در اختراع و ابتکار اقلام ششگانه خطاطی سه تن از استادان برجسته خطاطی نقش داشتند یعنی ابن مقله، ابن بواب و یاقوت مستعصمی. درحقیقت فحص و ارزیابی اقلام ششگانه و تطور و تکامل آنها بدون بررسی و پژوهش کارستان این سه تن استاد امکان پذیر نیست. ابن مقله مبتکر اقلام ششگانه بود و ابن بواب اصول و قواعد آنها را تنظیم کرد و یاقوت بر جنبه زیبایی شناسی آنها صحه گذاشت و خطاطی را تبدیل به خوشنویسی کرد. در این مقاله زندگینامه و کارستان هنری یاقوت از لابلای منابع اصلی فحص می شود تا میزان نوآوری و بداعت وی در عالم خوشنویسی روشن گردد. کارستان هنری یاقوت در بستر هنر خطاطی و خوشنویسی طوری بوده که او را الگوی خوشنویسان نسل های پس از خود کرده است. از سده هشتم هجری به بعد هر خطاطی را که خواسته اند تمجید کنند، او را به یاقوت مانند کرده اند. یکی از خصوصیات یاقوت پرکاری و تولید آثار فـراوان در خطوط ستـه بـوده و آثار بازمانــده از او هم بیان کننده این خصوصیات اوست. در این مقاله آثار بازمانده وی طی جدولی از میان منابع گوناگون شناسایی و در نهایت به میراث هنری و میزان تاثیرگذاری وی در صیرورت تاریخی خطاطی اقلام سته توجه می شود
اسلام اندکی پس از ظهور، در تمام کشورهای پیرامون شبه جزیره ی عربستان و حتّی کشورهای دوردست پذیرفته شد و همه ی عرصه های زندگی خصوصی و اجتماعی آنان را تحت تأثیر قرار داد. شبه قاره هند از جمله جوامعی بود که با حضور مسلمانان به شدت تحت تأثیر اسلام قرار گرفته و دچار تغییراتی شد. همراه با گسترش اسلام در هند، مسجد به عنوان مهم ترین عامل فیزیکی و پایگاه اسلامی متأثر از فرهنگ اسلامی بنا گردید. این مساجد هم جایگاهی برای عبادت مسلمانان بود و هم مکانی برای تعلیم علومی مثل فقه و اصول. مساجدی که با تلفیق معماری اسلامی و هندو به جای معبد هندوها ساخته می شد، نقش زیادی در مسلمان کردن هندوها داشت. در این پژوهش، پس از توضیحاتی در مورد چگونگی ورود اسلام به منطقه ی هند، به بررسی نقش مساجد ساخته شده در اسلام پذیری مردم آن منطقه می پردازد. علاوه بر این معماری این مساجد و کارکردهای مختلف آن نیز بررسی خواهد شد.
«لوطی» و «لوطی گری» در فرهنگ و مناسبات اجتماعی شهری ایران، تاریخی دیرپا و بنیاد و آبشخور این پدیده اجتماعی و فرهنگی عمری به درازای تاریخ «جوانمردی» دارد. لوطیان به عنوان میراث زوال یافته «عیاری» و «فتوت» عامل همیشه حاضر در بسیاری از آشوب ها و حوادث سیاسی دوره ی قاجار، به ویژه حوادث مشروطیت بودند. پژوهش حاضر ضمن بررسی پایگاه اجتماعی لوطیان، کارکردهای آنان در دوره ی قاجار را مورد بررسی قرار داده و دلایل مشارکت و انگیزه های آنان در فرایندهای سیاسی را تحلیل نماید. در ضمن، سعی دارد دو رویکرد لوطیان بر حوادث مشروطه تهران و حامیان آنها را مورد نقد و مطالعه قرار دهد؛ یافته های پژوهش نشان می دهد ساختار حکومتی دولت قاجار و نیز بافت و ساخت سنتی شهرهای ایران به همراه دسته بندی های سیاسی و مذهبی جامعه و سنت های برآمده از فرهنگ سنتی لوطیان، یکی از مهم ترین دلایل حضور آنان در آشوب های شهری بوده است.
با اشغال ایران در شهریور 1320 توسط متفقین، زمینه ی مناسبی برای تشکیل احزاب و جمعیت های سیاسی در ایران به وجود آمد. با اشغال آذربایجان، گروه ها و جمعیت های مختلفی با گرایش های سیاسی خاص درآذربایجان شکل گرفتند که معمولاً به سه دسته ی چپ طرفدار سوسیالیسم، تجزیه طلب و شاه دوست تقسیم می شدند. یکی از این جمعیت های سیاسی، جمعیت فداکاران آذربایجان بود که در تبریز، با رهبری محمد دیهیم و با گرایش سیاسی شاه دوستی و دفاع از تمامیت ارضی ایران شکل گرفت. چگونگی تشکیل و میزان فعالیت این جمعیت در دوره ی اشغال زیاد برای ما شفاف نیست؛ بعد از 21 آذر سال 1325، به دلیل حمایت حکومت مرکزی ایران از این جمعیت، جمعیت فداکاران شکل منظمی یافت و توانست به یکی از جمعیت های قدرتمند و پایدار آذربایجان تبدیل شود. این جمعیت در طول مبارزات ملی شدن صنعت نفت تا تیرماه 1331، هیچ موضع سختی درقبال دکتر مصدق اتخاذ نکرد؛ ولی با علنی شدن اختلافات شاه و دکتر مصدق، با حمایت از شاه موضع تندی نسبت به دکتر مصدق درپیش گرفت.
مهم ترین مسئله در این مقاله، چگونگی تشکیل جمعیت فداکاران آذربایجان و رویکرد جمعیت به جنبش ملی شدن صنعت نفت و نوع تعامل آن با دولت ملی دکتر مصدق است. در این پژوهش، اسناد و مدارک موجود را به روش تحلیلی و توصیف بررسی می کنیم و می کوشیم تصویر روشنی از عملکرد این جمعیت در دوران حکومت ملی دکتر محمد مصدق ارائه دهیم.
با سقوط امپراتوری ساسانی(652م) و به هم ریختگی مرزها، فرصت مناسبی برای ده ها قبیلة ترک فراهم آمد، تا بار دیگر به شکلی مؤثر در خراسان و به ویژه ماوراءالنهر تاخت و تاز کنند. تهدیدات بالفعل و بالقوه و گستردگی خطوط استقرار آنان در ثغور دارالاسلام، سیمای نظامی به شرق امپراتوری بنی امیه و سپس بنی عباس بخشید، تا جاییکه همواره کارگزاران نظامی درجة اول آنها در کنار انبوهی از داوطلبان مسلح در وضعیت آماده باش کامل نظامی مراقبت اوضاع را برعهده داشتند. از سویی، مناطق شرقی ایران به دلایلی، ازجمله دوری از مرکز دارالخلافه و عدم نظارت شایسته بر عملکردهای حکام آن، همواره محل خیزش قیام ها و شورش های دینی، سیاسی و اجتماعی چون قیام خونخواهان ابومسلم و خوارج بوده است. در این مقاله، با استناد به منابع، سعی میشود به دو پرسش زیر پاسخ داده شود:1. شکوفایی فرهنگی عصر سامانی، با توجه به آشفتگیهای دو قرن اول هجری، مبتنی بر چه علل و عواملی بوده است؟2. در این گستره، سامانیان تا چه حد وامدار دستاوردها و میراث های نظام های سیاسی پیش از خود بوده اند؟در این پژوهش، علاوه بر تبیین اوضاع ناامن نواحی شرقی ایران در دو قرن اول هجری، به تکاپوهای طاهریان(206-259ق.) و صفاریان (247-393ق.)، به عنوان اولین حکومت های ایرانی بعد از اسلام در شرق، در راستای تحقق امنیت توجه شده و بر نقش محوری امیراسماعیل در همین عرصه به عنوان بنیانگذار واقعی سلسلة بزرگ سامانی(279-389ق.) تأکید شده است. در خاتمه، بر این نکته پافشاری شده است که تحقق عصر طلایی عهد سامانی که به ویژه در دورة زمامداری امیرنصربن احمد با ظهور رجال فرهنگی چون رودکی میسر میشود، در درجة اول مرهون استقرار تدریجی «امنیت» به عنوان شالودة اساسی ترقی اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی، میراث گرانقدری بوده است که از زمان تشکیل حکومت طاهری تا زمان امیراسماعیل سامانی مقدمات آن فراهم شده بود.
با پیروزی انقلاب مشروطیت در سال 1324 ﻫ ق (1285 ﻫ. ش) مردم ایران به یکی از آرزوهای دیرینه ی خود، که ایجاد عدالت خانه و تشکیلاتی جهت لگام زدن بر قدرت خودکامه ی شاه و در کل مشارکت در سرنوشت خود بود، نائل آمدند. این آرزو در قالب مجلس شورای ملی تبلور یافت. این که نهاد جدید تا چه حدود در دست یابی به اهداف خود موفق بود و توانست انتظارات مردم را برآورده سازد، در حوزه ی بررسی این نوشتار نیست.
در این مقاله سعی شده است سهم و نقش نهاوند، که یکی از شهرهای قدیمی و تاریخی و پاره ای از ایران زمین است و مردمش همان انتظارات را از قوه مقننه داشتند، بررسی شود. به همین منظور، از دریچه ی مذاکرات مجلس و سهم نماینده ی وقت شهرستان در نطق ها و شرح مشکلات حوزه ی انتخابیه اش به موضوع نگاه شده است.