نقش مدیریت عملکرد در سازمان ها‘تعیین عوامل مهم موفقیت ومعیارهای عملکرد مطلوب افراد و بهبود مستمر آنهاست.رویکرد سنتی مدیریت عملکرد در سازمانهای دولتی کشور‘درقالب نظام ارزشیابی کارکنان دولت‘نه تنها در ایفای چنین نقش مهمی چندان موفق نبوده است ‘بلکه خود عامل کاهش وفاداری افراد به سازمانها ودرنتیجه افت کیفیت وبهره وری آنها بوده است. در این مقاله ‘ که حاصل یک طرح پژوهش ملی است ‘تلاش شده است مختصری از دستاوردهای ارزیابی طرح موجود ارزشیابی کارکنان دولت با تأکید بر مشکلات و نارسای های آن ارایه واقدامات کلی در جهت اصلاح وتقویت طرح مذکور وتأمین ساز و کارهای پویایی آن پیشنهاد شود. الگوی نظری مورد استفاده در این ارزیابی‘الگویIPP است که با استفاده از روش پیمایشی وانجام نمونه گیری ودریافت نظرات از طریق پرسشنامه ‘برای شناخت ضعف های طرح موجود ارزشیابی کارکنان دولت از آن بهره گیری شد. یافته ها و نتایج پژوهش نشان میدهد این طرح در ارتباط با الف)میزان انطباق آن با واقعیت های نظام اداری کشور؛ب)بعد محتوایی آن از نظر دستورالعملهای اجرایی‘فرم ها ومعیارهای مورد استفاده در ارزشیابی عملکرد کارکنان دولت دارای نارسایی هایی است . در پایان مقاله‘درباره این نارسایی ها و چگونگی تعدیل آنها پیشنهادهایی ارایه شده است .
هدف از این پژوهش رابطه ساده و چند متغیری بین ویژگیهای شخصیتی و سبکهای رهبری مدیران سازمانهای دولتی اهواز است. در این پژوهش رابطه عوامل 16 گانه شخصیتی کاتل با سه سبک رهبری ملاحظه کار، سازمانده و مشارکتی مورد بررسی قرار گرفت. از بین 148 سازمان دولتی مستقر در شهرستان اهواز 85 سازمان به طور تصادفی ساده انتخاب شدند. برای شناخت سبک رهبری مدیران، 5 نفر از کارکنان زیردست هر مدیر نیز به روش تصادفی ساده انتخاب گردیدند. در مجموع 170 مدیر یا معاون مدیر و850 نفر از کارکنان زیردست آنان در پژوهش شرکت داده شدند. از نمونه مدیران 118 نفر به پرسشنامه شخصیتی کاتل پاسخ دادند. 590 نفر از زیر دستان این مدیران نیز پرسشنامه سبک های رهبری را تکمیل کردند. نتایج حاصل نشان دادند که: (1) از بین 16 عامل شخصیتی مورد بررسی در این پژوهش، عوامل شخصیتی C (استوار – احساساتی) و Q1 (خطرکننده – محافظه کار) با سبک رهبری ملاحظه کار، عوامل شخصیتی L (شکاک – زودباور) و Q3 (خویشتن دار – ناخویشتن دار) با سبک رهبری سازمانده و عوامل شخصیتی B (باهوش – کم هوش)، F (بی خیال – جدی) و H (جسور – ترسو) با سبک رهبری مشارکتی، همبستگی ساده و معنی داری دارند. (2) از بین 16 عامل شخصیتی کاتل، عوامل C (استوار – احساساتی)، A (مردم آمیز – کناره جو)، L (شکاک – زودباور) و Q1 (خطرکننده – محافظه کار) با سبک رهبری ملاحظه کار، عوامل L (شکاک – زودباور) و C (استوار – احساساتی) با سبک رهبری سازمانده، و عوامل Q1 (خطر کننده – محافظه کار)، G (اصولی – مصلحت گرا) و H (جسور – ترسو) با سبک رهبری مشارکتی به روش مرحله ای همبستگی چندمتغیری معنی دار دارند.
این پژوهش به بررسی رابطه سرسختی روانشناسی و روشهای مقابله با تنیدگی می پردازد. نمونه مورد بررسی شامل 104 نفر از دانشجویان (66 دختر و 38 پسر نفر) سال اول بودند که به صورت نمونه گیری خوشه ای بطور تصادفی از 12 گروه آزمایشی در 6 دانشکده دانشگاه اصفهان انتخاب گردیدند. به منظور جمع آوری داده ها از پرسشنامه سرسختی اهواز و پرسشنامه روشهای مقابله با تنیدگی پارکر و اندلر (1990)، استفاده شد. نتایج ضریب همبستگی پیرسن نشان داد رابطه سرسختی روان شناختی و روشهای مقابله مساله مدار (r<0.408) و هیجان مدار (r=-0.544) معنادار بود (P<0.01). همچنین نتایج تحلیل واریانس چند عاملی نشان داد دانشجویانی که در پرسشنامه سرسختی روان شناختی نمره بالا آورده بودند بطور معناداری بیشتر از روشهای مقابله ای مساله مدار استفاده می کردند (P=0.01) در حالیکه دانشجویانی که در پرسشنامه سرسختی روان شناختی نمره پایین آورده بودند به طوری معناداری بیشتر از روشهای مقابله ای هیجان مدار استفاده می کردند (P<0.01). ارتباط متغیرهای جنس، سن، تحصیلات والدین و وضعیت اجتماعی – اقتصادی خانواده با سرسختی روان شناختی و استفاده از روشهای مقابله ای مساله مدار، هیجان مدار و اجتناب مدار فقط ارتباط سن و روش مقابله ای هیجان مدار معنادار بود
پژوهش حاضر به بررسی ارتباط بین جهت گیریهای مذهبی با میزان تنیدگی در دانشجویان دانشگاه تهران می پردازد. برای بررسی فرضیه فوق ابتدا از بین دانشجویان دانشگاه تهران به روش نمونه گیری تصادفی ساده 100 نفر انتخاب شدند. در نهایت 30 نفر که جهت گیری مذهبی درونی و 30 نفر که جهت گیری مذهبی برونی داشتند به عنوان دو گروه نمونه انتخاب شدند. ابزار اصلی پژوهش «پرسشنامه تنیدگی مسلیچ» و «مقیاس جهت گیریهای مذهبی آلپورت» می باشد به منظور آزمون فرضیه تحقیق، از آزمون ضریب همبستگی گشتاوری پیرسن و آزمون z استفاده گردید. نتایج آزمون فرضیه ها نشان می دهند که بین جهت گیری مذهبی درونی با کاهش تنیدگی و بین جهت گیری مذهبی برونی با افزایش تنیدگی همبستگی معنی داری وجود دارد. بنابراین می توان نتیجه گیری کرد که جهت گیری مذهبی به عنوان یک تعدیل گر تنیدگی عمل کرده و افراد با جهت گیری مذهبی درونی تنیدگی کمتری را تجربه می کنند
روان – عصب – ایمنی شناسی – به حوزه بین رشته ای جدیدی اطلاق شود که در آن تعامل عوامل روان شناختی با وضعیت های عصب شناختی و ایمنی شناختی مورد مطالعه قرار می گیرد. مطالعات نشان می دهند که شرایط سو روان شناختی (مثلا تنیدگی های مزمن) یا هیجان های منفی با میانجی های عصب شناختی، هورمونی و ایمنی شناختی می توانند، آسیب پذیری جسمانی آزمودنیها را در مقابل آسیب زاهای محیطی افزایش دهند. در این تحقیق به منظور بررسی اثر بازی های رایانه ای و هیجان های متعاقب آنها بر مقادیر کورتیزول صبحگاهی و شامگاهی 16 دانش آموز سال دوم راهنمایی با میانگین سنی 12.6 سال از یک مدرسه راهنمایی نمونه شبانه روزی به صورت تصادفی انتخاب شدند و به روش جایگزینی تصادفی در قالب طرح سولومون، در چهار گروه قرار گرفتند. دو گروه آزمایشی، 27 روز و هر روز به مدت شصت دقیقه به بازی های رایانه ای مختلف پرداختند. نمونه های خون صبحگاهی و شامگاهی، در آغاز و پایان مطالعه، بر اساس طرح سولومون، از آزمودنی ها گرفته شد و نتایج با استفاده از روش تحلیل واریانس بررسی شدند. یافته های ما نشان داد که بازی های رایانه ای به طور معنادار، کورتیزول صبحگاهی (P=0.01) و کورتیزول شامگانی (P<0.05) را افزایش می دهد. با توجه به تغییرات روانی فیزیولوژیک ارگانیزم تحت هیجان و آثار ضعیف ساز هورمون کورتیزول بر نظام ایمنی بدن، این نتایج می توانند یافته مهمی در مقوله مطالعات تنیدگی – بیماری و حوزه های مشابه باشند