امرای مغول که اکثرا از میان اشراف قبایلی مغول- ترک برخاسته بودند، در تحولات امپراتوری چنگیزخان و خاندان او، از جمله در حکومت ایلخانان نقش تعیین کننده ای داشتند. یکی از مهمترین این تحولات مساله مسلمان شدن مغولان و رسمیت یافتن اسلام از سوی حکومت ایلخانان است. در این مقاله کوشش شده تا رابطه امرای مغول با این موضوع مورد توجه قرار گیرد و سیر واکنش ها و تحول شخصیت مذهبی آنها در جریان اسلام گرایی مغولان بررسی و تحلیل شود.
بخش مهمی از آگاهی موجود درباره دو سلسله ایرانی آل بویه و آل زیار ماخوذ از تاریخ دودمانی بویهیان موسوم به کتاب التاجی فی اخبار الدولة الدیلمیة اثر معروف ابو اسحاق الصابی (د ح 381 ه.) است که نسخه ای از آن در دست نیست، اما منقولاتی از آن را در آثار متاخرتر می توان یافت. تلخیصی از کتاب التاجی به خامه مجدالدین ابوالفتح فضل الله بن عبدالحمید الکرمانی (د ح 620 ه.) نیز موجود است که در شرح او بر الیمینی، موسوم به جوامع الِفقَر و لوامع الفِکَر، آمده است. این خلاصه تاکنون مورد مطالعه قرار نگرفته است. مقاله حاضر بر آن است با ارایه متن ویرایش شده تلخیص الکرمانی و توضیح محتوای آن، منشا درونی سقوط آل بویه را روشن تر سازد. بررسی خلاصه کتاب التاجی نشان می دهد که مشروعیت حکومت بویهیان و توجیه سیاست های عضدالدوله قدرتمندترین حاکم بویهی (د 372 ه.) در قبال خاندانش ملاحظات اصلی در تاریخ دودمانی بودند که صابی مجبور به نوشتن آن شد.
مجموعه پنج جلدی یادداشت های امیر اسدالله عَلَم، وزیر دربار محمدرضا پهلوی، اگرچه در ویرایش به سکوت و سانسور مبتلا شده است، منبع بسیار مهمی برای بازشناسی ویژگی های عصر پهلوی دوم و خصوصیات رجال آن دوره محسوب می شود؛ چراکه عَلَم محرم ترین شخص از میان رجال سیاسی به شاه بود و با او روابطی خارج از حد و حدود شاه و وزیر داشت. کتاب خاطرات او را علینقی عالیخانی، یکی از وزرای اقتصاد و دارایی محمدرضا پهلوی، ویراستاری نموده، که مقدمه ای نیز برای آن نگاشته است. یادداشت های عَلَم ظاهری تملق گویانه نسبت به شاه دارد، اما فحوای سخنان وی نقدی گزنده و دردناک از اوضاع و احوال آن روزگار است؛ هرچند که خود وی به ظاهر در اوج موفقیت و عیش و نوش به نظر آید!
شورش قلعه دم دم در عصر شاه عباس اول صفوی و توسط امیرخان برادوست، یکی از امرای مشهور عشایر برادوست، روی داده است.این مقاله به علل این شورش می پردازد و فر ض بر این است که از ماهیتی مذهبی، قومی و قدرت طلبانه برخوردار بوده است.این تحقیق بر روش توصیفی- تحلیلی مبتنی است.پس از تأمل و تحلیل اسناد و نوشته های موجود در منابع اولیه و تحقیقات جدید این نتیجه به دست آمد که شورش قلعه تا حد زیادی به دنبال سیاست تمرکزگرایی و مذهبی شاه عباس رخ داده است.
دولت ایلخانان مغول، پس از یک دوره تهاجم چهل ساله در ایران به قدرت رسید و هشتاد سال (736-656 ق) بر سر کار بود. این دولت از نظر قدرت نظامی و وسعت قلمرو، از دولت های بزرگ تاریخ ایران به شمار می آید، اما به رغم دفاع از مرزهای گسترده خود، بسیار بی ثبات بوده و همواره با بحران های سیاسی داخلی درگیر بوده است. از این رو، در اوج اقتدار به یکباره و در پی یک بحران داخلی سقوط کرد. بررسی آماری درباره ایلخانان در ایران نشان می دهد که سه عامل سن رسیدن به سلطنت، سن رخداد مرگ و مدت سلطنت آنها مؤلفه هایی تأثیرگذار در بی ثباتی مداوم آن دولت و نیز سقوط غیرمنتظره آن بوده است. تحقیق این مقاله بر اساس کاربرد علم آمار در تاریخ نگاری (Cliometrics) صورت گرفته که طی آن داده های آماری بر یک بستر زمانی مورد ارزیابی قرار می گیرد و دیگر عوامل مؤثر در بی ثباتی و سقوط آن در اینجا مورد نظر نبوده است.
پشتیبانی و تقویت نیروهای گریز از مرکز، پیوسته یکی از روش های قدرت های استعماری برای مقابله با مقاومت کشورهای تحت سلطه بوده است. فرقه تراشی یا تقویت فرقه های موجود، به عنوان اهرمی در جهت تضعیف وحدت و انسجام دینی مورد استفاده استعمارگران ــ به ویژه پس از درک اهمیت و جدیت دین در زمینه سازی و استمرار مقاومت سیاسی ــ قرار گرفته است. در مقاله پیش رو، به طور مستند این موضوع بررسی شده است.
غازان خان پسر بزرگ ارغون در سحرگاه جمعه 29 ربیع الاخر سال 670 ه..ق در
در مازندران به دنیا آمد. غازان پس از مرگ ارغون و « سلطان دوین » قصبه ی آبسکون در
قتل گیخاتو و بایدو، در سال 694 ه..ق به کمک امیر نوروز- سردار مسلمان شده خود –
بر تخت سلطنت جلوس کرد.
جلوس غازان بر تخت سلطنت همراه بود با تأسی او از مذهب حنفی و قدرت
گرفتن این مذهب و باطل شمردن تمام ادیان الهی موجود در کشور و خراب کردن
قربانگاهها، محرابها و تعطیل مراسم عشاء رب?انی و دعا و ثنای سایر مذاهب.
هدف نویسنده مقاله در این مختصر اطلاعات داده شده برر?سی تأثیر و پیامد اسلام
آوردن غازان و دلایل تساهل و یا سخت گیری او در موارد خاّص بر سایر ادیان الهی و
مذاهب و فرق موجود در ایران است که سعی شده حتی الامکان از منابع اصلی برداشت
گردد
استان اصفهان با مساحت 107044 کیلومتر مربع در طول جغرافیایی حداقل 49 درجه و 38 دقیقه و حداکثر 55 درجه و 32 دقیقه نسبت به نصف النهار گرینویچ و عرض جغرافیایی حداقل 30 درجه و 43 دقیقه حداکثر 34 درجه و 27 دقیقه نسبت به خط استوا قرار گرفته است...
ورود اسلام به ایران دگرگونی هایی در ساختار سیاسی و اجتماعی ایران به وجود آورد و بخشی از قشربندی اجتماعی ایران دستخوش دگرگونی شد. این پژوهش صرفاً تأثیر ورود دین اسلام بر قشربندی اجتماعی ایران را از سقوط ساسانیان تا سقوط امویان بررسی می کند. سؤال اصلی پژوهش آن است که ساخت سیاسی، اقتصادی و اجتماعی ـ فرهنگی ایران از ورود اسلام تا پایان دوران امویان، چه نقشی در تداوم یا تغییر قشر بندی اجتماعی ایران داشت؟ براین اساس فرضیة اصلی پژوهش آن است که ورود اسلام به ایران تغییرِ حاکمیت سیاسی و ساخت اجتماعی ـ فرهنگی ایران تا پایان دوران امویان را در پی داشت و در نتیجه بخشی از قشربندی اجتماعی ایران متحول شد. این پ ژوهش با استفاده از روش جامعه شناسانهٔ تدا اسکاچیول و با بهره گیری از نظریات تالکوت پارسونز ، گی روشه و ماکس وبر انجام شده است. پژوهش حاضر براساس محورهای نظام قشربندی و تقسیم بندی اقشار اجتماعی ایران پس از ورود اسلام، تأثیر دین اسلام بر قشربندی اجتماعی ایران، و بررسی عناصر «اعتبار»، «حیثیت» و «منزلت» اقشار اجتماعی ساماندهی شده است. نتیجة پژوهش حاضر آن است که ورود اسلام به ایران حاکمیت ارزش ها و هنجارهای جدید اجتماعی و تغییر ساختار سیاسی و اجتماعی را منجر شد که در نتیجة آن جایگاه و پایگاه برخی از اقشار اجتماعی ( بالا و متوسط) دگرگونی شد، اما تداوم ساخت اقتصادی ایران به تثبیت و تداوم بخشی از اقشار اجتماعی (فرودست) انجامید.
در این مقاله با مروری بر عوامل، عناصر و نیروهایی که از سال 1363 درگیر تلاش برای تبدیل اردبیل به یک استان بودند- تلاشی که سرانجام در سال 1372 به استان شدن اردبیل انجامید- نویسنده مقاله رابطه ""پیچیده میان شهرها و شهرستانهای کشور را با اقتدار مرکزی به بحث میگذارد.
مداخلات روسیه و انگلیس در امور داخلی ایران که در نهایت به تقسیم مناطق نفوذ کشور میان آنان و در دست گرفتن شریان های اقتصادی کشور در دوره ناصری منتهی شد، انزجار برخی از رجال وطن پرست ایرانی را برانگیخت. تقریباً بعد از خاتمه جنگهای ایران و روسیه برخی از سیاستمداران قاجاری به منظور برقراری تعادل بین روس و انگلیس، در اندیشه حضور نیروی سومی در ایران برآمدند. تلاش امیرکبیر برای استخدام معلمان اتریشی برای تدریس در مدرسه دارالفنون و بعدها استخدام مستشاران نظامی آن کشور در سفر دوم ناصرالدین شاه به اروپا، در همین راستا قابل بررسی است. پژوهش حاضر درصدد است با استفاده از منابع دست اول، ضمن بررسی روند تحولات روابط ایران و اتریش در دوره یادشده، دلایل عدم تداوم آن را نیز مورد توجه قرار دهد. نتایج تحقیق نشان می دهد که مخالفت دو کشور روس و انگلیس با نفوذ هر کشور ثالثی در ایران، مناسب نبودن شرایط داخلی برای اجرای نقشه های معلمان و مستشاران اتریشی و حیاتی نبودن این روابط برای اتریش از جمله مهم ترین عواملی بودند که در عدم توسعه و تداوم این روابط نقش اساسی داشتند.
آرتور چستر میلسپوی آمریکایی به دلیل ماموریت مستشاری خود در ایران یکی به سال 1301 ه.ش. و دیگری به سال 1321 ه.ش.- و انجام اصلاحات در امور مالیه و دارایی ایران، شهرت و جایگاهی ویژه در تاریخ سیاسی معاصر یافته است. ایرانیان به دلیل پیشینه تجربی سلطه گری روسیه و انگلستان، هر گاه که می توانستند فارغ از تحمیل ها و اجبارهای استعمارگرانه تصمیم بگیرند در هنگامه های بهره گیری و به کارگیری نیروهای متخصص ترجیح می دادند از کشورهایی مستشار استخدام کنند که آن کشور از یک سو، پیشینه استعمارگرانه و از دیگر سو علقه های استثمار گرایانه نسبت به ایران نداشته باشد. بنابراین کشورهایی همچون آمریکا، فرانسه، آلمان، اتریش و ایتالیا همیشه این بخت و اقبال را می یافتند که در کشورهای افسانه ای مشرق زمین مستشارانی داشته باشند. نگارنده بر این است با تکیه کامل بر دو کتاب وی- مامویت آمریکایی ها در ایران و آمریکایی ها در ایران- موضوع را از منظری دیگر پی جویی کند. در پیوند نابرابرانه کشورهای قدرتمند استعمارگر و کشورهای ضعیف استعمار شونده، کشور قوی به دلیل دردآور "نگاه کارکردی" کشور ضعیف را از منظر "نگاه کارپذیری" می نگرد و ساحت تحلیل را مبتنی بر پیوند «سوژه» و «ابژه» می کند. در این پیوند کنشگر به خود اجازه می دهد نحوه شناسایی اش را از "دیگری" یا کنش پذیر بر معیارهای خود مبتنی کند و جایی برای بازنمودن مستقلانه دیگری نمی گذارد. هنگامی که از فاعل و موضوع شناسایی سخن به میان آید به نظر می رسد نخستین گام نقد ایران پژوهی غریبان برداشته شده است.
آتشسوزی مسجد جامع کرمان، رویدادی است که طی آن در مهرماه سال 1357، عوامل حکومت پهلوی برای مقابله با فعالیتهای انقلابی مردم شهر کرمان، مسجد جامع این شهر را به آتش کشیدند . این رخداد، تاثیر مستقیم و بارزی بر جریان مبارزات مردم کرمان و حتی استانهای دیگر کشور داشت.روز اربعین شهدای 17 شهریور تهران و در اولین سالگرد شهادت آیتالله سیدمصطفی خمینی، در 24 مهر 1357، حدود 20 هزار نفر از مردم کرمان برای بزرگداشت آنها، به دعوت علما و روحانیون در مسجد جامع این شهر اجتماع کرده بودند. بازار و مغازهها تعطیل شده بود، اما این اجتماع با حمله گروهی از کولیهای اجیر شده اطراف شهر به مسجد جامع این شهر و آتش زدن آن به خاک و خون کشیده شد.
موضوع این تحقیق بررسی هنر هخامنشیان در مصر بر اساس یافته های باستان شناسی ایرانی در این سرزمین و آثار مصری در ایران می باشد. در این پژوهش از روش کتابخانه ای وبررسی و مطالعه گزارش های پژوهش های میدانی استفاده شده است. برای فهم تاثیرات فرهنگی هنری و آگاهی از گستردگی روابط متقابل تمدن ایران و مصر لازم است یافته های باستان شناسی کاوش های علمی در ایران و مصر مورد مطالعه قرار گیرد تا بر اساس حجم داده های باستان شناسی به سطح و گستردگی روابط فرهنگی و هنری دو تمدن پی برده شود. بر اساس پژوهش ها تا به امروز می توان این آثار را در دو دسته طبقه بندی نمود. 1. یافته های باستان شناسی ایرانی در مصر. 2. یافته های باستان شناسی مصری در ایران. بعضی از نمونه های ایرانی در مصر عبارتند از: کتیبه های هخامنشی به خط هیروگلیف از وادی «حمامات» و کتیبه های آرامگاهی هخامنشی و پاپیروس های به خط آرامی از جزیره «الفانتین» و همچنین نقش برجسته های هخامنشی در شهر باستانی «ممفیس» بر روی دیوارهای معبد «هیبیس» و یادگارهای معماری هخامنشی در مصر شامل معبد هیبیس و آثار معماری هخامنشی در الفانتین وسنگ یادبودهای داریوش در کنار کانال سوئز و همچنین مهر های حکومتی هخامنشیان می شود. در ایران، مجسمه داریوش، اشیاء، آلات و ابزار کوچک به دست آمده از کاخ داریوش در شوش، مهره های سوسکی دشت قزوین، ظروف کتیبه دار هیروگلیفی و یافته های طلسمی و اعتقادی از تخت جمشید مورد مطالعه و بررسی قرار گرفته است. تحلیل نتایج این مطالعه تطبیقی نشان می دهد، که تاثیرگذاری هنر و معماری مصر بر ایران بیشتر بوده است.
برخی از آثاری که در زمینه سیاست و تاملات سیاسی در متن اسلام و ایران پدیدار گشت، با این هدف به رشته تحریر در آمد که چگونگی رفتار مناسب را در زندگی سیاسی به صاحبان قدرت یا تمامی کسانی که در تولید، توزیع و اعمال قدرت نقش داشتند، خاطرنشان سازد. از شواهد و مستندات تاریخی چنین برمی آید که خواجه به منظور تسلط بر مهام امور و تحت نظارت درآوردن خودسری و زیاده خواهی سلاطین و عمال سلجوقی از یک سو، و مقابله با اسماعیلیان از سوی دیگر، درصدد برآمد تمامی هم خود را معطوف به تمرکز قدرت سلجوقیان کند. وی به منظور دست یافتن به این مهم، حتی سعی می کند در سیاست نامه به نهاد خلافت و دیگر شعوب وابسته به آن تصریحی نکند. خواجه حتی از ارتباط بین خلیفه و سلطان هم سخنی نمی گوید و فقط گاه، به طور عام، به خلفا اشارت دارد ، یا برای توضیح مسئله مورد نظر خود نکاتی از سیرت برخی از ایشان می آورد. براین اساس، خواجه تمام کتاب را به نهاد پادشاهی و سلطنت، و ترویج آن اختصاص می دهد. حال، این سؤال مطرح می شود که «آیا اقدامات خواجه در تعقیب سیاست تمرکز قدرت سلاجقه، ناخواسته و برخلاف اهدافی که وی دنبال می کرد، منجر به نهادینه شدن نظام حکومت استبداد مطلقه و فراهم آمدن بستر مناسب برای رشد و توسعه فعالیت اسماعیلیان در ایران نشده است؟» پاسخ به تناقض یاد شده هدفی است که در این مقاله سعی می شود با رویکردی نو و براساس واقعیات تاریخی، مورد تحلیل و پردازش قرار گیرد.
فرآیند شکل گیری هر انقلاب، سه مرحلة مشخص دارد: زمینه ها و بسترهای تاریخی پیش از انقلاب، برهة انقلابی یا دوران اوج گیری نهضت و کسب پیروزی، و نهایتاً دوران منازعات پس از پیروزی و مرحلة تثبیت حاکمیت انقلابی. هر یک از مراحل مزبور نیز دارای شرایط اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و فرهنگی مختص به خود می باشد. در این مقاله، تحولات نیکاراگوئه از زمان تشکیل جبهة آزادیبخش ساندینیست (1961 تا سال 1999)، یعنی بیست سال پس از پیروزی انقلاب ساندینیستی بررسی گردیده و مقایسه ای میان انقلاب مذکور و انقلاب اسلامی ایران - منطبق با هر مرحله و شرایط دخیل در آن- براساس تئوری کرین برینتون صورت گرفته است. نقطة عزیمت نوشتار حاضر برای تطبیق و مقایسه این دو انقلاب، پس از تشریح تاریخ تحولات نیکاراگوئه، پرسش های زیر می باشد: زمینه ها یا شرایط اقتصادی این جوامع در سال های منتهی به انقلاب تا چه حد قابل مقایسه اند؟ ماهیت دولت، کارکرد آن و ویژگی های هیأت حاکمة این جوامع در شرایط وقوع انقلاب، چه شباهت ها یا تمایزاتی با یکدیگر دارند؟ شرایط فرهنگی- اجتماعی پیشاانقلابی این جوامع براساس الگوی برینتون تا چه میزان قابل مقایسه اند؟ فرآیند و مراحل وقوع انقلاب و نیز رقابت ها و جابه جایی قدرت و عملکرد و ماهیت گروه های حاکم بعد از انقلاب، چگونه بوده است؟#,