مقالة حاضر به هدف معرفی ویژگی های سبکی لیکو، گونه ای از شعر شفاهی بلوچی، تدوین شده است. لیکو تک بیتی است مقفا و با وزن هجایی که با استناد به یافته های پژوهش حاضر از ویژگی های سبکی مشخصی به لحاظ نوع واژگان، تشبیهات، سازوکار استعاری غالب، بازنمود نگرش های قومی و محتوای واقع گرایانة آن برخوردار است. در این پژوهش یکصدو سی و پنج بیت لیکو به ترتیب از کتاب صد لیکو (مؤمنی، 1384)، خبرنامة بلوچستان (Axenov,1990)، منابع اینترنتی و مصاحبه با گویش ور بلوچ مکرانی گردآوری شد. آنگاه پنجاه لیکو به طور تصادفی انتخاب و به کمک گویش ور بلوچی تصحیح و ترجمه شد. سپس ترجمه ها با ترجمه های موجود در منابع مذکور مقایسه شد و تصحیحات اعمال گردید و در نهایت با توجه به محدودیت فضای مقاله، بیست ودو بیت لیکو که به لحاظ سبکی و معنایی معرف خوبی برای این مجموعه به شمار می آمد و واژگان و محتوای آن در گفتمان دانشگاهی قابل عرضه بود انتخاب شد. نوع واژه های به کار رفته در لیکو، تشبیهات و سبک واقع گرای آن مهم ترین ویژگی های این گونه از شعر شفاهی به شمار می آید. از جمله اشعار گویشی دیگری که به لحاظ ساختار و محتوا شبیه به لیکو به نظر می رسد، بیت کردی است.
نوشتار حاضر به تطبیق وحدت وجود در اندیشه ابن عربی با آرای جامی و شبستری در این باره پرداخته است. ابن عربی، در نضج و کمال نظریه وحدت وجود بسیار تأثیرگذار بوده است. شبستری و جامی، در میان نویسندگان وشاعران ایرانی پس از سده هفتم وهشتم هجری، از جمله کسانی هستند که در انتقال اندیشه های او نقش مهمی ایفا کرده اند. هم صدا با ابن عربی، بیانگر این اندیشه شدند که در هستی، جز حق چیز دیگری وجود ندارد و هر آنچه به عنوان مظاهر کثرت مشاهده می شود، در واقع چیزی جز تجلی های گوناگون حضرت وجود، نیست. نتیجه پژوهش نشان می دهد که شبستری و جامی چون ابن عربی، حق را متجلی در جمیع اشیاء به تجلیات اسمایی می دانند و برای تبیین نظریه وحدت وجود، همچون ابن عربی، از ابزارهای بلاغی نظیر تمثیل «دریا و مظاهر آن»، «عدد»، «آینه و نور» و «تابش نور از پس آینه های رنگارنگ» بهره برده اند.
در احادیث رایج در متن های عرفانی، نور محمدی و عقل، نخستین آفریده ها به شمار می روند. انطباق نور و عقل و قلم با چهره اسطوره ای پیامبر اسلام درمتن های عرفانی نشان دهنده نفوذ بعضی عقاید پیش از اسلامی در این زمینه نیز هست و رد پای عقاید زرتشتی و مانوی و عهد عتیق را منعکس می سازد. مقاله حاضر به بررسی مشترکات عرفان اسلامی و عرفان پیش از اسلام در زمینه عقاید مربوط به نور اختصاص دارد.