اجرای برنامه های آموزشی مختلف با توجه به ساختار و وظایف وزارت جهاد کشاورزی برای به روز کردن دانش و مهارت کارکنان از اهم وظایف سازمان آموزش، تحقیقات و ترویج است. هدف از انجام این تحقیق بررسی و تدوین مؤلفه های مؤثر در برنامه های آموزشی در بخش کشاورزی است. در این راستا 2 سؤال در مورد تدوین مؤلفه های مؤثر در برنامه های آموزشی بخش کشاورزی در بین اعضای هیات علمی و کارشناسان بخش آموزش وزارت جهاد کشاورزی به نظرخواهی گذاشته شده است. یکی اینکه مؤلفه های مؤثر برنامه های آموزشی در بخش کشاورزی کدام است و دیگری اینکه کدام یک از مؤلفه های شناسایی شده برای اثربخشی برنامه های آموزشی مدل پیشنهادی اهمیت بیشتری دارد؟
نوع تحقیق توصیفی ـ پیمایشی است. جامعه آماری 670 نفر از اعضای هیات علمی و کارشناسان است که حجم نمونه، با استفاده از فرمول در حدود 60 درصد، 383 نفر با روش طبقه ای نسبی به عنوان نمونه تحقیق انتخاب شدند. برای تعیین و تدوین مؤلفه های مؤثر برنامه های آموزشی از پرسشنامه محقق ساخته استفاده گردید که روایی آن را خبرگان آموزشی پس از اجرای مقدماتی تایید کردند و پایایی آن از طریق محاسبه ضریب آلفای کرونباخ 89/0 به دست آمد.
تجزیه و تحلیل داده ها در دو سطح آمار توصیفی (فراوانی، میانگین، درصد انحراف معیار) و آمار استنباطی (آزمونهای t تک نمونه ای، رگرسیون چندمتغیره و نمودار تحلیل مسیر) صورت گرفته است. براساس مطالعات و مبانی نظری 6 مؤلفه و 31 زیرمؤلفه تدوین گردید که تمامی مؤلفه ها و زیرمؤلفه ها از طریق آزمون t مورد سنجش قرار گرفته و تایید شدند و با اجرای آزمون تحلیل عاملی 8 مؤلفه نهایی استخراج گردید.
هدف: هدف این پژوهش، مقایسه ناگویی هیجانی و هوش هیجانی دانش آموزان دبیرستانی مدارس تیزهوشان و عادی بود. روش: در این تحقیق 175 دانش آموز دبیرستانی (86 نفر از مدارس تیزهوشان و 89 نفر از مدارس عادی) شرکت کردند. از شرکت کنندگان خواسته شد مقیاس ناگویی هیجانی تورنتو و مقیاس هوش هیجانی را تکمیل کنند. برای تحلیل داده های پژوهش از شاخص ها و روش های آماری (شامل فراوانی، درصد، میانگین، انحراف معیار، آزمون تحلیل واریانس چندمتغیره و ضرایب همبستگی پیرسون) استفاده شد. یافته ها: نتایج پژوهش نشان داد که ناگویی هیجانی دانش آموزان مدارس تیزهوشان کمتر از دانش آموزان مدارس عادی است، اما تفاوت هوش هیجانی آنها معنادار نیست. رابطه ناگویی هیجانی و هوش هیجانی دو گروه دانش آموزان تیزهوش و عادی منفی و معنادار بود. تیزهوشان به دلیل فهم و درک بیشتر و سریع تر موقعیت های هیجانی، پردازش و سازمان دهی بهتر این موقعیت ها و توانایی بیشتر در تبدیل هیجان ادراک شده به کلام، کمتر به ناگویی هیجانی دچار می شوند. بالا بودن هوش شناختی، ضامن هوش هیجانی زیاد نیست، زیرا هوش شناختی با هوش هیجانی تفاوت ماهوی دارد. نتیجه گیری: ناگویی هیجانی نوعی نقص در پردازش و تنظیم هیجان هاست و به همین دلیل با هوش هیجانی رابطه منفی دارد.
هدف: کاربردشناسی زبان عبارت از مطالعه کنشهای گفتاری و جنبه های اجتماعی تعاملات ارتباطی در بافت زبان است. کودکان کمشنوا، به دلیل محروم بودن از حس شنوایی که نقش مهمی در رشد مهارتهای زبانی دارد، در تمام سطوح زبان و از جمله کاربردشناسی با مشکلاتی مواجهند. هدف از این پژوهش، مقایسه برخی تواناییهای کاربردشناختی شامل پیگیری موضوع، نوبتگیری و اصلاح مکالمه در کودکان فارسی زبان کمشنوای شدید 4 تا 6 ساله با همسالان شنوا میباشد. روش بررسی: در این پژوهش مقطعی مورد-شاهدی، 21 کودک شنوا به روش تصادفی ساده از مهدکودکهای عادی و 21 کودک کمشنوای شدید به روش نمونه گیری دردسترس از مراکز توانبخشی و کلینیکهای گفتاردرمانی تهران و کرج انتخاب شده و مهارتهای کاربردشناسی آنها با استفاده از تکالیف محققساخته در خصوص پیگیری موضوع، نوبتگیری و اصلاح مکالمه مورد بررسی قرار گرفت. روایی محتوایی تکالیف، توسط یک زبان شناس و دو آسیب شناس گفتار و زبان و پایایی تمامی آنها به روش آزمون- بازآزمون و ضریب همبستگی 70/0 تا 95/0 مورد تأیید قرار گرفت. لازم بهذکر است ابتدا خرده آزمونهای هوش غیرکلامی از آزمودنیها به عمل آمد و در صورتی که نمره هوش آزمودنی در محدوده طبیعی به دست می آمد، تکالیف کاربرد شناختی در اختیار او قرار می گرفت. دادههای حاصل با استفاده از آزمونهای مجذور خی، تی مستقل و مان ویتنی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته ها: میانگین مدتزمان پیگیری موضوع ، نمرات نوبتگیری(00۱/0>P)، اصلاح مکالمه از نوع پاسخ به درخواست برای رفع ابهام (003/0=P) و اصلاح مکالمه از نوع درخواست برای رفع ابهام (002/0=P) بین دو گروه کمشنوا و شنوا اختلاف معناداری داشت. نتیجهگیری: کودکان کمشنوا در بهکارگیری مهارتهای کاربردشناسی ضعیفتر از کودکان شنوا عمل میکنند.
پژوهش حاضر دسترس پذیری و زوال استنادهای اینترنتی 5 مجله دسترسی آزاد نمایه شده در ISI را بررسی نموده است. این پژوهش کاربردی و از دسته مطالعات توصیفی و سنجش کمی محسوب می شود. جامعه آماری پژوهش حاضر، 748 مقاله منتشر شده در 5 مجله دسترسی آزاد نمایه شده در ISI، از ابتدای سال 2002 تا پایان سال 2007 است. سپس، از این تعداد مقاله دانلود، تمام استنادهای اینترنتی (URLs) استخراج و 3734 استناد اینترنتی منحصر به فرد بدست آمد. بررسی های آماری و انجام محاسبات با استفاده از آمار توصیفی صورت گرفت و جهت رسم جداول و نمودارها نیز از نرم افزار اکسل 2007 Excel استفاده شده است. نتایج پژوهش نشان می دهد که در اولین بررسی، از 3734 استناد اینترنتی مورد بررسی، 73 درصد دسترس پذیر بوده و 27 درصد زوال داشته است که با جستجوی استنادهای اینترنتی گم شده در مرورگر اینترنتی، آرشیو اینترنتی، و موتور جستجوی گوگل، میزان دسترس پذیری از 73 درصد به 89 درصد افزایش یافت و میزان زوال نیز از 27 درصد به 11 درصد کاهش پیدا کرد. بررسی استنادهای اینترنتی از نظر دامنه و فایل نشان داد که دامنه .net با 96 درصد دسترس پذیری (4 درصد زوال) دارای بیشترین دسترس پذیری بوده و با ثبات ترین دامنه می باشد. همچنین، فایل PDF با 93 درصد دسترس پذیری (7 درصد زوال) دارای بیشترین دسترس پذیری بوده و با ثبات ترین فایل است. افزون بر آن، نتایج نشان داد که پیام خطای 404 (یافت نشد) با 43 درصد، بیشترین پیام خطا بوده و میانگین نیم عمر استنادهای اینترنتی 8 سال و 9 ماه است. در خاتمه، برای پایان دادن به پدیده زوال، پیشنهادات و راهکارهایی ارایه شده است.
عصر اطلاعات، پیچیدگی فرایندها و ارتباط میان پدیده ها را بیش از پیش آشکار ساخته است. مفاهیم و معنا از مقوله های اصلی علم اطلاع رسانی هستند و به حوزه معنی شناسی ارتباط می یابند. این مقاله با هدف تمرکز بر نظریه های معنایی و بیان تاثیر مستقیم و غیرمستقیم آن بر مطالعه پدیده هایی چون "بازنمون" و "ربط" در حوزه کتابداری و اطلاع رسانی نگارش یافته است. به این منظور برخی از نظریه های معنایی و گوشه ای از تاثیر آن نظریه ها بر این حوزه مورد بررسی قرار گرفته است. همچنین معنا در فرایند ارتباطی، اهمیت اشتراک در معنی و بافت غیر زبانی در درک معنی مورد تاکید قرار گرفت. در ادامه نظریه تحلیل حوزه یورلند و امکان ساخت و توسعه ابزارهای بازنمون دانش با این رویکرد مورد اشاره قرار گرفته است.
هدف اساسی پژوهش حاضر بررسی رهبری اثربخش مدیران مناطق مختلف دانشگاه آزاد اسلامی است. جامعه آماری این پژوهش را تمام مدیران واحدهای دانشگاه آزاد اسلامی تشکیل می دهند. با روش نمونه گیری تصادفی مرحله ای و طبقه بندی تعداد 558 نفر از مدیران واحدهای مختلف دانشگاه آزاد اسلامی انتخاب شدند. ابزار سنجش عبارت از پرسشنامه رهبری اثربخش است که بر روی کارکنان اجرا شد. نتایج تحلیل واریانس یکطرفه و آزمون پیگردی LSD نشان داد که : 1- بین رهبری اثربخش مدیران دانشگاه آزاد اسلامی به تفکیک منطقه تفاوت معنی دار وجود دارد، 2- میانگین نمره رهبری اثربخش مدیران منطقه 3 از منطقه 10 بزرگتر، 8 از مناطق 2 ، 3 ، 5 ، 6، 7 ، 10 و 12 بزرگتر است ، منطقه 9 از مناطق 6 و 10 بزرگتر است و منطقه 11 از مناطق 6 و 10 بزرگتر است.
این پژوهش به مقایسه توانمندی های روانشناختی کارکنان شرکت پالایش نفت اصفهان با توجه به نوع فعالیت، سمت وتحصیلات پرداخته است. روش تحقیق توصیفی- پیمایشی بود .جامعه آماری آن را همه کارکنان رسمی پالایشگاه نفت اصفهان در سال 1386تشکیل داده بودند که از طریق نمونه گیری طبقه ای تصادفی و محاسبه توان آماری(74/0) در سطح(05/0p≤) به منظور بررسی کفایت حجم نمونه،120 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزار پژوهش پرسشنامه توانمندسازی روان شناختی اسپریتزر (1995) بود که از طریق ضریب آلفای کرونباخ پایایی آن 83/0 محاسبه گردید. نتایج تحقیق نشان داد: میزان احساس مؤثر بودن کارکنان با توجه به نوع فعالیت در سطح(05/0p≤) از تفاوتی معنادار برخوردار بودکه بیشترین میزان میانگین مربوط به کارکنان تعمیرات و تدارکات کالا و انبار وکمترین میزان میانگین مربوط به کارکنان خدمات مهندسی، مهندسی طرحها و تحقیق و توسعه بود. همچنین بین کارکنان از نظر احساس خودمختاری با توجه به سطح تحصیلات درسطح(05/0≥ p ) تفاوتی معنادار وجود داشت که بیشترین میزان میانگین مربوط به کارکنان بامدرک تحصیلی فوق دیپلم و کمترین میزان میانگین مربوط به کارکنان بامدرک تحصیلی کارشناسی ارشد بود. ارائه آموزشهای ضمن خدمت، ایجاد جو مشارکتی وتیم سازی از پیشنهادهای مهم این پژوهش است. محدود بودن جامعه آماری به کارکنان رسمی پالایشگاه و در نظر نگرفتن کارکنان قراردادی و پیمانی به عنوان جامعه آماری از محدودیتهای مهم این تحقیق است.
مقاله حاضر، به بررسی پیش بینی مشکلات درون ریزانه و برون ریزانه بر اساس محرومیت مادری و راهبردهای تنظیم شناختی عاطفی در دانش آموزان 11-9 سال پرداخته است. نمونه مورد بررسی شامل 237 دانش آموز بود، که 123 نفر آنها دختر و 114 نفر آنها پسر بودند. این دانش آموزان از مدارس ابتدایی شهر تهران در سه پایه تحصیلی (سوم و چهارم و پنجم) با روش نمونه گیری تصادفی چند مرحله ای برگزیده شدند. آزمودنیها به پرسشنامه های، اختلال دلبستگی رندولف، راهبردهای تنظیم شناختی عاطفی (CERQ-K)، آزمون بندرگشتالت و پرسشنامه افسردگی کودکان پاسخ دادند. برای تحلیل داده ها از ضریب همبستگی پیرسون و روش رگرسیون چند مرحله ای استفاده شد. نتایج نشان دادند که، محرومیت مادری با راهبردهای ناسازگارانه تنظیم شناختی عاطفی، رابطه مثبت داشته و این رابطه نیز با مشکلات درون ریزانه و برون ریزانه در کودکان نظیر افسردگی، پرخاشگری و کناره گیری همراه بود. این یافته ها، نشان می دهد، که توجه به محرومیت مادری و راهبردهـای تنظیم شناختی عاطفی در برنامه های پیشگیری از مشکلات رفتاری درون ریزانه و برون ریزانه کودکان از اهمیت ویژه ای برخوردار است.