ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۰۱ تا ۱۲۰ مورد از کل ۷٬۳۹۵ مورد.
۱۰۱.

باور وحیانی در ترازویِ متافیزیکِ گواهی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۲ تعداد دانلود : ۳۹
«وحی به مثابه گواهیِ خداوند» مدلی نیرومند برای تبیینِ وحی در ادیان ابراهیمی است. در این مقاله می کوشیم با تمرکز بر «متافیزیکِ گواهی» برخی محدودیّت هایِ مدل گواهی بنیان را برجسته کنیم. بنابر «متافیزیکِ گواهی»، باورِ مبتنی بر گواهی در صورتی محقّق خواهد شد که (الف). مخاطب° معنایِ سخنِ گوینده را بفهمد (ب). مخاطب° با تعبّد بر گوینده آن سخن را تصدیق نماید. بر این اساس، دو گروه نمی توانند ایمانِ خویش به مفادِ وحی را بر گواهیِ قرآن مبتنی کنند: (1). کسانی که، به هر دلیلی، مفادِ آیات قرآن را نفهمیده اند. (2). کسانی که به مفادِ آیاتِ قرآن، معرفتِ دست اوّل و مستقیم دارند
۱۰۲.

هستی شناسی وحی در فصوص الحکمه(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸ تعداد دانلود : ۳۶
هستی شناسی وحی، مبحثی فلسفی است که به پدیده "وحی" از جهت واقعیت و هستیِ آن می نگرد. رساله فصوص الحکمه (منسوب به فارابی)، متنی فلسفی-عرفانی است که با ارائه تبیین فلسفیِ ویژه ای از نبوّت، رخداد وحی را از حیث واقعیت و هستیِ آن مورد بررسی قرار داده است. در این رساله، پیامبر واجد برترین مرتبه ادراک شهودی است؛ زیرا می تواند معارف حقیقی را هم به نحو مستقیم از ناحیه لوح محفوظ دریافت دارد، و هم از مجرای وحی (به معنای خاص آن) که عمدتاً با وساطت فرشته صورت می بندد. قسم دوم به دو شیوه است: بدون تمثل فرشته و با تمثل فرشته. شیوه نخست، ثقیل تر است.
۱۰۳.

ملاحظاتی در باره آنتی تئودیسه(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۷ تعداد دانلود : ۵۸
در طول تاریخ فلسفه خداباوران کوشیده اند پاسخهای معقولی برای روایتهای گوناگون مسأله شر فراهم آورند. در گروهی از این راه حلها، که امروزه به «تئودیسه» معروف اند، تلاش می شود تبیین خردپسندی از این که چرا خداوند وقوع شرور را تجویز می کند ارائه شود. در سالیان اخیر در حوزه فلسفه دین معاصر جریانی انتفادی نسبت به تودیسه ورزی شکل گرفته است که به «آنتی تئودیسه» نامبردار شده است. بر اساس موضع آنتی تئودیسه، تئودیسه ها ذاتاً ناقص اند و فعالیت تئودیسه ورزی با نقدهای بنیادینی روبروست که نه یک تئودیسه واحد بلکه هر گونه تئودیسه موجود یا ممکنی را تخطئه می کند. بخشی از نقدهای آنتی تئودیسه بر تئودیسه نقدهای روش شناختی است. اتخاذ رویکرد نظری و انتزاعی صرف، اتخاذ موضع درجه دوم (موضع ناظر)، گریز از زبان و فهم تراژیک و سلب جنبه رازآلودگی شرور بخشی از مهمترین نقدهای روش شناختی اند که از سوی مخالفان تئودیسه مطرح شده است. به نظر می رسد نقدهای آنتی تئودیسه بر اساس اختلاف مبنایی در حوزه فرافلسفه شکل می گیرد و طرفداران آنتی تئودیسه دلیلی بر ترجیح مبنای خود ندارند. همچنین با پذیرش تفکیک میان مسأله نظری و عملی شر، حذف کامل مسأله نظری شر و راه حلهای آن (تئودیسه ها) وجهی ندارد. از سوی دیگر، معنای قوی رازآلودگی در باره شرور از سوی طرفداران آنتی تئودیسه اثبات نشده و تفسیرهای ضعیفتر از آن نیز منافاتی با سودمندی و معقولیت تئودیسه ورزی ندارند.
۱۰۴.

خوانش برابری خواهانه از شرایط نبوت در نظر حُسن عبود(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۹ تعداد دانلود : ۳۶
حُسن عبود در کتاب مریم در قرآن شخصیتی ممتاز برای مریم (س) قائل است، او با رجوع به منابع تفسیری متقدم مریم (س) را شایسته ی مقام نبوت می داند و او را دارای ویژگیهایی می داند که مختص انبیاست، عبود البته آنها را دسته بندی و احصا نمی کند اما از لابلای کتاب او این ویژگیهایی به دست می آیدکه عبارتند از: برگزیدگی و اصطفای الهی، ظهور معجزه، دریافت وحی و شباهت با دیگر پیامبران و به طور موردی با پیامبر اکرم (ص). در نظر عبود اینها نشانه قطعی نبوت است اما تسلط گفتمان مرد محور باعث شده اغلب مفسران از اطلاق نبی بر مریم (س) اجتناب کنند.
۱۰۵.

تجربه ی وحی و اعتماد به سنت دینی: دیدگاه لیندا زگزبسکی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۱ تعداد دانلود : ۳۸
در نگاه لیندا زگزبسکی، سنت دینی سازوکاری پویا برای تداوم تجربه ی وحی است و ادیان از طریق گواهی تاریخی، تجربه ی شخصی امر قدسی و درونی سازی سنت در زندگی مؤمن پیوند با سرچشمه ی وحی را حفظ می کنند. او الگوی سوم را بنیادی تر می داند زیرا سنت را واقعیتی زنده می بیند که امکان تربیت معرفتی و اخلاقی مؤمن را فراهم می کند. بر پایه ی معرفت شناسی فضیلت، اعتماد به سنت، اگر مبتنی بر فضایل فکری باشد، شکلی عقلانی از جست وجوی حقیقت است. بدین ترتیب، تجربه ی وحی در بطن حیات جمعی و آیینیِ سنت تداوم می یابد و می تواند پاسخی عقلانی به چالش های شکاکیت و کثرت گرایی فراهم کند.
۱۰۶.

تاملاتی در باب نسبی گرایی؛ مطالعه ای تطبیقی بین ویتگنشتاین متاخر و کوهن(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۲ تعداد دانلود : ۱۵۱
بین اندیشه متاخر ویتگنشتاین در باب بازی های زبانی و گرامر زبان و ایده قیاس ناپذیری پارادایم های علمی کوهن شباهت هایی وجود دارد که منشاء آثاری تطبیقی بین این دو شده است. یکی از مسائلی که هر دو اندیشه فلسفی با آن مواجه اند، نسبی گرایی و معضلات و پرسش های متعددی است که نسبی گرایی برای یک اندیشه فلسفی ایجاد می کند. از وجوه اشتراک اندیشه این دو فیلسوف محوریت چارچوب مفهومی و زبانی در ارتباط با مسائلی چون معنا، فهم و صدق است. همین مطلب مورد توجه برخی از تفاسیری است که ویتگنشتاین و کوهن را حامی نسبی گرایی می دانند. در اینجا مساله نسبی گرایی را با تمرکز بر معضلات نسبی-گرایی برای فهم و نیز صدق، و با محوریت آثار دو مفسر ویتگنشتاین و کوهن؛ یعنی هانس گلاک و مویال شاروک، مورد بررسی قرار می دهیم. در باب مسائل مذکور بین این دو مفسر اشتراکات و اختلافاتی در تفسیر ویتگنشتاین و کوهن وجود دارد. از نگاه نویسنده، اولا نه قیاس ناپذیری کوهن و نه ایده گرامر ویتگنشتاین مانع از فهم دو پارادایم یا دو چارچوب زبانی از یکدیگر نیست. در ثانی بین ویتگنشتاین و کوهن اختلافی بر سر تقدم و تاخر زبان از یک سو و طبقه بندی های ذهنی از سوی دیگر وجود دارد. ثالثا ایده رفتار مشترک نوع بشر در اندیشه ویتگنشتاین مانع از نسبی گرایی در صدق نیست. با توجه به این سه موضع، مواضع گلاک و مویال شاروک در تفسیر ویتگنشتاین و کوهن مورد انتقاد قرار گرفته است.
۱۰۷.

منظر زیبایی شناسانه به مناقشۀ ایدئالیسم/واقع گرایی در پدیدارشناسی واقع گرایانل رومن اینگاردن(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶۷ تعداد دانلود : ۲۰۲
رومن اینگاردن، فیلسوف و پدیدارشناس واقع گرا، بنیان پدیدارشناسی خود را بر زیبایی شناسی استوار می کند؛ بااین حال، سعی و اهتمام اصلی اینگاردن نه تبیین یک نظام فلسفی زیبایی شناختی صِرف، بلکه تقابل با رویکرد ایدئالیستی استعلایی هوسرل بود. ایدئالیسم استعلایی هوسرل وجود جهان واقعی را چگونه تبیین می کند؟ آیا رویکرد ایدئالیستی هوسرل می تواند درخصوص وضعیت هستی شناختی که برای ابژه های جهان واقعی در نظر می گیرد، برحق باشد؟ اینگاردن پاسخ هوسرل را قانع کننده نمی یابد و در تقابل با رویکرد ایدئالیستی، تأملات خود را از یک پروژه هستی شناختی کلی، به سوی هستی شناسی های متمرکز بر اشکال مختلف هنری بسط و گسترش می دهد. این مقاله با توصیف این روند هستی شناختی، نشان می دهد نادیده گرفتن ساختار وجودی ابژه ها (اعیان) یعنی تفاوت در شیوه دادگی و سهمِ نحوه وجودی آن ها در رویکرد ایدئالیستی سبب بروز مشکلاتی می شود که با کلیت نظام فلسفی هوسرل ناسازگار است و این مسئله از منظر اینگاردن قابل چشم پوشی نیست. برای اینگاردن دنیای واقعی یک ابژه وجودی در بالاترین سطح است؛ ازاین روی، اینگاردن با تمایز آگاهی محض از دنیای واقعی به عنوان دو میدان وجودی مجزّا و تمرکز بر ابژه زیبایی شناختی قصدی که از تقابل ایدئال یا واقعی بودن سر باز می زند، راه حل متمایزی برای مناقشه ایدئالیسم/واقع گرایی پیش می نهد. اینگاردن نشان می دهد چنان که هوسرل می گوید، اگر نحوه وجود جهانِ تجربه یک سره قصدی هم باشد، هنوز نمی شود گفت که همه آنچه وجود دارد، فرآورده آگاهی است. به تعبیر دیگر، توصیف زیبایی شناسانه از ابژه قصدی محض و تأمل در کیفیات متافیزیکی اثر هنری به واسطه تحقیق در ساختار طرح واره ای اثر و تجربه زیبایی شناختی حاصل از انضمامی سازی اثر هنری مسیری واقع گرایانه است که اینگاردن را در راستای توازن بخشی به مناقشه ایدئالیسم/ واقع گرایی پابرجا نگه می دارد.
۱۰۸.

تحلیل عروض و معیت با توجه به تقسیم اضافه به عقلی و وجودی در فلسفۀ ابن سینا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۵۰ تعداد دانلود : ۲۳۴
اضافه در حکمت سینوی به اضافه وجودی و عقلی تقسیم می شود. اضافه وجودی اضافه ای است که در خارج تحقق دارد. این تحقق خارجی مستلزم این است که عارض شدن اضافه بر موضوع و معیتش با طرف دیگر از اوصاف خارجی باشد و به دلیل لزوم تسلسل، این امر محال است و محال بودنش، محال بودن اضافه وجودی را به دنبال دارد. در این پژوهش، با تجزیه و تحلیل پاسخ های ابن سینا این نتیجه به دست می آید که از طرفی، او عروض را برای اضافه وجودی اضافه ای خارجی می داند که به نفس ذاتش عارض است، نه به واسطه عروضی دیگر، تا تسلسل لازم آید و از طرف دیگر، باور دارد معیت یک ویژگی ذاتی برای وجود اضافه است؛ بنابراین، وجود اضافه امری غیرقائم به ذات معرفی می شود. این نوع وجود که تمامی اشیاء را با یکدیگر مرتبط و متصل می کند، از علاقه ای حکایت دارد که در ماهیتِ اضافه نهفته است و در ذهن و در خارج جعل می شود و بر همین اساس، رابطه بین موجودات در عقل و خارج را نوعی عینیت می بخشد.
۱۰۹.

نگاه آیت بین به طبیعت و نقش آن در سلوک و تعالی انسان از منظر ملّاصدرا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۰۵ تعداد دانلود : ۲۶۵
ملّاصدرا در آثار خویش نمونه هایی زیاد از نگاه آیت بین را تصویرسازی و ارائه کرده است. پژوهش حاضر، نقش تعامل با طبیعت بر اساس نگاه آیت بین در سلوک و تعالی انسان را، از منظر ملّاصدرا بررسی می کند. با تحلیل آثار ملّاصدرا، می توان از سه گونه تعامل و رویکرد با طبیعت سخن گفت؛ نگاه خنثی، نگاه کوته نگرانه و نگاه آیت بین. از نظر او، مصادیق و پدیده های عالم طبیعت، آیات الله، صنع و فعل خداوند، مظهر اسماء حسنای الهی و همچنین، در نهایت، حسن و زیبایی ممکن هستند و هست شان، هستِ آیتی است. این رویکرد با مؤلفه هایی مانند زیبا و نیکو بودن، انجام پیوسته و ژرف نگری همراه است و به روش های مختلف در تعالی انسان نقش دارد. انسان از گذر نگاه نیکو، پیوسته، مداوم و تدریجی آیت بین به طبیعت، به معرفت اسماء حسنای الهی و لایه های مختلف واقعیت، باطن ایمانی و عشق اکبر دست می یابد و شدیدترین حالت فاعلیت بالمحبه خویش را محقق می کند.
۱۱۰.

«عاطفه» در فلسفل لایب نیتس(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸۳ تعداد دانلود : ۲۸۸
یکی از مهم ترین جنبه های حیات روانی ما از نظر کیفیت و معنای وجودمان عواطف[1] است؛ زیرا عواطف می توانند ادراکات، افکار و کنش های ما را در مسیری معین هدایت کنند. برای توضیح این مقوله، لازم است تمایز انفعالات[2]، تمایلات عقلانی، غرایز و نقش هر یک در کنش های انسانی بررسی شوند. لایب نیتس[3] در فلسفه ذهن خود، این تمایلات[4] مختلف ذهن را به خوبی برجسته و با تمرکز بر نیروهای پویا، درک ذهن انسان را به شیوه ای ویژه دگرگون می کند. او تلاش می کند چگونگی تأثیر این نوع عواطف بر بدن و ذهن را مبتنی بر رویکرد موازی نگری روان تنی خود و تجربه حالاتی مانند لذت و درد را مبتنی بر زمینه متافیزیکی خود توضیح دهد. اگرچه لایب نیتس هیچ گاه مانند دکارت رساله ای جداگانه در رابطه با انفعالات ننوشت، عمیقاً به بُعد آرزومند و مشتاق ذهن انسان اهمیت می داد و ایده های او در این باب را می توان در اثر جستارهای جدید در فهم بشری[5] دریافت. در این مقاله تلاش می شود با تمرکز بر این اثر، رویکرد او را در رابطه با عواطف و به طور ویژه انفعالات انسانی توضیح داد.
۱۱۱.

فقدان در سوژه و دیگری: ارزیابی مواجهه روانکاوی با امر سیاسی در اندیشه لکان(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۳ تعداد دانلود : ۹۴
پرسش از عاملیت سوژه روانکاوی در رابطه با ساحت نمادین مسئله محوری است که همواره با ابهام و پیچیدگی همراه بوده است. دشواری این مسئله آن گاه برجسته می شود که هدف روانکاوی را به تحلیل امر سیاسی به واسطه امری فردی یا ذهنی تقلیل دهیم، از این منظر خوانش ذات گرایانه و روان شناسانه از یک پدیده سیاسی و اجتماعی محکوم به شکست است. از سوی دیگر اگر از این موضع دفاع کنیم که لکانیسم دارای سیاستی جدی و مهم است با یک تناقض دیگری روبرو خواهیم شد که در آن پرداختن بیش از حد به عملکرد دیگری و ساحت نمادین مواجهه واقعی آن با امر سیاسی در سطحی انتزاعی باقی می ماند و گویی خوانشی محافظه کارانه از سیاست ارائه می شود که رهایی بخش نیست. پرسش محوری پژوهش حاضر این است که نقش روانکاوی لکانی در رابطه با امر سیاسی، بازتولید دیگری و نقش سلطه انکارناپذیر آن است یا لحظه ای رهایی بخش برای عاملیت سوژه؟ روانکاوی را نه به مثابه نوعی ایدئولوژی، بلکه بایستی در برابر آن و برای نقد آن به کار برد. بر این اساس خوانشی دیالکتیکی از امر سیاسی مطرح می شود که برخلاف رویکردهای سنتی و دوگانه-گرایانه، سوژه و دیگری را همزمان نفی و حفظ می کند.
۱۱۲.

زادگی و درهم گستردگی زوئه و بایوس؛ تبیین زیست سیاست در اندیشه هانا آرنت(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۷ تعداد دانلود : ۷۷
زیست سیاست منظومه ای از راهبردهاست که برای تنظیم جمعیت های انسانی، شیوه زیست افراد و مدیریت تنانگیشان انجام می گیرد. زیست سیاست، درحقیقت، پیکره ای از دانش/قدرت است که با استفاده از سازوکارهای علوم زیست شناختی، در جهت پرورش یا پژمردن زندگی انسان ها در جامعه گام برمی دارد. این میان رشته در مفهوم امروزی آن توسط اندیشمندانی نظیر فوکو، آگامبن و اسپوزیتو مطرح شد. بااین حال، هانا آرنت، پیش ازاین مفاهیم بنیادین آن را در اندیشه های سیاسی خود، بدون ذکر این اصطلاح، طرح اندازی کرده بود. او نه تنها با کالبدشکافی تمامیت خواهی سویه مرگ باور زیست سیاست را تشریح کرد بلکه با تدوین گونه های فعالیت انسانی و بازتعریف مفهوم زادگی، استعداد انسان در حرکت به سوی زیست سیاست زندگی باور را نیز سنجید؛ ازاین رو، اخیراً به رویکرد آرنت درباره مفاهیم بنیادین زیست سیاست توجه بسیار شده است؛ به همین دلیل، در این مقاله دوسویه مرگ باور و زندگی باور زیست سیاست آرنتی با تمرکز بر سه مفهوم زوئه، بایوس و زادگی و تناظر آن ها با سه گونه فعالیت انسان، «زحمت»، «کار» و «کنش» تبیین می گردد. همچنین، دیدگاه های نظریه پردازان درباره مفهوم زادگی، به عنوان هسته مرکزی زیست سیاست زندگی باور آرنت بررسی و رویکرد هستی شناختی او به مفهوم زادگی، به خصوص در ارتباط با فلسفه وجودی مارتین هایدگر و سنت آگوستین تشریح می شود؛ درحقیقت، در این مقاله تلاش می شود صورت بندی جدیدی از هستی شناسی آرنت درباره زیست سیاست ارائه گردد.
۱۱۳.

تقابل مابعدالطبیعه ارسطویی و نیوتنی در عصر ناصری: نقد محمدکریم خان کرمانی بر نظریه خورشید مرکزی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۹۲ تعداد دانلود : ۳۳۶
محمدکریم خان کرمانی (1225 - 1288ق) در رساله فی تزییف کتاب أفرنجی فی حرکات الأفلاک (1269ق) خلاصه ای عربی از کتابی درباره نظریه خورشیدمرکزی و تبیین آن بر اساس مکانیک دکارت و نیوتن را آورده و آن را نقد کرده است. می دانیم خورشیدمرکزی و مکانیک باوری بر اساس تفسیری جدید از مابعدالطبیعه ریاضی باوری فیثاغورسی ایجاد شده بود. کرمانی، بر اساس اصول مابعدالطبیعیِ ارسطوییِ مکان و حرکت، دلایل قائلان به خورشیدمرکزی و تبیین های مکانیکی جدید آن ها را رد کرد و دلایل تجربی را برای نفی زمین مرکزی و پذیرش  خورشیدمرکزی کافی نمی دانست. به عقیده او، تبیین های دکارتی و نیوتنی برای خورشیدمرکزی با اصول مابعدالطبیعی حرکت طبیعی و نفی خلأ سازگار نیستند. کرمانی با تغییر در ویژگی صُلبیت افلاک و پذیرش رقّت آن ها، تغییری در مفهوم سنتی فلک ایجاد کرد تا به دلایل خورشیدمرکزی پاسخ دهد. علاوه بر این، او معتقد بود دلایلی تجربی نیز برای نفی خورشیدمرکزی و حرکت زمین وجود دارند، و اِشکالات آزمایش های مؤید حرکت زمین را نشان داد. او آیات قرآن را نیز مخالف خورشیدمرکزی می دانست. نظام فلسفی - عرفانی مذهب شیخیه انگیزه ای برای رد نجوم جدید بود، اما کرمانی، مانند بسیاری از همتاهای مسیحی ارسطویی او در قرن هفدهم میلادی، برای مخالفت خود با نجوم جدید فقط بر نظام عقیدتی خود تأکید نکرد.
۱۱۴.

سوژه و فناوری از منظر فوکو و هایدگر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۷ تعداد دانلود : ۸۸
این پژوهش به بررسی تحول مفهوم سوژه در تاریخ فلسفه و مقایسه دیدگاه های مارتین هایدگر و میشل فوکو می پردازد. در ابتدا، سوژه به عنوان امری مستقل و خودبنیاد در تقابل با ابژه در نظر گرفته می شد، اما این برداشت در آثار متفکرانی مانند مارکس، فروید، نیچه، هایدگر و فوکو دستخوش تغییر شده است. این تحقیق نشان می دهد که با از دست رفتن تصور سوژه به عنوان یک ذهنیت خلاق و مختار، چگونه این مفهوم در اندیشه متفکران بازتعریف شده است. هایدگر با مفهوم «دازاین» و نقد متافیزیک سنتی، بر فهم هستی شناختی سوژه تأکید دارد و نقش تکنولوژی را در تبدیل موجودات به ابزارهای قابل کنترل بررسی می کند. در مقابل، فوکو بر تأثیر قدرت و نهادهای اجتماعی در شکل دهی به سوژه تأکید کرده و آن را محصول مناسبات تاریخی و تکنیک های نظارتی می داند. او همچنین اخلاق یونانیان باستان را الگویی برای خودسازی در برابر سلطه قدرت معرفی می کند. در نهایت، هر دو متفکر به مسأله شکل گیری هویت انسانی پرداخته اند؛ هایدگر از منظر هستی شناسی و فوکو از منظر قدرت و ساختارهای اجتماعی. این دو دیدگاه، درک جامعی از تحولات مفهوم سوژه و جایگاه آن در جهان معاصر ارائه می دهند.
۱۱۵.

آیا برگسون پدیدارشناس است؟ مطلقِ داده شده و تضایف اندیشی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱۴ تعداد دانلود : ۲۲۰
انتقاد همیشگی پدیدارشناسان از فلسفه برگسون این بوده که او با وجود آفرین انگیزی در میانه راهِ پدیدارشناسی از پیمودن طریق درست بازمانده و سرانجام در نوعی رئالیسم ساده انگارانه متوقف شده است. از سوی دیگر، رئالیست ها نیز هرگاه خواسته اند فلسفه برگسون را نقد کنند آن را نوعی تضایف باوری شمرده اند که با پدیدارشناسی، نه به صورت ماهوی، بلکه تنها به کمابیشی و در درجه تفاوت دارد. رئالیسم و تضایف باوری دو سوی متقابل بوده اند که فلسفه برگسون گاه به این و گاه به آن بازبرده شده است. از این رو، پاسخ به پرسش از این که برگسون پدیدارشناس است یا نه ناگزیر باید پاسخ به این پرسش نیز باشد که آیا او، آن گونه که پدیدارشناسان می انگارند، رئالیست نیز هست یا نه. بدین سان، پرسش این نوشته آن است که آیا اندیشه برگسون را می توان از گونه تضایف باوری و نوعی پدیدارشناسیِ نارس به شمار آورد یا باید آن را دارای تفاوت ماهوی (نه درجه ای) با پدیدارشناسی شمرد؛ و نیز اگر فلسفه برگسون را نمی توان از گونه پدیدارشناسی دانست، آیا ناگزیر باید اندیشه او را همنوا با بعضی پدیدارشناسان نوعی رئالیسم خام دستانه دانست یا نه. یافته این نوشته آن است که برگسون با اندیشه مطلق داده شده از این دوگانه درگذشته و هر دو را دربرگرفته است.
۱۱۶.

جایگاه کارآزمایی های کنترل شده ی تصادفی در پزشکی شواهدمحور در پرتو بحران تکرارپذیری: نقش اجماع(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۴ تعداد دانلود : ۱۴۳
پزشکی شواهدمحور، به عنوان خوانشی نو از پزشکی رایج، آخرین شواهد منتشرشده در نشریه های معتبر پزشکی را مبنای مداخلات پزشکی درنظر می گیرد. در این میان، مقالاتی که نتایج کارآزمایی های کنترل شده ی تصادفی (آرسی تی) را گزارش می کنند، جایگاه ویژه ای دارند. اما در سال های اخیر مشخص شده است که نتایج بسیاری از آرسی تی ها در بازآزمایی بر روی گروه های جدید و یا حتی قبلی، تکرار نمی شود. این پدیده که به بحران تکرارپذیری موسوم است، معضلی برای پزشکی شواهدمحور ایجاد کرده است. در مقاله ی پیشِ رو دلایلی عرضه می شود که اجماع جامعه ی پزشکی در دو فرایند، از این تعارض می کاهد تا جاییکه کماکان باید پذیرفت که پزشکی شواهدمحور نسبت به رقبای خود، جایگاه بالاتری دارد. فرایند نخستی که اجماع متخصصین در آن نقش دارد، فرایند انجام آرسی تی ها، چاپ آنها و به کارگیری آنها در فرایند مداخلات پزشکی است. ازجمله به این نکته اشاره می شود که در مواردی که میان آر سی تی ها تعارض های کلی تری وجود دارد، فراتحلیل نمی تواند راهکاری عملی در اختیار گذارد و برای گزینش میان آر سی تی های متعارض، راهی جز توسل به اجماع جامعه ی پزشکی نیست. فرایند دوم، که فرایند مقایسه میان پزشکی شواهدمحور و رقبای آن است، در سطحی بالاتر شامل مسائل حقوقی نیز می شود که در بخش جمع بندی صرفا در قالب یک موقعیت فرضی به آن اشاره شده است.
۱۱۷.

هندسه ایمان و قدرت: بررسی تاریخی تأثیر مسلمانان بر ایجاد و تداوم اسلام هراسی در روابط اسلام و مسیحیت(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۴ تعداد دانلود : ۷۴
روابط میان مسلمانان و مسیحیان، به عنوان پیروان دو آیین توحیدی، از تعاملات فرهنگی و دوستانه تا تقابلات سیاسی و خصمانه، بازتاب دهنده پیچیدگی های تاریخی و اجتماعی این دو جامعه است. پدیده اسلام هراسی، با ویژگی هایی چون «تبعیض، طرد، ارعاب و خشونت»، حاصل عوامل تاریخی، دینی، سیاسی و اجتماعی متعددی است. این پژوهش با هدف تحلیل تأثیر متقابل این عوامل، مکانیزمی به نام «هندسه ایمان و قدرت» را بررسی می کند که در آن، تعاملات مذهبی و سیاسی مسلمانان و مسیحیان، نقش مهمی در شکل گیری کلیشه های منفی ایفا کرده است. این مقاله نشان می دهد که اسلام هراسی نه صرفاً پیامد اقدامات غرب مسیحی، بلکه نتیجه تعاملات مشترک مسیحیت شرقی و غربی و رفتارهای درونی جوامع اسلامی است. علاوه بر این، پژوهش تلاش دارد نشان دهد که هندسه ایمان و قدرت، که زمانی در مرزهای بیرونی جهان اسلام اسلام هراسی را ایجاد کرد، اکنون در مرزهای داخلی نیز فعال است. این پژوهش با بررسی عوامل تاریخی مؤثر، بر ضرورت بازنگری انتقادی در رویکردهای تاریخی و معاصر تأکید دارد تا به فهمی جامع تر از این پدیده دست یابد و راه حل هایی برای کاهش این معضل ارائه کند.
۱۱۸.

امکان نبوت و وحدت سریانی وجود؛ راه برون رفت از دئیسم (Deism)(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۴ تعداد دانلود : ۳۶
در نوشتار می کوشم نشان دهم که تبیینِ تباینی و سنخی از تشکیکِ وجود، در مسئله «رابطه حق و خلق»، به دئیسم منتهی می شود؛ نگرشِ دئیستی، امکانِ تدبیرِ الهی را نفی می کند و در نتیجه، اصلِ نبوت را بی معنا می سازد. ازاین رو، با بررسیِ انواعِ تمایزها در فلسفه اسلامی، نشان می دهم که تنها خوانشِ وحدتِ سریانیِ وجود می تواند راه برون رفت از دئیسم باشد؛ زیرا وحدتِ سریانی، وجود را پیوسته و ساری از خالق تا مخلوق می داند و بر پایه این نگرش، شرط امکان صدورِ وحی و ارسالِ نبی فراهم می شود. بنابراین، پذیرش وحدت سریانی وجود، پیش فرض تحقق نبوت در فلسفه اسلامی است.
۱۱۹.

بررسی جنبه هنری رخداد وحیانی و امکان رخداد وحیانیت در هنر از منظر پل تیلیش(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۵ تعداد دانلود : ۳۹
پل تیلیش، معتقد بود نحوه مواجهه انسان با امر الوهی تعیین کننده سرنوشت این مواجهه است. نزد او پرسش از خداوند، به تعبیری وام گرفته از هایدگر، نه پرسش از هستی و نیستی یک موجود در میان موجودات بلکه پرسش از خود وجود است. تفسیر تیل از وحی یش که با تمایز میان نشانه و نماد بنیاد می شود، نشانه را به مثابه نشان گری صرف برای دلالت بر امر خارجی، و نماد را به عنوان مشارک در تولید معنای امر معرفی می کند. تیلیش ادعا می کند که ادبیات در قرن بیستم نقشی به سزا در نمادگذاری معانی امر وحیانی داشته است، اما در عین حال نمی خواهد متون دینی را به استعاره هایی صرف فروکاهد.
۱۲۰.

صدقِ تبیین های استعاری در پرتو نظریه استعاره های مفهومی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۴ تعداد دانلود : ۷۰
در مقام توصیف، استعاره ها به شکل گسترده در گفتمان علمی از جمله تبیین های علمی به کار می روند. اما این که تبیین های استعاری، تبیین هایی موجه اند نیازمند واکاوی است. بر طبق رویکرد غالب، یک تبیین علمی موجه باید فهم افزا و صادق باشد. چالش اساسی درباره صدق تبیین های استعاری این است که گزاره های استعاری به دلیل عدم تطابق با واقعیت، کاذب تلقی می شوند؛ درحالی که انتظار می رود تبیین های علمی صادق باشند. در این پژوهش، ابتدا، با استفاده از نظریه استعاره های مفهومی لیکاف و جانسون نشان می دهیم چگونه تبیین های استعاری فهم افزایی می کنند. سپس، استدلال خواهیم کرد چگونه می توان مطابق با این نظریه، افزون بر فهم افزایی، صدق تبیین های استعاری را پذیرفت. اتکای استدلال اخیر بر این است که فهم، مقدم بر صدق و غالباً در گرو استعاره است. در پایان از چهار مسیر که استدلال بر مبنای استعاره های مرده، استدلال بر مبنای مطابقت جزئی در برابر مطابقت کامل، استدلال بر مبنای هزینه معرفتی و استدلال بر مبنای برازش منحنی نامیده ایم می کوشیم تا موضع صدق تبیین های استعاری را تدقیق و تقویت کنیم.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان