این پژوهش درباره ی استفاده از ابزار کمکی جابجایی الکترونیکی1 موجود ارائه شده تا به افراد نابینا برای حرکت در محیط های آشنا و ناآشنا کمک شود. همچنین نقاط قوت و ضعف اساسی ابزار کمکی جابجایی الکترونیکی توصیف شده و راهنمایی هایی برای طراحی و استفاده ی موثر از آنها پیشنهاد گردیده است. همچنین طرح پیشنهادی هم برای توسعه و کاربرد ابزار کمکی جابجایی تهیه شده است. در نتیجه این کار می تواند اولین قدم در جهت شناسایی جنبه های اساسی توسعه ی ابزار کمکی جابجایی برای کمک به تحرک و جهتیابی افراد نابینا باشد.
یکی از نشانه های توسعه یافتگی در یک کشور، میزان سوادآموزی شهروندانی است که دارای ناتوانی هستند. فرایندهای شناختی خواندن و نوشتن بدون توجه به توانایی ها یا ناتوانی های افراد، همسو با یکدیگر هستند. انگیزه، توقعات و آگاهی ها، از ملاحظات ویژه ای هستند که در سوادآموزی و برای افراد دارای ناتوانی مطرح می باشند. سوادآموزی همه انواع ارتباطات را در بر می گیرد؛ خواه ارتباطاتی که از طریق خواندن، نوشتن، رسانه های دیداری، صحبت کردن و گوش دادن صورت می گیرد، خواه ارتباطات دیگری که از طریق زبان اشاره برقرار می شود. کودکان برای یادگیری مهارت خواندن باید کلمات را به طور مستقل و بدون استفاده نظام مند از راهبرد های آواشناسی و رمزگشایی تشخیص دهند. بدین منظور از روش های زیر استفاده می شود: کاربرد تصویر در آموزش تشخیص کلمه، جفت کردن کلمات با زبان اشاره، رایانه و چند رسانه ای ها، خواندن کلمات با مداخلات کل خوانی و دسته بندی کلمات. برای آموزش مهارت نوشتن از روش «ترکیب کردن جملات» و یک برنامه پردازشگر گویا استفاده می شود
نقص در برقراری روابط اجتماعی مناسب از جمله ویژگی های افراد درخودمانده است که زندگی آن ها را بسیار تحت تأثیر قرار می دهد. برای رفع مناسب این مشکل، پیش از آموزش مهارت های اجتماعی، لازم است به افراد درخودمانده در زمینه توسعه شناخت اجتماعی، آموزش های لازم داده شود. یکی از رویکرد هایی که در زمینه توسعه مهارت ها و شناخت اجتماعی در ارتباط با افراد مبتلا به اختلال طیف درخودماندگی مورد استفاده قرار می گیرد داستان های اجتماعی است.
فن آوری اطلاعات و ارتباطات، یکی از مهم ترین فن آوری های کمکی در آموزش دانش آموزان دارای نیازهای ویژه است که مجموعه ای از فن آوری های مبتنی بر رایانه، شبکه های محلی، ملی و بین المللی را در بر می گیرد و در تبادل اطلاعات و برقراری ارتباط و تعامل نقش مهمی را ایفا می کند. به عبارت دیگر فن آوری اطلاعات و ارتباطات هم در ارائه خدمات آموزشی به دانش آموزان عادی و هم در ارائه خدمات آموزشی ویژه از اهمیت و ظرفیت های خوبی برخوردار است.این مقاله در راستای کاربرد فن آوری اطلاعات و ارتباطات در کلاس درس به مباحثی چون تدریس انفرادی، یادگیری اکتشافی، ابزار تعامل، مدیریت و ارزشیابی پرداخته است.
محیط های مجازی می توانند با استفاده از عناصری چون روایت، تصویر، کلمات و پویانمایی در ترکیب با یکدیگر با روش های تعاملی ساختار مفهومی مناسبی باسطح درک یادگیرنده و علایق اوفراهم سازند. در واقع یادگیرندگان با سرعت مناسب خود می آموزند و می توانند بارها خطا کنند بدون اینکه رایانه از ارائه مجدد تمرین خسته و یا به دلیل کندی عمل یا درشت نویسی بی صبر شود. در چنین محیط های امن یادگیری ثابت شده است که مهارت ها قابل انتقال به محیط واقعی است و در مواردی سرعت اجرا نیز بالاتر بوده است. موانع ابزاری در استفاده از این محیط ها به چهار گروه، استفاده نابه جا از ابزار، پشتیبانی در مواقع لازم، مشکلات حرکتی و عکس العمل کاربر تقسیم می شود. نقش معلمان در کاربرد این محیط ها و ارائه مفاهیم راهبردهای یادگیری به تولید کنندگان این محیط ها و همچنین ارائه تمرین های خوب مطرح است.
هدف از تلفیق آموزشی این است که همه کودکان اعم از عادی و معلول حتی الامکان در یک محیط در کنار هم و با هم آموزش ببینند و از فرصت های آموزشی برابر برخوردار گردند. مدارس عادی باید این امکان را داشته باشند که خدمات آموزشی را به همه کودکان صرف نظر از وجود هر نقص و تفاوت ارائه دهند. البته برای رسیدن به چنین هدفی این مدارس باید سازمان دهی مجدد شوند تا در برابر سبک ها و سرعت های مختلف یادگیری انعطاف پذیرگردند و بتوانند به نیازهای گوناگون دانش آموزان خود پاسخ دهند. تلفیق آموزشی با اختلاط از روی اجبار تفاوت اساسی دارد و اگر بخواهیم به هدف غایی آن برسیم باید اصول آن را در نظر بگیریم و با محدودیت ها و موانع آن آشنا باشیم. در غیر این صورت نه تنها امکان برابری فرصت های آموزشی را فراهم ننموده ایم که بر مشکلات آموزشی و انزوای دانش آموز دارای ناتوانی دامن زده ایم.
مبحث فن آوری اطلاعات و ارتباطات در آموزش مدتی است که مطرح است و در آموزش ویژه نیز از آن یاد می شود ولی نکته اصلی الگوی کاربرد بهینه در کلاس درس و یا مدیریت در کاربری فن آوری است که در این مقاله به آن می پردازیم. کمک به گسترش مهارت های معلمان و کارکنان در کاربری فن آوری اطلاعات و ارتباطات در عمل کاری بس دشوار است. این کار به همان اندازه برای معلمان دشوار است که احساس کنند نقش مهمی در گسترش میزان و کیفیت فراهم آوری فن آوری اطلاعات و ارتباطات در مدارس دارند. مدارس و دانشکده ها مانند هر سازمان دیگری ساختاری منظم دارند و معلمان در آن انواع وظایف و نقش های مدیریتی را ایفا می کنند. یکی از این نقش ها رابط فن آوری اطلاعات و ارتباطات است که به طور مکرر به دنبال منابع تمام دانش های موجود و مخزن دسترسی به آن ها در این زمینه است. این مبحث برخی از مهارت ها و رویکردهایی را انعکاس می دهد که در پشتیبانی از گسترش فن آوری اطلاعات و ارتباطات به عنوان ابزاری در جهت برآوردن نیازهای تمام یادگیرندگان موثر است؛ همچنین به مهارت های بالای مدیریتی در فن آوری اطلاعات و ارتباطات می پردازد که همه معلمان در صورت استفاده به آن نیاز دارند. در واقع استفاده موفق از فن آوری اطلاعات و ارتباطات نیاز به ترکیب خاصی از تخصص هم در حیطه فنی و هم در حوزه آموزشی دارد.
در این تحقیق میزان شیوع اهمال کاری تحصیلی در دانشجویان دختر و پسر دانشگاه پیام نور اهواز در نیمسال اول تحصیلی 1388-1387 مورد بررسی و مقایسه قرار گرفت. از بین دانشجویان مشغول به تحصیل در آن دانشگاه 1200 نفر( 155 پسر و 1045 دختر) به شیوه تصادفی انتخاب و از این تعداد 207 نفر آنان دارای اهمال کاری تحصیلی تشخیص داده شدند. به منظور جمع آوری داده ها از پرسشنامه اهمال کاری تحصیلی محقق ساخته استفاده به عمل آمد. تحلیل داده ها با کمک آمار توصیفی (فراوانی، درصد و نمودار) و استتباطی (T گروههای مستقل) صورت گرفت. روش تحقیق توصیفی – پیمایشی است. در این تحقیق این سئوال که میزان شیوع اهمال کاری تحصیلی در دانشجویان دختر و پسر دانشگاه پیام نور اهواز تا چه اندازه است؟ و آیا بین دانشجویان دختر و پسر دانشگاه پیامنور اهواز از آن لحاظ تفاوت وجود دارد؟ مورد بررسی قرار گرفت. یافته ها نشان داد که میزان شیوع اهمال کاری تحصیلی در جامعه دانشجویان دانشگاه پیام نور اهواز 2/17 درصد (در دانشجویان پسر 8/17 و در دانشجویان دختر 03/17 درصد) است. یافته ها همچنین نشان می دهد که بین میزان شیوع متغیر یاد شده در دانشجویان دختر و پسر از لحاظ آماری تفاوت معنی داری وجود ندارد.
مطالعه حاضر با هدف بررسی، تحلیل و نقد مدل های پیشین طراحی آموزشی و محیط های یادگیری و ارائه مدلی نوین در این زمینه با رویکرد تلفیقی انجام شده است. سؤال های اساسی در این مطالعه عبارت بودند از: 1) نقاط قوت و ضعف مدل های رایج جهانی در زمینه طراحی آموزشی و محیط های یادگیری کدامند؟ 2) مدل مناسب مبتنی بر رویکرد تلفیقی در زمینه طراحی آموزشی و محیط های یادگیری کدام است؟ برای پاسخگویی به سؤال های مذکور از روش تحقیق توصیفی- تحلیلی مبتنی بر روش جورج بردی استفاده گردید. ابتدا با استفاده از منابع مختلف فارسی و انگلیسی کتابخانه ای، منابع انگلیسی موجود در شبکه وب، مکاتبه با طراحان برخی از مدل های رایج جهانی طراحی آموزشی و محیط های یادگیری و همچنین مراجعه به وب سایت های مربوطه، اطلاعات اولیه برای استخراج نقاط قوت و ضعف مدل های پیشین طراحی آموزشی و محیط های یادگیری استخراج و جمع آوری گردید. سپس براساس دو معیار کلیدی عناصر اساسی مورد نیاز در یک برنامه جامع طراحی آموزشی و نوع رویکرد به موضوع طراحی آموزشی، مدل های انتخابی مورد تحلیل، مقایسه و نقد قرار گرفته و در نهایت مدل نوینی ارائه گردید. جامعه آماری در این تحقیق شامل کلیه مدل های طراحی آموزشی و محیط های یادگیری است که بیش از چهل مدل می باشد. نمونه آماری مطالعه شامل هشت مدل طراحی آموزشی و محیط های یادگیری است که با روش نمونه گیری هدفمند از میان جامعه آماری انتخاب گردید. یافته های این مطالعه حاکی از آن است که مدل های طراحی آموزشی و محیط های یادگیری دربرگیرنده ی کلیه عناصر اساسی مورد نیاز در یک برنامه جامع طراحی آموزشی و محیط های یادگیری نیستند و این عامل باعث شده است تا فرایند طراحی آموزشی به صورت جامع مدنظر قرار نگیرد. همچنین ارائه کنندگان مدل های پیشین طراحی آموزشی و محیط های یادگیری با رویکرد مستقل به طراحی مدل خویش پرداخته اند و این باعث شده است تا نتوان از کلیه ظرفیت ها و امکانات در فرایند طراحی آموزشی و محیط های یادگیری بهره گرفت. نویسنده مقاله حاضر سعی کرده است تا در مدل نوین خود، ضمن بهره گیری از رویکرد تلفیقی که نگاه کاملاً جدید و متفاوتی در طراحی آموزشی و محیط های یادگیری است، عناصر اساسی موردنیاز در یک برنامه جامع طراحی آموزشی و محیط های یادگیری را نیز مدنظر قرار دهد. علاوه بر آن، مبانی فلسفی، ویژگی ها، اصول و الزامات بکارگیری مدل نوین نیز تبیین شده است.