ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۷٬۲۸۱ تا ۷٬۳۰۰ مورد از کل ۷٬۳۹۵ مورد.
۷۲۸۱.

بررسی و مقایسه خوانش دریفوس و کرزویل از هوش مصنوعی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۴ تعداد دانلود : ۱۶۷
پر سش درباره مسئله آگاهی رویکردی دیرینه در فلسفه دارد. امروزه با پیشرفت هوش مصنوعی پرسش هایی از قبیل امکان آگاه بودن هوش مصنوعی مطرح شده است. هرچند که آگاهی مسئله ای حل ناشده در علم و فلسفه است اما آینده ی هوش مصنوعی توسط دانشمندان و آینده پژوهان در کانون توجه است. ری کرزویل یکی از آینده پژوهانی است که پیش بینی می کند در آینده ای نه چندان دور هوش مصنوعی از هوش انسانی پیشی خواهد گرفت. در مقابل هوبرت دریفوس که فیلسوفی پدیدارشناس است امکان تحقق هوش مصنوعی به صورت موجودی با آگاهی مشابه آگاهی انسانی در آینده را رد کرده و آن را غیر قابل تحقق می داند. رویکرد کرزویل به هوش مصنوعی محاسباتی و علمی است و رویکرد دریفوس، فلسفی و پدیدارشناسانه است. هرکدام با ارجاع به دلایلی از ادعای خود دفاع می کنند. سوال اصلی این پژوهش، نقد نظرگاه فیزیکالیستی و تحویل گرایانه کرزویل نسبت به ذهن از منظر دریفوس از پایگاه مضامینی عموما هایدگری چون یادگیری زبان، تجربه، ناخودآگاه، درجهان بودگی و بسترهای فرهنگی است.
۷۲۸۲.

ماهیت مصنوع مانند مدل های علمی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۷ تعداد دانلود : ۱۴۷
مقاله حاضر ضمن نقدی بر دیدگاه های رایج درباره ماهیت مدل های انتزاعی علمی، نشان می دهد این رویکردها از تبیین نقش قصدمندی در تعیین ماهیت مدل ها ناتوان هستند. مقاله در عوض پیشنهاد می کند مدل های علمی به عنوان مصنوعاتی انتزاعی در نظر گرفته شوند که ماهیت آنها به طور مستقیم وابسته به قصد طراحی، اهداف علمی و زمینه های نهادی خاصی است که در آنها قرار دارند. این رویکرد به طور ویژه بر اهمیت قصدمندی در شکل گیری مدل های علمی تأکید دارد و بر این باور است که این مدل ها به منظور رسیدن به مقاصد خاص علمی و پژوهشی طراحی می شوند. این رویکرد پیامدهای متافیزیکی مهمی دارد؛ زیرا با بهره گیری از فلسفه مصنوعات، بر وابستگی وجود مدل ها به قصد جمعی دانشمندان و نقش نهادهای علمی در شکل گیری و تثبیت آنها تأکید می کند. در نهایت، مقاله از رهگذر پاسخی به مسأله هستی شناختی مدل ها، زمینه را برای پیشنهاد نوعی رئالیسم نهادی-کارکردی فراهم می کند که واقعیت مدل ها را در چارچوب کارکردهای علمی و اجتماعی آنها می سنجد.
۷۲۸۳.

دسته بندی نسبت علم و دین بر مبنای طیفی از هم خوانی تا ناهم خوانی نمونه ها(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۴ تعداد دانلود : ۱۵۰
مسئله نسبت علم و دین از مهم ترین چالش های معرفتی معاصر است. این پژوهش با رویکردی نو به دسته بندی مصادیق رابطه ی علم و دین بر مبنای میزان هم خوانی و ناهم خوانی آن ها می پردازد. روش پژوهش مبتنی بر مطالعه و تحلیل موردی نمونه های عینی در طول هفت سال (1395-1403) در قالب مباحثات بین رشته ای با دانشجویان تحصیلات تکمیلی در رشته های علوم پایه و فلسفه است. نشان داده ایم روابط علم و دین را می توان در سه دسته ی اصلی قرار داد: «هم خوانی» (مانند شواهد آغازمندی جهان و تنظیم ظریف کیهانی)، «بی تفاوتی» (که اکثریت موارد را شامل می شود)، و «ناهم خوانی» که خود به دو زیرگروه تقسیم می شود: ناهم خوانی های حل وفصل پذیر (مانند برخی تفسیرهای تکاملی) و ناهم خوانی های بحران زا (مانند تفاسیر فیزیکالیستی افراطی-نئوداروینیستی). در نتیجه با بهره گیری از استعاره ی موسیقایی، نشان داده ایم هر سه نوع رابطه کارکرد خاص خود را دارند و حتی موارد ناهم خوان می توانند محرک پیشرفت علمی و بازاندیشی معرفتی باشند و مطلوب است به جای اتخاذ مواضع بر مبنای منطق دوارزشی (درست/غلط)، از منطقی فازی با طیفی گسترده از هم خوانی تا ناهم خوانی استفاده کنیم.
۷۲۸۴.

تاملاتی در باب نسبی گرایی؛ مطالعه ای تطبیقی بین ویتگنشتاین متاخر و کوهن(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۹ تعداد دانلود : ۱۳۴
بین اندیشه متاخر ویتگنشتاین در باب بازی های زبانی و گرامر زبان و ایده قیاس ناپذیری پارادایم های علمی کوهن شباهت هایی وجود دارد که منشاء آثاری تطبیقی بین این دو شده است. یکی از مسائلی که هر دو اندیشه فلسفی با آن مواجه اند، نسبی گرایی و معضلات و پرسش های متعددی است که نسبی گرایی برای یک اندیشه فلسفی ایجاد می کند. از وجوه اشتراک اندیشه این دو فیلسوف محوریت چارچوب مفهومی و زبانی در ارتباط با مسائلی چون معنا، فهم و صدق است. همین مطلب مورد توجه برخی از تفاسیری است که ویتگنشتاین و کوهن را حامی نسبی گرایی می دانند. در اینجا مساله نسبی گرایی را با تمرکز بر معضلات نسبی-گرایی برای فهم و نیز صدق، و با محوریت آثار دو مفسر ویتگنشتاین و کوهن؛ یعنی هانس گلاک و مویال شاروک، مورد بررسی قرار می دهیم. در باب مسائل مذکور بین این دو مفسر اشتراکات و اختلافاتی در تفسیر ویتگنشتاین و کوهن وجود دارد. از نگاه نویسنده، اولا نه قیاس ناپذیری کوهن و نه ایده گرامر ویتگنشتاین مانع از فهم دو پارادایم یا دو چارچوب زبانی از یکدیگر نیست. در ثانی بین ویتگنشتاین و کوهن اختلافی بر سر تقدم و تاخر زبان از یک سو و طبقه بندی های ذهنی از سوی دیگر وجود دارد. ثالثا ایده رفتار مشترک نوع بشر در اندیشه ویتگنشتاین مانع از نسبی گرایی در صدق نیست. با توجه به این سه موضع، مواضع گلاک و مویال شاروک در تفسیر ویتگنشتاین و کوهن مورد انتقاد قرار گرفته است.
۷۲۸۵.

هستی شناسی مدل های علمی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۶ تعداد دانلود : ۱۳۵
ماهیت و چیستی مدل های علمی در سه دهه اخیر مورد توجه و بررسی فیلسوفان علم بوده است. علت آن نیز نقش محوری و پررنگ مدل ها در فعالیت علمی است. اینکه مدل ها را چه چیزی بدانیم در نگرش واقع گرایی یا ضد واقع گرایی ما نسبت به علم، تبیین بازنمایی علمی و فهم ربط و نسبت مدل ها و تئوری ها و پاسخ به سؤالات فلسفی که در خصوص هستی شناسی موجودات علمی و معرفت شناسی علمی مطرح است، تأثیر مستقیم دارد. در این مقاله مفهومی با نگاهی مبتنی بر رویکرد و آموزه های عقلانیت نقاد و فلسفه مصنوعات، طرحی برای ماهیت مدل های علمی پیشنهاد می شود. در این طرح، مدل ها محصولاتِ عینیِ ذهنِ انسان فرض می شوند که به عنوان یک مصنوع به منظور خاصی طراحی و ساخته و به کار گرفته می شوند و این ویژگیِ قصدمندی بخش مهمی از ماهیت آنهاست.
۷۲۸۶.

بازخوانی روایت به مثابه بازنمود امکان های سوژه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۴ تعداد دانلود : ۱۳۴
در این جستار، نظریه روایت پل ریکور به مثابه بازنمایی کنش انسانی در بستر ادبیات، با رویکردی انتقادی و تطبیقی بازخوانی می شود. در کانون این بازخوانی، مدل مفهومی «پنج گانه روی آوری سوژه» قرار دارد که شامل روی آوری به خود، به دیگری، به اشیای جهان، به دیگری بزرگ و به زبان است. این مدل با الهام از سنت های پدیدارشناسی، هرمنوتیک و تحلیل گفتمان، چارچوبی برای فهم چندلایگی، گسست مندی و دیالکتیک هویت سوژه در روایت فراهم می آورد. مقاله نشان می دهد روایت نه بازنمایی خنثای کنش، بلکه سازوکاری فعال و سوبژکتیو برای بازسازی خود است؛ فرایندی که در آن، زبان، قدرت، ساختار، تاریخ، ایدئولوژی، حافظه، بدن و نهادهای اجتماعی هم زمان دخیل هستند. از این دیدگاه، سوژه در روایت هم فاعل معناست و هم محصولی از گفتمان ها. این بازخوانی افق هایی تازه برای روایت شناسی، نقد ادبی، فلسفه زبان و مطالعات فرهنگی و ارتباطات می گشاید. در پایان، پیامدهای نظری این تحلیل در نسبت با امکان نقد ایدئولوژی و بازاندیشی در خودمختاری سوژه بررسی می شوند.
۷۲۸۷.

رابطه علم و تکنولوژی: بازسازی و بسط دیدگاه دیوید میلر(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۹ تعداد دانلود : ۱۳۶
اگر هدف علم را شناخت واقعیت و تکنولوژی را تغییر واقعیت برای تحقق مقاصد در نظر بگیریم، این پرسش پیش رو است که علم و تکنولوژی چه رابطه ای با هم دارند و چه نقشی در پیشرفت یکدیگر ایفا می کنند؟ ما در این مقاله تحت تأثیر مقاله ی به کارگیری علم دیوید میلر و با اختیار رویکرد عقلانیت نقاد، نشان می دهیم که علم برای تکنولوژی نه تنها کافی نیست بلکه از جهت منطقی ضروری هم نیست و نقش علم در تکنولوژی، نقادانه و الهام بخش و حتی در مواردی گمراه کننده است. در تکمیل دیدگاه میلر، استدلال خواهیم کرد که تکنولوژی نیز برای علم کافی و از جهت منطقی ضروری نیست. علم قطعی نیست و تکنولوژی می تواند برای آن نقش نقادانه ایفا کند. همچنین برخی تکنولوژی ها می تواند الهام بخش علم باشد. به این نکته نیز توجه می دهیم که در مواردی پیشرفت تکنولوژی می تواند مانع پیشرفت علم شود.
۷۲۸۸.

از طبیعت تا معماری فناورانه؛ چارچوبی معرفت شناختی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۴ تعداد دانلود : ۱۴۵
این مقاله با بازخوانی انتقادی روند تاریخی نوآوری در معماری، روایت رایج از «معمار قهرمان» را به چالش می کشد و نشان می دهد که نوآوری های معماری و سازه ای مدرن، نه زاده نبوغ فردی، بلکه نتیجه تداوم سنتی معرفتی، فلسفی و تجربی در تعامل با طبیعت بوده اند. با تکیه بر تحلیل سه مرحله ای—از تقلید شهودی تا انتزاع تحلیلی و نهایتاً تعامل متقابل—مطالعه حاضر نشان می دهد که طبیعت، نه تنها الهام بخش زیباشناختی، بلکه شریک روشی و شناختی در فرآیند طراحی بوده است. در این چارچوب، مدل های فیزیکی کوچک مقیاس به عنوان ابزارهای تولید دانش و آزمایش فرم، جایگاهی کلیدی در معماری قرن بیستم یافتند. مقاله با بررسی معماری چهره های برجسته معماری فناورانه، روند شکل گیری زبان سازه ای مدرن را بر بستری فلسفی و میان رشته ای بازمی خواند و در نهایت، نوآوری را نه به مثابه گسستی قهرمانانه، بلکه به عنوان امتدادی جمعی در میراث فرهنگی معماری تبیین می کند.
۷۲۸۹.

چگونه طرح نقد هنری از نقد قوه حکم کانت ممکن است؟(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۲ تعداد دانلود : ۱۱۲
می گویند نقد قوه حکم بیشتر درباره زیبایی طبیعی و کمتر درباره زیبایی هنری است. حتی برخی می اندیشند کمتر درباره فلسفه هنر است و کمتر و کمتر درباره نقد هنر. نشان هایی که کانت از طریق سرنوشتارهای نقد سوم مستقیم به ما می دهد همین تلقی را به وجود می آورد؛ مطلبی با عنوان نقد هنر وجود ندارد. در این پژوهش، با روش توصیفی تحلیلی با اتکا به آرای برنهام نشان می دهیم نوع خاصی از نقد هنری را می توان از این اثر کانت بیرون کشید. نقد سوم را روی شانه های بحث ایده های زیباشناختی و نبوغ می توان نشاند. اثر هنری را از دریچه ارتباط با مباحث تاخورده درون ایده های زیباشناختی می توان نگریست. مباحثی همچون ذوق به معنی صرفاً صورت زیبا را دریافت کردن، ژانر به معنی مفهوم اثر را غایت پنداشتن، مضمون یعنی ایده عقلانی را محتوای اندیشیدنی در نظر داشتن، روح اثر را بر مبنای ایده زیباشناختی سنجیدن و نمادگرایی و استعاره را در نقد هنری گنجاندن، می توان مدنظر قرار داد. نقد باید بر ارزشی واحد استوار باشد. به نظر می رسد در صورت تمرکز بر قابلیت ها و ظرفیت های متنوع ایده های زیباشناختی و اتکا به ارزش زیباشناختی، می توان نقد زیباشناختی برای هنر در نظر گرفت و برای جنبه ارزشیابی کلی اثر هنری در نهایت از روح داری یا بی روحی اثر پرسید.
۷۲۹۰.

چگونه بیماری مکان مند شد؟ مقومات روش بالینی-تشریحی در قرن نوزدهم(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۹ تعداد دانلود : ۱۲۶
در طب اخلاطی علایم و نشانه های تعداد زیادی از بیماری ها به اندام ها منتسب بودند اما بیماری مکانمند نبود یعنی بیماری در بدن جایی نداشت در قرن های هیجدهم و نوزدهم با بکار گرفتن روش بالینی-تشریحی میان تظاهرات بالینی و آسیب های بدنی پیوند برقرار شد. بدین گونه مکانمندی بیماری در بدن مهمترین کاری بود که پزشکی کلینیکی در اواخر قرن نوزدهم انجام داد. در این مقاله می کوشیم نشان دهیم که اولا کدام آموزه های فلسفی زمینه پیدایش این روش را فراهم کردند و ثانیا چگونه این آموزه ها در شکل گیری مقومات این روش تاثیر گذار بودند. از این رو در ابتدا مبانی فلسفی این روش -حس گرایی و فلسفه مشاهده- را در جو حاکم بر آن قرن ها بررسی می کنیم. سپس ویژگی های دو مقومه اصلی آن یعنی معاینه بالینی و تشریح آسیب شناختی را بیان می کنیم. بدین منظور نشان می دهیم که چگونه حس گرایی و فلسفه مشاهده سبب شد تا پزشکان به معاینه دقیق تظاهرات بالینی بیماری ها بپردازند. سپس نشان می دهیم که چگونه از قرن هیجدهم به بعد تحت تاثیر فلسفه مشاهده این آموزه شکل گرفت که بیماری با ضایعه ای در زیر اندام های بیرونی بدن متناظر است. از این رو تشریح گامی اساسی در جهت آسیب شناسی بیماری ها شد. بدین گونه داده های حاصل از معاینه دقیق بالینی و تشریح آسیب شناختی دو بخش مهم گزارش های موردی را تشکیل دادند که یکی از ارکان پژوهش و دستاوردهای جدید پزشکی بالینی است. در بخش آخر مقاله ساختار و ویژگی های این نوع گزارش ها را بررسی می کنیم.
۷۲۹۱.

بازخوانی روایت ارسطو از آموزه های نانوشته افلاطون توسط مفسران معاصر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۴ تعداد دانلود : ۱۲۲
ارسطو در آثار مختلف خویش با لحنی انتقادیْ نظریه هایی را به افلاطون نسبت داده است که بی تردید نمی توان برای آنها مرجعی در محاوراتِ مکتوبِ افلاطون یافت؛ به ویژه این ادعای ارسطو که افلاطون ایده ها را با اعداد این همان دانسته و به عبارتی دیگر، او مبادی ایده ها و اعداد را یک چیز (واحد و دوگانه نامتعیّن) در نظر گرفته است. این موضوع در قرن بیستم در میان بخشی چشمگیر از پژوهشگران سرشناس حوزه فلسفه یونان باستان در سنّت تحلیلی و قارّه ای به مسئله ای مناقشه برانگیز تبدیل شد که می توان آن را معمّای آموزه های نانوشته افلاطون خواند. منظور از نانوشته بودنِ آموزه های افلاطون این است که او بخشی از اندیشه های خود را به طور شفاهی و غیرمکتوب در آکادمی تعلیم داده و از مکتوب کردنِ آن خودداری کرده است. در دنیای انگلیسی زبان، هارولد چرنیس با اتخاذ موضعی افراطی، ارسطو را در تشریح اندیشه افلاطون تماماً خطاکار و غیرقابل اعتماد دانست و ایده آموزه های نانوشته را به لحاظ تاریخی مردود شمرد؛ اما در مقابل چرنیس، مفسران دیگری مانند دیوید راس و جان فیندلی تلاش کردند از روایت ارسطو درباره فلسفه افلاطون و نظریه آموزه های نانوشته دفاع کنند. در فلسفه اروپایی نیز مکتب موسوم به توبینگن، با گسست از سنّت شلایرماخر به طریقی دیگر موضعی رادیکال پیش گرفتند و آموزه های نانوشته را اصیل ترین و کامل ترین نسخه فلسفه افلاطون دانستند و در نهایت، در مقابل ایشان، هانس گئورگ گادامر تلاش کرد اهمیت تعلیمات شفاهی افلاطون را نسبت به آثار مکتوب تعدیل شده تر بنگرد. در این مقاله تلاش شده است تا دیدگاه های این مفسران معاصر ارزیابی و با یکدیگر مقایسه شود.
۷۲۹۲.

جایگاه کارآزمایی های کنترل شده ی تصادفی در پزشکی شواهدمحور در پرتو بحران تکرارپذیری: نقش اجماع(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۳ تعداد دانلود : ۱۲۸
پزشکی شواهدمحور، به عنوان خوانشی نو از پزشکی رایج، آخرین شواهد منتشرشده در نشریه های معتبر پزشکی را مبنای مداخلات پزشکی درنظر می گیرد. در این میان، مقالاتی که نتایج کارآزمایی های کنترل شده ی تصادفی (آرسی تی) را گزارش می کنند، جایگاه ویژه ای دارند. اما در سال های اخیر مشخص شده است که نتایج بسیاری از آرسی تی ها در بازآزمایی بر روی گروه های جدید و یا حتی قبلی، تکرار نمی شود. این پدیده که به بحران تکرارپذیری موسوم است، معضلی برای پزشکی شواهدمحور ایجاد کرده است. در مقاله ی پیشِ رو دلایلی عرضه می شود که اجماع جامعه ی پزشکی در دو فرایند، از این تعارض می کاهد تا جاییکه کماکان باید پذیرفت که پزشکی شواهدمحور نسبت به رقبای خود، جایگاه بالاتری دارد. فرایند نخستی که اجماع متخصصین در آن نقش دارد، فرایند انجام آرسی تی ها، چاپ آنها و به کارگیری آنها در فرایند مداخلات پزشکی است. ازجمله به این نکته اشاره می شود که در مواردی که میان آر سی تی ها تعارض های کلی تری وجود دارد، فراتحلیل نمی تواند راهکاری عملی در اختیار گذارد و برای گزینش میان آر سی تی های متعارض، راهی جز توسل به اجماع جامعه ی پزشکی نیست. فرایند دوم، که فرایند مقایسه میان پزشکی شواهدمحور و رقبای آن است، در سطحی بالاتر شامل مسائل حقوقی نیز می شود که در بخش جمع بندی صرفا در قالب یک موقعیت فرضی به آن اشاره شده است.
۷۲۹۳.

پیوندهای مهندسی مفهومی و چرخش زبانی: به سوی تدوین یک فرافلسفه مفهومی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۴ تعداد دانلود : ۱۱۶
در این مقاله، می کوشیم تا با تمرکز بر فرافلسفه مبتنی بر مهندسی مفهومی، نشان دهیم این رویکرد در مقایسه با فرافلسفه زبانی، چارچوبی جامع تر و مؤثرتر برای تحلیل و حل مسائل فلسفی فراهم می آورد. برخلاف فیلسوفان زبانی که در شاخه فلسفه زبانِ روزمره بر پاسداشتِ زبان طبیعی و محدودیت های آن، و در شاخه فلسفه زبان ایده آل بر پرهیز از توسل به موجودیت های مفهومی تأکید داشتند، مهندسی مفهومی با تکیه بر انعطاف پذیری مفاهیم و امکان بازسازی نظام های مفهومی، می کوشد محدودیت های این چنینی فلسفه زبانی را پشت سر گذارد و در عوض، متناسب با اهداف معرفتی، اخلاقی و اجتماعی، بر ترمیم یا تعویض ابزارهای تفکر تمرکز کند. هدف اصلی این مقاله تحلیل نقش گذار از چرخش زبانی به چرخش مفهومی و بازخوانی نظریه های ویتگنشتاین و کواین در راستای نقد یا تقویت بنیان های این گذار است. اگرچه هر دو فیلسوف نگرش هایی محدودکننده نسبت به مفهوم دارند، بصیرت های آنها، به ویژه درباره کاربرد، رفتار و تحول مفهومی، می تواند در خدمت پروژه مهندسی مفهومی قرار گیرد. به این ترتیب، مقاله حاضر کوشیده است فرافلسفه بدیلی را طرح افکنی کند که ضمن بهره گیری از سنت فلسفه زبانی، افق هایی نو برای نقش فعال فلسفه در تغییر نظام های مفهومی و در نتیجه، دگرگونی در شیوه های اندیشیدن به جهان می گشاید.
۷۲۹۴.

غایت شناسی ارسطو در تبیین های زیست شناختی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۷ تعداد دانلود : ۱۰۰
«غایت»(تو هو هِنِکا، το ̔ο ̔ενεκα) در فلسفه ارسطو چنان اهمیتی دارد که فهم سایر آموزه های او نیز در گرو درک درست و کامل آن است. تا کنون پژوهش های بسیاری توسط پژوهشگران در باب این آموزه انجام شده اند و غایت شناسی ارسطو در آثارش و در ارتباط با آموزه های مختلف او بررسی شده است. این پژوهش مشخصاً زیست شناسی ارسطو را بررسی می کند و مهم ترین مسأله ای که دنبال می کند این است که آیا از نظر او امکان حذف غایت از تبیین های زیست شناختی وجود دارد. برخی از اسلاف ارسطو معتقد بودند این امر امکان پذیر است و عواملی همچون «تصادف» و «ضرورت» می توانند توجیه گر پیدایش های زیستی باشند. ارسطو اما در مخالفت با آن ها نشان می دهد غایت از تبیین های زیست شناختی حذف شدنی نیست و بنابراین، تبیینی غایت شناسانه از پیدایش موجودات زنده و اندام های آن ها ارائه می دهد. این پژوهش تلاشی است برای تشریح این تبیین غایت شناسانه و نشان دادن اینکه ارسطو بر چه اساسی پیدایش جانوران و اندام های آن ها را غایتمند می داند.
۷۲۹۵.

بازخوانی نظریه ابداعی ابن سینا در اتحاد مفهومی و مصداقی صفات خداوند و تأملی در نقدهای آن(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۶ تعداد دانلود : ۸۱
ابن سینا در راه اثبات بساطت ذات خداوند از هرگونه حیثیت، نظریه اتحاد مفهومی و مصداقی صفات را برمی گزیند. این نظریه با چالش هایی روبه روست: از یک سو، وی در خصوص رابطه وجودی صفات با ذات رویکردهایی به ظاهر متفاوت ارائه کرده و در برخی از مواضع، با ارجاع همه اوصاف کمالی به علم عنایی، آنها را لازمه ذات خداوند دانسته است و در موضعی دیگر، با توجه به برخی از قواعد کلی فلسفی نظریه عینیت را می پذیرد و گاه نیز با بازگرداندن همه صفات به سلب و اضافه به الهیات سلبی تقریب می یابد. از دیگر سو، با وجود گفتار صریح در نفی تغایر مفهومی صفات خداوند آن را مستدل بیان نکرده است. برخی از متأخرین و به ویژه ملاصدرا دیدگاه او را از منظر وجودشناختی و معناشناسی مورد انتقادات جدی قرار داده اند. در این پژوهش، نقدهای وارد بر نظریه خاص ابن سینا را بررسی می کنیم و نشان می دهیم وی در پاسخ به اشکالات، کدامین اصول و مبانی را اتخاذ می کند. در تحلیلی واقع بینانه، ابن سینا از منظر وجودی صفات کمال را لازم تبعی ماهیت موجوده خداوند و نه لازم وجود خارجی آن برمی شمرد. همچنین، در پرتو «نظریه کاربردی معنا»، «نحوه مفهوم سازی ذهن» و نیز توجه ویژه ابن سینا به مبانی اصلی فلسفه خویش، می توان تبیینی سازگار از نظریه عینیت مفهومی را ارائه کرد تا از اشکال مهم ترادف الفاظ متباین مصون ماند. در این طریق که مبتنی بر معرفت شهودی انسان است، از به هم پیوستگی صفات خداوند در هنگام کاربرد الفاظ سخن به میان می آید، به گونه ای که اطلاق یک صفت بر خداوند تداعی دیگر صفات را به همراه دارد و نه آنکه اطلاق یک صفت بر خداوند واجد معانی همه صفات باشد.
۷۲۹۶.

رئالیسم پس از چرخش زبانی از منظر رورتی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۶ تعداد دانلود : ۱۲۲
بنا به نظر رورتی، چرخش زبانی انقلابی بود که می بایست منازعات رئالیستی و ضد رئالیستی را منحل می کرد؛ اما رئالسیم با قدمتی به درازای تاریخ فلسفه از چنان نفوذی برخوردار بود که حتی فیلسوفان زبانی نظیر پوزیتویست های منطقی که موضع خود را علناً در برابر متافیزیک می دانستند، نتوانستند به طور کامل از چنگ آن خلاصی یابند. این امر به دلیل مبنا قرار گرفتن نظریه مطابقت صدق و روی دیگر این سکّه، یعنی نظریه بازنمایی در فلسفه زبان فیلسوفان تحلیلی بود. رورتی با تمسک به فیلسوفانی که این دو نظریه یادشده را به نفع وحدت سوژه ابژه کنار می گذارند، درصدد استدلال برای اولیّه بودن مفهوم صدق و نیز وابسته بودن آن به خود زبان، نه چیز فرا زبانی، برمی آید؛ از این رو، زمانی که صدق به خود زبان بازگشت، دیگر جایی برای واقعیتی خارج از زبان نمی ماند که کاربر زبان برای دست یابی به حقیقت مجبور به بازنمایی آن باشد. در نهایت، هدف او این است که نشان دهد کاربر زبان همواره در تماس مستقیم با جهان خارج به عنوان یکی از شرایط علّی ایجاد بازی های زبانی ما است و نه به عنوان تبیین گر و توجیه کننده گزاره های تکین زبان ما؛ بنابراین، رورتی با کنار گذاشتن مرزهای زبان و تمام دوگانه ها، فلسفه زبان خالصی را مجاز می داند که رئالیسم در آن محکوم به انحلال است.
۷۲۹۷.

تبیین و نقد دیدگاه کیت وارد درباره مسأله شر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۳ تعداد دانلود : ۱۱۱
کیت وارد یکی از فلاسفه دین است که موضوع خدا و رابطه اش با جهان و شرور موجود در آن را بررسی کرده است. او در تبیین دیدگاه خود، ابتدا مفهوم خدا را بررسی می کند که وجودش ضروری است. وصف ضروری خدا که البته قدرتمند و خیرخواه محض است، مستلزم آفریدن جهان از عدم است که با انجام این عمل، به جهان ارزش و زیبایی می بخشد؛ جهانی که موجودات آن باید مستقل و نامتعیّن باشند. اما لازمه این اوصاف جهان، یعنی آزادی و استقلال، وجود شرور در آن است؛ به این معنا که چنین جهانی نمی تواند فاقد امکان شرور و درد و رنج باشد. البته، او باور دارد در جهان دیگر (حیات پسین)، انسان ها به سعادت جاودانه می رسند و شرور از بین می روند. انتقادهایی بر دیدگاه کیت وارد وجود دارند؛ اینکه خدای قادر و خیرخواه نباید شرور را تجویز کند و استقلال جهان نیازی به رنج ندارد و خداوند می تواند جهانی مستقل و عاری از رنج بیافریند. حتی اگر استقلال برای جهان بااهمیت باشد، ارزش این همه رنج را ندارد و اگر موجودات جهان واجد استقلال کمتری بودند، بهتر بود.
۷۲۹۸.

فرگه و مفاهیم وجهی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۸ تعداد دانلود : ۹۸
فرگه در مفهوم نگاشت می گوید مفاهیم وجهی درون منطق جایی ندارند. البته او تعاریفی برای این مفاهیم ارائه می دهد تا نحوه به کارگیری آن ها در زبان را تبیین کند؛ ولی تعاریف او با دو مشکل روبه رو هستند: اول آنکه ارتباطات معمول بین مفاهیم ضرورت و امکان را حفظ نمی کنند و دوم اینکه تفاوتشان با مفاهیم پیشینی/پسینی و تحلیلی/ترکیبی روشن نیست. در اینجا، تقریری از موضع فرگه درباره مفاهیم وجهی ارائه می کنیم که اولاً با این مشکلات مواجه نیست و ثانیاً با سایر ایده ها و نظرات او هم خوانی دارد. فرگه مفاهیم وجهی را بر اشیاء یا گزاره ها حمل نمی کند، بلکه آن ها را وصف رابطه استنتاجی می داند. مفاهیم وجهی بیانگر ویژگی و خصوصیتی از رابطه استنتاجی هستند؛ ولی همچنانکه نمی توان در منطق از رابطه استنتاجی سخن گفت، سخن گفتن از ویژگی های آن هم در منطق جایی ندارد. این خوانش از نظرگاه فرگه، هم ارتباط سنتی میان مفاهیم ضرورت و امکان را حفظ می کند هم تفاوت این مفاهیم را با مفاهیم پیشینی/پسینی و تحلیلی/ترکیبی نشان می دهد.
۷۲۹۹.

تحلیل چالش های وجودی در چارچوب ارتباطات چهارگانه انسان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۱ تعداد دانلود : ۷۰
چالش های وجودی از اساسی ترین دغدغه های انسانی به شمار می روند که از مواجهه فرد با پرسش های بنیادین درباره معنا، هدف، آزادی، تنهایی و مرگ نشأت می گیرند. این چالش ها برخلاف مشکلات روزمره، به ابعاد فلسفی و بنیادین تجربه زیسته مرتبط بوده و در تمام جنبه های زندگی انسان تأثیرگذارند. به منظور دستیابی به درکی جامع و نظام مند از این چالش ها، این پژوهش با روش سنتزپژوهی به شناسایی و طبقه بندی مؤلفه های مختلف چالش های وجودی پرداخته و چارچوب تحلیلِ مبتنی بر ارتباطات چهارگانه انسان را به عنوان رویکردی نوین معرفی می کند. این چارچوب با در نظر گرفتن ابعاد گوناگون وجودی انسان (ابعاد فردی: خودشناسی و درون نگری و ابعاد اجتماعی: روابط انسانی، معنویت و طبیعت) و تعاملات میان این ابعاد، به درک واقع بینانه و عمیق تر از چالش های وجودی و ارائه راهکارهای مؤثرتر برای مواجهه با آن ها کمک می کند. یافته ها نشان می دهند که ریشه بسیاری از بحران های وجودی در ارتباط انسان با خود به عنوان نخستین منبع ادراک و شناخت نهفته است و این بحران ها در سایر ارتباطات او نیز بازتاب می یابند. همچنین، هر یک از چالش های وجودی در چهار نوع ارتباط، قابل ردیابی بوده و کیفیت این ارتباطات به طور مستقیم در تشدید یا کاهش دلواپسی های وجودی مؤثر است. استفاده از چارچوب تحلیل ارتباطات چهارگانه به شناسایی دقیق تر منشأ مشکلات وجودی در افراد کمک کرده و امکان بررسی عمیق تری از اختلالات ارتباطی به عنوان عوامل زمینه ساز این چالش ها را فراهم می آورد. این رویکرد تحلیلی، زمینه را برای تدوین مداخلات و راهبردهای مؤثرتر در مواجهه با چالش های وجودی مهیا می سازد و به بهبود کیفیت زندگی و رشد وجودی انسان کمک می کند.
۷۳۰۰.

معانی وجود در کتاب العلل (کتاب الایضاح فی الخیر المحض لأرسطوطالیس)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۶ تعداد دانلود : ۹۲
بحث از «وجود» از قدیمی ترین بحث های فلسفی است و در متون عربی فیلسوفان با اصطلاح هایی متعدد از جمله «انیّت»، «هویّت»، «کون» و «أیس» بیان شده است. وجود در کتاب العلل با اصطلاح «انیّت» به معنای «وجود» و «هویّت» به معنای «موجود» و «کون» به معنای «به وجود آمدن» مطرح شده است و معنای وجود برای مراتب هستی متفاوت است. معنایِ وجود برای علت نخستین، وجود محض است؛ اما برای مراتب دیگر عقل و نفس، «وجود محدود» است. توماس بر اساس باب هشتم کتاب العلل ، در شرح این کتاب گفته است «وجود» در کتاب العلل به معنای «فعل وجود» نیست. بر این اساس، این مسأله را طرح می کنیم که «وجود» در کتاب العلل به چه معنایی به کار رفته است؟ آیا می توان به نظر توماس پاسخی دیگر داد؟ برای بررسی این مسأله و پاسخ به این پرسش ها با روش توصیفی – تحلیلی، اصطلاح های مختلف وجود و کاربست معنایی آن ها در کتاب العلل را به تبیین می کنیم و به این نتیجه می رسیم که «وجود» در اطلاق آن برای خدا، وجود محض، برای عقل «نخستین موجود» و برای موجودات به معنای «فعل وجود دادن» است.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان