ساواک (سازمان اطلاعات و امنیت کشور) که سالهای 1357 1335 فعالیت میکرد مهمترین و تاثیرگذارترین نیروی اطلاعاتی امنیتی دوره سلطنت و حکومت محمدرضا شاه پهلوی محسوب میشد. ساواک با هدایت و راهبری سیا و آمریکاییان تکوین یافت و تقریبا سرعت دامنه فعالیتهای خود را در ایران و بسیاری دیگر از نقاط جهان گسترش داد و بالاخص از اوایل دهه 1340ش رابطه بسیار نزدیکی با موساد (دستگاه اطلاعاتی اسرائیل) برقرار نمود که تا واپسین سالهای عمر رژیم پهلوی، روندی روزافزون پیدا کرد. هر چند ادارات کل دهگانه ساواک، فعالیتهای اطلاعات، امنیتی، حفاظتی و حراستی گوناگونی در داخل و خارج از ایران انجام میدادند اما برخوردهای خشن و غیرانسانی اداره کل سوم این سازمان با مردم ایران از اقشار و گروههای مختلف طی 3 دهه 1330، 1340 و 1350 نام این سازمان را در ردیف تبهکارترین سازمانهای اطلاعاتی و امنیتی جهان جاودانه ساخت و در واقع عملکرد و فعالیتهای اداره کل سوم (امنیت داخلی) دیگر اقدامات و فعالیتهای ساواک و سایر ادارات کل آن را تحتالشعاع قرار داد.
بازار به معنی جای خرید و فروش کالاست. این واژه در زبان پهلوی به صورت واچار و به معنای محل اجتماع به کار رفته است.1 در گذشته، شهرهای ایرانی فاقد خیابان به معنای امروزی آن بودند و خیابان به راهی گفته میشد که میان باغ میساختند و دو سویش را درختکاری میکردند.2 از این رو، بازار نقش خیابانهای اصلی در شهرهای امروزی را به دوش میکشید و از نظر کالبدی ستون فقرات ارتباطات شهری به شمار میآمد. گذرهای مهم از بازار منشعب میشدند و تا درون محلهها پیش میرفتند.
تشکیل سلسله ی پهلوی مدیون تلاش گروهی از کارگزاران زیرکی بود که توانستند با مدیریت کردن شرایط بحرانی ایران و کمک گرفتن از حمایت های خارجی، زمینه های سقوط قاجاریه و استقرار حکومت پهلوی را فراهم سازند. عبدالحسین سردار معظم خراسانی معروف به تیمورتاش یکی از شاخص ترین این کارگزاران بود. وی به همراه دو رکن دیگر، علی اکبر داور و نصرت الدوله فیروز، مثلث به پادشاهی رساندن رضاشاه را رهبری کرد. تصدی وزارت دربار و تبدیل شدن او به شخص دوم کشور پاداش این کوشش ها بود. قدرت تیمورتاش در نخستین سال های حکومت رضاشاه تا آن اندازه بود که انتخاب نخست وزیران، وزیران، نمایندگان مجلس، استانداران و بسیاری دیگر از مناصب حکومتی جز با نظر او مقدور نبود. با این همه در اواسط حکومت رضاشاه جریانات سیاسی به گونه ای رقم خورد که او را نه تنها از وزارت، بلکه از زندگی نیز ساقط کرد. بررسی روند قدرت یابی، اقدامات و فرجام کار تیمورتاش موضوع نوشتار حاضر است که با استفاده از روش تحقیق کتابخانه ای و با تأکید بر نوشته های هم عصران تیمور تاش انجام پذیرفته است.
سقوط دولت صفوی ، آن نیز با شورشی از داخل مرزهای سیاسی خود توسط غلزایی های قندهار ،-پیامدهای مختلفی داشت.از بین رفتن دولت مرکزی و فقدان حکومت مقتدر در ایران، همچنین ، رشد سریع وگسترده ی مدعیان سلطنت در گوشه و کنار ایران ، از مهم ترین این پیامدها بود. این دو مسئله موجب شد تا امنیت داخلی دستخوش آسیب شدیدی شود و درگیریها و جنگ های مداوم داخلی و خارجی ، کاهش جمعیت و از رونق افتادن فعالیت های بازرگانی را به همراه آورد.
در این میان،اگر چه در شرایط پدید آمده همه جای ایران تمامی و ساکنان آن در معرض آسیب بودند، اما گرو ه های قومی و اقلیت های دینی به دلیل اختلا ف هایی که با حاکمیت های این دوره به ویژه از نظر قومی و دینی داشتند، بیشتر در معرض خطر قرار گرفتند. در همان حال ، ارامنه که جایگاه مهمی در مناسبات اجتماعی و اقتصادی ایران برای خود یافته بودند ، در روابط خود با حاکمان این دوره آسیب های زیادی دیدند. اوج این آسیب پذیری را در زمان حضور نادر در عرصه ی سیاسی ایران می توان دید.اگر چه مبنای اصلی رفتارهای نادر با قبایل و گرو ه های مختلف و اقلیت های دینی بر پایه ی مسائل قومی ودینی قرار نداشت ، اما همین اختلاف ، بهانه ی مناسبی برای تفاوت در رفتارها و روابط فراهم آورد. این مقاله با هدف بررسی مناسبات نادر با اقلیت دینی ارامنه، از زمان حضور او در عرصه ی سیاسی ایران تا قتل وی تنظیم شده است.
اسنادی که از کشف حجاب برجای مانده، بسیار زیاد است. در غالب این اسناد رد پای خشونتورزی در بیحجاب کردن زنان قابل ملاحظه است و در بینشان اسنادی به چشم میآید که در زمره نوادر و عجایب دوران جای میگیرند، از جمله اسنادی که نشان میدهند دولت پهلوی اول مایل بوده تا از مذهب و مبلغان مذهبی برای کشف حجاب بهره جوید. برای نمونه در هفتم دیماه 1314 یعنی یک هفته پیش از اعلام رسمی کشف حجاب، والی ایالت خراسان در نامهای محرمانه به حکومت نیشابور، حکم ریاستالوزرا مبنی بر چگونگی کشف حجاب را ابلاغ کرد.
مقاله حاضر به بررسی سرمایه اجتماعی، فرهنگی و نمادین امام خمینی به عنوان رهبر نهضت اسلامی ایران و بنیانگذار جمهوری اسلامی اختصاص دارد. سرمایه کل ایشان ترکیبی است از سرمایه اجتماعی و فرهنگی که وجهی نمادین یافته و بعد از رحلت ایشان به عنوان یک میراث برای کنش گران حاضر در میدان سیاسی جمهوری اسلامی باقی مانده است. هدف از نگارش این مقاله آن است که مفهوم «سرمایه نمادین» در کلام و اندیشه حضرت امام مورد شناسایی و تعریف واقع شود. نتیجه این نوشته ارائه تعریف از سرمایه اجتماعی، سرمایه فرهنگی و سرمایه نمادین حضرت امام خمینی است.
در این مقاله، تلاش شده تا با عنایت به اینکه انقلاب اسلامی اساساً بر اساس غالب نظریه ها، یک انقلاب فرهنگی و اندیشه ای و ماحصل مبارزات گفتمانی و هژمونیک شدن یک گفتمان در تقابل با گفتمانهای دیگر بوده است و با توجه به این مساله مهم که تلاش امام خمینی برای گفتمان سازی و کسب اعتبار برای این گفتمان و تبدیل آن از اسطوره به پنداره یکی از مهم ترین عوامل پیروزی انقلاب اسلامی بوده است، با استفاده از نظریه و روش تحلیل گفتمان به این سؤال اصلی پاسخ دهد که: «چرا گفتمان سیاسی امام خمینی در میان گفتمانهای متعدد رایج در آستانه انقلاب توانست هژمونیک شود؟»
در پاسخ به این سؤال، نظریه تحلیل گفتمان لاکلاو و موفه همراه با مفاهیمی از نورمن فرکلاف و روث وداک به عنوان چهارچوب نظری انتخاب گردیده است و با مبنا قرار دادن این نظریه، فرضیه این مقاله در پاسخ به سؤال فوق بدین شرح است: «گفتمان سیاسی امام خمینی به دلیل داشتن توان به کارگیری ""رویه های طرد و برجسته سازی""، ""ایفای نقش عاملان سیاسی""، ""اعتبار"" و ""در دسترس بودن""، در آستانه انقلاب اسلامی در ایران هژمونیک شد.»