فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲٬۳۰۱ تا ۲٬۳۲۰ مورد از کل ۴٬۵۵۶ مورد.
مقایسه هیجان طلبی در افراد سوء مصرف کننده مواد و افراد بهنجار(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
فلج مغزی
حوزههای تخصصی:
تأثیر برنامه ""آموزش والدین و پروراندن مهارت ها"" بر استرس مادران کودکان مبتلا به اتیسم(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
والدین کودکان مبتلا به اتیسم با چالش های بسیاری روبه رو هستند، که آن ها را در معرض سطوح بالای استرس و دیگر پیامدهای منفی روانی قرار می دهند. مشارکت والدین در برنامه های درمانی کودکان می تواند این آشفتگی ها را کاهش دهد.
پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر برنامه آموزش والدین و پروراندن مهارت ها بر کاهش استرس مادران کودکان پیش دبستانی مبتلا به اتیسم انجام گرفت.
نمونه مورد پژوهش، 21 مادر کودک 3 تا 7 ساله مبتلا به اتیسم هستند که به شیوه تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل قرار گرفتند. گروه آزمایش، یازده جلسه آموزش را دریافت کردند. ابزار مورد استفاده این پژوهش، پرسشنامه شاخص استرس والدینی بود که در جلسات پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری (70 روز) تکمیل گردید. نتایج این پژوهش توسط آزمون تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر تحلیل گردید.
یافته ها نشان دادند که برنامه آموزش والدین و پـرورندان مهارت ها، استرس مادران را در دوره پس آزمون و پیگیری کاهش داده است (05/0p<). این یافته بدین معنا است که برنامه آموزش والدین توانسته است استرس مادران کودکان مبتلا به اتیسم را کاهش دهد.
اثربخشی نوروفیدبک همراه با تکالیف شناختی بر علائم اختلال نقص توجه/بیش فعالی (ADHD) دوره بزرگسالی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: اختلال نقص توجه/ بیش فعالی، یکی از اختلالات روانی-عصبی شایع در افراد است، که در طفولیت شروع شده؛ تا بزرگسالی ادامه یافته و در ابعاد مختلفی از زندگی فرد نظیر زندگی شخصی، تعاملات اجتماعی، زندگی حرفه ای، عملکرد اجرایی نظیر حافظه فعال، تمرکز و سایر ابعاد عملکردی فرد اختلال ایجاد می کند. مطالعات متعددی در خصوص درمان این اختلال از جانب مولفان مطرح گردیده است، با توجه به فقدان مطالعاتی که اثر بخشی نوروفیدبک را همراه با تکالیف شناختی رایانه ای در کاهش نشانه های بیش فعالی در گستره بزرگسالی در ایران مورد بررسی قرار داده باشد، مطالعه کنونی شکل گرفته است. هدف، بررسی اثربخشی نوروفیدبک همراه با تکالیف شناختی رایانه ای در کاهش نشانه های نقص توجه و تمرکز در بزرگسالان مبتلا به اختلال نقص توجه/بیش فعالی بود.
روش: طرح پژوهش از نوع شبه آزمایشی با طرح پیش آزمون و پس آزمون و گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش را بزرگسالان دارای اختلال نقص توجه/ بیش فعالی که به کلینیک آتیه در شهر تهران مراجعه کردند، تشکیل دادند؛ که از بین جامعه آماری فوق 2 گروه 8 نفره، یک گروه آزمایش و یک گروه کنترل، با روش نمونه گیری مبتنی بر هدف انتخاب شد. ابزارهای پژوهش عبارت بودند از: پرسشنامه اضطراب بک، پرسشنامه افسردگی بک، پرسشنامه اختلال نقص توجه/بیش فعالی بزرگسالی بارکلی، آزمون IVA و آزمون سنجش علائم حیاتی سیستم عصبی مرکزی. داده ها از طریق نرم افزار SPSS و با استفاده از روش آماری یومن ویتنی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
یافته ها: نتایج بدست آمده نشان داد که نوروفیدبک همراه با تکالیف شناختی رایانه ای، منجر به کاهش معنادار نشانه های نقص توجه و تمرکز در گروه آزمایشی در مقایسه با گروه کنترل گردید.
نتیجه گیری: با توجه به یافته ها، نوروفیدبک همراه با تکالیف شناختی رایانه ای، در کنار سایر روش های رفتاری– شناختی می تواند باعث کاهش علائم نقص توجه و تمرکز در بزرگسالان دارای اختلال ADHD گردد.
بررسی و مقایسه درمان فراشناختی و درمان روانی-آموزشی خانواده بر عملکرد اجتماعی بیماران دو قطبی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
مینه و هدف: ماهیت چند بعدی و پیچیده اختلال دو قطبی بررسی و به کارگیری درمان های جدید را ایجاب می کند. هدف پژوهش حاضر تعیین اثربخشی درمان فراشناختی در مقایسه با درمان روانی-آموزشی خانواده بر کاهش عملکرد اجتماعی بیماران دو قطبی بوده است.
مواد و روش ها: روش پژوهش از نوع نیمه تجربی (پیش آزمون-پس آزمون با گروه گواه) بود. از بین تمام بیماران مبتلا به اختلال دوقطبی مراجعه کننده به بیمارستان ها و درمانگاه های روانشناختی شهر اصفهان ،24 نفر به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب و به صورت تصادفی در سه گروه مساوی قرار گرفتند.گروه اول درمان فراشناختی همراه با دارو درمانی، گروه دوم درمان روانی –آموزشی خانواده همراه با دارو درمانی و گروه سوم فقط دارو درمانی دریافت کردند. ابزار مورد استفاده در این پژوهش شامل مصاحبه نیمه ساختار یافته بر اساس معیارهای تشخیصی DSM-IV-R و مقیاس عملکرد اجتماعی بود. داده-ها با استفاده از نرم افزار SPSS و با کمک آمار توصیفی و استنباطی و تحلیل کوواریانس مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
یافته ها: تفاوت بین میانگین های نمرات گروه درمان فراشناختی در مقایسه با گروه روانی-آموزشی خانواده معنادار نبود (0/05>p)؛ همچنین بین میانگین های نمرات گروه درمان فراشناختی و گروه روانی- آموزشی خانواده با دارو درمانی معنادار بود.
نتیجه گیری: استفاده از درمان فراشناختی و درمان روانی-آموزشی خانواده همراه با دارو درمانی اثربخشی درمان را افزایش می دهد. بنابراین پیشنهاد می شود درمانگران و خانواده ها در این زمینه آموزش ببینند.
مقایسه اثربخشی دو درمان گروهی شناختی-رفتاری و معنا درمانی بر کاهش افسردگی و افزایش امید به زندگی در افراد معتاد به مواد مخدر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: ه دف از پژوهش حاضر مقایسه اث ربخ شی دو درمان گروه ی شن اخت ی-رفت اری و معنادرمانی به شیوه ی گروهی ب ر کاه ش افس ردگی و اف زای ش امی دواری در افراد معتاد به مواد مخدر بود. این پ ژوه ش آزمای شی، از نوع پی ش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه مورد مطالعه شامل افراد معتاد مراجعه کننده به یکی از مراکز متادون درمانی ترک اعتیاد شهرستان قروه (نیکو سلامت) در سال 1392 می باشد. ابتدا تعداد 60 نفر بر اساس نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شدند، سپس بر اساس نمرات پرسش نامه افسردگی بک و امید به زندگی اشنایدر تعداد 30 نفر از این افراد بطور تصادفی در دو گروه آزمایش و یک گروه کنترل تقسیم شدند، یک گروه آزمایش 10 جلسه معنادرمانی و گروه دوم آزمایش 13جلسه روان درمانی رفتاری-شناختی را دریافت کردند اما گروه کنترل مداخله ای را دریافت نکردند. یافته ها: نتایج نشان داد که بین درمان شناختی-رفتاری و معنادرمانی در کاهش افسردگی تفاوت وجود ندارد، اما درمان شناختی-رفتاری در افزایش امید به زندگی تأثیر بیشتری نسبت به معنا درمانی دارد. نتیجه گیری: نتایج دارای تلویحات کاربردی است.
مقایسه تأثیر روش های تحلیل رفتار کاربردی (ABA) پاسخ محور(PRT) و تلفیقی بر افزایش خزانه واژگان کودکان با اختلال طیف اتیسم چهار تا شش ساله(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر به مقایسه تأثیر روش های تحلیل رفتار کاربردی، پاسخ محور و تلفیقی (تحلیل رفتار کاربردی و پاسخ محور با یکدیگر) بر افزایش خزانه واژگان کودکان با اختلال طیف اتیسم 4 تا 6 ساله پرداخته است. روش:پژوهش حاضر از نوع نیمه آزمایشی و طرح آن پیش آزمون – پس آزمون گسترش یافته است. تعداد 30 کودک (13 دختر و 17 پسر) 4 تا 6 ساله از دو مرکز آموزشی اتیسم به روش نمونه گیری تصادفی مرحله ای انتخاب و پس از همتاسازی و به شیوه کاملاً تصادفی در سه گروه تحلیل رفتار کاربردی، پاسخ محور و تلفیقی قرار گرفتند. به منظور ارزیابی و همگن سازی آزمودنی ها از مقیاس تشخیص اتیسم گیلیام (گارز) و نیز بررسی خزانه واژگان از یک سیاهه ارزیابی واژگان محقق ساخته استفاده شد. همه گروه ها طی 16 جلسه (8 هفته 2 جلسه ای و هر جلسه 90 دقیقه) تحت برنامه مداخله خاص خود قرار گرفتند. یافته ها:تحلیل داده ها بدست امده با استفاده از آزمون کروسکال والیس ( 60/8= x2 ) نشان داد که میانگین واژگان آزمودنی ها در گروه تلفیقی به گونه معناداری از دو گروه تحلیل رفتار کاربردی و پاسخ محور بیشتر بوده است. نتیجه گیری:یافته های به دست آمده نشان داد که روش تلفیقی نسبت به دو روش تحلیل رفتار کاربردی و پاسخ محور به تنهایی به افزایش بیشتر خزانه واژگان کودکان با اختلال طیف اتیسم چهار تا شش ساله منجر می شود.
پارانویا و اضطراب کودک
حوزههای تخصصی:
رابطه مهارت های حرکتی در پیش بینی مهارت اجتماعی و رفتار چالشی (تکراری) کودکان با اختلال طیف اتیسم(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه مهارت های حرکتی با مهارت های اجتماعی و رفتارهای چالشی کودکان با اختلال طیف اتیسم انجام شده است. روش پژوهش از نوع تحقیقات توصیفی- همبستگی است. جامعه آماری، شامل کلیه کودکان پسر با اختلال مراکز ویژه اتیسم شهر تهران در سال 1396- 1395 است. از کل جامعه هدف، تعداد 50 پسر با اختلال طیف اتیسم در دامنه سنی 5 تا 14 سال به عنوان نمونه آماری به روش نمونه گیری خوشه تصادفی شدند. از فرم معلم مقیاس مهارت اجتماعی الیوت و گرشام (1999)، مقیاس تجدید نظر شده رفتارهای تکراری (2000) و مقیاس رشد حرکتی درشت اولریخ2 (2000) برای گردآوری اطلاعات استفاده شد. داده های گردآوری شده با استفاده از آزمون های آماری همبستگی پیرسون، رگرسیون، آزمون t تحلیل شدند. نتایج نشان داد مهارت های حرکتی با مهارت های اجتماعی همبستگی مثبت و معنادار (05/0 (p<و مهارت های حرکتی با رفتارهای چالشی رابطه منفی و معنادار (05/0 (p<دارد. نتایج تحلیل رگرسیون نشان می دهد که زیرمقیاس های جا به جایی و کنترل شئ آزمون مهارت حرکتی48 درصد توانایی پیش بینی مهارت اجتماعی و 24 درصد توانایی پیش بینی رفتارهای چالشی را در کودکان با اختلال اتیسم دارند. با توجه به نتایج تحقیق، به نظر می رسد مهارت های حرکتی به عنوان یک عامل پیش بینی کننده توانایی ارتباط اجتماعی و کاهش رفتارهای چالشی می تواند به عنوان یک عامل مداخله ای و درمانی موثر برای بهبود و افزایش مهارت های اجتماعی و کاهش رفتارهای چالشی به کار برده شود.
ختلال هماهنگی رشدی
بررسی تأثیر حرکات ریتمیک یوگا بر تعاملات اجتماعی کودکان کم توان ذهنی (پسر) مقطع ابتدایی شهر سنگان- خواف(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ارتباط مهارت های حرکتی با سایر جنبه های شخصیت از قبیل خود پنداری، رفتار اجتماعی و...، لزوم پرداختن به مهارت ها و فعالیت های حرکتی را به عنوان یک ضرورت در روان شناسی مطرح می کند. مطالعه و تحقیق در حیطة مهارت های اجتماعی، برای افراد با نیازهای ویژه سودمند است. مسئولان با شناخت و آگاهی از این مهارت ها و تأثیرگذاری آن بر رفتار و فعالیت های تحصیلی و شغلی، به ضرورت اقدامات پشتیبانی کننده در این زمینه واقف می شوند و با ایجاد امکانات مناسب، زمینه را برای پیشرفت افراد مهیا می سازند. در این راستا، پژوهش حاضر به بررسی تأثیر حرکات ریتمیک یوگا بر تعاملات اجتماعی کودکان کم توان ذهنی پرداخته است. به این منظور 12 نفر دانش آموز کم توان ذهنی، 6 نفر در گروه کنترل و 6 نفر در گروه آزمایش، به روش نمونه گیری هدفمند، به عنوان نمونه در نظر گرفته شدند. این گروه در ردة سنی 7 تا 10 سال و با بهرة هوشی 75 تا 85 مورد بررسی قرار گرفتند. در این پژوهش از پرسشنامة رشد اجتماعی وایلند استفاده شده است. در این مطالعه، بهبودی معنی دار از نظر آماری در تمامی آبعاد 8 گانة مربوط به سنجش سلامت مهارت های اجتماعی موجود در پرسشنامة وایلند ملاحظه گردید.
ارتباط عوامل جمعیت شناختی و ویژگیهای شخصیتی با کودک آزاری و بی توجهی در گروهی از نوجوانان شهر اهر
پیشگیری از سوءمصرف مواد: نقش بهزیستی معنوی
حوزههای تخصصی:
سوءمصرف مواد را می توان پدیده ای زیستی، روانی، اجتماعی و معنوی در نظر گرفت. متأسفانه جوانان عصر حاضر ممکن است برای فرار از مشکلات فردی و اجتماعی به مصرف مواد روی آورند. سوءمصرف مواد از جمله مشکلات اجتماعی و سلامت عمومی است که بار قابل توجهی را به جامعه تحمیل می کند. وابستگی به مواد مخدر به بیکاری، جرم، مشکلات خانوادگی و انتقال بیماری منجر می شود. وابستگی به مواد اختلالی چند عاملی با سیری مزمن و عودکننده و قابل پیشگیری و درمان است. شناسایی عوامل مرتبط با سوءمصرف مواد امری ضروری و مهم است و به امر پیشگیری کمک می کند. بهزیستی به عنوان مفهومی چند بعدی، شامل ابعاد متعددی از جمله بعد معنوی است و با سوءمصرف مواد رابطه دارد. هدف از پژوهش حاضر بررسی نقش بهزیستی معنوی در پیشگیری از سوءمصرف مواد بود. پژوهش حاضر از نوع مروری بود و به بررسی بهزیستی معنوی و ارتباط آن با سوءمصرف مواد پرداخته است. بهزیستی معنوی ترکیبی از عوامل مذهبی، اجتماعی و روانی است. بهزیستی معنوی باعث سازگاری شخص با وقایع فشارزای زندگی مانند بیماری های مزمن می شود و یکی از عوامل اصلی ارتقاء کیفیت زندگی به شمار می آید. مروری بر مبانی نظری و پژوهشی نشان می دهد که بین بهزیستی معنوی با گرایش به سوءمصرف مواد رابطه منفی وجود دارد. همچنین، بهزیستی معنوی از طریق تاثیر مستقیم و غیرمستقیم بر ابعاد روان شناختی فرد نقش مهمی در پیشگیری از سوءمصرف مواد دارد. بر این اساس می توان گفت برنامه ریزی جهت ارتقاء بهزیستی معنوی در نوجوانان و جوانان منجر به ارتقاء کیفیت زندگی و سلامت روان می شود و از این طریق از گرایش به سوءمصرف مواد جلوگیری می شود. در مجموع می توان گفت که عوامل معنوی در پیشگیری و درمان سوءمصرف مواد نقش بسیار مهمی را ایفا می کند و به عنوان یک عامل محافظت کننده به شمار می آید.
مقایسة میزان افسردگی و پرخاشگری در میان برادران و خواهران سالم 6-12 ساله کودکان درخودمانده و اختلال نارسایی توجه/ بیش فعالی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
- حوزههای تخصصی روانشناسی روانشناسی مرضی تحولی اختلالات دوران شیر خوارگی، کودکی و نوجوانی اختلالات نافذ مربوط به رشد
- حوزههای تخصصی روانشناسی روانشناسی مرضی تحولی اختلالات دوران شیر خوارگی، کودکی و نوجوانی اختلالات رفتار مخرب و کمبود توجه
- حوزههای تخصصی روانشناسی روانشناسی مرضی تحولی اختلال خلقی افسردگی
- حوزههای تخصصی روانشناسی روانشناسی اجتماعی پرخاشگری، تعارض و خشونت
تفاوت های جنسیتی در اضطراب سلامتی و باورهای ناکارآمد مرتبط با آن: با کنترل متغیر سن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: در این پژوهش هدف بررسی تفاوت های جنسیتی در اضطراب سلامتی و باورهای ناکارآمد مرتبط با آن با کنترل متغیر سن بود.
روش: نمونه پژوهش شامل 300 معلم مقطع ابتدایی (150 مرد و 150 زن) در شهر اندیمشک بود که پرسشنامه اضطراب سلامتی و شناخت هایی درباره ی بدن و سلامتی (کابا) را تکمیل کردند. طرح تحقیق از نوع علی- مقایسه ای است و جهت آزمون فرضیه ها از تحلیل کواریانس چند متغیری استفاده شد.
یافته ها: یافته ها بیانگر این بود که بین زنان و مردان در اضطراب سلامتی (018/0 p= ,6/5f=) تفاوت معنی داری وجود دارد. زنان بیشتر از مردان دچار اضطراب سلامتی بوده و همچنین باور ناکارآمد مربوط به احساس های خودمختار و ضعف بدنی در مردان بیشتر از زنان بود. اما تفاوت معنی داری در باورهای ناکارآمد مربوط به حیطه های تعبیر فاجعه آمیز شکایات بدنی، غیرقابل تحمل بودن شکایات بدنی و عادت های سلامتی مشاهده نگردید.
نتیجه گیری: زنان بیش از مردان در معرض اضطراب سلامتی هستند و دو جنس باورهای ناکارآمد متفاوتی در زمینه سلامتی دارند.