ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳۹٬۳۴۱ تا ۳۹٬۳۵۱ مورد از کل ۳۹٬۳۵۱ مورد.
۳۹۳۴۱.

ارزیابی تغییرات بهره وری و کارایی سبز صنایع ایران با رویکرد تحلیل پوششی داده ها مبتنی بر اندازه گیری اسلک و شاخص مالکوم کوئیست(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶ تعداد دانلود : ۷
این پژوهش با هدف ارزیابی تغییرات بهره وری و کارایی سبز صنایع ایران در دوره ۱۳۹۴–۱۳۹۸ انجام شد. از مدل تحلیل پوششی داده ها با رویکرد خروجی محور و فرض بازده متغیر به مقیاس مبتنی بر اندازه گیری اسلک استفاده شد. ورودی ها شامل تعداد کارکنان، ارزش مواد اولیه، تشکیل سرمایه ثابت و مصرف انرژی کل؛ خروجی مطلوب شامل ارزش افزوده صنعتی؛ و خروجی های نامطلوب شامل پسماند و فاضلاب بود. نتایج نشان داد میانگین کارایی سبز ۰.۶۸۳ (حدود اطمینان ۹۵٪: [۰.۶۵۲، ۰.۷۱۴]) بوده و اسلک انرژی (۴۱.۸٪) و پسماند (۳۳.۱٪) عوامل اصلی ناکارایی هستند. شاخص مالمکوئیست میانگین ۰.۹۵۸ را نشان داد که بیانگر کاهش سالانه ۴.۲ درصدی بهره وری سبز است؛ ۶۴.۳٪ از این کاهش ناشی از عقب ماندگی فنی (TC=۰.۹۷۳) و ۳۵.۷٪ از تغییر کارایی (EC=۰.۹۸۵) است. صنایع غذایی و نساجی بهترین و صنایع فلزات اساسی و کک و پالایش نفت بدترین عملکرد را داشتند. بر اساس نتایج، پیشنهاد می شود سیاست گذاران با اولویت کاهش اسلک انرژی و پسماند از طریق مشوق های مالی و ممیزی اجباری، و مقابله با عقب ماندگی فنی از طریق انتقال فناوری سبز به صنایع پرمصرف، کارایی و بهره وری سبز را ارتقا دهند.
۳۹۳۴۲.

Presenting a Model for Price Discount Strategy in Perishable Products: A Case Study of Fresh Tomatoes(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵ تعداد دانلود : ۳
Agricultural products, are mostly perishable, and ensuring their quality through methods like cold storage or optimal conditions can present significant economic challenges for retailers and small-scale producers. In some cases, these products lose their quality and marketability within a span of less than 24 hours. The main challenge in adopting this strategy is determining the timing and amount of the price discount. To optimize price discounting, four functions need to be estimated: a) a time-dependent quality function, b) a price change function, c) a demand function that is a function of price and quality, and d) an objective function, which is considered here as the retailer's profit function. We employ dynamic pricing models that integrate factors such as quality degradation, inventory levels, and consumer behavior. The research data was collected from three fruit and vegetable stores in Gorgan city. The time period was three months, comprising all working days. Each seller was asked to report the price and quantity of sales on an hourly basis from the beginning to the end of the working day. In this way, about 1000 data were recorded from each store. Tomato was selected as case study due to their widespread consumption, continuous supply, and rapid perishability. The results show that price discounts can significantly enhance profitability while reducing the risk of unsold and wasted products. Specifically, the findings indicate that implementing price discounts every 3 to 4 hours yielded the highest profitability. The average discount is 35%, leading to an 82% increase in gross profit. In contrast, shorter discount intervals (every 1 to 2 hours) with an average discount of 18% improved gross profit by 73%. On the other hand, longer discount intervals (every five to seven hours) with an average discount of 46% resulted in a 66% increase in gross profit. Furthermore, this study further emphasizes how crucial consumer perception is to the effectiveness of dynamic pricing methods. The perception of lower product quality brought on by excessive discounting may have a detrimental effect on long-term store credit and customer trust. Perishable product waste can be reduced through the implementation of price reduction strategies. However, the results indicate that sellers’ profits increase in the absence of price reductions. Future research could enhance this framework by incorporating additional factors that influence product quality, such as temperature, humidity, and product variety; examining the effects of consumer price expectations on demand; extending the model to other perishable products, including meat and dairy; and leveraging advanced technologies, such as blockchain and artificial intelligence, to improve dynamic pricing and inventory management.
۳۹۳۴۳.

Formulating Adaptation Policy Strategies to Enhance Resilience under Climate Change (Case Study: Agriculture Zayandeh Rud Basin)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳ تعداد دانلود : ۲
Climate change, with its gradual and complex impacts, has increasingly inflicted damages on the agricultural sector of arid and semi-arid regions in Iran, including the Zayandeh-Rud Basin. This study aims to develop strategic adaptation policies to enhance agricultural resilience in response to climate change in this basin. The research is based on the Sendai Framework for Disaster Risk Reduction (SFDRR) and the resilience criteria established by the World Economic Forum (2013). A descriptive-analytical methodology was employed, combining documentary studies, field surveys, and the Delphi policy method to achieve expert consensus. Purposive sampling targeted faculties, agricultural experts of the Ministry of Agriculture, as well as producers and exporters of agricultural products with substantial expertise in Climate change issues, adaptation policies, and resilience. Data collection instruments consisted of four structured questionnaires designed to identify strengths and weaknesses, weight resilience criteria, prioritize policies, and select strategies, complemented by semi-structured interviews. Initially, to determine the strategic position of agriculture in the Zayandeh-Rud Basin, Internal Factor Evaluation (IFE), External Factor Evaluation (EFE), and Internal-External (IE) matrices were utilized. Subsequently, the Analytic Hierarchy Process (AHP) and the multi-criteria decision-making PROMETHEE method were employed to prioritize adaptation policies aimed at enhancing resilience to Climate Change. Suitable strategies were developed and extracted through SWOT analysis, and finally, the Quantitative Strategic Planning Matrix (QSPM) was used to evaluate the relative attractiveness and feasibility of each strategy, thereby selecting the implementable final policies. Findings indicated that agriculture in the Zayandeh-Rud Basin, with a final internal factor score of 2.04 and external factor score of 2.12, is in defensive position (survival mode) and exhibits low resilience due to water transfer and scarcity, land fragmentation and subsidence, and weaknesses in modern infrastructure. The most attractive adaptation policies identified under the defensive strategy include equitable water distribution (Total Attractiveness Score (TAS=1.46), development-oriented water resource planning (TAS=1.38), optimization of water. consumption and reduction of losses (TAS=1.35), control of groundwater levels (TAS=1.23), reform of regulations related to land fragmentation (TAS=1.18), and farmer participation in water resource management (TAS=1.16(. The proposed solutions emphasize strengthening integrated and basin-based water governance, implementing participatory strategic management models, investing in modern and soft technologies, gradually revising water-related laws and regulations, and expanding research and national strategy formulation. The results of this study provide actionable, stakeholder-inclusive recommendations for policymakers to enhance sustainability and resilience in vulnerable agricultural regions.
۳۹۳۴۴.

بهینه سازی الگوی کشت و اثر آن بر بهره وری آب و انرژی (مطالعه موردی: اراضی زراعی شهرستان دهلران، استان ایلام)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶ تعداد دانلود : ۸
 با توجه به محدود بودن منابع آب و انرژی در کشاورزی، در مطالعه حاضر با استفاده از مدل برنامه ریزی ریاضی چند هدفه، اثر تعیین الگوی کشت بهینه بر بهره وری آب و انرژی در شهرستان دهلران مورد توجه قرار گرفته است. در این راستا اهداف حداکثرسازی سود و تولید و حداقل سازی مصرف آب و انرژی به صورت چند هدفه مورد بررسی قرار گرفت. داده های مورد نیاز از سازمان جهاد کشاورزی و شرکت آب منطقه ای استان ایلام مربوط به سال 1401-1400 جمع آوری شد. نتایج الگوی پیشنهادی افزایش متغیرهایی مانند سطح زیرکشت کل، تولید کل و سود ناخالص، به ترتیب به میزان 85/3، 48/8 و 70/4 را نسبت به حالت الگوی پایه نشان می دهند. اجرای الگوی کشت بهینه سبب بهبود بهره وری فیزیکی و اقتصادی آب و انرژی به میزان 09/22، 84/17، 16/10 و 33/6 و صرفه جویی 14/11 و 52/1 درصد در مصرف آب و انرژی شد. از نظر مصرف انرژی، نهاده کود شیمیایی با سهمی حدود 44/0 درصد بالاترین سهم از کل منابع انرژی به خود اختصاص داد. نتایج حاصل از اجرای سناریوهای کاهش موجودی آب نیز حاکی از آن است که کاهش 30 درصدی موجودی آب، تولید کل، سودناخالص کل، مصرف انرژی و آب را به ترتیب حدود 6/0، 5/1، 2 و 21 درصد کاهش می یابد. اما در مقابل بهره وری های آب و انرژی در سناریوهای مورد بررسی افزایش می یابد. لذا می توان گفت با اجرای الگوی کشت بهینه در منطقه دهلران ضمن کاهش مصرف آب و انرژی، به افزایش بهره وری نیز دست یافت.که، می تواند گام مهمی در زمینه پیشبرد اهداف منطقه باشد.
۳۹۳۴۵.

تحلیل فقهی- اقتصادی ضمانِ دولت در کاهش ارزش پول با خلق بی رویه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵ تعداد دانلود : ۲
خلق بی رویه پول توسط دولت، کاهش ارزش پول ملی را در پِی دارد. کاهش ارزش پول تبعاتِ اقتصادی، حقوقی و اجتماعی زیادی را در پی خواهد داشت. بنابراین بررسی مسئوولیت دولت در این زمینه حائز اهمیتی دوچندان است. هدف از این مقاله، تحلیل فقهی-اجتهادی ادله ضمان دولت در قبال کاهش ارزش پول ملی و ارائه روش شناسیِ مناسبِ آن است. یافته های پژوهش نشان می دهد دولت در قبال کاهش ارزش پول ملی ناشی از خلق بی ضابطه پول ضامن است. دلیل این ضمان، آن است که دو سبب از اسباب چهارگانه ضمان، یعنی «اضرار» و «اتلاف» بر رفتار دولت منطبق می گردد . همچنین کلیتِ قاعده ضمان المثلی بالمثل و القیمی بالقیمه که در پژوهش های متعدد مرتبط با مساله مورد استناد واقع شده است، صحیح نیست و آنچه مهم و معتبر است، رعایتِ عدالت در کیفیت ضمان است. به علاوه قواعدی نظیر احسان، امین، ولایت فقیه که برای جلوگیری از ضمان دولت مورد استناد برخی قرار گرفته است، ناتمام بوده و توانِ نفی ضمان دولت را ندارند؛ چرا که موضوعِ این قواعد ارتباطی با ضمان دولت پیدا نمی کند.
۳۹۳۴۶.

مفهوم شناسی بازدارندگی اقتصادی در جمهوری اسلامی ایران؛ واکاوی مبانی نظری و دینی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳ تعداد دانلود : ۳
مقدمه: جمهوری اسلامی ایران در دهه های اخیر با یکی از گسترده ترین رژیم های تحریمی تاریخ معاصر مواجه بوده است. تجربه عملی نشان می دهد راهبردهای متعارف «رفع تحریم» و «دور زدن تحریم» به دلیل ماهیت واکنشی و وابستگی به اراده نظام سلطه، از پایداری و کارآمدی لازم برخوردار نیستند. این وضعیت، ضرورت طراحی یک راهبرد بومی و ایجابی برای مواجهه پایدار با تحریم ها را برجسته می سازد. هدف: هدف این مقاله تبیین مفهوم بومی «بازدارندگی اقتصادی» و استخراج چارچوبی مفهومی برای عبور از راهبردهای واکنشی به سمت راهبردی پایدار در مواجهه با تحریم ها، مبتنی بر اندیشه رهبر انقلاب اسلامی است. روش شناسی: پژوهش حاضر با رویکرد کیفی و با استفاده از روش تحلیل مضمون انجام شده است. داده های پژوهش شامل بیانات رهبر انقلاب اسلامی درباره اقتصاد و تحریم ها بوده که با منطق تکاملی–علّی تحلیل شده اند. چارچوب نظری پژوهش نیز بر مبانی قرآنی، به ویژه آیه ۶۰ سوره انفال، استوار است. یافته ها: یافته ها نشان می دهد بازدارندگی اقتصادی در این چارچوب، نه ابزاری تهاجمی برای اعمال فشار، بلکه راهبردی دفاعی–ایجابی برای مصون سازی اقتصاد است. این راهبرد در قالب الگویی دوسطحی شامل «خنثی سازی تحریم» و «تحریم ناپذیری» تبیین می شود که تحقق آن مستلزم اجرای اقتصاد مقاومتی و تمرکز بر سه محور «توانمندی و خوداتکایی اقتصادی»، «انعطاف پذیری و کاهش آسیب پذیری» و «قدرت اهرم سازی و دیپلماسی اقتصادی فعال» است. نتیجه گیری: نتایج پژوهش نشان می دهد گذار به راهبرد ایجابی بازدارندگی اقتصادی، تنها مسیر پایدار برای بی اثر کردن تحریم ها و تبدیل اقتصاد از عرصه تهدید به میدان قدرت آفرینی است.
۳۹۳۴۷.

تحلیل وضعیت تغذیه در مناطق شهری ایران: نگاهی به سیری شکمی و سیری سلولی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴ تعداد دانلود : ۴
اگر چه در تعریف بانک جهانی از امنیت غذایی، این مفهوم به عنوان دسترسی همگانی به غذای کافی برای زندگی سالم و فعال تعریف شده است، اما معیارهایی که برای سنجش امنیت غذایی استفاده می شوند، به طور معمول به کیفیت تغذیه توجه کافی نداشته و میان سیری شکمی (احساس رفع گرسنگی) و سیری سلولی (تأمین نیازهای غذایی و فیزیولوژیکی بدن) تمایز قائل نمی شوند. با این رویکرد این پژوهش به بررسی وضعیت تغذیه از بعد سیری شکمی و سلولی در مناطق شهری ایران در سال 1401 پرداخته است. به منظور دستیابی به اهداف تحقیق، در آغاز با بهره گیری از ماتریس عملکرد تغذیه ای، الگوی محتوای غذایی (شامل ریزمغذی ها و درشت مغذی ها) خانوارها شناسایی شد. پس از آن، کیفیت امنیت غذایی خانوارها در مناطق شهری استان های مختلف با استفاده از شاخص میانگین نسبت کفایت مواد مغذی (MAR) ارزیابی شد. در نهایت نیز، عوامل مؤثر بر امنیت غذایی خانوارها در مناطق شهری ایران با تکیه بر مدل لاجیت ترتیبی شناسایی شدند. نتایج نشان داد که هرچند بیشتر ساکنان مناطق شهری کشور در دریافت برخی از مواد مغذی کلیدی مانند آهن و پروتئین مشکلی ندارند، اما کمبود قابل توجهی در کلسیم، ویتامین A و ویتامین C وجود دارد. همچنین، میزان دریافت ویتامین B1 و کربوهیدرات در برخی از موارد دو تا سه برابر کمترین نیاز روزانه است. بر مبنای شاخص میانگین نسبت کفایت مواد مغذی (MAR) نیز، همه مناطق شهری کشور با مشکل ناامنی غذایی روبرو هستند. از میان استان ها، مناطق شهری چهارمحال و بختیاری، خراسان جنوبی، کردستان، تهران و بوشهر در وضعیت بهتری از نظر امنیت غذایی قرار دارند، در حالی که آذربایجان غربی، کهکیلویه و بویراحمد، کرمان، گیلان و قزوین شرایط دشوارتری دارند. افزون بر این برمبنای یافته ها، عواملی نظیر سن سرپرست خانوار، سطح تحصیلات سرپرست خانوار، مساحت محل سکونت، دریافت یارانه، درآمد خانوار و تنوع غذایی به طور مثبت بر امنیت غذایی خانوارها در مناطق شهری ایران تأثیر می گذارند و افزایش در این متغیرها احتمال بهبود وضعیت امنیت غذایی را در خانوارهای شهری ایران افزایش می دهد. در مقابل، عواملی مانند شمار اعضای خانواده، جنسیت سرپرست، وضعیت مسکن و شرایط اشتغال سرپرست خانوار به طور منفی بر سطح امنیت غذایی خانوارها در مناطق شهری ایران تأثیر می گذارند. با توجه به نتایج، حمایت از اشتغال و کارآفرینی سرپرستان خانوار، افزایش سواد تغذیه ای از طریق آموزش و اجرای برنامه های جامع حمایت اجتماعی، و تخصیص یارانه های غذایی به خانواده های کم درآمد به ویژه در شرایط بحران اقتصادی می توانند در بهبود وضعیت امنیت غذایی خانواده ها در مناطق شهری تأثیر بسزایی داشته باشند.
۳۹۳۴۸.

طراحی چارچوب راهبردی برای ارتقای رقابت پذیری صادرات کشاورزی ایران: تحلیل عوامل ساختاری و محیطی در مسیر گذار به اقتصاد غیر نفتی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳ تعداد دانلود : ۳
صادرات محصولات و فرآورده های کشاورزی از جمله ارکان اساسی توسعه اقتصادی ایران به شمار می رود و نقش مهمی در تأمین ارز، ایجاد اشتغال و رشد پایدار ایفا می کند. با این حال، این بخش با چالش های چندی مانند زیرساخت های ناکافی، نوسان های ارزی، موانع گمرکی، تحریم های اقتصادی و تغییرات اقلیمی رو به رو است. این پژوهش با بهره گیری از تحلیل راهبردی صادرات کشاورزی ایران، از طریق مدل SWOT (نقاط قوت، ضعف، فرصت ها و تهدیدها)، به شناسایی عوامل کلیدی داخلی و خارجی و تدوین راهبردهای بهینه برای بهبود عملکرد صادراتی می پردازد. برای دستیابی به این هدف، داده ها از طریق مصاحبه با ۹۶ نفر از کارشناسان حوزه کشاورزی و صادرات با استفاده از روش نمونه گیری گلوله برفی گردآوری شد. در تحلیل SWOT، تعداد ۲۸ عامل داخلی (۱۴ نقطه قوت و ۱۴ ضعف) و ۲۸ عامل خارجی (۱۴ فرصت و ۱۴ تهدید) شناسایی شد. یافته ها نشان می دهند که ایران دارای مزیت های رقابتی متعددی از جمله تنوع اقلیمی، منابع طبیعی غنی، نزدیکی به بازارهای منطقه ای و تولید محصولات استراتژیکی مانند زعفران و پسته است که می تواند زمینه ساز رشد صادرات باشد. در مقابل، چالش هایی مانند ضعف در زیرساخت های حمل ونقل، برندینگ ضعیف، محدودیت های مالی و نوسانات نرخ ارز، به طور قابل توجهی مانع گسترش صادرات هستند. با استفاده از ماتریس SWOT ، چهار دسته راهبرد صادراتی تدوین گردید. راهبردهای تهاجمی (SO) بر توسعه کشاورزی پایدار، گسترش محصولات ارگانیک، جذب سرمایه گذاری خارجی و بهره گیری از فناوری های نوین تمرکز دارند. راهبردهای رقابتی (ST) بر کاهش آثار تحریم ها و تغییرات اقلیمی، گسترش بازارهای منطقه ای و بهره برداری از دانش بومی کشاورزی تأکید می کنند. راهبردهای اصلاحی (WO) شامل بهبود زیرساخت های صادراتی، ارتقای کیفیت محصولات و توسعه بازاریابی دیجیتال هستند. در نهایت، راهبردهای تدافعی (WT) راهکارهایی برای مدیریت نوسانات ارزی، اصلاح سیاست های حمایتی و بهینه سازی مدیریت زنجیره تأمین پیشنهاد می دهند. نتایج این مطالعه نشان می دهد که تدوین یک نقشه راه جامع صادرات بر پایه راهبردهای SWOT می تواند به ارتقای رقابت پذیری جهانی محصولات کشاورزی ایران منجر شود. توصیه می شود که سیاست گذاران و ذی نفعان این حوزه بر بهبود زیرساخت ها، اصلاح مقررات صادراتی، پیشرفت فناوری های نوین و تقویت همکاری های بین المللی تمرکز کنند تا بستر مناسبی برای رشد صادرات محصولات کشاورزی فراهم شود.
۳۹۳۴۹.

چارچوبی مدیریتی برای ارزیابی ریسک در خسارت های بیمه خودرو: مطالعه موردی شرکت بیمه ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵ تعداد دانلود : ۵
The purpose of this research is to develop a context-specific and practical risk assessment model for the motor own-damage (comprehensive auto) claim settlement process at Iran Insurance Company. By providing a systematic framework, the model aims to contribute to improved productivity, reduced operational costs, and enhanced competitiveness of the country’s largest insurance provider. This study was conducted using a mixed-method (qualitative–quantitative) approach with a developmental–applied orientation. In the qualitative phase, the Grounded Theory methodology was employed, and in-depth interviews were conducted with insurance industry experts to extract the dimensions and components of the risk assessment model. In the quantitative phase, the novel Grey DEMATEL technique was utilized to analyze the causal relationships among these dimensions. Based on the Grounded Theory findings, the risk assessment model for the motor own-damage claim review and payment process at Iran Insurance Company was developed from 117 open codes, 23 subcategories, and ultimately 6 core categories. Furthermore, causal analysis using the Grey DEMATEL method revealed that the risk assessment strategy dimension (considering the pattern of input–output relationships within the model) is the most influential factor. This study fills a critical gap by developing an integrated, contextualized framework for operational-financial risk management in Iran’s insurance industry. The proposed model provides a practical and strategic tool for decision-makers and, by mitigating key risks, contributes to enhancing operational stability, transparency, and sectoral competitiveness.
۳۹۳۵۰.

تأثیر افزایش قیمت گوشت بر الگوی مصرف خانوارها در ایران: تحلیل کشش ها و شبیه سازی سیاستی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳ تعداد دانلود : ۲
در سال های اخیر، افزایش قیمت مواد غذایی به ویژه در گروه کالاهای پروتئینی موجب تغییرات قابل توجه در الگوی مصرف خانوارهای ایرانی شده است. گوشت، به عنوان یکی از اجزای اساسی سبد غذایی و منبع اصلی پروتئین حیوانی، سهمی قابل توجه از هزینه های خوراکی خانوار را تشکیل می دهد و نوسان های قیمت آن آثار گسترده بر رفاه و امنیت غذایی جامعه دارد. هدف پژوهش حاضر تحلیل آثار افزایش قیمت گوشت بر الگوی مصرف خانوارها در ایران و بررسی واکنش مصرف کنندگان در قالب کشش های قیمتی و درآمدی و متغیرهای جمعیت شناختی بود. داده های مورد استفاده از طرح «آمارگیری هزینه- درآمد خانوار» مرکز آمار ایران در سال ۱۴۰۳ استخراج شد و شامل اطلاعات بیش از ۳۷ هزار خانوار شهری و روستایی کشور بود. در مطالعه حاضر، برای برآورد تابع تقاضا، از مدل نظام تقاضای تقریباً ایده آل (AIDS) استفاده شد و تحلیل رفتار مصرفی خانوارها برای چهار گروه اصلی گوشت قرمز، گوشت طیور، فرآورده های گوشتی، و ماهی ها و آبزیان صورت گرفت. نتایج پژوهش نشان داد که کشش های قیمتی و درآمدی میان گروه های گوشتی تفاوت معنی دار دارند، به گونه ای که گوشت قرمز بیشترین کشش قیمتی و درآمدی را داشته و با افزایش قیمت، مصرف آن به طور قابل ملاحظه کاهش یافته است، در حالی که گوشت طیور کالایی نسبتاً ضروری با کشش قیمتی و درآمدی پایین تر است. همچنین، متغیرهای جمعیت شناختی نظیر بعد خانوار، سطح تحصیلات و منطقه جغرافیایی تأثیر معنی دار بر الگوی مصرف داشتند، به گونه ای که خانوارهای بزرگ تر و کم درآمد سهم بیشتری از مصرف خود را به گوشت های ارزان تر اختصاص داده اند. در بخش سناریوسازی، دو سناریوی افزایش ۲۵ و ۵۰ درصدی قیمت گوشت قرمز و گوشت طیور، به صورت مجزا و هم زمان، شبیه سازی شد و یافته های آن نشان داد که در سناریوی شدیدتر، کاهش مصرف کل پروتئین حیوانی در خانوارهای شهری محسوس بوده و ترکیب سبد غذایی به سمت اقلام کم هزینه تر تغییر یافته است. بر اساس یافته ها، افزایش قیمت گوشت بدون اتخاذ سیاست های جبرانی می تواند به کاهش مصرف پروتئین و تهدید امنیت غذایی، به ویژه در میان دهک های پایین درآمدی، منجر شود. بنابراین، توصیه می شود که سیاست گذاران ضمن اجرای تدریجی اصلاحات قیمتی، از ابزارهایی نظیر «کالابرگ الکترونیکی تغذیه ای»، «پرداخت نقدی هدفمند برای اقلام پروتئینی» و «توسعه تولید پروتئین های جایگزین ارزان تر» برای حفظ تعادل میان کارآیی اقتصادی و عدالت تغذیه ای استفاده کنند.
۳۹۳۵۱.

بررسی تأثیر شاخص های اقتصاد مقاومتی بر رشداقتصادی با تأکید بر شاخص های آسیب پذیری و تاب آوری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳ تعداد دانلود : ۳
مقدمه:در پی تشدید تحریم های اقتصادی بین المللی علیه ایران و وابستگی تاریخی و ساختاری اقتصاد کشور به درآمدهای حاصل از صادرات نفت، پدیده «شوک های نفتی» به عنوان عاملی تعیین کننده در نوسانات اقتصادی ظاهر شده است. این شرایط بحرانی، زمینهساز ورود و تکامل مفهوم «اقتصاد مقاومتی» به ادبیات اقتصادی ایران شد؛ مفهومی که شاخص های کلیدی آن را می توان «تاب آوری» در برابر فشارها و «کاهش آسیب پذیری» در برابر شوک های خارجی دانست هدف: هدف این پژوهش، بررسی تاثیر شاخص های اقتصاد مقاومتی بر تولید ناخالص داخلی ایران است. روش شناسی: با استفاده از روش خود رگرسیون برداری با وقفه توزیعی و داده های مربوط به دوره زمانی 1370 تا 1402، تاثیر دو شاخص تاب آوری و آسیب پذیری اقتصادی بر تولید ناخالص داخلی ایران مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است. یافته ها: یافته ها نشان می دهند که شاخص تاب آوری اقتصاد، تاثیر مثبت و معناداری بر تولید ناخالص داخلی داشته، در حالی که شاخص آسیب پذیری اقتصادی، تاثیر منفی و معناداری بر آن دارد. نتیجه گیری: این نتایج حاکی از آن است که افزایش تاب آوری اقتصادی و کاهش آسیب پذیری اقتصادی، منجر به افزایش تولید ناخالص داخلی می شود.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان