین های ملل مختلف نمودند. از جمله اقدامات صورت گرفته ، که خارج از اصول و ضوابط قرآنی نیز بوده ، حوادث امحای مظاهر تمدنی و فرهنگی سایر ملل است، که سوزاندن کتاب های کتابخانه اسکندریه و به آب ریختن کتاب های موجود در ایران ، توسط سپاهیان عرب ، از برجسته ترین و بحث برانگیزترین این اقدامات بوده است. مدارک مستند موجود دال بر وجود ده ها کتابخانه عظیم در ایران و اسکندریه، مقارن با حمله اعراب ، به دستور عمربن خطاب در سرزمین های تسخیرشده از یک سو ، اسناد و کتب تاریخی موجود مبنی بر سوزاندن این کتابخانه ها به دست سپاهیان عرب از سوی دیگر ، وجود روحیه کتاب ستیزی عرب بدوی و حقیر شمردن امر تعلیم و فرهنگ کتابت ، به علاوه بافت روان شناختی خلفای بعد از پیامبر(ص) مبنی بر عدم تحمل هرگونه اندیشه مخالف و متکثر و نیز امحاء و احراق احادیث مکتوب نبوی و قرآن های موجود نزد صحابه، به دستور سه خلیفه نخست ، از جمله شواهد محکم و غیرقابل انکار در وقوع این حادثه تاریخی است. علت اصلی نشانه گرفتن انگشت اتهام به سوی اسلام و قرآن در حوادث کتاب سوزی سرزمین های ایران و اسکندریه توسط سپاهیان عرب ، عدم آگاهی عمیق پژوهشگران غربی از جریان انحرافی بوجود آمده در مسیر تحقق مدینه فاضله نبوی و به تعویق افتادن طرح قرآن در اجرای آرمان شهر جهانی علوی به واسطه احیای مجدد اصول عرب بدوی بر آمده از جریان سقیفه است .
عصر صفوی از اعصاری است که حدود دو قرن زمینه سازی تاریخی صورت گرفت تا حاکمِیت خاندان صفوی اردبیل مسجل گردد، و پس از تثبیت، بیش از دوقرن هم توانست براریکه سلطنت ومذهب تکیه زند . با این وصف، از آن جا که دوران ثبات وسقوط هر سلسله تحت تاثیر مقتضیات سیاسی ، اجتماعی واقتصادی خاص خود واقع می شود، این سلسله نیز از این قاعده مستثنی نبود . ابتذال وفساد رایج این دوره، از هنگامی آغاز شد که شاه عباس یکم دست شاه زادگان را از امور کشوری کوتاه کرد وآنان را به هم نشینی با اهل حرم سرا سوق داد ؛ رسمی که مورد قبول سلاطین بعدی قرار گرفت وشاهان آخری این سلسله از جمله بی کفایت ترین آنان بودند. طبیعی است افراد وابسته به چنین درباری در اندیشه عیش و کامرانی خود بودند وپیوسته با ایجاد نفاق وچاپلوسی ، در راستای منافع خود سیر می کردند . همچنین، در این دوره مجازات های سختی که برای امرا ، سرداران وبزرگان اعمال می شد؛ خود می رساند که دهقانان و رعایای آن زمان چه حال وروزی داشته اند ؛ شاهانی که حتی از کم ترین عطوفت نسبت به فرزندان خود خالی بوده وآنان را به بهانه کوچک ترین لغزشی به دیار عدم می فرستاده اند ویا در دژها با شرایط سخت نگاه می داشتند . مقاله حاضر به بررسی خوشباشی ها وخشونت های دربار در آن عصر می پردازد .
کتاب تجزیه الامصار و تزجیه الاعصار ، مشهور به تاریخ وصاف ، تالیف عبدالله شیرازی ، ملقب به وصاف الحضره ، یکی از مهم ترین متون تاریخ نگاری ایرانی است . این کتاب در پنج جلد تنظیم شده و وقایع سال های 654 الی 727 ه.ق را مورد بررسی و تحلیل قرار داده است . این نوشتار می کوشد تاریخ نگاری وصاف را تحلیل و تبیین کند . بر این اساس ، شکل شناسی و مضامین اثر وصاف ، اهمیت و ویژگی های تاریخ نگاری او ، منابع اطلاعاتی مورخ در نگارش کتاب مورد نظر ، و سبک و شیوه نگارش وی از مهم ترین موضوعات آن به شمار می آید . مسلم است که بهره گیری وصاف شیرازی از روش تحلیلی بر پایه انتقاد و تعلیل و تلاش وی در اتخاذ روی کردی مبتنی بر بی طرفی تاریخی ، تاریخ نگاری وی را به آنچه امروز از آن به تاریخ نگاری علمی یاد می شود ، نزدیک ساخته است.
زبیگنیو برژینسکی zbigniew Brzezinski از دولتمردان و تحلیلگران سیاسی آمریکا ، سال 1928 در ورشو (لهستان) به دنیا آمد. مدارک کارشناسی و کارشناسی ارشد را در سالهای 1949 و 1950 در رشته علوم سیاسی از دانشگاه مکگیل دریافت کرد و سال 1953 دکترای خود را در هاروارد اخذ نمود و سال 1958 به تابعیت کشور آمریکا درآمد.