با توجه به وسعت نارضایتیها در سازمان های امروز به ویژه در دانشگاه ها، شناخت عوامل زمینه ای اعضاء هیأت علمی به عنوان مجریان اصلی برنامه های آموزش عالی الزامی است. پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه بین عوامل زمینه ای اعضاء هیأت علمی با رضایت شغلی و رضایت سازمانی آنان صورت گرفت. روش پژوهش توصیفی، از نوع همبستگی بود. از بین 194 نفر عضو هیأت علمی 122 نفر به عنوان نمونه آماری انتخاب گردید. پرسشنامه محقق ساخته سنجش رضایت شغلی و رضایت سازمانی مورد استفاده قرار گرفت. نتایج نشان داد که بین عوامل زمینه ای اعضاء هیأت علمی با رضایت شغلی و هم چنین رضایت سازمانی رابطه معنیداری وجود دارد. به علاوه مشخص گردید که بین رضایت شغلی و رضایت سازمانی اعضاء هیأت علمی نیز رابطه معنیداری وجود دارد.
موضوع تحقیق حاضر به بررسی رابطه بین ابعاد کیفیت رهبری سازمانی مدیران و میزان خلاقیت دبیران دبیرستان های پسرانه شهرستان مانه و سملقان میباشد. این تحقیق دارای یک فرضیه اصلی و تعداد نه فرضیه فرعی میباشد. هدف اصلی از انجام این پژوهش، شناسایی رابطه بین ابعاد کیفیت رهبری سازمانی و میزان خلاقیت دبیران دبیرستان های پسرانه مانه و سملقان میباشد. این پژوهش از نوع توصیفی بوده که به روش پیمایشی اجرا گردیده است. جامعه آماری این تحقیق را تعداد 130 نفر از دبیران دبیرستان های پسرانه شهرستان مانه و سملقان تشکلیل میدهد و نمونه آماری این پژوهش تعداد 97 نفر از اعضای جامعه آماری میباشد که به روش تصادفی ساده انتخاب گردیده است. برای تجزیه و تحلیل از روش های آمار توصیفی و استنباطی استفاده گردیده است و پس از تجزیه و تحلیل داده های آماری کلیه فرضیه های تحقیق تأیید گردیده اند و نتیجه گرفته شده است که هر یک از متغیرهای لیاقت رهبری سازمانی، شأن رهبری سازمانی، ارزش های رهبری سازمانی، دید رهبری سازمانی، تعهد احساسی رهبری سازمانی، قاطعیت رهبری سازمانی، درک افراد رهبری سازمانی، تیم سازی رهبری سازمانی و اثربخشی رهبری سازمانی با خلاقیت دبیران رابطه مثبت و معنیداری دارند.
مقدمه و هدف: امروزه خانواده های بسیاری از حیوانات خانگی مراقبت می کنند. بررسی پیامدهای روانی نگهداری حیوانات و همچنین بررسی صفات شخصیتی این افراد از اهمیت خاصی برخوردار است. هدف پژوهش حاضر، بررسی وضعیت سلامت روانی و ویژگی های شخصیتی صاحبان حیوانات خانگی مراجعه کننده به کلینیک دامپزشکی دانشگاه تهران می باشد.
مواد و روش ها: در این مطالعه توصیفی تعداد 612 نفر از صاحبان حیوانات خانگی (143 نفر صاحب گربه، 162 نفر صاحب سگ، 155 نفر صاحب پرنده و 152 نفر صاحب سایر حیوانات) که در طی یک دوره یک ساله از اول دی ماه 1384 تا آخر آذر 1385 به کلینیک دامپزشکی دانشگاه تهران مراجعه کرده بودند، به صورت نمونه گیری در دسترس و با استفاده از پرسشنامه سلامت عمومی و پرسشنامه خزانه سوالات شخصیتی بین المللی مورد بررسی قرار گرفتند. داده های جمع آوری شده با استفاده از نرم افزار SPSS و آزمون تحلیل واریانس یک راهه و آزمون تعقیبی توکی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
یافته ها: بیشترین درصد اختلال در صاحبان پرنده (234 نفر، 38.3 درصد) و کمترین آن در صاحبان سایر حیوانات (129 نفر، 24.3 درصد) مشاهده گردید. از مجموع تعداد افراد 4 گروه، 188 نفر (30.7 درصد) مشکوک به اختلال سلامت روان بودند. 122 نفر (20 درصد) دارای علایم جسمانی، 182 نفر (29.7 درصد) دارای اضطراب، 149 نفر (24.3 درصد) دارای اختلال در عملکرد اجتماعی و 84 نفر (13.7 درصد) دارای افسردگی بودند. تنها در بعد اختلال در عملکرد اجتماعی، صاحبان پرنده نسبت به صاحبان سایر حیوانات دارای اختلال بیشتری بودند (p=0.01). در ابعاد شخصیتی، صاحبان سگ از سطح پایین تری از سازش پذیری و پذیرا بودن نسبت به تجارب در مقایسه با سه گروه دیگر برخوردار بودند. صاحبان سایر حیوانات از ثبات هیجانی بالاتری نسبت به سه گروه دیگر برخوردار بودند.
نتیجه گیری: بر خلاف سایر کشورها، در ایران ممکن است داشتن حیوان خانگی میزان سلامت روان افراد را کاهش دهد یا این که احتمالا افراد با سلامت روان پایین تر، بیشتر اقدام به نگهداری حیوانات کرده باشند. در زمینه ویژگی های شخصیتی نیز به نظر می رسد صاحبان سگ افرادی ناسازگارتر و صاحبان سایر حیوانات افرادی با ثبات هیجانی بالاتر و از لحاظ سلامت روان در وضعیت بهتری نسبت به سه گروه دیگر باشند.
پژوهش حاضر با هدف ارزیابی اثر مستقیم و غیرمستقیم بازخورد نسبت به مصرف مواد، کانون کنترل و توانمندیهای فردی و اجتماعی بر مصرف مواد در نوجوانان در معرض خطر انجام شده است. نمونه پژوهش حاضر شامل 480 نفر از نوجوانان پسر سال اول متوسطه منطقه 19 شهر تهران بودند. داده های پژوهش با استفاده از پرسشنامه عوامل خطرساز و حفاظت کننده مصرف مواد و پرسشنامه بررسی وضعیت مصرف مواد گردآوری شدند. از روش تحلیل عامل تاییدی (CFA) و مدل معادلات ساختاری (SEM) بر پایه نرم افزار لیزری برای ارزیابی مدل ساختاری استفاده شد. بر اساس نتایج مدل معادلات ساختاری، متغیرهای نهفته بازخورد نسبت به مصرف مواد، مهارتهای خود مهارگری (خود گردانی) و احساس کنترل درونی به طور مستقیم و غیرمستقیم از طریق توانمندیهای اجتماعی بر مصرف مواد در نوجوانان در معرض خطر تاثیر می گذارد. هر چه مهارتهای خود مهارگری و احساس کنترل درونی در فرد بیشتر باشد، توانایی او در امتناع قاطعانه از مصرف مواد بیشتر خواهد بود که در جای خود به طور مستقیم با مصرف کم مواد مرتبط است. مدل ارزیابی شده از شاخص های برازندگی خوبی برخوردار بود. با توجه به نتایج این پژوهش، آموزش های مهارتهای خودگردانی و اجتماعی، تغییر بازخورد نوجوانان نسبت به مصرف مواد و ایجاد احساس کنترل درونی و افزایش حرمت نفس نوجوانان در پیشگیری از مصرف مواد بسیار مفید است. این مولفه ها باید بخش مهم برنامه های پیشگیری از سوء مصرف مواد در نوجوانان در معرض خطر باشد.
این پژوهش میزان اثربخشی رسانه های شنیداری- دیداری متحرک مختلف بر مفهوم سازی مفاهیم درس فیزیک- مبحث نیرو در یادگیرندگان سال اول راهنمایی را مورد بررسی قرار داده است. هدف کلی مقایسه اثربخشی سه رسانه تلفیقی (ترکیب آموزش برنامه ای اسکینر، مراحل یادگیری گانیه، و طرح درس روزانه)، رسانه آموزشی دانش یار (موجود در مراکز فروش)، و رسانه انسانی (معلم) با یکدیگر بود.
طرح این پژوهش آزمایشی پیش آزمون- پس آزمون چندگروهی است. جامعه آماری شامل تمامی یادگیرندگان پسر و دختر سال اول راهنمایی شهر کرمان در سال تحصیلی87- 1386 بود. روش نمونه گیری شش کلاس در شش مدرسه راهنمایی مختلف به صورت تصادفی خوشه ای و ابزار گردآوری داده ها آزمون پیشرفت تحصیلی فیزیک چهارگزینه ای پژوهشگر ساخته بود که به صورت پیش آزمون و پس آزمون در گروه های آزمایشی (دانش یار و تلفیقی) و گروه های گواه (انسانی) اجرا شد. برای تعیین میزان اثربخشی هر رسانه بر مفهوم سازی این مراحل به ترتیب اجرا شد: اجرای پیش آزمون، اعمال متغیر مستقل (اجرای آموزش توسط رسانه)، و اجرای پس آزمون. برای تحلیل داده های بدست آمده از آمارهای توصیفی و استنباطی استفاده شد.
نتایج داده های توصیفی نشان داد یادگیرندگان پسر و دختر در درس فیزیک ضعیف هستند و رسانه تلفیقی بر مفهوم سازی مفهوم های فیزیک اثربخش بوده است. نتایج کلی داده های تحلیلی نشان دادند مفهوم سازی گروه های یادگیرنده ای که از طریق رسانه تلفیقی آموزش دیده بودند بر مفهوم سازی یادگیرندگانی که از طریق دو رسانه انسانی و دانش یار آموزش دیده بودند برتری داشت و مفهوم سازی یادگیرندگانی که از طریق رسانه انسانی آموزش دیده بودند بر مفهوم سازی گروه های یادگیرنده ای که از طریق رسانه دانش یار آموزش دیده اند برتری دارد.
در پژوهش حاضر به رابطه بین کارایی خانواده و دینداری و سلامت روان در دانشجویان و مقایسه آن بین گروه های دختر و پسر پرداخته شد. با توجه به مساله پژوهش، فرضیه های تحقیق به این صورت مطرح گردید: بین کارایی خانواده و دینداری و سلامت روان دانشجویان رابطه معناداری وجود دارد. همچنین بین این رابطه در گروه های دختر و پسر تفاوت معناداری وجود دارد. برای آزمون فرضیه های مذکور به کمک روش تحقیق همبستگی و با استفاده از پرسش نامه های کارایی خانواده (FAD) و دینداری و سلامت روان اطلاعات لازم جمع آوری شد. آزمودنی های این پژوهش 120 نفر بودند شامل 60 دختر و 60 پسر دانشجویی دانشگاه آزاد اسلامی که به صورت روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای چند مرحله ای انتخاب گردیدند. پس از جمع آوری داده ها و اطلاعات مورد نیاز با استفاده از روش های آمار توصیفی و استنباطی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. یافته ها نشان داد بین کارایی خانواده و دینداری و سلامت دانشجویان رابطه معناداری وجود دارد. اما بین این رابطه در دانشجویان دختر و پسر تفاوت معناداری وجود نداشت.