ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۷۸۱ تا ۱٬۷۹۵ مورد از کل ۱٬۷۹۵ مورد.
۱۷۸۱.

پیش بینی سالم خواری عصبی براساس اضطراب سلامتی، وسواس و نگرانی آسیب شناختی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۳ تعداد دانلود : ۶۶
مقدمه: از آنجایی که داشتن رژیم غذایی سالم مرتبط با سلامت جسمی و روان شناختی همیشه مورد توجه پژوهشگران است، لذا هدف پژوهش پیش بینی سالم خواری عصبی براساس اضطراب سلامتی، وسواس و نگرانی آسیب شناختی انجام شد. روش: پژوهش حاضر از نوع توصیفی- همبستگی بود. جامعه آماری این مطالعه شامل کلیه دانشجویان دانشگاه پیام نور مرکز میاندوآب  بود که با روش نمونه گیری در دسترس 282 (180 زن، 102 مرد) نفر انتخاب شدند. ابزارهای جمع آوری اطلاعات شامل پرسش نامه سالم خواری عصبی (دونینی و همکاران، 2005)، پرسش نامه اضطراب سلامتی (ساکویس و همکاران، 2002)، پرسشنامه وسواس فکری عملی (فوا و همکاران، 2002) و پرسش نامه نگرانی پنسیلوانیا (مایرو همکاران، 1990) بود. داده های پژوهش با استفاده از روش های آمار توصیفی، ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون به روش گام به گام با کمک نرم افزار SPSS-27 انجام گرفت. یافته ها: نتایج حاصل از تحلیل رگرسیون نشان داد که اضطراب سلامتی، وسواس و نگرانی آسیب شناختی با 9/46 درصد واریانس قادر به پیش بینی سالم خواری عصبی هستند. اضطراب سلامتی (01/0 ˂P، 301/0=β)، پیامدهای منفی ابتلا به بیماری (01/0 ˂P، 295/0=β)، احتمال ابتلا به بیماری (01/0 ˂P، 278/0=β)، وسواس (01/0 ˂P، 516/0=β) و نگرانی آسیب شناختی (01/0 ˂P، 334/0=β) توانایی پیش بینی سالم خواری عصبی  را داشتند. نتیجه گیری: اضطراب سلامتی، وسواس و نگرانی آسیب شناختی بر سالم خواری عصبی تأثیر منفی دارد که نیازمند توجه و حساسیت بالا است و از طرفی شناخت عوامل اصلی مؤثر بر سالم خواری عصبی، می توان جهت کاهش سالم خواری عصبی و افزایش سلامت افراد، دست به برنامه ریزی و اقدامات مداخله ای زد.
۱۷۸۲.

رابطه ساختاری تعارضات درون روانی و ذهنی سازی با کیفیت زندگی و سطح قندخون ناشتا در مبتلایان به دیابت: نقش میانجی پذیرش دیابت(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۹ تعداد دانلود : ۹۵
مقدمه: بیماری دیابت یک بیماری مزمن بوده و دارای هزینه های فراوانی است؛ لذا، بررسی عوامل تاثیرگذار بر کیفیت زندگی مرتبط با دیابت و سطح قندخون ناشتا حائز اهمیت بود. روش: پژوهش حاضر از نوع توصیفی مقطعی گذشته نگر با مدل یابی معادله ساختاری بود. جامعه آماری پژوهش حاضر، تمام مبتلایان به دیابتی بودند که در نیمه اول سال 1403 به انجمن دیابت ایران واقع در تهران مراجعه کردند. با استفاده از ابزار پژوهش (پرسشنامه و آزمایش FBS)، 511 نفر براساس روش نمونه گیری در دسترس وارد پژوهش شدند. به منظور جمع آوری اطلاعات از ویرایش دوم پرسشنامه تعارضات درون روانی (2020)، پرسشنامه تجدید نظر شده ذهنی سازی هورواث و همکاران (2023)، پرسشنامه کیفیت زندگی مرتبط با دیابت بروگز و همکاران (2004) و نسخه ایرانی پرسشنامه پذیرش دیابت (1401) استفاده شد. یافته ها: پس از جمع آوری اطلاعات و تحلیل آن ها به شکل توصیفی و استنباطی و ارائه ی مدل با استفاده از نرم افزارهای آماری نتایج به دست آمده حاکی از آن بود که مدل ساختاری پیشنهادی از برازش مطلوبی برخوردار بوده و متغیرهای پیش بین و میانجی اثرمستقیم و غیرمستقیم (از طریق متغیر میانجی) معنی داری بر متغیرهای ملاک دارند. نتیجه گیری: با توجه به نتایج پژوهش حاضر، به نظر می رسد که هدف قرار دادن مؤلفه های تعارضات درون روانی، ذهنی سازی و پذیرش دیابت می تواند در ارتباط با کیفیت زندگی مرتبط با دیابت و سطح قندخون ناشتا در مبتلایان به دیابت مؤثر باشد.
۱۷۸۳.

اثربخشی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر ادراک استرس، انعطاف پذیری شناختی و عملکرد روانی مبتلایان به آسم(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۸ تعداد دانلود : ۹۴
مقدمه: پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد (Acceptance and Commitment Therapy ؛ ACT) بر استرس ادراک شده، انعطاف پذیری شناختی و عملکرد روانی در میان بیماران مبتلا به آسم انجام شد. آسم نه تنها یک وضعیت مزمن تنفسی است، بلکه اختلالی محسوب می شود که بار روان شناختی قابل توجهی بر افراد وارد می کند و غالباً منجر به افزایش استرس، راهبردهای مقابله ای ناسازگار و کاهش کیفیت زندگی می گردد. بنابراین، پرداختن به جنبه های روان شناختی بیماری در کنار درمان های پزشکی، از اهمیت بسزایی برخوردار است. روش: این مطالعه شبه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون و گروه کنترل بود. جامعه شامل بیماران مبتلا به آسم مراجعه کننده به کلینیک های خرم آباد در سال ۱۴۰۲ بود که با نمونه گیری هدفمند انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل (هرکدام ۱۵ نفر) گمارده شدند. گروه آزمایش طی هشت جلسه درمان گروهی مبتنی بر ACT شرکت کرد و گروه کنترل فقط مراقبت های معمول پزشکی را دریافت نمود. داده ها با استفاده از مقیاس های PSS، CFI و DASS-21 در دو مرحله گردآوری و با آزمون های t و تحلیل کوواریانس چندمتغیره (MANCOVA) در نرم افزار SPSS-26 تحلیل شد. یافته ها: میانگین سنی شرکت کنندگان در گروه آزمایش ۳۴/۱ ± ۱۱/۵ سال و در گروه کنترل ۳۱/۸ ± ۱۴/۲ سال بود. نتایج آزمون t همبسته نشان داد که پس از مداخله ی ACT، شرکت کنندگان گروه آزمایش کاهش معناداری در استرس ادراک شده و افزایش معناداری در انعطاف پذیری شناختی و کارکرد روان شناختی نشان دادند (P < 0.05). در مقابل، در گروه کنترل هیچ تغییر معناداری مشاهده نشد. همچنین نتایج آزمون t مستقل نشان داد که بین دو گروه در پس آزمون تفاوت معناداری وجود داشت. تحلیل کوواریانس چندمتغیره (MANCOVA) نشان داد که حدود ۶۷/۷ درصد از تغییرات مشاهده شده در متغیرهای وابسته، به مداخله ی ACT نسبت داده می شود. نتیجه گیری: یافته ها نشان داد که درمان مبتنی بر ACT یک مداخله ی روان شناختی مؤثر برای بیماران مبتلا به آسم است. درمان ACT با کاهش استرس ادراک شده و افزایش انعطاف پذیری شناختی، موجب بهبود کارکرد روان شناختی و ارتقای بهزیستی کلی می گردد. این نتایج بر اهمیت ادغام مداخلات روان شناختی مبتنی بر ACT در برنامه های جامع مدیریت آسم تأکید دارد، به گونه ای که هر دو بُعد جسمی و روان شناختی بیماری به طور هم زمان مورد توجه قرار گیرند. پیشنهاد می شود پژوهش های آینده با نمونه های بزرگ تر و در بازه های زمانی طولانی تر، پایداری اثرات درمان پذیرش و تعهد را در بیماری های مزمن تنفسی بررسی کنند.
۱۷۸۴.

اعتبارسنجی و هنجاریابی مقیاس پذیرش بدن در زنان مبتلا به سرطان پستان (BAS-BC)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۷ تعداد دانلود : ۶۱
مقدمه: سرطان پستان یکی از شایع ترین انواع سرطان در میان زنان در سراسر جهان است. تغییرات فیزیکی شدید ناشی از این بیماری و درمان های آن، مانند ماستکتومی، شیمی درمانی و پرتودرمانی، می تواند موجب کاهش اعتمادبه نفس و مشکلات روان شناختی شود. پذیرش بدن در بیماران مبتلا به سرطان پستان که به معنای پذیرش، عادی سازی و غلبه بر این تغییرات فیزیکی است، نقش مهمی در کاهش پیامدهای منفی آن دارد. این پژوهش باهدف اعتبارسنجی و هنجاریابی مقیاس پذیرش بدن در زنان مبتلا به سرطان پستان (BAS-BC) انجام شد. روش: این پژوهش از نوع توصیفی و اعتباریابی است. جامعه آماری پژوهش شامل تمامی زنان مبتلا به سرطان پستان در ایران در سال ۱۴۰۳ بود که ۴۵۷ نفر از آنان به صورت نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. داده ها به روش آنلاین جمع آوری شد. ابزارهای به کارگرفته شده شامل مقیاس پذیرش بدن در زنان مبتلا به سرطان پستان (BAS-BC؛ آن و سو، 2023)، پرسش نامه کیفیت زندگی مرتبط با سلامت (SF-36؛ ویر و شربورن، 1992) و مقیاس روابط چندبعدی خود - بدن (MBSRQ؛ کش و همکاران، 1987) بود. برای تحلیل داده ها از آزمون همبستگی پیرسون، تحلیل عاملی تأییدی و ضریب آلفای کرونباخ استفاده شد. داده ها نیز توسط نرم افزارهای SPSS-23 و AMOS-24  تحلیل گردید. یافته ها: نتایج تحلیل عاملی تأییدی نشان داد که مقیاس پذیرش بدن در زنان مبتلا به سرطان پستان با ۱۷ گویه دارای ۶ عامل (مواجهه، درک، سازگاری، بازگشت به زندگی روزمره، انتقال موفقیت آمیز و جهش به سوی آینده) است و پایایی پرسش نامه (ضریب آلفای کرونباخ) ۰٫۸۴ به دست آمد. نتایج بررسی روایی همگرا نیز نشان داد که بین مقیاس پذیرش بدن (BAS-BC) و مقیاس کیفیت زندگی (SF-36) و مقیاس روابط چندبعدی خود - بدن ( MBSRQ) همبستگی معناداری وجود دارد. نتیجه گیری: بر اساس یافته های این پژوهش، مقیاس پذیرش بدن در زنان مبتلا به سرطان پستان (BAS - BC)  از ویژگی های روان سنجی مطلوبی برخوردار بوده و از اعتبار و پایایی مناسبی برای سنجش میزان پذیرش بدن در بیماران مبتلا به سرطان پستان برخوردار است. بنابراین، این ابزار می تواند به عنوان یک مقیاس استاندارد در پژوهش های علمی و کاربردهای بالینی جهت ارزیابی ابعاد روان شناختی پذیرش بدن در این بیماران مورد استفاده قرار گیرد.
۱۷۸۵.

مقایسه اثربخشی طرح واره درمانی و رفتاردرمانی شناختی بر اضطراب افسردگی و استرس بیماران منییر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۸ تعداد دانلود : ۸۲
مقدمه: بیماران منییر مشکلات روان شناختی عدیده ای را گزارش می کنند درحالی که در جهت درمان و بهبود ابعاد روانشناسی این بیماران تلاش چندانی نشده است. لذا هدف مطالعه حاضر مقایسه میزان اثربخشی طرح واره درمانی و رفتاردرمانی شناختی بر افسردگی، اضطراب و استرس بیماران منییر بود. روش: این پژوهش نیمه تجربی با طرح پیش آزمون پس آزمون و پیگیری بود. جامعه آماری پژوهش حاضر بیماران منییر مبتلا به افسردگی و اضطراب همبود بود که از بین آن ها، 45 بیمار با توجه به معیار های ورود و خروج با روش نمونه گیری در دسترس مبتنی بر هدف انتخاب و به صورت تصادفی به سه گروه رفتاردرمانی شناختی، طرح واره درمانی و کنترل اختصاص داده شدند. هر سه گروه قبل، بعد از مداخله و یک ماه بعد از مداخله با مقیاس افسردگی، اضطراب و استرس مورد ارزیابی قرار گرفتند. در نهایت داده ها با استفاده از تحلیل واریانس اندزه گیری مکرر مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفتند. یافته ها: نتایج کاهش معنادار در افسردگی، اضطراب و استرس بیماران منییر گروه های آزمایش نسبت به کنترل در پس آزمون و پیگیری نشان داد (05/0P < ). همچنین بین گروه طرح واره درمانی و رفتاردرمانی شناختی در کاهش افسردگی به نفع طرح واره درمانی تفاوت معنادار نشان داده شد (05/0P < ) اما در دیگر متغیرها تفاوت معناداری بین دو گرو آزمایش یافت نشد (05/0P > ). نتیجه گیری: مداخلات طرح واره درمانی و رفتاردرمانی شناختی در بهبود علائم روان شناختی بیماران منییر مؤثر است. نتیجه این پژوهش و پژوهش های مشابه می تواند در حوزه های تشخیصی و درمانی بیماران منییر مورد استفاده قرار گیرد.
۱۷۸۶.

Comparison of Self-Focused Attention, Emotional Abuse, and Psychological Distress in Individuals with Hypertension and Healthy Individuals(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۱ تعداد دانلود : ۱۱۱
Objective : Hypertension is a common and chronic condition that increases the risk of heart failure, stroke, kidney disease, and psychological issues. This study aimed to compare self-focused attention, emotional abuse, and psychological distress between individuals with hypertension and healthy controls. Method : This descriptive, causal-comparative study was conducted in Miandoab. The sample included two groups: individuals diagnosed with hypertension (selected via purposive sampling) and matched healthy individuals. Participants completed the Self-Focused Attention Questionnaire (Woody et al., 1997), the Emotional Abuse Questionnaire (Norouzi, 2012), and the Kessler Psychological Distress Scale (Kessler, 2002). Data were analyzed using SPSS version 26 and the Kruskal-Wallis test. Results : Results indicated significant differences in mean levels of self-focused attention, emotional abuse, and psychological distress between individuals with hypertension and healthy individuals (P ≤ 0.05). Mean scores for these variables were higher in hypertensive individuals. Conclusion : These findings suggest that addressing and reducing these characteristics is significant in managing and treating hypertension.
۱۷۸۷.

Group ACT for Enhancing Mental Comfort in Mothers of ADHD Children(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۰ تعداد دانلود : ۸۰
Objective This study explored how group Acceptance and Commitment Therapy (ACT) can help improve the mental well-being of mothers who have children with Attention-Deficit/Hyperactivity Disorder (ADHD). Method The research method was semi-experimental with a pre-post-test design and a control group. Thirty mothers of children diagnosed with ADHD were recruited and randomly divided into two groups: 15 mothers participated in seven weekly ACT sessions, while 15 mothers formed the control group. We measured mental well-being using the Mental Comfort Questionnaire and analyzed the results using ANCOVA to account for initial differences. Results Mothers who attended the ACT sessions showed significant improvements in several areas of mental comfort, including positive emotions, self-confidence in coping, elevated feelings, family support, communication within close groups, and overall mental well-being (all p< 0.05). Effect sizes were moderate to large (η² between 0.12 and 0.65). Social support showed a trend toward improvement (p = 0.07), but no significant changes were observed in mental control or social connection. Conclusions Group ACT appears to be an effective approach to enhance various aspects of mental comfort among mothers caring for children with ADHD, promoting greater psychological flexibility and better interpersonal relationships. However, challenges in mental control and social connection suggest that additional or combined therapies might be necessary. These findings support ACT as a flexible, culturally adaptable method to support caregiver mental health.
۱۷۸۸.

The Mediating Role of Sexual Sensation Seeking in the Marital Relationships in Individuals with Attention Deficit Hyperactivity Disorder(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۳ تعداد دانلود : ۱۰۴
Objective: Extramarital relationships pose challenges to family life and can affect the mental health and well-being of family members. The purpose of the present study was to investigate the mediating role of sexual sensation seeking on marital infidelity, sexual performance, and sexual satisfaction in individuals with attention deficit hyperactivity disorder. Methods: The present research was conducted based on a correlation and structural equation design. Among all married individuals referring to counseling and psychological service centers in Qazvin in 2022, 216 were selected through purposive sampling and participated as subjects. Data were collected using the self-report scale of Attention Deficit Hyperactivity Disorder, the Infidelity Scale, the Sexual Satisfaction Questionnaire, the Sexual Function Questionnaire, and the Kalichman and Rompa Questionnaire. Data analysis was performed using SPSS version 25, Smart PLS version 3.3, and structural equation modeling. Results: The results showed that the relationship between sexual performance and the mediating variable of sexual excitement (β=0.25, t=4.20), sexual satisfaction and the mediating variable of sexual excitement (β= 0.18, t=3.87), the relationship between sexual performance and extramarital relationships (β=0.12, t=3.17), the relationship between sexual satisfaction and extramarital relationships (β=0.20, t=3.53), and the relationship between sexual excitement and extramarital relationships (β=0.25, t=5.28) were significant. Conclusion: The results of the study showed that sexual satisfaction, sexual function, and sexual sensation seeking can predict attitudes toward marital infidelity. Therefore, it is necessary to provide this information to couples in premarital counseling so that they can discuss sexual problems with a marriage counselor and a sex therapist in couples and receive specialized counseling for treatment if needed, to prevent the tendency toward marital infidelity.
۱۷۸۹.

Presenting a Structural Model of the Effectiveness of Cognitive-Based Intervention on Fat and Cortisol Profiles with the Mediating Effect of Brain-Behavioral Systems, Cognitive Flexibility in Overweight People with High Stress(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۸ تعداد دانلود : ۱۰۴
Objective : The present study aimed to present and investigate the structural model of the effectiveness of the cognitive-based intervention on cortisol and lipid profiles, with the mediating effect of cognitive flexibility and behavioral brain systems in overweight people with high stress. Method : The research design was experimental with a control group, pre-test-post-test, and follow-up design. Multivariate analysis of covariance was used to analyze the data. The statistical population of this research was all 190 people referred to the cosmetic surgery clinic in 2023. The research sample consisted of 30 people (15 for the experimental group and 15 for the control group) selected through the purposeful sampling method and according to the research inclusion and exclusion criteria. The respondents answered the Behavioral Activation / Inhibition Systems Scale (Carver & White, 1994) and Connor and Davidson’s Flexibility Questionnaire (2003). A semi-structured interview was used to measure stress. Results : The results of univariate covariance analysis showed a significant difference between the two experimental and control groups in the variables of brain-behavioral systems (F = 3.824, P = 0.035) and cognitive flexibility (F = 4.958, P = 0.032). Also, the effectiveness of the cognitive intervention on cortisol was 0.70. It means that 79% of the changes obtained in the post-test scores of the experimental group were due to the intervention. Conclusion : We can conclude that stress leads to an increase in overweight and a reduction in an individual's flexibility and positive attitude toward body image. Therefore, using Yoga, breathing exercises, cognitive therapy, and treating overweight people to manage their stress correctly is necessary.
۱۷۹۰.

تدوین مدل علی حس انسجام بر اساس سرمایه های روانشناختی با میانجی گری کمال طلبی و خودشناسی انسجامی در بیماران سرطانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۳ تعداد دانلود : ۸۰
مقدمه: با افزایش جهانی عوامل خطر وشیوع روز افزون پراسترس ترین بیماری بشر یعنی سرطان، لزوم توجه به مشکلات روانشناختی و کیفیت زندگی این بیماران بیش از گذشته احساس می شود. بنابراین هدف از این پژوهش تدوین مدل علی حس انسجام بر اساس سرمایه های روانشناختی با میانجی گری کمال طلبی و خودشناسی انسجامی در بیماران سرطانی بود. روش: این پژوهش از لحاظ هدف بنیادی و ازنظرگردآوری داده ها، توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری آن کلیه بیماران سرطانی مراجعه کننده به مراکز درمانی استان مرکزی بود که ۲۰۰ نفر از آنها به صورت هدفمند انتخاب شدند. ابزارهای سنجش پرسشنامه حس انسجام آنتونووسکی (۱۹۹۳)، پرسشنامه کمال گرایی هویت و فلت (۱۹۹۹)، پرسشنامه خودشناسی انسجامی قربانی (۲۰۰۸) و پرسشنامه سرمایه های روانشناختی (لوتانز، 2008) بود. روش تحلیل داده ها مدل یابی معادله های ساختاری با نرم افزارهایSmart-PLS 4 , SPSSv 26   بود. برای سنجش اثر غیر مستقیم نیز از روش بوت استراپ استفاده شد. یافته ها: در این پژوهش اثرعلی و مستقیم سرمایه های روانشناختی بر خودشناسی انسجامی به صورت مثبت (155/0= β ) و برکمال طلبی به صورت منفی.( 225/0-= β) در سطح P<0.01 ) ) معنادار شد. اثر مستقیم کمال طلبی بر حس انسجام  به صورت منفی (360/0-= β) و اثر خودشناسی انسجامی برحس انسجام نیز به صورت مثبت (428/0 = β) در سطح P < 0.01 ) ) معنادار شدند . اثرغیر مستقیم سرمایه های روانشناختی از طریق خودشناسی انسجامی(066/0) و کمال طلبی بر حس انسجام نیز معنادار بود (08/0). نتیجه گیری: مدل بدست آمده از این پژوهش، توجه پژوهشگران حوزه سلامت را به این نکته که سرمایه های روانشناختی به صورت مستقیم قادر به پیش بینی حس انسجام نیست ولی می توان با کاهش کمال گرایی و یا افزایش خودشناسی انسجامی حس انسجام را در بیماران سرطانی بهبود بخشید، معطوف می دارد.
۱۷۹۱.

تدوین مدل ارتباطی کیفیت زندگی، ذهن آگاهی و شفقت به خود با میانجی-گری رفتارهای خودمراقبتی در بیماران دیالیزی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۱ تعداد دانلود : ۵۷
مقدمه: هدف از پژوهش حاضر بررسی تدوین مدل ارتباطی کیفیت زندگی، ذهن آگاهی و شفقت به خود با میانجی گری رفتارهای خودمراقبتی در بیماران بیماران دیالیزی بود. روش: روش این مطالعه توصیفی- همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش بیماران دیالیزی شهر کاشان از فروردین تا مرداد سال 1403 بودند. حجم نمونه بر اساس مدل کلاین (2023) و با روش نمونه گیری در دسترس 300 نفر انتخاب شد. ابزار گردآوری داده های پژوهش شامل پرسشنامه کیفیت زندگی سازمان بهداشت جهانی (2004)، سیاهه ذهن آگاهی فرایبورگ والش و همکاران (2006)، فرم کوتاه مقیاس شفقت به خود رائس و همکاران (2011) و مقیاس تجربه توان خودمراقبتی کئرنی و فلیسچر (1979) بود. داده ها با استفاده از همبستگی پیرسون و معادلات ساختاری تحلیل شد. نرم افزار تحلیل داده ها برنامه SPSS و AMOS نسخه 28 بود. یافته ها: یافته های پژوهش نشان داد که اثرات مستقیم ذهن آگاهی (51/0=β و 001/0=sig) و شفقت به خود (54/0=β و 001/0=sig) بر کیفیت زندگی معنادار بود. همچنین نتایج نشان داد که رفتارهای خودمراقبتی در رابطه بین ذهن آگاهی (61/0=β و 001/0=sig) و شفقت به خود (52/0=β و 001/0=sig) با کیفیت زندگی نقش میانجی و معنادار دارد. مدل نهایی پژوهش از برازش مطلوبی برخوردار بود (03/0=RMSEA و 05/0>p). نتیجه گیری: با توجه به یافته های این پژوهش و اهمیت نقش ذهن آگاهی و شفقت به خود در کیفیت زندگی بیماران دیالیزی استفاده از آموزش ذهن آگاهی و درمان مبتنی بر شفقت به خود برای بهبود کیفیت زندگی در این بیماران پیشنهاد می شود.
۱۷۹۲.

The Effectiveness of Mindfulness-Based Stress Reduction on Worry, Cognitive Distortions, and Depression in Students with Insomnia Symptoms(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۵ تعداد دانلود : ۵۷
Objective: Insomnia, marked by difficulty falling or staying asleep, affects many students and contributes to increased worry, cognitive distortions, and depression, exacerbating their overall well-being and academic performance. This study evaluates the effectiveness of Mindfulness-Based Stress Reduction (MBSR) in reducing worry, cognitive distortions, and depression in students with insomnia symptoms. Method: The research utilized a quasi-experimental design with a pretest-posttest control group. The statistical population consisted of university students in Ardabil Province during the 2023-2024 academic year. A total of 34 students were purposefully selected based on predefined criteria (e.g., insomnia symptoms) and then randomly assigned to either the intervention group (n = 17) or the control group (n = 17). The research instruments included the Insomnia Severity Index (2001), the Penn State Worry Questionnaire (1990), the Cognitive Distortions Questionnaire (2004), and the Beck Depression Inventory (1996). The intervention group participated in eight weekly sessions of 90-minute MBSR, while the control group received no intervention. Data were analyzed using multivariate analysis of covariance with SPSS-27. Results: The results indicated that MBSR significantly reduced worry (F = 46.86), rejection in interpersonal relationships (F = 30.07), unrealistic expectations in relationships (F = 41.54), misperception in interpersonal relationships (F = 30.38), and depression (F = 41.20) among students with insomnia symptoms (P < 0.001). Conclusion: The results highlight the potential of MBSR as a valuable non-pharmacological intervention for managing insomnia and associated psychological challenges in academic settings. Given its effectiveness, further research could explore long-term benefits and applicability across diverse student populations and settings.
۱۷۹۳.

رابطه راهبردهای مقابله با درد با ابعاد تصویر بدنی با نقش تعدیل کننده شاخص توده بدنی در بیماران مبتلا به درد مزمن(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۸ تعداد دانلود : ۵۵
مقدمه: ابتلا به بیماری های مزمن از مشکلات عمده مراقبت های بهداشتی در سراسر جهان است. مطالعه حاضر با هدف بررسی رابطه راهبردهای مقابله با درد با ابعاد تصویر بدنی و با نقش تعدیل کننده شاخص توده بدنی انجام شد. روش: روش پژوهش حاضر توصیفی از نوع همبستگی و جامعه آماری کلیه بیماران مبتلا به بیماری های مزمن مراجعه کننده به مراکز درمانی شهر اصفهان (بیمارستان خورشید، سیدالشهدا، الزهرا و کلینیک تخصصی آریانا) در بازه سنی 45-20 سال بودند که با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس، 125 نفر از آن ها به عنوان نمونه پژوهشی انتخاب شدند. ابزار مورد استفاده در پژوهش شامل پرسشنامه مدیریت درد وندربیلت، پرسشنامه پذیرش درد مزمن، پرسشنامه روابط چند بعدی بدن-خود، پرسشنامه شکل بدنی، مقیاس قدردانی عملکرد و مقیاس قدردانی بدنی بود. به منظور تحلیل داده ها از روش معادلات ساختاری مبتنی بر واریانس حداقل مجذورات جزیی و آزمون همبستگی پیرسون استفاده شد. یافته ها: نتایج نشان داد که شاخص توده بدنی در رابطه راهبردهای مقابله با درد و تصویر بدنی نقش تعدیل کننده دارد. ابعاد تصویر بدنی (رضایت بدنی، ارزیابی ظاهر، قدردانی بدنی و ادراک عملکرد بدنی) با راهبرد مقابله ای فعالانه و پذیرش درد (مشارکت در فعالیت)، رابطه مثبت و معنی دار (P <0.01**) و با راهبرد منفعلانه و پذیرش درد (تمایل به درد) رابطه منفی و معنی دار (P <0.01** و P<0.05*) دارند. نتیجه گیری: از پژوهش حاضر می توان نتیجه گرفت در رابطه با تصویر بدنی، با افزایش شاخص توده بدنی، آسیب پذیری افراد نسبت به راهبردهای مقابله ای منفعلانه افزایش می یابد و کارآیی راهبردهای فعالانه و پذیرش درد کمتر می شود.
۱۷۹۴.

اثربخشی درمان شناختی- رفتاری مبتنی بر ذهن آگاهی بر نگرانی از تصویر بدنی، ترس از ارزیابی منفی و روابط با همسالان در دختران مبتلا به بلوغ زودرس(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۷ تعداد دانلود : ۸۹
مقدمه: پژوهش حاضر با هدف اثربخشی درمان شناختی- رفتاری مبتنی بر ذهن آگاهی بر نگرانی از تصویر بدنی، ترس از ارزیابی منفی و روابط با همسالان در دختران مبتلا به بلوغ زودرس انجام شد. روش: روش پژوهش حاضر نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه گواه بود. جامعه آماری این پژوهش، شامل کلیه دختران ۱۱ تا ۱۳ سال مبتلا به بلوغ زودرس مراجعه کننده به کلینیک غدد کودکان شهرستان ساری بودند، که از بین آن ها تعداد 30 نفر از دختران به صورت هدفمند انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش (15 نفر) و گواه (15 نفر) جایگزین شدند. جهت گردآوری داده ها از پرسشنامه نگرانی از تصویر بدن (لیتلتون و همکاران، 2005)، پرسشنامه ترس از ارزیابی منفی (ﻟﺮی، 1983) و پرسشنامه روابط با همسالان (هادسون، 1992) استفاده شد. گروه آزمایش به مدت 2 ماه در 8 جلسه 90 دقیقه ای و به صورت هفتگی درمان شناختی-رفتاری مبتنی بر ذهن آگاهی به نقل از بحرینی و همکاران (2022) را دریافت نمودند. جهت تجزیه و تحلیل داده ها، از تحلیل کوواریانس چند متغیری با استفاده از نرم افزار SPSS نسخه 26 انجام شد. یافته ها: نتایج نشان داد که بعد از اثرات پیش آزمون، تفاوت معناداری بین میانگین پس آزمون دو گروه در متغیر های نگرانی از تصویر بدنی (05>0P = ، 07/21F = )، ترس از ارزیابی منفی (05>0P = ، 29/50F = ) و روابط با همسالان (05>0P = ، 19/58F = ) در دختران مبتلا به بلوغ زودرس وجود داشت. نتیجه گیری: بر اساس یافته های پژوهش، می توان نتیجه گرفت که درمان شناختی-رفتاری مبتنی بر ذهن آگاهی می تواند سبب کاهش نگرانی از تصویر بدن، ترس از ارزیابی منفی و روابط با همسالان دختران دارای بلوغ زودرس شود و می توان این مداخله را به دختران دارای بلوغ زودرس، روان شناسان و مشاوران کودک و نوجوان  توصیه کرد.
۱۷۹۵.

مقایسه آشفتگی روان شناختی و رفتارهای خودکشی در بین افراد دارای ملال جنسیتی: متقاضی جراحی، جراحی شده و افراد عادی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۳ تعداد دانلود : ۶۳
مقدمه: نارضایتی جنسی، گروهی از اختلالات را تشکیل می دهند که علامت اصلی آن ها ترجیح مداوم ایفای نقش جنس مخالف و داشتن این احساس است که بیمار با جنسیت اشتباهی به دنیا آمده است و همین اشتباه بودن بسیار اضطراب زا و عامل افسردگی برای این افراد می باشد. در اغلب موارد این افراد اقدام به تغییر جنسیت خود می کنند که امری نا پذیرفتنی از سوی جامعه و خانواده می باشد و می تواند مشکلات بسیاری برای فرد به بار آورد. هدف پژوهش حاضر بررسی مقایسه ای آشفتگی روان شناختی و رفتارهای خودکشی در بین افراد دارای ملال جنسیتی متقاضی جراحی، جراحی شده و افراد عادی بود. روش: روش پژوهش حاضر از نوع علی مقایسه ای بود. جامعه آماری شامل کلیه افراد متقاضی جراحی، جراحی شده و افراد عادی به تعداد 90 نفر (برای هر گروه 30 نفر) بود که به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. به منظور جمع آوری داده های پژوهش از مقیاس افسردگی، اضطراب و استرس (لاویبوند و لاویبوند، 1995)، پرسشنامه افکار خودکشی ( بک، 1961) و پرسشنامه تجدیدنظر شده خودکشی (عثمان و همکاران، 2001) استفاده شد. برای تحلیل داده ها از تحلیل واریانس چند متغیره با کمک نرم افزار SPSS نسخه 22 استفاده شد. یافته ها: بر اساس نتایج به دست آمده بین گروه های متقاضی جراحی و عادی در هر سه متغیر اضطراب، استرس و افسردگی تفاوت معنی داری وجود دارد. همچنین بین افکار و اقدام به خودکشی طی زندگی گروه متقاضی با عادی و بین گروه عادی و جراحی کرده تفاوت معناداری وجود دارد (05/0 >P)، بین گروه متقاضی و جراحی کرده و بین گروه عادی و جراحی کرده در فراوانی اقدام به خودکشی در یک سال گذشته تفاوت معناداری وجود دارد (05/0 >P)، بین گروه متقاضی و جراحی کرده و بین گروه عادی و جراحی کرده درتهدید به خودکشی تفاوت معناداری وجود دارد (05/0 >P)، بین گروه متقاضی و جراحی کرده در مؤلفه احتمال اقدام به خودکشی در آینده تفاوت معناداری وجود دارد (05/0 >P) و درنهایت، بین گروه متقاضی و جراحی کرده و بین گروه عادی و جراحی کرده در افکار خودکشی تفاوت معناداری وجود دارد (05/0 >P). نتیجه گیری: نتایج حاکی از آن است که تشخیص درست و تغییر جنسیت در بین ناراضیان جنسیتی می تواند در سلامت روان و کاهش رفتارهای خودکشی تأثیر مثبتی داشته باشد

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان