بیمارستان نقش بسزایی در استرداد سلامتی مردم برعهده دارد، بنابراین نوع فرهنگ سازمانی و میزان بلوغ سازمانی موجود در این مراکز از اهمیت بالایی برخوردار است و با توجه به اهمیت موضوع، این پژوهش با هدف تعیین رابطه بین فرهنگ سازمانی، بلوغ سازمانی کارکنان بیمارستانهای وابسته به دانشگاه علوم پزشکی اصفهان در سال 87 ـ1386 صورت گرفته است. این پژوهش از نوع توصیفی ـ همبستگی است. جامعه آماری شامل کلیه کارکنان بیمارستانهای دانشگاهی شهر اصفهان (11 بیمارستان) می باشد که براساس روش نمونه گیری تصادفی چند مرحله ای 360 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. داده ها با استفاده از 2 پرسشنامه (فرهنگ سازمانی و بلوغ سازمانی) جمع آوری شد و تجزیه و تحلیل داده ها نیز با استفاده از نرم افزار SPSS صورت گرفت. نتایج تحقیق نشان داد که 5 بیمارستان دارای فرهنگ میانه و 6 بیمارستان دیگر دارای فرهنگ ضعیف بودند. همچنین سطح بلوغ سازمانی بیمارستانهای دانشگاهی شهر اصفهان نیز متوسط است. همچنین بین فرهنگ سازمانی و بلوغ سازمانی رابطه معناداری مشاهده شد. با توجه به نتایج به دست آمده، مدیران بیمارستانها باید با ایجاد تغییراتی در فرهنگ سازمانی در افزایش میزان بلوغ سازمانی تلاش نمایند.
پژوهش حاضر به منظور بررسی جو سازمانی دانشگاه صنعتی اصفهان (در 5 بعد فرهنگ سازمانی، نظام اجتماعی، روابط انسانی، امکانات و خدمات جنبی و نظام آموزشی) و ارتباط آن با سلامت روان دانشجویان کارشناسی این دانشگاه در سال تحصیلی 88 ـ 87 صورت پذیرفت. نوع تحقیق حاضر توصیفی از نوع همبستگی و جامعه آماری پژوهش کلیه دانشجویان کارشناسی (6994 نفر) دانشگاه صنعتی اصفهان در سال 88 ـ 87 بود که با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای 500 نفر از آنان به عنوان نمونه آماری انتخاب شدند. ابزار اصلی جمع آوری داده ها، پرسشنامه محقق ساخته جو سازمانی شامل 52 سؤال و پرسشنامه معیار سلامت روانی با90 سؤال بود که هر کدام از دانشجویان گروه نمونه به هر دو پرسشنامه پاسخ دادند. پایایی پرسشنامه های جو سازمانی و سلامت روانی با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ به ترتیب 86/0 و 97/0 تعیین شد. روایی محتوایی پرسشنامه ها با نظر استادان مربوط و کارشناسان مرکز مشاوره دانشگاه صنعتی تایید گردید. در این پژوهش از آمار توصیفی (فراوانی، درصد، میانگین و انحراف معیار) و آمار استنباطی (ضریب همبستگی پیرسون، رگرسیون چندمتغیره، آزمون t مستقل، آزمون تحلیل واریانس، آزمون شفه و آزمون همبستگی کونیکال) استفاده شد. یافته های به دست آمده از این پژوهش نشان داد بین همه مؤلفه های جو سازمانی (بجز مؤلفه نظام آموزشی) با سلامت روان دانشجویان در سطح 05/0P≤ ارتباط معنادار آماری وجود دارد و براساس ضریب بتا از میان مؤلفه های جو سازمانی بیشترین قدرت پیش بینی کنندگی برای سلامت روان دانشجویان در مرتبه اول مربوط به مؤلفه فرهنگ سازمانی و در مرتبه دوم مربوط به نظام اجتماعی بوده است.
پژوهش حاضر با هدف بررسی روابط بین اعتماد معلمان به مدیر و سازمان با ادراک آنان از ابعاد عدالت سازمانی در آموزش و پرورش شهر اصفهان به مرحله اجرا درآمد. در راستای دستیابی به هدف پژوهش، از بین کلیه معلمان آموزش و پرورش شهر اصفهان 361 نفر (127 مرد و 234 زن) به صورت نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای از بین نواحی پنجگانه انتخاب شدند. پرسشنامه های مورد استفاده در پژوهش شامل 2 پرسشنامه برای سنجش اعتماد به سازمان و اعتماد به مدیر و 3 پرسشنامه برای اندازه گیری ابعاد عدالت سازمانی ادراک شده (عدالت توزیعی، رویه ای و تعاملی) بوده است. داده های حاصل با استفاده از ضریب همبستگی کنونیکال و رگرسیون گام به گام مورد تحلیل قرار گرفت. نتایج حاصل از بررسی روابط همبستگی کنونیکال اعتماد به مدیر و سازمان با ابعاد عدالت سازمانی ادراک شده معلمان نشان داد که رابطه با اولین زوج همبستگی بین اعتماد به سازمان با ابعاد عدالت سازمانی مثبت و معنادار بوده و با دومین زوج همبستگی بین اعتماد به مدیر با ابعاد عدالت سازمانی رابطه نداشته است. نتایج تحلیل رگرسیون گام به گام نیز نشان داد که از بین کلیه ابعاد عدالت سازمانی تنها عدالت تعاملی برای اعتماد به سازمان دارای توان پیش بینی بوده است.
تحقیق حاضر به مقایسه اضطراب صفتی، مؤلفه های اضطراب حالتی و اعتماد به نفس در ورزشکاران ورزش های گروهی (والیبال، بسکتبال و هندبال) و ورزش های انفرادی (کشتی، دو و میدانی و بدمینتون) می پردازد. جامعه ی آماری پژوهش شامل ورزشکاران مرد کشور در رشته های مذکور می باشد. برای هر رشته90 نفر و درکل 540 نفر از دوازده استان کشور به صورت تصادفی خوشه ای به عنوان نمونه انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها ازآزمون اضطراب رقابت ورزشی (SCAT) (825/0 = α ) و سیاهه اضطراب حالتی رقابتی ایلی نویز (CSAI-2) (839/0 = α) استفاده شد. برای تحلیل داده ها از آزمون t و ضریب همبستگی پیرسون استفاده شد و نتایج نشان داد؛ ورزشکاران ورزشهای انفرادی درمقایسه با ورزشکاران ورزشهای گروهی دارای اضطراب صفتی بیشتر (05/0P<) و اعتماد به نفس کمتری (05/0P<) هستند. اما بین مؤلفه های شناختی اضطراب حالتی دو گروه تفاوت معنی داری مشاهده نشد. بین مؤلفه شناختی و بدنی اضطراب حالتی و نیز مؤلفه شناختی اضطراب حالتی با اضطراب صفتی همبستگی معنی دار مثبت (05/0= P) وجود دارد. ولی ارتباط مؤلفه شناختی اضطراب حالتی با اعتماد به نفس همبستگی معنی دار منفی ضعیفی در سطح (05/0= P) وجود دارد. همچنین بین مؤلفه بدنی اضطراب حالتی با اعتماد به نفس همبستگی معنی دار منفی و بین مولفه بدنی اضطراب حالتی با اضطراب صفتی رابطه مثبت (05/0= P) وجود دارد.
انسان به منزله عامل در اندیشه اسلامی، بیانگر آن است که انسانها را می توان منشاء اعمالشان در نظر گرفت . در این دیدگاه، مبانی عمل، دست کم دارای سه نوع است : شناخت، گرایش و اراده. گستره عمل، در وجود و موجودیت آدمی بسیار وسیع است به طوری که می توان در عرصه هایی چون ادراکهای حسی ، زبان ، رویا و نظامهای اجتماعی، از بروز و ظهور عمل آدمی سخن گفت . دو تفاوت میان انسان شناسی اسلامی و ساختارگرا / پساساختارگرا وجود دارد . اول این که انسان شناسی اسلامی ، با حذف سوژه آگاه و دارای قصد سازگار نیست. دوم این که در انسان شناسی اسلامی، ویژگیهای فطری آدمی تنها ساختاری نیست چنانکه در ساختارگرایی برآنند . به علاوه ،
شکوفایی یا ظهور برخی از امور فطری، به نحو قابل ملاحظه ای در گرو قصد و اراده آدمی قرار دارد دیدگاه انسان به منزله عامل، دلالتهای مهمی در عرصه تعلیم و تربیت دارد. بر این اساس، ارتباط میان معلم و شاگردان باید به منزله ارتباطی میان انسانهای عامل و بنابراین به صورت تعامل در معنای دقیق آن در نظر گرفته شود.
این تحقیق با هدف بررسی اثر بخشی آموزش و تقویت مهارت های مثبت اندیشی به شیوه گروهی بر منبع کنترل دانش آموزان دبیرستان های شهرستان گرگان انجام شده است. فرضیه اصلی این تحقیق این بود که آموزش مهارت های مثبت اندیشی درونی سازی منبع کنترل دانش آموزان دبیرستانی را افزایش می دهد.
پژوهش حاضراز جمله پژوهش های نیمه آزمایشی (مداخله ای) با طرح پیش آزمون ـ پس آزمون با گروه گواه است. در این تحقیق از بین جامعه آماری پژوهش که دانش آموزان دبیرستان های شهرستان گرگان در سال تحصیلی 85-84 بودند، نمونه ای شامل 40 نفر از دانش آموزان پایه دوم به شیوه تصادفی چند مرحله ای انتخاب شدند. قبل از انجام مداخله آموزشی (ارائه متغیر مستقل) دو گروه با استفاده از پرسشنامه های منبع کنترل راتر و شادکامی آکسفورد (مثبت اندیشی) پیش آزمون شدند. سپس آزمودنی ها بر اساس نمرات اکتسابی در آزمون راتر به دو گروه منبع کنترل درونی و بیرونی تقسیم شدند. آزمودنی ها به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل گمارده شدند (20 نفر با منبع کنترل بیرونی،20 نفر درونی) در مرحله بعد به گروه آزمایش به مدت 8 جلسه یک ساعته مهارت های مثبت اندیشی آموزش داده شد. یک هفته پس از انجام مداخله دوباره هر دو گروه پس آزمون شدند.
تحلیل نتایج با استفاده از آزمون t مستقل نشان داد که تفاوت بین دو گروه آزمایش و کنترل معنادار است (007/0p<)، به این بیان که آموزش مهارت های مثبت اندیشی در تغییر منبع کنترل مؤثر بوده است. نتایج به دست آمده در این تحقیق همسو با سایر تحقیقات بوده و سودمندی و تاثیر آموزش مهارت های مثبت اندیشی در درونی سازی منبع کنترل دانش آموزان دبیرستانی را تایید می کند.