نخستین مشایخ صوفیه زاهدان و پارسایان واقعی بودند. آگاهی همه جانبه از گناه همراه با وحشت جزا موجب می شود که آنان برای رهایی از خود از دنیا گریزان باشند و تسلیم بیچون و چرای خداوند متعال گردند. خوف از خدا و امید نداشتن به غیر او، در عابدان زاهد و صوفیان اولیه از جمله حاتم اصم، در نهایت به ورع و زهد شدید منجر میشود.
می توان گفت صوفیان اولیه پیش از آنچه عارف باشند، زاهد و عابد بودند؛ ازآن جمله حاتم اصم.
ابو عبدالرحمان حاتم بن عنوان مشهور به حاتم اصم(م.237ه./ 851 م) در عصر معتصم، هشتمین خلیفة عباسی میزیسته و از زاهدان دورة اول (150-250ه.) است که به زهد و عبادت و اعراض از دنیا مشهور بوده است. او مرید و شاگرد ابوعلی شقیق بلخی(متوفی۱۵۴) و استاد احمد خضرویه بود.
در این مقاله با بهره گیری از منابع قدیم، اندیشه و سخنان حاتم اصم بررسی شده است تا نشان داده شود که چگونه صوفیان زاهد و عابد با سخنان و اعمال خود به تعلیم شاگردان، حاکمان و عامة مردم می پرداختند. این حکایات و سخنان میتواند سندی از تاریخ تصوف و آموزه های اخلاقی صوفیان دورة اول باشد.
مهدی حمیدی شیرازی در میان شاعران سنت گرای معاصر در حوزة ادب غنایی، در فرم و ساختار و در معنا و محتوا، سبکی خاص ومنحصر بفرد دارد. در تمامی آثار وی ـ بویژه «اشک معشوق» ـ همة عناصر زبانی، آرایه های ادبی، وزن، موسیقی شعر، واژگان، ترکیبات، تصاویر، فرم و ساختار در خدمت عنصر «عاطفه» قرار دارد. در این جستار سعی شده است، یکی از شیوه های ساختاری و تصویرسازی وی، که بهره گیری از تشبیهات تلمیحی از جمله: اساطیری، حماسی، دینی، عاشقانه و تاریخی، مورد بررسی قرار گیرد. وی از عناصر اساطیری، مذهبی، عاشقانه و تاریخی برای ابراز احساسات عاشقانة خویش در عاطفی ترین ساختار بهره می گیرد و علاوه بر، برجسته سازی تصویری، با دم جان بخش خود، آن ها را جانی تازه بخشیده است. پیوند مناسب میان این عناصر تشبیهی، تلمیحی و جریان عشق میان او و محبوب؛ از ویژگی های اصلی شعر اوست.
یکی از موضوعات نقد جدید، بررسی زبان در آثار ادبی است. الگوی بررسی زبان حماسی، چگونگی زبان شعر حماسی را در سطوح گوناگونِ آوایی و موسیقایی، واژگانی و نحوی، بلاغی و ادبی، محتوایی و درون مایه ای بررسی می کند تا چگونگی تجلّی نوع ادبی حماسه در زبان را کشف و توصیف کند. به همین منظور نگارنده در این مقاله، با استفاده از نظریات نقد جدید، به ویژه صورت گرایی و بر اساس زبان حماسی معیار (شاهنامة فردوسی) یک الگو برای بررسی زبان حماسی در سطوح گوناگون، طراحی نموده است و در هر سطح، شاخص های لازم را تبیین کرده و سپس چگونگی ظهور آن شاخص ها در زبان حماسی را، با بیان شواهدی از متون حماسی، به ویژه شاهنامة فردوسی نشان داده است تا بر اساس آن بتوان اولاً به ویژگی های زبان حماسی دست یافت و ثانیاً این شاخص ها را در متون حماسی منظوم آزمود و به میزان موفقیّت یا عدم موفقیّت شاعران حماسه سرای پس از فردوسی، در به کارگیری زبان حماسی پی برد. بر اساس همین الگو و در این مقاله مشخص شده است که مثلاً باذل مشهدی، به عنوان یکی از مقلدان زبان حماسی معیار، در استفاده از زبان حماسی موفقیّت چشمگیری کسب نکرده است و در برخی از وجوه زبان حماسی از جمله انواع موسیقی شعر حماسی، ترکیب سازی، جزالت شعر حماسی و تصویرسازی دچار ضعف و کاستی است.
بازنمود درخت در متون شفاهی روایی (اسطورهها، افسانهها و حکایتها) عمیقاً به مسایل قومشناختی همچون محیط، عقاید و سنتها مرتبط است. مقالة حاضر نشان خواهد داد که درخت در متون شفاهی آفریقا ماهیتی حمایتکننده و مقدس دارد و بیانگر مرگ و رستاخیز نیز هست. علاوه بر این کارکردها، درخت در نوعی بیسرزمینی قرار دارد و مرزی است بین دو دنیا: دنیای انسانها و «دنیای دیگر»، یعنی دنیای نیروهای فراطبیعی. درخت، سمبل فرهنگ و طبیعت، سمبل گذر از سادگی به پیچیدگی و وسیلهای برای شناخت انسان از محیط و جامعه خود می باشد. بنابراین درخت با مفهوم انسان در ارتباط است.