پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی مداخلات چند بعدی انگیز شی- شناختی بر ارزش تکلیف، جهت گیری هدف تبحری و خودکار آمدی تحصیلی صورت پذیرفته است. روش این پژوهش شبه آزمایشی بود. جامعه آماری پژوهش شامل دانش آموزان دختر پایه اول متوسطه اول روزانه در شهر سمنان در سال تحصیلی 94-93 بودند. تعداد 34 نفر از دانش آموزان با استفاده از شیوه نمونه گیری در دسترس، از دو مدرسه متفاوت انتخاب و به طور تصادفی در دو گروه کنترل و آزمایش جایگزین شدند. شرکت کنندگان پرسشنامه راهبردهای انگیز شی برای یادگیری پنتریچ و دی گروت را تکمیل کردند. فرضیه ها با مدل تحلیل کوواریانس تک متغیری آزمون شدند. یافته ها حاکی از اثربخشی مداخله چندبعدی شناختی – انگیزشی بر مؤلفه های جهت گیری هدف درونی و خودکارآمدی دانش آموزان گروه آزمایش بود، اما تفاوت بین دو گروه کنترل و آزمایش در مؤلفه ارزش تکلیف معنی دار نبود.مداخلات چند بعدی انگیزشی – شناختی منجر به افزایش مؤلفه خودکارآمدی و شکل گیری مؤلفه جهت گیری هدف درونی در دانش آموزان می شود.
هدف این پژوهش بررسی نقش میزان دین داری و تاب آوری در پیش بینی استرس زناشویی درمادران دارای فرزند با اختلال نارسایی توجه- بیش فعالی بود.روش پژوهش از نوع همبستگی بود.جامعه آماری شامل همه مادران دارای فرزند پسر با اختلال نارسایی توجه- بیش فعالیشهر تهران بودند. نمونه آماری شامل 100 مادر دارای فرزند پسر با اختلال نارسایی توجه- بیش فعالی بودند که با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند.از آزمون مقیاس سنجش اختلال نارسایی توجه-بیش فعالی، مقیاس استرس زناشویی استکهلمتهران، پرسشنامهتاب آوریکانرودیویدسون و مقیاس سنجش د ین داری برای جمع آوری داده ها استفاده شد. داده ها از طریق تحلیل رگرسیون چندمتغیره و ضریب همبستگی پیرسون مورد تحلیل قرار گرفتند.نتایج نشان داد که بین استرس زناشویی با دین داری و تاب آوری رابطه منفی معنی داری وجود دارد ( 01/0p<). نتایج تحلیل رگرسیون چندمتغیره نیز نشان داد که دین داری و تاب آوری می توانند استرس زناشویی را به طور معکوس پیش بینیکنند. بر اساس یافته های پژوهش می توان نتیجه گرفت که میزان دین داری و تاب آوری نقش مهمی در پیش بینی استرس زناشویی دارند.در نتیجه آموزش مؤلفه های تاب آوری و تأکید بر افزایش دین داری می تواند به کاهش استرس زناشویی کمک کند.
جامعه سالم پیش از آن که به آسایش نیاز داشته باشد، به امنیت ملی نیازمند است، زیرا در سایه امنیت و آرامش است که هر کار خرد و کلان شدنی و دست یافتنی است. ازاین رو دغدغه امنیت در همه شاخه های آن به ویژه امنیت روانی و آرامش جمعی، مهم ترین مسئولیت دولت ها و خواسته ملت ها و جوامع بشمار می رود خانواده معرف چنین نظامی است که در آن اعضا به صورت گروه سازمان دهی شده و یک کل را می سازند که از مجموع یکایک اجزای آن فراتر است. کودکان در ابتدا، هیچ گونه تصوّر و دیدگاهی درباره خیر و شرّ امور ندارند و به همین دلیل مسئول رفتار خود نیستند و عنصر اخلاقی به حساب نمی آیند و برای تبدیل شدن به عنصر اخلاقی باید یک فرایند تدریجی و پیچیده ای را طی کنند. این فرایند به دو عامل مهم «رشد توانایی های مادرزادی» و «یادگیری و تجربه بستگی دارد. مطالعه حاضر یک مطالعه کیفی و از نوع زمینه ای یا مبنایی است. گردآوری داده ها با استفاده از مصاحبه های نیمه ساختاریافته مطرح شده توسط پژوهشگر انجام شد که نتیجتاً مشخص شد عواملی چون ارتباطات حلقوی خانوادگی امنیت آور، امنیت خانواده نتیجه کارکرد سالم و منظم، رشد اخلاقی مبتنی بر تلاش، اخلاق و برنامه و امنیت خانواده نتیجه کارکرد سالم و منظم نقش محوری در احساس امنیت و رشد فرزندان خانواده های ایرانی دارند.
هدف: خانواده در ایران در چند دهه اخیر به دلیل اجرای سیاست های مبتنی بر نوسازی در معرض چالش های عمده ای قرارگرفته است. از این منظر هدف اصلی این پژوهش تبیین شاخص های گسست در خانواده ایرانی متأثر از فرایند نوسازی است. روش: به این منظور به شیوه فرا تحلیل کیفی و با بهره گیری از تکنیک کدگذاری در پژوهش کیفی، از طریق فرایندهای طبقه بندی نظام مند، مفهوم سازی و مقوله بندی، نتایج تحقیقات گذشته با هدف تبیین شاخص های گسست در خانواده ی ایرانی در قالب جدید با استفاده از مراحل کدگذاری باز، محوری و گزینشی، از طریق مرور تمام منابع و پژوهش هایی که درزمینه مصداق های ایجاد گسست در خانواده با کلیدواژه های «طلاق»، «طلاق عاطفی»، «خیانت خانوادگی» و «اختلافات و تعارضات خانوادگی» در بانک های اطلاعاتی داخل کشور شامل sid، noorrmags،magiran،ensani در سال های 1389-1397 موجود بوده، تبیین شد. یافته ها: پس از تحلیل اطلاعات، 66 شناسه آزاد شناسایی شد که کدهای محوری و نظری حاصل از آن نشان می داد"اختلال در کارکرد عاطفی و جنسی خانواده" متأثر از عوامل سطح کلان "تغییرات ساختاری"،"تغییرات ارزشی"و"تغییرات معنایی"و عوامل سطح خرد شامل "عدم صلاحیت های پیش از ازدواج" و "عدم مهارت های پس از ازدواج"، زمینه ساز کاهش استحکام خانواده ایرانی شده است. در این میان تسهیل کننده این فرایند، "عدم آگاهی خانواده ها پیرامون قدرت گفتمان های غالب در خلق تجارب جدید ارزشی، معنایی و ساختاری" بوده است. نتیجه گیری: یافته ها بیانگر آن اند که به منظور ایجاد پایداری و استحکام در خانواده ایرانی، باید به رویکرد درمانی و تربیتی متوسل شد که هم زمان علاوه بر توجه به پویایی های فردی و بین فردی زوجین، رفتار آن ها را در زمینه تغییرات ارزشی و معنایی ایجاد شده در اجتماع و گفتمان های دربرگیرنده خانواده ها نیز بررسی کند.
هدف:این مطالعه به منظور پیش بینی گرایش به اعتیاد براساس مدل فرایند و محتوای خانواده انجام شد. روش: روش پژوهش توصیفی و از نوع همبستگی بود. جامعه آماری تمامی دانش آموزان مقطع متوسطه شهرکرج در سال تحصیلی 92-91 بودند که 410 نفر به روش نمونه گیری خوشه ای تصادفی انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش پرسشنامه های آمادگی به اعتیاد (زرگر، 1385)، فرایندخانواده (سامانی، 1387) و محتوای خانواده (سامانی، 1387) بود. یافته ها: نتایج نشان داد که بین متغیرهای پیش بین و متغیر ملاک همبستگی منفی وجود دارد. همچنین نتایج تحلیل رگرسیون نشان داد که مدل فرایند و محتوای خانواده توان پیش بینی گرایش به اعتیاد را دارد. نتیجه گیری: نتایج تحقیق دارای تلویحات کاربردی فراوان است.