مواضع و عملکردهای روحانیون از دوران مشروطه تاکنون یکی از موضوعات مهم و اساسی در روابط میان حکومت و نهاد روحانیت بوده است. دغدغه های فکری و سیاسی روحانیون درارتباط با سازوکارهای اتخاذی حکومت، اثرات و پیامدهای مستقیمی را در عرصه های سیاسی و اجتماعی مملکت به دنبال داشت. روحانیون از دیرباز تا زمان موردبحث (انقلاب اسلامی) یکی از گروه های بانفوذ اجتماعی بوده اند که نظریات آن ها بسان راهکارهای مؤثری در جامعة سیاسی ایران مطرح بوده است. این گروه بسته به شرایط و تحولات سیاسی و اجتماعی رفتارهای گوناگونی را از خود به نمایش گذاشته اند. این مقاله به روش تحلیل مضمون روایت ها به بررسی مبانی اصول فکری و مواضع سیاسی روحانیون شهرستان بهبهان در رخدادهای منتهی به پیروزی انقلاب اسلامی پرداخته است. براساس رهیافت های پژوهش، روحانیون شهرستان بهبهان به چهار طیف تقسیم می شوند: روحانیون سنتی (غیرسیاسی)؛ روحانیون محافظه کار؛ روحانیون انقلابی؛ روحانیون طرفدار حکومت پهلوی. مواضع متفاوت طیف های گوناگون روحانیون شهرستان حاکی از تفاوت در دیدگاه های فقهی و سیاسی آن ها بود و درعمل به صورت رویکردهای گوناگون سیاسی نمود می یافت. در مبارزات سیاسی و انقلابی، چندوجهی بودن افکار و دیدگاه های روحانیون به وضوح قابل مشاهده است و دراین میان روند تفاوت سلایق و دیدگاه های آنان در ابعاد وسیع و گسترده ای نمایان شده است.
مسلمانان از سال ۹۲ تا ۸۹۸ ق/۷۱۱ تا ۱۴۹۲ م، در اندلس حضور داشتند و این منطقه بخشی از دنیای اسلام محسوب می شد. با بررسی جایگاه تشیع در اندلس، این مسئله برای ما آشکار می شود که در دوره حاکمیت مسلمانان در این سرزمین، تشیع نفوذ و گستردگی نداشت و اندلس وضعیت متفاوتی با مناطق شرقی خلافت داشت.
عواملی چند موجب شد که در این منطقه از جهان اسلام، تشیع نتواند از کثرت جمعیت برخوردار شود. این عوامل را می توان این گونه برشمرد: فعال نبودن اصحاب و راویان روایات ائمه(ع) در آنجا؛ حضور نداشتن گسترده قبایل و خاندان های شیعی؛ حاکمیت امویان که مخالف هرگونه اندیشه و تفکر با بن مایه های شیعی بودند؛ حاکمیت مذهب اوزاعی و بعد از آن مالکی که مخالف تفکر و اندیشه های شیعی بودند. این مقاله در پی بررسی این عوامل است.
دوران سیصدساله ی فرمانروایی ممالیک بر مصر و شام، حدفاصل میان دو دولت ایوبی و عثمانی (648-923 ه . ق/1250-1517 م)، از مهم ترین ادوار سیاسی و اجتماعی و فرهنگی این منطقه به شمار می رود. از دیدگاه سیاسی سلاطین مملوک علاوه بر آنکه به مثابه سدی در برابر یورش مغولان قد برافراشتند؛ مهاجمان صلیبی را در هم شکستند و از سرزمین فلسطین بیرون راندند. ممالیک برای توسعه سیاسی – اقتصادی خود از تقابل و دشمنی با ایلخانان به عنوان یک محور اصلی بهره بردند و همه ی روابط خود با دولت های درگیر در منطقه ی مدیترانه را بر اساس این محور شکل دادند. از لشکرکشی به ارمنستان تا عهد و پیمان با اروپائیان همگی بر اساس این محور شکل گرفت و درنهایت نیز در موارد بسیاری به ممالیک نقش یک دولت واسطه گر در منطقه ی مدیترانه را داد. بر این اساس این بررسی به دنبال کنکاش در روابط سیاسی و اقتصادی ممالیک با محوریت توجه به دولت ایلخانی می باشد و همواره این سؤال مطرح می گردد که ممالیک در دریای مدیترانه چه نقش اقتصادی داشتند و جایگاه آن ها در ارتباط با حکومت های وقت چگونه بود؟ از این رو محور اصلی بحث بررسی نقش واسطه گری ممالیک با قدرت های منطقه است. نتایج نشان می دهد که سلاطین مصر در تقابل با ایلخانان با استفاده از این روش موفق بوده اند.
خوزستان به عنوان یک تمدن رودخانه جلگه ا ی در دوره ی قبل و بعد از اسلام، همواره دارای شهرهای متعدد و پررونقی بوده که علاوه بر شهرهای شناخته شده چون شوش، شوشتر، اهواز شهرهایی نیز وجود داشته اند که امروزه آثار چندانی از آنها باقی نمانده است. از جمله می توان به شهرهای مسیر رودخانه ی کارون چون عسکرمُکرم، سوق الاربعاء، جُبی و دورق اشاره کرد. در این مقاله بر آنیم تا با روش تاریخی و با رویکردی توصیفی تحلیلی و با عنایت به رهیافت ماکس وبر در زمینه ی دسته بندی ماهیتی و دگرگونی شهرها به بررسی علل برآمدن و افول این شهرها در خوزستان سده های سوم و چهارم هجری بپردازیم. فرض ما این است که وجود رودخانه های متعدد، به ویژه رودخانه قابل کشتیرانی کارون و ارتباط آن با آب های آزاد همواره عامل و بستری برای شکل گیری و رونق تجاری و فرهنگی شهرها در خوزستان بوده است. یافته ها حاکی از آن است که بنیان اکثر شهرهای خوزستان جز عسکرمکرم و سوق الاربعاء به پیش از اسلام برمی گردد و در سده های سوم و چهارم هجری با تولید انواع کالاها و محصولات از رونق تجاری و اقتصادی و به تبع آن رشد فرهنگی بالایی برخوردار بودند؛ اما به مرور زمان در نتیجه عوامل طبیعی چون طغیان و تغییر مسیر رودخانه و نیز علل تاریخی همچون تاثیر قیام زنگیان، ورود قبایل ترک، تغییر خط سیر تجاری و درگیری میان قدرت های محلی عرب ها، این شهرها حیات و رونق خود را از دست داده اند.