مقدمه: این پژوهش به منظور مقایسه میزان فعالیت نظام های مغزی/ رفتاری در سه گروه افراد مبتلا به پرفشاری خون با و بدون مصرف دارو و افراد بهنجار انجام شده است.
روش: از بیماران و ملاقات کنندگان از بیماران در بیمارستان بوعلی سینای قزوین 163 نفر که شامل 56 نفر گروه پرفشارخون (29 زن و 27 مرد) که سابقه مصرف داروی فشار خون داشتند، 51 نفر پرفشار بدون سابقه مصرف دارو (28زن و 23 مرد) و 56 نفر گروه بهنجار (26 زن و 30 مرد) با استفاده از نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. پس از اندازه گیری فشارخون هر فرد، پرسشنامه شخصیتی نظام های مغزی/ رفتاری تکمیل شد.
یافته ها: نتایج تحلیل واریانس یک راهه نشان داد که بین گروه های مورد مطالعه در نظام های بازداری رفتاری و ستیز/ گریز و مؤلفه های اجتناب فعل پذیر، رفتار روی آورد، اجتناب فعال و ستیز تفاوت معناداری وجود دارد. در نظام فعال ساز رفتاری و مؤلفه های خاموشی و گریز تفاوت معنادار نبود. پیگیری نتایج با آزمون توکی نشان داد که بین دو گرو پرفشار در هیچ یک از نظام ها و مؤلفه ها تفاوت معناداری وجود ندارد. گروه پرفشار با مصرف دارو در مؤلفه های اجتناب فعل پذیر، ستیز، نظام بازداری رفتاری و نظام ستیز/ گریز نسبت به گروه بهنجار نمره بیشتری داشتند و در مؤلفه اجتناب فعال حالت عکس بین این دو گروه وجود داشت. همچنین گروه پرفشار بدون مصرف دارو در مؤلفه های رفتار روی آورد، ستیز و نظام ستیز- گریز نسبت به گروه بهنجار نمره بیشتری داشتند اما در مؤلفه اجتناب فعال حالت عکس بین این دو گروه وجود داشت.
نتیجه گیری: افراد مبتلا به فشارخون در نظام بازداری و ستیز/ گریز فعالیت بیشتر و در سیستم فعال ساز رفتاری فعالیت کمتری دارند. بر این اساس با توجه نظریه گری افراد مبتلا به فشارخون بالا از نظر شخصیتی گرایش بیشتری به عواطف منفی دارند.
در سال های اخیر از روش های داده کاوی به طور گسترده درزمینه ی یادگیری الکترونیکی استفاده شده است. درواقع محققین مختلف با استفاده از روش های داده کاوی سعی در شناخت هر چه بیشتر یادگیرندگان و درنتیجه ایجاد یادگیری تطبیقی داشته اند. در تحقیقات از ویژگی ها، عملکرد، سبک یادگیری و سبک شناختی یادگیرندگان استفاده شده است. این مقاله به شناسایی سطح دانش یادگیرندگان و مدل سازی آن ها به منظور شخصی سازی آموزش ارائه شده، می پردازد. به منظور ایجاد مدل پیشنهادی از شبکه عصبی تابع پایه شعاعی بهبودیافته استفاده شده و برای ارتقاء این شبکه از یک رویکرد آموزش سه مرحله ای بهره گیری شده است. این رویکرد در مرحله اول از الگوریتم بهینه سازی گروه ذرات، در مرحله دوم الگوریتم نزدیک ترین K همسایه و در فاز سوم الگوریتم تندترین کاهش را به کار گرفته است. در ادامه ی مقاله به بررسی مشخصه های یادگیرندگان پرداخته و چهار مشخصه مناسب به منظور پیش بینی متغیر کلاس جهت تعیین سطح دانش یادگیرندگان، ایجادشده است. جهت ارزیابی مدل ارائه شده، یک دوره ی مجازی آموزش مایکروسافت اکسل مورد آزمایش قرارگرفته است. یادگیرندگان دوره ی موردنظر در سه گروه آزمایشی قرار گرفتند. یکی از گروه ها از مدل پیشنهادی استفاده کرده و دو گروه دیگر از یادگیرندگان از ارائه دروس متوسط و الگوریتمی موجود از ادبیات تحقیق بهره بردند. نتایج حاصل از آزمایش ها، موفقیت و رضایت تحصیلی یادگیرندگان گروه مربوط به مدل پیشنهادی را نشان می دهد.
پژوهش حاضر با هدف شناسایی راهکارهای نهادینه سازی اثربخش سبک زندگی اسلامی در مدارس دوره متوسطه انجام شد. روش پژوهش توصیفی از نوع پیمایشی با رویکرد کاربردی بوده است. به کمک فرمول کوکران 364 نفر از دبیران دوره های اول و دوم متوسطه در نواحی چهارگانه شهر قم (95-1394( با روش تصادفی انتخاب شدند. ابزار پژوهش، پرسش نامه محقق ساخته روا و پایا بوده و نتایج پژوهش با استفاده از شاخص های آمار توصیفی و استنباطی مورد تحلیل قرار گرفت. نتایج پژوهش نشان داد که: 1. از نظر دبیران در میان راهکارهای چهارگانه مؤثر بر سبک زندگی اسلامی در مدارس، به ترتیب عبارت بودند از: راهکارهای آموزشی (با میانگین 17/4)، راهکارهای فرهنگی (با میانگین 56/3)، راهکارهای هنری (با میانگین 62/2) و راهکارهای پژوهشی (با میانگین 08/2)؛ 2. به جز راهکارهای آموزشی و پژوهشی در عامل جنسیت بین نظرات پاسخ گویان از لحاظ سایر عوامل جمعیت شناختی (سابقه، رشته تحصیلی، سطح تحصیلات) تفاوت معناداری در سطح 01/0 < p وجود ندارد.
In this study I have argued for a theoretical foundation of a coherent and defensible religious education (RE). It has been said that for RE to be accepted as a reasonable subject matter it should be researchable. But for a subject to be researchable، or research based، it needs to be supported by reason، a kind of reason that have a public and universal character. On the other hand we need a conception of religion being capable of giving this conception of reason، and adapting itself with its teachings. I have argued that the Shiite idea of innatism is a good base for providing a theory of reason upon which reason، while having an important role in human life، and an intrinsic connection with religion، has some limitations that can only be compensated by appealing to divine aspect of life and the path of God، namely religion. To show that the Shiite innatist conception of reason can be a good starting point I have argued that، this concept of reason comes from the Shiite belief that humans have a shared nature upon which they have the same emotional and cognitive view. So I have discussed the place and the weight of reason in Islam and Shiism، the idea of innatism، the innatist conception of reason، and connecting reason and religion by suggesting the innate human nature as the same root for both of them. By suggesting the same divine nature for reason and religious belief، I argued that rational principles are at the same time the divine rules for having the best sort of life. That is reason and religion have the shared tasks for following the intrinsic virtues. So we can conclude that a true religious belief، which is supported by reason، as Shiite belief seems to be، can be a reasonable base for making a religious education system. In this work I have referred mostly to Allamah Tabatabaei and Morteza Mutahhari، as the most influential contemporary Shiite scholars، to explain the Shiite's belief as to the nature of reason and religion.
مقدمه: درد، تجربه ی حسی ناخوش آیندی است که در برابر آسیب جسمی واقعی یا بالقوه به وجود می آید. ورزش، یکی از عوامل تاثیرگذار بر درد است. هدف پژوهش حاضر، مقایسه ی ادراک شدت درد، راهبردهای مقابله با درد و خودکارآمدی درد در زنان ورزشکار و غیر ورزشکار است.
روش کار: اینمطالعه به روش علی–مقایسه ای بر روی 60 نفر زن ورزشکار حرفه ای و 60 نفر زن غیر ورزشکار از دانشجویان سال تحصیلی 93-1392، دانشگاه شیراز صورت گرفته که به روش نمونه گیری تصادفی چندمرحله ای انتخاب شدند. ابزارهای مورد استفاده در پژوهش پرسش نامه ی درد مک گیل، خودکارآمدی درد و راهبردهای مقابله با درد بوده اند. داده ها از طریق آمار توصیفی، آزمون لوین و تحلیل واریانس چندمتغیری و با استفاده از نرم افزار SPSS نسخه ی 16 مورد تحلیل قرار گرفتند.
یافته ها: نتایج نشان داد که زنان ورزشکار نسبت به زنان غیر ورزشکار ادراک درد پایین تر (003/0=P) و خودکارآمدی درد بالاتری (001/0P<) دارند. به علاوه این زنان از راهبردهای مقابله ی توجه برگردانی، تفسیر مجدد از درد، نادیده انگاشتن، امیدواری یا دعا، گفتگو با خود و افزایش فعالیت به میزان بیشتری (001/0P<) استفاده می کنند. این در حالی است که زنان ورزشکار کمتر از زنان غیر ورزشکار به فاجعه آفرینی درد (003/0=P) می پردازند.
نتیجه گیری: بنا بر نتایجاین پژوهش، ورزش بر تجربه ی ادراک درد، خودکارآمدی درد و استفاده از راهبردهای مقابله با درد در زنان، موثر است.
هدف این تحقیق، طراحی و اعتباریابی الگوی مفهومی برای آزمون های دانشگاه باز و از دور است. روش تحقیق از نوع آمیخته (کمی و کیفی) است. جامعه تحقیق، اعضای هیأت علمی دانشگاه پیام نور ایران در سال تحصیلی 93-1392 بودند. حجم نمونه کمی طبق جدول کرجسی و مورگان، 286 نفر تعیین شد که به طور تصادفی انتخاب شدند. نمونه کیفی شامل 7 متخصص طراحی سؤال بود که به روش گلوله برفی انتخاب شدند. ابزارهای تحقیق، پرسش نامه محقق ساخته با 58 سؤال با پایایی 964/0 و مصاحبه نیمه ساختار مند بود. عناصر پنج گانه فلسفه،اهداف،طراحی،اجرا و ارزیابی نتایج و هم چنین شاخص های سه گانه هر عنصر مورد تحلیل توصیفی و آزمون t تک گروهی قرارگرفتند. نتایج نشان داد که عنصر فلسفه از میانگینی در حد ملاک (9) و سایر عناصر میانگینی بالاتر از ملاک داشتند و هر 5 عنصر در سطح 99% معنی دار بودند. شاخص های چشم انداز توسعه، فلسفه آموزش عالی و دانشگاه باز و از دور عنصر فلسفه، میانگینی در حد ملاک (6/3) و 99% معنی داری؛ شاخص های اهداف دانشگاه، اهداف شاخه، رشته و گروه از عنصر اهداف، میانگینی بالاتر از ملاک و 99% معنی داری؛ شاخص های قوانین ارزشیابی و کیفیت آزمون از عنصر طراحی، میانگینی بالاتر و معنی داری 99% داشتند؛ اما شاخص استاندارد طراحی سؤال میانگینی در حد ملاک داشت که معنی دار نبود. شاخص های سیاست و شیوه اجرا از عنصر اجرا، میانگینی در حد ملاک و 99% معنی داری و شاخص شرایط اجرا میانگینی بالاتر از ملاک و 95% معنی داری داشت. دو شاخص تصحیح و نمره گذاری از عنصر ارزیابی، از میانگینی در حد ملاک و شاخص تحلیل و بازخورد میانگینی بالاتر از ملاک برخوردار و هر سه شاخص 99% معنی دار بودند. یافته ها نشان دادند که می توان از این الگو در طراحی آزمون های دانشگاه باز و از دور استفاده کرد.
"مقدمه: باورهای دنیای عادلانه، مجموع باورهای کلی افراد در باب عادلانه بودن شرایط دنیا برای زندگی است. این باورها در بسیاری شرایط می توانند ماهیت هدایت کننده داشته و به این ترتیب انسان ها را از بعد رفتاری و روانی تحت تأثیر قرار دهند. به دلیل اهمیت این باورها پژوهش حاضر با هدف بررسی الگوی ارتباطی بین سلامت عمومی، رضایت از زندگی، عاطفه مثبت و منفی و افکار خودکار با باورهای دنیای عادلانه برای خود و دیگران به مرحله اجرا در آمده است. روش کار: جامعه آماری پژوهش را کل ساکنان شهر اصفهان تشکیل داده اند و گروه نمونه 400 نفر (200 زن و 200 مرد) بوده اند که به صورت نمونه گیری تصادفی چند مرحله ای از مناطق شرق، غرب، جنوب، و شمال شهر اصفهان نمونه گیری شدند. پرسش نامه های مورد استفاده در پژوهش شامل پرسش نامه سلامت عمومی (با 28 سؤال و چهار زیر مقیاس به نام های جسمانی سازی، اضطراب و بی خوابی، نارسایی عملکرد اجتماعی و افسردگی)، پرسش نامه رضایت از زندگی ( با 5 سؤال)، مقیاس عاطفه مثبت و منفی (PANAS با 20 سؤال، هر پرسش نامه 10 سؤال)، پرسش نامه افکار خودکار( با 30 سؤال) و پرسش نامههای باورهای دنیای عادلانه برای خود و دیگران (هریک با 8 سؤال) بوده اند. روایی صوری و محتوایی پرسش نامه های پژوهش بررسی و مورد تأیید قرار گرفتهاند. همچنین پایایی پرسش نامهها به شیوه پایایی درونی و تنصیف (آلفای کرونباخ، ضریب اسپیرمن ـ براون و ضریب گاتمن) نیز بررسی و مورد تأیید قرار گرفت. دادههای حاصل از پرسش نامهها با استفاده از تحلیل معادلات ساختاری ( تحلیل مسیر) و از طریق نرم افزار آماری ـ رایانهای LISREL نسخه 5 /8 مورد تحلیل قرار گرفت. نتایج: شواهد به دست آمده نشان داد که از بین کلیه متغیرهای پژوهش، صرفاً رضایت از زندگی با باورهای دنیای عادلانه برای دیگران (01/0P< و 218/0=β) و با باورهای دنیای عادلانه برای خود (01/0P< و 339/0= β) دارای ضریب مسیر مستقیم معنی دار بوده است. در عین حال در مرتبه بعدی افکار خودکار با رضایت از زندگی (01/0P< و 365/0-=β) دارای ضریب مسیر معنی دار بود. در مراتب بعدی نیز بین متغیرهای باقی مانده و افکار خودکار ضریب مسیر وجود داشت. نتیجه گیری: بررسی های به عمل آمده نشان داد که اثرگذارترین مسیر برای تعدیل باورهای دنیای عادلانه برای خود و دیگران، مسیر نارسایی عملکرد اجتماعی، سلامت عمومی، افکار خودکار، رضایت از زندگی به باورهای دنیای عادلانه برای خود و دیگران است.
"
هدف این پژوهش بررسی مفهوم خرد در میان عامه مردم بود. بدین منظور پژوهش حاضر در دو مرحله طراحی شد. در مرحله یک، یک پرسشنامه باز پاسخ به آزمودنی ها ارائه شد تا خردمندترین شخصی را که می شناسند نام برده و ویژگی های آن را بگویند. اطلاعات به دست آمده مورد تحلیل محتوا قرار گرفت. در مرحله دو، پرسشنامه به دست آمده از تحلیل محتوای مرحله یک به 558 آزمودنی داده شد. تحلیل عاملی انجام شده چهار عامل را نشان داد: درست کرداری و اخلاق مداری، کمال گرایی، اندیشمندی و مردم دوستی. دانش کامل تر در مورد خرد به طور بالقوه می تواند در درک موضوعاتی که روان شناسان جامعه به آن علاقه مندند، سودمند باشند.
این پژوهش با هدف بررسی مدلی درباره ی تن انگاره وتعیین روابط ساختاری عوامل جسمی و عوامل شناختی رفتاری دخیل در تن انگاره دانشجویان مونثایرانی انجام شد. به این منظورنمونه ای به حجم 497 نفراز دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد زرند به طورتصادفی انتخاب شدند و پس از اندازه گیری قد، وزن و شاخص توده بدنی با استفاده ازمقیاس حالت تن انگاره، مقیاس عزت نفس آزمون خویشتن پنداره ی مارش، پرسشنامه ی طرحواره ی ظاهر تجدید نظر شده، آزمون باورهای شخصی مربوط به ظاهر و پرسشنامه وارسی بدن مورد ارزیابی قرار گرفتند. ارزشیابی مدل با معادله ساختاری مدل سازی با استفاده از روش حداکثر احتمال برآورد دربرنامه نرم افزاری آموس ومحاسبه ی شاخصهای تناسب مدل حاکی از نیکویی برازش مدل پیشنهادی بود. اثرات مستقیم و غیر مستقیم سازه ی عوامل جسمی و سازه ی عوامل شناختی رفتاری به ترتیب با 0.417 و0.33 دراین مدل، 53٪ از تغییرپذیری تن انگاره دانشجویان مورد مطالعه را تبیین می کند. این یافته ها ضمن همخوانی با نتایج پژوهشهای مربوط به عوامل تاثیر گذار برتن انگاره و برخی از مدلهای آن، به شناخت بهتر ساختار پیچیده ی زیستی و روانشناختی تن انگاره کمک می کنند.
در این پژوهش با هدف اندازه گیری تنیدگی در دانشجویان، تعداد 200 دانشجـوی (100 زن و 100 مرد) ورزشکار با میانگین سنی 19 سـال و 300 دانشجوی (150 زن و 150 مرد) غیرورزشکار با میانگین سنی 18 سال از دانشگاه آزاد اسلامی منطقه پنج انتخاب شدند و به پرسشنامه تنیدگی (دایر، 1987) پاسخ دادند. نتایج تحلیل واریانس نشان دادند که دانشجویان غیرورزشکار تنیدگی بیشتری را نسبت به گروه ورزشکار تجربه میکنند. تفاوت تنیدگی در دو جنس معنادار نبود. نتایج براساس نقش فعالیت جسمانی در کاهش سطوح تنیدگی دانشجویان تفسیر شدند.
با توجه به اثرات مثبت حمایت اجتماعی و تاب آوری بر انطباق مثبت و رشد فرد در شرایط مشکل ، هدف از اجرای این پژوهش بررسی نقش پیش بینی کنندگی تاب آوری و حمایت اجتماعی در سلامت روانی والدین کودکان نابینا و ناشنوا است. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه والدین کودکان ناشنوا و نابینا، در شهر شیراز بود. برای انتخاب آزمودنی ها از روش نمونه گیری در دسترس استفاده شد. به این ترتیب که تمامی والدین کودکان ناشنوا و نابینا مشغول به تحصیل در مدارس نابینایان و ناشنوایان که به ترتیب شامل 72 و 59 نفر بودند، مورد آزمون قرار گرفتند. والدین به پرسشنامه های حمایت اجتماعی، تاب آوری و سلامت روانی پاسخ دادند. نتایج نشان داد که حمایت اجتماعی و تاب آوری با سلامت روانی والدین کودکان ناشنوا و نابینا رابطه دارد. همچنین نتایج تحلیل رگرسیون نشان داد که حمایت اجتماعی و تاب آوری به طور معنی داری قادر است تا سلامت روانی آنان را پیش بینی کند.