" هدف: این پژوهش به منظور بررسی تأثیر موسیقی و حرکات موزون بر دامنه توجه دانش آموزان دختر کم توان ذهنی صورت گرفت.
روش بررسی: در این پژوهش که از نوع مطالعات تجربی- مداخله ای بوده و به صورت پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل انجام شد، 26 دانش آموز دختر کم توان ذهنی از پایه های چهارم و پنجم مرکز آموزش استثنایی دانش شهر ری (سال تحصیلی 86-1385) با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و به صورت تصادفی تعادلی به دو گروه مساوی تخصیص یافتند و سپس با انتساب تصادفی، مداخله فعالیت های موسیقایی (شامل موسیقی و اجرای حرکات موزون) در گروه آزمون به مدت 15 هفته و هر هفته دو جلسه اجرا گردید. در این مدت گروه کنترل تحت این تمرینات قرار نداشته و فقط برنامه درسی معمولی را دریافت نمودند. برای هر دو گروه قبل و بعد از اجرای مداخلات، خرده آزمون تیک زنی از آزمون کتلر- لارنت – تیریو (KLT) به منظور سنجش دامنه توجه اجرا شد. به دلیل کم بودن تعداد آزمودنی ها در هر گروه، از آزمون های ناپارامتری یعنی از آزمون رتبه ای علامت دار ویلکاکسون برای مقایسه تفاوت میانگین ها در یک گروه و آزمون یو من ویتنی برای مقایسه میانگین ها در دو گروه استفاده شد.
یافته ها: بین میانگین نمرات پیش آزمون و پس آزمون توجه در گروه آزمون، تفاوت معنی دار وجود داشت(001/0P<)، ولی در گروه کنترل این تفاوت، معنی دار نبود(367/0=P). همچنین میانگین نمرات توجه دو گروه کنترل و آزمون پس از مداخله تفاوت معنی دار داشته و عملکرد گروه آزمون بهتر بود(002/0=P). در حالی که بین میانگین نمرات دو گروه قبل از مداخله تفاوت معنی داری وجود نداشت(520/0=P).
نتیجه گیری: با استناد به داده های به دست آمده می توان نتیجه گرفت، با اجرای فعالیت های موسیقایی، دامنه توجه دانش آموزان کم توان ذهنی بهبود می یابد. البته لازم به توضیح است که با توجه به نوع نمونه گیری، امکان تعمیم نتایج این تحقیق کاهش می یابد.
"
هدف: پژوهش حاضر به منظور بررسی تأثیر روش آموزش هم شاگردی بر مهارت های اجتماعی و پیشرفت تحصیلی درس ریاضی، انجام شده است .روش: نمونه پژوهش ٦۰ نفر از دانش آموزان پسر پایه دوم راهنمایی مدارس دولتی در سال تحصیلی ۸٧/۸۶ بودند که بعد از روش نمونه گیری به روش تصادفی خوشه ای چند مرحله ای به صورت تصادفی در دو گروه کنترل و آزمایش جایگزین شدند.در گروه آزمایش، روش آموزش هم شاگردی و در گروه کنترل هیچ مداخله ای صورت نگرفت. محتوای برنامه آموزش شامل چهار بخش کلی کتاب ریاضی سال دوم راهنمایی بود که طی دوازده جلسه به دانش آموزان آموزش داده شد. ابزار تحقیق در این مطالعه عبارت بودند از آزمون مهارت های اجتماعی و آزمون پیشرفت تحصیلی ریاضی معلم ساخته. یافته ها: نتایج نشان دادند که میانگین نمرات آزمودنی های گروه آموزش هم شاگردی در مقایسه با میانگین گروه کنترل در پس آزمون مربوط به ریاضی به طور معناداری بالاتر بود. همچنین میانگین نمرات مهارت های اجتماعی گروه آموزش هم شاگردی به طور معناداری بالاتر از گروه آموزش سنتی بود و نیز یافته های پژوهش نشان دادند که آموزش هم شاگردی در سه مقوله همکاری و تعاون، رفتار قاطع و همدلی مؤثر واقع شد و در مورد مقوله خویشتن داری بی تأثیر بود.
با توجه به نقش بسیار مهم دانشگاهها در عصر رسانه ها و شکل گیری جامعه اطلاعاتی و با توجه به پدیده جهانی شدن و نفوذ بازار بی کنترل فرهنگ غرب که موجب گردیده بسیاری از ضد ارزشها به صورت ارزش و مشروع جلوه کرده و جامعه دانشگاهی را در معرض آسیب و تهدید قرار دهد، پژوهش حاضر با هدف ارائه چارچوبی به منظور نهادینه کردن مؤلفه های دانشگاه هزاره سوم در دانشگاههای ایران به روش توصیفی – پیمایشی انجام شده است.برای تحقق هدف کلی ابتدا تعداد83 بعد و مؤلفه از طریق مطالعه منابع مربوط شناسایی شد و چارچوب پیشنهادی مطابق با مؤلفه های تنظیم شده در دو قسمت اهداف و فلسفه چار چوب و چارچوب ادراکی شکل گرفت. جامعه آماری این پژوهش را اعضای هیئت علمی تمام وقت دانشگاههای اصفهان، صنعتی اصفهان و دانشگاه علوم پزشکی تشکیل داده اند.به منظور تعیین چارچوب نهایی پرسشنامه بر روی یک نمونه آماری متشکل از 200نفر از افراد جامعه آماری اجرا شد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از روشهای آمار توصیفی( میانگین،انحراف معیار و واریانس) و آمار استنباطی (تحلیل عاملی ) استفاده گردید.اهم یافته های این پژوهش از این قرار است: -1تدوین مهمترین مؤلفه ها و ویژگیهای دانشگاه هزاره سوم -2تدوین چارچوب مناسب برای دانشگاههای ایران و تعیین روایی سازه مؤلفه ها از طریق تحلیل عاملی. به این ترتیب بخش فلسفه و اهداف چارچوب با روایی سازه بالا تایید گردید، اما در بخش چهارچوب ادراکی ترکیب مؤلفه های اصلی تغییر یافت و 83زیر مؤلفه که در چارچوب پیشنهادی ذیل شش مؤلفه اصلی قرار گرفته بود در14عامل توزیع گردید و به این ترتیب چارچوب نهایی به دست آمد
هدف اساسی این تحقیق بررسی تاثیر آموزش مهارت های برقراری ارتباط مؤثر بر افزایش عزت نفس و کاهش کم رویی معلولان است. این تحقیق از نظر هدف، کاربردی و از نظر روش، آزمایشی از نوع پیش آزمون- پس آزمون باگروه کنترل و با گمارش تصادفی انجام گرفته است. جامعه ی آماری شامل همهی معلولان جسمی- حرکتی استان تهران در سال 87-86 است. از این جامعه نمونه ای شامل 120 نفر به شیوه ی نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شد و به شیوه ی تصادفی نیز به دو گروه مساوی تقسیم شدند و به قید قرعه یکی از دو گروه به عنوان گروه آزمایش و دیگری به عنوان گروه گواه گمارده شدند (60 نفر گروه آزمایش و60 نفرگروه گواه) برای جمع آوری داده از آزمون عزت نفس آیزنگ و پرسش نامه کم رویی استنفورد استـفاده شد. اعضای گروه آزمایش به مدت دو ماه و نیم و هر هفته2 ساعت تحت آموزش مهارت های برقراری ارتباط مؤثر مانند: مهارت خود آگاهی، اصول ارتباط میان فردی، آشنایی با مهارت های صحبت کردن، آشنایی با مهارت های گوش دادن، آشنایی با عناصر کلامی و غیرکلامی ارتباط، مهارت همدلی، آشنایی با مهارت های لازم برای دوست یابی و ادامه ی دوستی، شیوه های سالم حل تعارض های بین فردی، مهارت قاطعیت و جرات ورزی، آشنایی با راهبردهای فوری و کوتاه مدت برای کنترل خشم قرار گرفتند. از تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از تحلیل کواریانس نتایج نشان داد: 1- بین عملکرد افراد دو گروه در پس آزمون متغیر عزت نفس تفاوت معنی دار وجود دارد. یعنی آموزش مهارت های برقراری ارتباط مؤثر در افزایش عزت نفس معلولان تاثیر دارد. 2- بین عملکرد افراد دوگروه در پس آزمون متغیر کم رویی تفاوت معنی دار وجود دارد. یعنی آموزش مهارت های برقراری ارتباط مؤثر در کاهش کم رویی معلولان تاثیر دارد.
این پژوهش به منظور مقایسه ی نظرات مدیران و دبیران مدارس متوسطه شهرستان لار درباره ی ویژگیهای مدیران اثربخش انجام شده است: ویژگیهای موردنظر شامل: ویژگیهای علمی و تخصصی، رفتاری، اخلاقی، اداری و رسمی، فردی و شخصی، اعتقادی میباشد. بدین منظور از بین همه ی دبیران و مدیران مقطع متوسطه (دخترانه و پسرانه) شهرستان لار، تعداد 25 مدیر و 75 دبیر به طور تصادفی ساده انتخاب شدند، ابزار جمع آوری اطلاعات پرسش نامه محقق ساخته بود که پایایی آن در حدود 94 درصد محاسبه شد. داده های به دست آمده با استفاده از روش های توصیفی آماری (فراوانی، فراوانی درصدی، میانگین و انحراف استاندارد) و نیز روش آماری استنباطی (آزمون t استودنت برای دو نمونه منتقل) مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
یافته های این پژوهش نشان میدهد که بین نظرات مدیران و دبیران، فقط در مورد ویژگیهای رفتاری و اخلاقی مدیران اثربخش مدارس متوسطه تفاوت معنیداری وجود دارد. و در مورد سایر ویژگیها (علمی و تخصصی، اداری و رسمی، فردی و شخصی، اعتقادی) تفاوت معنیداری مشاهده نشده است. همچنین در این پژوهش مشخص شد که عامل جنسیت، تاثیری در نظرات مدیران و دبیران نسبت به ویژگیهای مدیران اثربخش ندارد.
هدف این پژوهش بررسی میزان آگاهی معلمان دوره راهنمایی و متوسطه از مبانی برنامه ریزی درسی و اصول یادگیری است. روش انجام پژوهش زمینه ای است و جامعه ی آماری کلیه معلمان شاغل به تدریس در مدارس راهنمایی و متوسطه شهرستان بهشهر در سال تحصیلی 88 - 87 است، نمونه ی آماری 382 نفر از معلمان زن و مرد میباشند که به روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شدند. در این تحقیق از ابزار آزمون محقق ساخته (حاوی 40 سؤال چهار گزینه ای) استفاده شده است.
داده ها در دو سطح توصیفی (با استفاده از جداول توزیع فراوانی، در صد، میانگین) و استنباطی ( با استفاده از آزمون 2x و با نرم افزار Spss مورد توصیف و تجزیه و تحلیل قرار گرفت. عمده ترین یافته های پژوهش این است که میزان آگاهی معلمان دوره راهنمایی و متوسطه از مبانی برنامه ریزی درسی و اصول یادگیری با کسب میانگین 83/10 (در مقیاس 20 نمره ای) در حد متوسط است. همچنین چون مقدار 2x به دست آمده در سطح اطمینان 95 درصد از مقدار 2x جدول بزرگ تر است بنابراین پراکندگی پاسخ ها واقعی است و بین فراوانی پاسخ های مشاهده شده و فراوانی مورد انتظار تفاوت معنیدار است. لذا میتوان گفت که آگاهی معلمان دوره راهنمایی و متوسطه از مبانی برنامه ریزی درسی و اصول یادگیری در حد متوسط است.
مساله کیفیت همیشه یکی از دغدغه های اصلی جامعه، آموزش عالی و دانشجویان بوده است، اما متاسفانه تاکنون در دانشگاههای ما به کمیت بیشتر از کیفیت پرداخته شده است. هدف اصلی این پژوهش ارائه یک چارچوب نظری برای سنجش کیفیت آموزش رشته های مهندسی در دانشگاههای آزاد اسلامی منطقه یک است. به همین منظور پرسشنامه 21 گویه ای محقق ساخته با استفاده از چارچوب نظری تحقیق و مصاحبه با دانشجویان بین 469 دانشجو که به روش نمونه گیری خوشه ای انتخاب شده بودند، توزیع گردید. روایی پرسشنامه با نظر متخصصان، تحلیل گویه و تحلیل عاملی و پایایی آن با استفاده از آلفای کرانباخ به دست آمد و نتایج زیر حاصل شد.
با مرور تحقیقات پیشین و مصاحبه با دانشجویان چارچوب نظری برای انجام آزمونهای آماری لازم شکل گرفت. همچنین با استفاده از تحلیل عاملی چارچوب تحقیق شامل ابعاد شایستگی ها، نرم افزار، سخت افزار، محتوا، حل مساله. هر کدام به ترتیب با واریانس های 90/25، 01/3، 22/4، 56/5 و 90/4 شکل گرفت.
تحلیل واریانس طرحهای تکراری با 05/0P< و 127F= نشان داد که از نظر دانشجویان ابعاد به دست آمده در چارچوب با هم متفاوت هستند. به این نحو که بعد سخت افزار بیشترین اهمیت و بعد شایستگی ها کمترین اهمیت را داشت. تحلیل واریانس یکطرفه تفاوت معناداری را بین نظر دانشجویان رشته های برق، شیمی و کشاورزی در مورد ابعاد چارچوب نشان نداد. آزمون خی دو با 05/0P< و مقدار 18/10 نشان داد که چارچوب به دست آمده برای سنجش کیفیت رشته های مهندسی بسیار مناسب می باشد.
"در این پژوهش، اثر بخشی روش حساسیت زدایی منظم بر اضطراب امتحان و عملکرد تحصیلی با کنترل ترتیب تولد در دانش آموزان دختر پایه سوم مقطع راهنمایی شهر بهبهان بررسی شد. جامعه آماری این پژوهش را کلیه دانش آموزان دختر سال سوم مقطع راهنمایی بهبهان در سال تحصیلی 87- 1386 و نمونه آن 42 نفر از این دانش آموزان را شامل می شود که به روش نمونه گیری تصادفی چند مرحله ایی انتخاب و در دو گروه آزمایشی و گواه گمارده شده اند. ابزار استفاده شده در این پژوهش عبارت است از پرسشنامه اضطراب امتحان اسپیل برگر و معدل نیمسال اول و دوم دانش آموزان، به عنوان عملکرد تحصیلی آنها در نظر گرفته شد. طرح پژوهش، از نوع طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه گواه است. پس از انتخاب تصادفی گروه های آزمایشی و گواه ابتدا در هر دو گروه پیش آزمون اجرا شد. سپس، مداخله آزمایشی (روش حساسیت زدایی منظم) در گروه آزمایشی اجرا شد و پس از اتمام برنامه آموزشی، از هر دو گروه پس آزمون به عمل آمد. به منظور تجزیه و تحلیل داده ها علاوه بر روش های آمار توصیفی نظیر میانگین و انحراف معیار از روش های آمار استنباطی همانند تحلیل واریانس چند متغیری (MANOVA) استفاده شد. نتایج حاصل از تحلیل داده ها نشان داد که روش حساسیت زدایی منظم، کاهش اضطراب امتحان و افزایش عملکرد تحصیلی دانش آموزان دختر گروه آزمایشی را در مقایسه با گروه گواه باعث شد.
"
"هدف: مدت زمان مدیدی است که شاهد همراهی اشارات دست با گفتار هستیم، لیکن راهی که از طریق آن این دو شیوه بیان در تولید با یکدیگر مرتبط میشوند، هنوز به طور کامل شناخته نشده است. بنابر این مطالعه حاضر با هدف بررسی ارتباط بین اشاره و گفتار در افراد مبتلا به لکنت و مقایسه آن با افراد سالم انجام گرفته است.
روش بررسی: در این مطالعه مقطعی و مقایسهای، 10 فرد بزرگسال مبتلا به لکنت بهصورت تصادفی از کلینیکهای آسیب شناسی گفتار و زبان انتخاب و با 10 نفر به عنوان گروه کنترل که بر اساس همتاسازی از نظر سن، جنس و میزان تحصیلات با گروه مورد انتخاب شده بودند، مورد مقایسه قرار گرفتند. جهت انجام بررسی مورد نظر از تکلیف بازگویی داستان مربوط به فیلم کارتونی برای برانگیختن اشارات دستی همراه با گفتار استفاده شد. به این ترتیب که از شرکت کنندگان خواسته میشد تا به دقت فیلم را مشاهده کرده و داستان آن را با حداکثر جزئیات ممکن در حالی که از آنها ضبط ویدئویی به عمل میآمد، برای شنوندهای که روبرویشان نشسته تعریف کنند. سپس گفتهها و اشارات ضبط شده مورد بررسی و دادههای حاصل با استفاده از آزمونهای آماری کولموگروف - اسمیرنوف و تی مستقل مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
یافتهها: تحلیل نتایج نشان داد که افراد مبتلا به لکنت نسبت به افراد گروه کنترل از اشارات نمادین کمتری در حین گفتار توصیفی خود استفاده کردهاند(005/0(P= همچنین افراد مبتلا به لکنت نسبت به افراد گروه کنترل در بیان هر گفته و به ازای هر واژه نیز از اشارات نمادین کمتری استفاده کردهاند(019/0(P=. به علاوه بررسی تولید حرکات اشاره حین بروز ناروانی نشان داد که بیش از 70 درصد اشاراتی که همراه با بروز لکنت تولید شده بودند، هم زمان با آن، ثابت و یا گسیخته میشدند.
نتیجهگیری: به نظر میرسد اشاره و گفتار، چنان پیوند پیچیده و عمیقی دارند که الگوهای بسامد و زمان بندی مشابهی را نشان داده و کاملاً به موازات یکدیگر پیش میروند، به گونهای که نقص در گفتار منجر به نقص در اشارات دستی نیز میشود."
"هدف: کم شنوایی می تواند بر سلامت جسمی و روانی- اجتماعی افراد تاثیر گذاشته و موجب ضعف خودباوری، زودرنجی، انزواطلبی، نا امیدی، افسردگی و اضطراب آنها شود. کاشت حلزون به عنوان یکی از وسایل کمک شنوایی منجر به بهبود شرایط روانشناختی افراد کم شنوا می گردد. مطالعه حاضر با هدف بررسی تاثیر کاشت حلزون بر گیجی، افسردگی، اضطراب و سلامت عمومی بزرگسالان کم شنوایی پس از زبان آموزی صورت گرفته است.
روش بررسی: در این مطالعه مقطعی – مقایسه ای که به صورت مورد – شاهدی انجام شد، به روش ساده و در دسترس 24 فرد کم شنوا که تحت عمل کاشت حلزون قرار گرفته بودند و 25 فرد کم شنوا که کاندید دریافت کاشت حلزون بودند با رعایت همتاسازی از بیمارستانهای شهر تهران انتخاب و گیجی، افسردگی، اضطراب و سلامت عمومی آنها با استفاده از پرسشنامه های هندیکپ گیجی(DHI)، افسردگی بک ویرایش دوم (BDI-II)، اضطراب بک(BAI) و سلامت عمومی (GHQ) مورد مقایسه قرار گرفت. داده ها به کمک روش آماری تحلیل واریانس چند متغیره (MANOVA) تجزیه و تحلیل گردید.
یافته ها: میانگین نمرات افسردگی و اضطراب مؤید کاهش این شاخصه های روانشناختی در گروه کاشت حلزون شده است که این کاهش در افسردگی معنا دار است. در مورد سلامت عمومی، تفاوت معناداری بین دو گروه مشاهده نشد. میانگین نمرات گیجی نشان دهنده افزایش این اختلال در گروه کاشت حلزون شده است.
نتیجه گیری: به نظر می رسد کاشت حلزون در کاهش افسردگی و اضطراب و بهبود وضعیت روانشناختی افراد کم شنوا مؤثر باشد، اگرچه این تاثیر در مورد اضطراب و سلامت عمومی خیلی چشمگیر نیست. همچنین کاشت حلزون منجر به گیجی بیشتر می شود.
"