ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴۹٬۶۸۱ تا ۴۹٬۷۰۰ مورد از کل ۵۴٬۳۹۸ مورد.
۴۹۶۸۱.

روایتِ تصویری؛ مقایسه ی تطبیقی هنرهای تصویری ایران و کمیک استریپ (داستان مصوّر دنباله دار)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۴۱ تعداد دانلود : ۳۶۷
روایت داستانی می تواند هم با زبان متن و هم با زبان تصویر بازگو شود. اگر روایت با زبان تصویر بیان شود به آن «کمیک استریپ» یا «داستان مصوّر دنباله دار» می گویند. کمیک استریپ یکی از شیو های بیان بصری است که یک روایت یا داستان را با زبان تصویر بازگو و از طریق سلسله تصاویر مخاطب را با خود همراه می کند. این شیوه بیان، بر توالیِ تصاویر تمرکز دارد و گاه با همراه کردن جملاتی در کنار تصویر بر وضوح و روشنی روایت می افزاید. گرچه کمیک استریپ در هنر غرب عمر چندانی ندارد، امّا ریشه های آن را در دیوارنگاری غارها و  نقّاشی های مصر باستان می توان جست. این شیوه روایت تصویری در هنرهای تصویری اعم از نگاره های نسخ خطی و نمونه های کهن تر آن نظیر دیوارنگاره ها و سنگ-نگاره ها به خوبی قابل بازیابی است. پژوهش حاضر برآن است تا با رویکردی تطبیقی، وجوه مشابهت روایت در هنرهای تصویری ایران و کمیک استریپ را بازنماید. پرسش پژوهش این است که هنرهای تصویری ایران و کمیک استریپ چه شباهت ها و تفاوت هایی با هم دارند؟ فرضیه تحقیق هنرهای تصویری ایرانی و کمیک استریپ را به لحاظ شیوه روایی به هم شبیه، امّا شیوه تصویرگری را در آن ها متفاوت می داند. برای آزمودن فرضیه به این روش عمل می کنیم که نگاره ها را بر اساس سیر تاریخی بررسی و شاخصه ها و شباهت های آن با کمیک استریپ را تحلیل می کنیم. اهمیّت و ضرورت چنین پژوهش هایی در آن است که ضمن معرّفی قابلیّت های تصویری ویژه هنرهای تصویری، از این قابلیّت ها در راستای جهانی شدن هنر ایرانی بهره می گیرد.
۴۹۶۸۲.

کاربرد بلاغی تضاد و هم آیی آن با دیگر هنرسازه ها در غزلیّات سعدی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۴۱ تعداد دانلود : ۳۳۴
تضاد یکی از پیوندهای معنایی میان کلمات است که هم در حوزه دستور زبان و هم در حوزه بلاغت مورد توجه قرار می گیرد. در غزلیات سعدی، این پیوند معنایی تقریباً در پنجاه درصد ابیات حضور دارد. کاربرد تضاد از ساده ترین شکل آن یعنی آوردن واژگان متضاد شروع می شود تا تضاد در ساختار نحوی که انواع مختلف و پیچیده ای دارد. آنچه سبب تمایز کاربرد این هنرسازه در غزلیات سعدی می شود این است که تضاد غالبا تنها هنرسازه یا آرایه بیت نیست؛ ترکیب این آرایه با دیگر عناصر زبانی و سازه های نحوی است که آن را از ابزاری کهنه و دست فرسود به هنرسازه ای زنده و محرک تبدیل می کند و بر تأثیر و زیبایی سخن سعدی می افزاید. وجوه جملات، واو عطف، تکرارها و تقارنهای نحوی، جابهجایی شرط و جواب شرط از عناصر زبانی هستند که با هنرسازه تضاد همراه شده و باعث میشوند که سعدی از این صنعت ساده ابیاتی شگفت بیافریند. در برخی ابیات نیز همراهی آرایه طباق و ساختار نحوی جملات تغییر جهت و تضاد معنایی دو مصراع را به دنبال دارد و این خلاف انتظار، خواننده را مسحور می کند؛ این ساختار بدیعی- نحوی خاص سعدی است و پیش از وی سابقه ندارد. 
۴۹۶۸۳.

ادبیات داستانی در مقابله با فراموشی پسااستعمار بررسی رمان جویندگان استخوان نوشته ی طاهر جاعوط(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۴۱ تعداد دانلود : ۳۱۳
زمانی که فرانسویان بر الجزایر حاکم بودند، ادبیات این کشور وسیله ی بود برای مبارزه علیه استعمارگر. بعد از استقلال، ادبیات سمت و سوی دیگری پیدا کرد: تعداد زیادی از نویسندگان در پی ردپای هویت چندپاره ی الجزایری و پاسخ به این سؤال که چرا هنوز خشونت کشور را ترک نکرده است قلم فرسائی کردند و به همین دلیل بسیاری کشته شدند از جمله طاهر جاعوط روزنامه نگار و نویسنده. دومین رمان او جویندگان استخوان (1984) بر ماندگاری خشونت در پسااستعمار متمرکزاست: با وجود خروج استعمارگر و پیروزی مردم در جنگ های استقلال، خشونت هنوز پابرجا و درحال گسترش است. هدف از نگارش این مقاله بررسی رمان به عنوان ژانری ترکیبی، برای یادآوری بخش هایی از تاریخ که به فراموشی سپرده شده، دست کاری شده یا اساساً نوشته نشده اند و تحلیل جویندگان استخوان است: این رمان جامعه ای که تسلیم روابط اداری فاسد و نفوذ اسطوره هایی که به مقاومت در برابر صلح در پسااستعمار دامن می زنند را به تصویر می کشد؛ جامعه ای که آرمانهایی را که برایشان جنگیده به دست فراموشی سپرده است.
۴۹۶۸۴.

La narration comme moyen de (re)composition de soi chez Amélie Nothomb(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۴۱ تعداد دانلود : ۲۵۵
Tout récit étant un acte producteur, oral ou écrit, joue le rôle d'un lien qui unit l'univers conceptuel fictif, à savoir, l'histoire et le réel, et exige la présence d'une instance narratrice qui prend en charge le récit. Amélie Nothomb, auteure prolifique belge francophone, expatriée dès sa petite enfance, est créatrice des œuvres dont une grande partie est en quelque sorte une répétition, une réécriture de son enfance et de  son adolescence. La multiplicité des modalités narratives dans les œuvres d'Amélie Nothomb, c'est ce qui rend l'écriture de Nothomb singulière dans son objectif de démontrer d'une manière consciente certaines réalités de la vie de l'homme et de la condition humaine.En nous appuyant sur les théories de Gérard Genette, nous avons examiné les différents types narratifs dans Hygiène de l'assassin, Métaphysique des tubes, Stupeurs et tremblements, le Sabotage amoureux et Biographie de la faim d'Amélie Nothomb, afin de savoir quels sont les différents types narratifs dans les œuvres de cette auteure. S'agit-il d'une narration de forme auctoriale ? Le "je" narratif, le "je" de l'écriture et le personnage sont-ils les mêmes?  Quelle est la raison de ce choix de Nothomb dans sa création littéraire autobiographique ou autofictive ? Cette étude nous révélera le but de l'écrivaine dans la (re)composition de soi.
۴۹۶۸۵.

نمودهای تولّد دوباره قهرمان در داستان «طاهر و زهره» بر مبنای روایت های ایران، قبرس و کوموک(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۴۱ تعداد دانلود : ۴۷۵
اسطوره قهرمان که با خرد و الهام فراوان همراه است، بیانگر شوق بشر به رشد تحول گراست. مخاطبان این اسطوره با قهرمان هم ذات پنداری می کنند و در واقع اساطیر، زمینه ای پدید می آورند که فرد بتواند با خواندن و شنیدن آن دگرگون شود و به کمال برسد. یکی از داستان های معروف اسطوره ای که روایت های مختلف آن در ایران، آذربایجان، تاتار، ترکمن، ازبک، قبرس، آناتولی، کوموک و ... شهرتی دارد، داستان «طاهر و زهره» است. این داستان که مانند دیگر ادبیات «عاشیقلار» تلفیقی از نثر و نظم است، نمود مرگ و تولد دوباره قهرمان است که در طی داستان بارها اتفاق می افتد. این مقاله مرگ و بازتولّد تکراری قهرمان را در روایت های مختلف داستان «طاهر و زهره» بر مبنای کهن الگوی بازتولد یونگ به روش توصیفی و تحلیلی بررسی می کند. قهرمان داستان در سیر داستان بجز تناسخ چهار نوع از بازتولد: 1- تولد مجدد 2- مشارکت در فرآیند تحول، 3- تجسد و 4- رستاخیز را تجربه می کند. در این داستان آنچه می میرد، معمولاً «خود» سابق قهرمان است که با مرگ و بازتولد خود، بیداری جامعه را رقم می زند. این مرگ می تواند مرگ تردید، پیمان شکنی، خیانت، دروغ و مکر و نیرنگ باشد که به یاری عشق ممکن می گردد، عشقی که تجلی آن همواره در زندگی بشر دیده می شود.
۴۹۶۸۶.

هم پوشانی نظریۀ روان زخم ژیژک و رئالیسم جادویی در رمان دلفین مرده اثر حسن بهرامی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۴۲ تعداد دانلود : ۳۱۹
اصطلاح «روان زخم» برای اشاره به موقعیتی به کار می رود که در آن روان شخص به دلیل رویدادی آسیب زا صدمه ببیند. واکنش افراد به امر آسیب زا ممکن است برون ریزی، یا درونی سازی باشد. در فرآیند برون ریزی، فرد نشانه هایی از اختلالات روانی همچون کابوس به نمایش می گذارد، ولی در درونی سازی، فرد رنج های روحی را در جهان درون خود پنهان می کند و با ساخت یک روایت فتیش، رنج ها را به محیطی دیگر انتقال می دهد. با توجه به ماهیت روان زخم، بیمار قادر نیست آن را به امر نمادین تبدیل کند و این مشکل روانی تنها از روی نشانه هایش در فرد قابل شناسایی است، درحالی که روان شناسان معتقدند تنها راه درمان روان زخم، تبدیل شدن به امر نمادین است. هدف این پژوهش، بررسی چگونگی بازنمایی روان زخم در رمان دلفین مرده نوشته حسن بهرامی است. بهرامی با بهره گیری از تکنیک رئالیسم جادویی و ترکیب نامحسوس آن با ویژگی های روان زخم، از این چالش با موفقیت گذر کرده است. او با ترکیب افسانه های بومی و روان زخم و بهره گیری از ماهیت دوگانه آنها در کنار هم، پیوندی محکم و نامحسوس میان این دو مقوله ایجاد کرده و روان زخم شخصیت را به نمایش گذاشته است. این پژوهش اثبات می کند که رئالیسم جادویی تکنیکی درخور برای نگارش رمان های روان کاوانه جهت نمادین کردن روان زخم افراد است.
۴۹۶۸۷.

بررسی واکاوی عنصر غافلگیری در آثار اُ.هنری و محمدعلی جمال زاده

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۴۲ تعداد دانلود : ۲۸۰
غافلگیری یا همان پیچش ناگهانی در داستان یکی از عناصر مهم در پیرنگ و طرح داستان است. اُ.هنری، از بزرگترین نویسندگان داستان کوتاه جهان، به دلیل استفاده از لطافت طبع، بازی با واژه ها، شخصیت پردازی و پایان غافلگیرانه و هوشمندانه در انتهای داستان هایش مشهور است. در مقابل، جمال زاده نیز از نویسندگان پیشتاز در ادبیات داستانی معاصر است که با همین عنصر برخی از داستان هایش را به پایان رسانیده است. در این پژوهش با روش تحلیلی- توصیفی به بررسی غافلگیری و وجوه اشتراک و افتراق این عنصر در داستان های کوتاه اُ.هنری و جمال زاده پرداخته شده است. مطالعه موردی در این جستار سه داستان کوتاه از اُ.هنری (پلیس و سرود کلیسا، پاندول و آخرین برگ) و سه داستان کوتاه از محمد علی جمال زاده (کباب غاز، پاشنه کش و دوستی خاله خرسه) است. یافته های پژوهش نشان می دهد که عنصر غافلگیری در آثار هر دو نویسنده بارز است با این تفاوت که غافلگیری در داستان های اُ.هنری از لحاظ روابط علت و معلولی قوی تر از آثار جمال زاده است و همین امر باعث ایجاد پیرنگ های قدرتمندتری در داستان های وی شده است.
۴۹۶۸۸.

اندیشه صعلوکانه در اشعار عبدالحمید الدیب از رهگذر شعر صعالیک جاهلی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۴۱ تعداد دانلود : ۳۵۵
در دوره های مختلف ادبی ازجمله عصر معاصر، شاهد حضور شاعرانی صعلوک در ادبیات عربی هستیم که با اشعارشان منادی آرزوها و شاکی از محرومیت های برخاسته از نظام اجتماعی بوده اند. عبدالحمید الدیب ازجمله این شاعران به شمار می آید. بررسی اینکه چه مؤلفه هایی در آثار وزندگی شاعر سبب شده صعلوک معاصر نامیده شود و آیا اشعارش قرابتی با پیشگامان صعالیک جاهلی دارد یا خیر، از اهداف مهم این پژوهش به شمار می آید که با روش توصیفی تحلیلی انجام یافته است. به نظر می رسد وحدت موضوعی و سخن از واقعیت ها در قالب مقطوعات شعری و عواملی همچون شورش بر محرومیت مالی و نداشتن جایگاه اجتماعی در نظام طبقه ای، فخر به خویشتن، غربت و تبعید، مرگ در راه آزادگی و بخشش، اساس این نام گذاری تلقی شود. عبدالحمید برخلاف گذشتگان به دنبال نشان دادن شجاعت و مبارزه طلبی و چاره گزینی نبوده و در اشعارش اغلب هجو و سخریه را کلید انتقاد و شکایاتش قرار داده است.
۴۹۶۸۹.

«آسیب شناسی مقالات عرصه فردوسی و شاهنامه در سال های 1380تا1385»(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۴۱ تعداد دانلود : ۳۶۹
شاهنامه پژوهی در دهه هشتاد نسبت به سال های پیشین، شتاب بیشتری داشته و مقاله های فراوانی با رویکردهای نوین در مجلّات این دوره به چاپ رسیده است. اما با توجّه به روند چشم گیر مقالات در عرصه فردوسی و شاهنامه طی سال های1380تا 1385 منتشر شده اند، شناخت کاستی های ساختاری و محتوایی در برخی مقالات مرتبط با شاهنامه پژوهی، بسیار پراهمّیّت است و نقد و آسیب شناسی چنین آثاری، ضروری می نماید. آفت هایی در مقالات حوزه فردوسی و شاهنامه بین سال های1380تا1385به چشم می خورد که پژوهش حاضر با تکیه بر روش توصیفی- تحلیلی، پاره ای از آنها را با شیوه گردآوری کتابخانه ای، نقد و ارزیابی می کند، آفت های چون؛ ناهماهنگی عنوان مقاله با محتوا، ارجاع به چاپ های نامعتبر شاهنامه و بی توجّهی به منابع اصلی و پیشینه پژوهش، سطحی بودن و گرایش به توصیف، تکرار مطالب، علمی و روشمند نبودن مقاله های انتقادی، کاربرد زبان نامناسب، تحمیل معنا به متن و عیوب ساختاری مقالات در پژوهش پیش رو بررسی شده است. چنانچه اصلاحاتی از کاستی ها و بی دقّتی ها (ساختاری و محتوایی) برای دور ماندن مقالاتِ حوزه شاهنامه در زمینه انتشار اجرا گردد، نشانه خوبی برای رشد کیفی مقاله های آتی است
۴۹۶۹۰.

نگاهی به ویژگی های دستوری در ضریرنامه طغان شاه بن نظام قمی شاهرودی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۴۱ تعداد دانلود : ۳۱۹
منظومه حماسه دینی انتقامیّه / ضریرنامه از طغان شاه بن نظام قمی شاهرودی یکی از نمونه های شاخص حماسه دینی در ادب پارسی است که در قرن نهم هجری درباره انتقام ضریر خزاعی، محمّد حنفیّه، مسیّب، طغان، عمر بن علی، فضلِ جعفر و دیگر پهلوانان از یزید، عمرِ سعد، یعقوب عسقلانی، شاه حلب و دیگر حامیان یزید سروده شده است. ماجرای منظومه از رسیدن کاروان اسیران کربلا به شهر عسقلان آغاز می گردد و با نجات امام سجاد(ع) و کاروان کربلا از چنگ یزید و نهایتاً با مرگ یزید خاتمه می یابد. بررسی دستوری این منظومه برای شناختن بیشتر زبان حماسی این منظومه و دیگر منظومه های دینی سودمند است. با بررسی موارد دستوری و مصداق های آن، لایه های زبانی و محتوایی بیشتری از این اثر به دست می آید. دراین پژوهش، نخست درباره حماسه، حماسه دینی و علل پیدایش و نمونه های آن و نیز درباره ابن نظام و منظومه اش سخن گفته ایم و پس از معرّفی مختصر ضریرنامه، برخی نکات دستوری این اثر با ذکر شواهد بررسی شده است. با ذکر این موارد پی می بریم که کهنگی سبک در آن کاملاً مشهود است و یکی از حماسه های برجسته دینی به حساب می آید که از نظر بافت داستان، استحکام الفاظ، زبان مناسب و ساخت دستوری، شایستگی توجّه بیشتر دارد.
۴۹۶۹۱.

تبیین و تحلیل مولفه های اجتماعی در شهنشاه نامه تبریزی و تطبیق آن با شاهنامه فردوسی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۴۱ تعداد دانلود : ۳۲۰
مولفه های اجتماعی به عناصر یا اجزای تشکیل دهنده یک اجتماع اطلاق می شود که بدون داشتن آن ها نمی توان آن اجتماع را مورد تجزیه و تحلیل قرار داد. شاهنامه به عنوان اثری برآمده از میراث فرهنگی، تاریخی و اجتماعی حائز اهمیت است، غنای این اثر و اهمیت آن به حدی است که منظومه های حماسی و تاریخی بسیاری به تقلید از آن نوشته شده که شهنشاه نامه تبریزی نمونه ای از این موارد است. بررسی مولفه های اجتماعی دراین دو اثر نه تنها منجربه روشن شدن آیین زندگی از دوران حیات فردوسی تا پایان حکومت مغولان می گردد، بلکه شباهت ها و تفاوت های مولفه های اجتماعی را دراین دو اثر روشن می سازد. پیرامون این مبحث تاکنون پژوهشی انجام نشده است و موارد موجود تنها به بررسی برخی از مولفه های اجتماعی در شاهنامه پرداخته است. نگارنده در پی اثبات این فرضیه است که در این دو اثر پادشاه به عنوان قطب اصلی مملکت مطرح است، نتایج پژوهش نشان می دهد مردم در شاهنامه از آگاهی و بیداری برخوردارند و در روند سیاست های کشور خود دخالت دارند اما در شهنشاه نامه مردم تسلیم به جبرو زورگویی می باشند و در تعیین سرنوشت خود نقشی ندارند، این امر حاکی از فضای خفقان آور حکومت مغولان در دوران سرایش شهنشاه نامه می باشد. علاوه براین شهنشاه نامه در مولفه هایی نظیر آداب و رسوم، آداب جشن و سوگواری و برخی از آداب جنگ با شاهنامه مشابهت دارد، اما مولفه هایی نظیر شیوه حکمرانی پادشاهان، عدالت اجتماعی و آگاهی عامه مردم در این دو کتاب متفاوت است.
۴۹۶۹۲.

تعارض هویتی میان سنت و مدرنیته از نگاه گیدنز در رمان پایان روز

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۴۰ تعداد دانلود : ۲۸۳
هویت از نیازهای روانی انسان و پیش نیاز هر گونه زندگی اجتماعی است. بدون چهارچوبی برای تعیین هویت، افراد همانند یکدیگر خواهند بود و هیچ کدام از آنها نمی توانند به صورتی معنادار با دیگران ارتباط یابند. اعتماد به محیط یکی از لوازم ضروری زندگی اجتماعی است و روابط بر اساس آن بنا می شوند و در صورت عدم وجود اعتماد تعارضات هویتی و تفاوت کنش گری زنان و مردان به خصوص در مرحله گذر از سنت به مدرنیته شکل می گیرند. از این رو اعتماد اجتماعی نقش مهمی در تعاملات انسانی از سطح خرد (خانواده) تا سطح کلان (جامعه) دارد. هدف مقاله حاضر تحلیل و تبیین جامعه شناختی عوامل موثر بر تعارض هویتی با نظریه آنتونی گیدنز (Anthony Giddens) است که به بررسی شخصیت های رمان پایان روز اثر «محمد حسین محمدی» نویسنده افغان با روش توصیفی_ تحلیلی می پردازد. گیدنز معتقد است برای فهم تعارضات هویتی ابتدا باید درک روشنی از مفهوم سنت و تاثیرات آن بر ساختارهای هویتی داشت و بعد از آن به تحلیل هویت در دنیای مدرن پرداخت. از آن جایی که سنت نقش یک قالب از پیش تعیین شده را برای ساختن هویت افراد بازی می کند، هر انسانی برای رسیدن به هویت جدید در دنیای مدرن متحمل پدیده انقطاع می شود. تعارض و انقطاع برای نسل جدید زنان افغان علی رغم محدویت های موجود با جهان سنتی اگر  چه سبب پریشانی هویت آنان گشته است اما به نسبت مردان گرایش به سمت دنیای مدرن با توجه به رانه های بازدارنده القا شده توسط زنان سنتی بسیار فعالانه تر دیده شد.
۴۹۶۹۳.

ریخت شناسی قصه های ایرانی با تمرکز بر نقش زن و قصه های منطقه آذربایجان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۴۰ تعداد دانلود : ۲۸۹
در سال 1920ویلادیمیر پراپ با عرضه ی نظریه ی ریخت شناسی باب جدیدی را به روی قصه پژوهان سراسر جهان گشود. نگاه او به ساختار قصه ها امکان مطالعه ی آن ها را به شیوه ای علمی و کاربردی به پژوهشگران می داد. در این شیوه پژوهشگر با مطالعه ی ساختار قصه به الگوهای مشخصی دست می یابد که در همه ی قصه ها یکسان است. این الگوها وجود نظامی سازمانی را نشان می دهد. این نظام از اجزای مشخصی تشکیل می شود که شامل شخصیت های قصه، نوع ورود ایشان به قصه و کارکردهایشان در طول قصه است. نظام مذکور در همه ی قصه ها تکرار می شود اما نکته ی قابل توجه در این مورد چگونگی به کارگیری عناصر دنیای واقعی در این قالب و سازمان توسط راویان قصه هاست. برای مثال، قهرمان در همه ی قصه ها وجود دارد، ولی این که او چه کسی باشد و چه بکند نشان دهنده ی نوع نگاه راوی و جامعه ایست که او به آن تعلق دارد. هدف این مقاله ریخت شناسی قصه های ایرانی است. قصه های انتخاب شده به عنوان نمونه ی آماری این مقاله از قصه های روایت شده در منطقه ی آذربایجان است که شامل استان های آذربایجان شرقی، آذربایجان غربی، زنجان و اردبیل است. این نمونه ی آماری شامل صد قصه ی غیر تکراری است که به شکل تصادفی انتخاب شده است. با بررسی ساختار این قصه و چگونگی پردازش شخصیت زن در قصه ها می توان به الگویی از نقش او در جامعه دست یافت.
۴۹۶۹۴.

نقد تطبیقی عنصر رنگ در ادیسه هومر و شاهنامه فردوسی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۴۱ تعداد دانلود : ۳۲۲
ادبیات تطبیقی از پیوندهای کلی میان ادبیات جهان بحث می کند و با نفوذ در ابعاد متنوع ادب، عناصر اصیل هر ملت را بازگو می نماید، تا اهمیت عناصر بیگانه و خصوصیت ادبی مختص به هر ملت را بیابد. در باب رنگ ها به شکل تطبیقی، پیش از این گویا در دو حماسه هومر و «شاهنامه» فردوسی مقایسه و تحلیلی صورت نگرفته است. بر همین بنا، در این پژوهش انواع رنگ های کاربرد یافته در دو حماسه به روش تطبیقی برای دریافت درجه شناخت و اهمیت رنگ در دو فرهنگ متفاوت مورد تحلیل و بررسی قرار گرفته، تا اهمیت و سهم کاربرد این عنصر زیربنایی(رنگ) در شکل گیری این دو حماسه در دو بعد زمانی و مکانی متفاوت شناسایی گردد.
۴۹۶۹۵.

بررسی شخصیت اصلی رمان «روز دیگرِ شورا» براساس نظریه جامعه شناختی"استعاره نمایشی" گافمن

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۴۰ تعداد دانلود : ۳۷۹
آثار ادبی به ویژه داستان و رمان ازجمله مهم ترین عرصه ها در بازتاب مسائل اجتماعی است. با مطالعه داستان های دغدغه محور علاوه بر دستیابی به سیمایی از جامعه و مسائل آن، می توان با تکیه بر مطالعات جامعه شناختی گام های مؤثری در اصلاح معضلات اجتماعی برداشت. شخصیت یکی از مهم ترین عناصر داستانی است که پردازش دقیق و هنرمندانه آن می تواند بیانگر اهداف و دغدغه های نویسندگان باشد. بسیاری از درون مایه ها و شخصیت های داستانی را می توان با توجه به نظریه های جامعه شناختی تحلیل کرد و تصویری نزدیک به واقعیت را از شخصیت های داستانی ترسیم کرد. در مقاله حاضر شخصیت اصلی رمان روز دیگر شورا برمبنای نظریه جامعه شناسانه اروینگ گافمن تجزیه و تحلیل شده است. طبق نظریه استعاره نمایشی اروینگ گافمن هر انسانی در صحنه زندگی اش بنابر مقتضیات اجتماعی، نقش های متعددی اجرا می کند و به چهره نقاب می زند. گافمن معتقد است افراد تلاش می کنند تا نقص ها و عیب هایشان را پنهان کرده و تصویری مطلوب از خود ارائه دهند. پژوهش حاضر در صدد است تا نشان دهد چه زمینه هایی باعث شدند تا شورا به اجرای نقش روی بیاورد و در مدیریت رابطه جدیدی که با آن مواجه شده است، از چه راهکارهاییاستفاده می کند؟.در مقاله حاضر از روش ادغام مصداق های مستخرج از داستان و رویکرد تحلیلی تفسیری استفاده شده است. نتایج پژوهش نشان می دهد که سه عامل فقدان عاطفه در رابطه زناشویی، تأثیرات خانواده شوهر و روزمرگی زمینه ساز گرایش شورا به ایجاد رابطه ای خارج از عرفاست. شورا برای اجرای نقش ها و مدیریت رابطه جدید از راهکارهایی نظیر نقاب زدن، انزوا، پنهان کاری و دروغ استفاده می کند. هرچند پایان رابطه برای شورا ناخوشایند است ولی او در اجرای نقش هایش موفق عمل می کند.
۴۹۶۹۶.

أسالیب "عُبیدٍ الزاکانیّ"، الساخره وفق "نظریه تفریغ الکبت" الفرُویْدیّه(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۴۰ تعداد دانلود : ۴۷۵
قد تمّ فی هذا البحث تصنیف کلّ أسالیب عبید الساخره، فاتّضح أنّ جلّها یستقیم فی مجموعتین لا غیر من أدبیّاته الساخره: الأولى، أدبیات ساخره تنطوی على مضامین کاشفه للمستور، سیاسیّه خارقه للناموس أو اجتماعیه طوباویه؛ وهی کلّها محظوره، مسکوت عنها فی أغلب الأحایین، لا بل محرّمه فی أحایین أخرى، ولا یمکن المساس بها أو الدنو منها بالمرّه؛ والثانیه، مزاحات أو ملاطفات أو فلنقل هزلیات أو بالأحرى فکاهات ترتبط بعاهات جسدیّه ونقائص جسمیّه. والأولى، تنحصر –کما مرّ- فی موضوعات لا یمکن البوح بها أو حتى التلمیح إلیها. وهی إمّا أن تکون محظورات جنسیّه، وإمّا محرّمات دینیه، أو محاذیر قانونیه أو عُرفیّه، أو خطوط حمراء سیاسیه. والثانیه، فهی تمثّل موضوعات تتناول عاهات بشریّه، ونقائص آدمیّه، ترتبط بنقص ظاهری مادّیّ، أو نقص نفسیّ أخلاقی سلوکی، أو نقص عقلی؛ وهی فکاهات تتطرق إلى نواقص جسدیّه وعاهات جسمیّه، تنطوی فی مجامیع من فکاهات ثقافیّه وأخلاقیّه، وتنطوی فیها أحیاناً فکاهات تتعلّق بغباوات إنسانیّه وجهالات بشریّه وعنجهیات آدمیّه. وفی هذه الدراسه، ینهض السعی للبحث عن الدواعی النفسیّه وحوافزها المحرّکه التی تُمکّن هذه الأدبیات من دغدغه المشاعر أو الإضحاک، ضحکاً دفیناً ألیماً کان أو سافراً عذباً؛ وذلک بتسلیط الضوء علی مختلف مواضیع عُبید الفکهه: وتنتمی الموضوعات الأولى من فکاهات عبید إلى المجموعه الأولی من تصنیف فرُویْد فی نظریته الکبتیّه ورؤیتها التفریغیّه والتحریریّه؛ أی الفکاهات التی تسبب الإضحاک عن طریق التنفیس عن المشاعر المکبوته وتفریغها. وترتبط الموضوعات الثانیه منها بمجموعه فروید الثانیه من تصنیفه فی تلک النظریه؛ أی التقلید البحت وغیر المتقن والمحترف للحرکات والقوانین الطبیعیّه والأعراف الاجتماعیّه، مما یکون مدعاه للإضحاک، وذلک بسبب تحریره لطاقات فکریّه أو ذهنیه مکنونه، وتحفیزه لإطلاقها وإخراجها للعلن. أمّا المجموعه الثالثه من تصنیف فروید، فهی لاتتعلّق بموضوع بعینه، بل تتعلّق بإحدی التقنیّات، ألا وهی تقنیه المباغته التی قد أفاد منها عُبید فی صیاغه فکاهاته وسخریاته؛ إذ أنّ أیّه فکاهه، فی أیّ موضوع کانت، إذا ما وظّفت فیها تقنیه المباغته، فهی تثیر الضحک، لکونها تدفع بالفکر أو الذهن لیکون علی مشارف مفارقه تنفیس عن شعورین مختلفین فی آن واحد.
۴۹۶۹۷.

بررسی میزان کاربرد نخستی های معنایی کتاب پرفا 1(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۴۰ تعداد دانلود : ۳۴۸
در این پژوهش سعی شده است به میزان کاربرد نخستی های معنایی در کتاب پرفا1 پرداخته شود تا مشخص شود این کتاب چه میزان مفاهیم نخستی های معنایی را که گفته می شود جهانی اند و در همه زبان ها وجود دارند، پوشش می دهد. روش تحقیق در پژوهش حاضر تحلیل محتوا و داده های پژوهش متن کتاب آموزشی پرفا1 است. ابتدا نوع و فراوانی واژه های کتاب، با استفاده از نرم افزار MOTOR ONLINE UTILITY، استخراج شد و سپس با استفاده از نرم افزار SPSS تحلیل آماری انجام گرفت. با توجه به یافته های پژوهش 18.73 درصد کل واژه های کتاب به نخستی های معنایی اختصاص دارد. پربسامدترین نخستی معنایی مربوط به طبقهکنشگرها است. توصیف نماها با فراوانی 41، مرگ و زندگی با فراوانی20و شباهت نماها با فراوانی 8 کم بسامدترین مفاهیم نخستی های معنایی به کار رفته در این کتاب است. نخستی های معنایی «اگر و شاید» از طبقه مفاهیم منطقی، « لمس کردن» از طبقه کنش، رخداد، حرکت و تماس و «مردن» از طبقه مرگ و زندگی در این کتاب به کار نرفته است.
۴۹۶۹۸.

بررسی تطبیقی شخصیت پردازی زن در «جای خالی سلوچ» و «بدایه ونهایه»(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۴۱ تعداد دانلود : ۲۹۰
دو اثر «جای خالی سلوچ» محمود دولت آبادی و «بدایه ونهایه» نجیب محفوظ از جمله رمان هایی هستند که شخصیت و شخصیت پردازی زن را به شکل برجسته تری در خود نشان می دهند لذا نویسندگان در این جستار نحوه شخصیت پردازی زن در این دو رمان را مورد بررسی و تحلیل قرار می دهند. این بررسی نشان می دهد؛ شخصیت های فرعی زن در دو داستان بیش تر با شرح و توصیف مستقیم خود نویسنده و یا از زبان و زاویه دید شخصیت های اصلی داستان معرفی و پردازش شده اند و نویسندگان از تکنیک هایی چون گفت وگو و جریان سیال ذهن برای معرفی شخصیت های اصلی زن و بیان اعمال، افکار و احساسات درونی آن ها بهره گرفته اند که در این میان گفت وگو از بسامد بالایی نسبت به تکنیک های دیگر برخوردار است و محمود دولت آبادی و نجیب محفوظ برای نمایش بهتر درون مایه، گسترش پی رنگ و انتقال معانی و مفاهیم داستان به خواننده از عنصر گفت وگو بیش تر استفاده کرده اند.
۴۹۶۹۹.

غیاب امر بدنی در منظومه خسرو و شیرین نظامی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۴۰ تعداد دانلود : ۳۰۳
غیاب؛ به عنوان ویژگی ذاتی زبان، دارای دو سطح است. سطح اول، غیاب در سطح معمولی زبان و سطح دوم، غیاب مضاعف که مربوط به ادبیات است. شاعران با استفاده از فنون و ترفند های بلاغی، برخی مضامین را یا به منظور خلق زیبایی یا به دلیل محدودیت های اخلاقی که برای خود قائل می شوند و یا منع و کنترل های اخلاقی و سیاسی که در جامعه وجود دارد، به غیاب می رانند. نظامی از جمله شاعرانی است که با مهارت فراوان، با توجه به محتوای منظومه های عاشقانه اش، غیاب را از ساده ترین سطح تا ممنوع ترین شکل آن برای بازنمایی امر بدنی در شعر خود به کار گرفته است. جامعه آماری تحقیق حاضر، خسرو و شیرین نظامی است که در آن ابیاتی که امر بدنی در آن ها به غیاب رانده شده است، به شیوه کتابخانه ای گردآوری شده و به روش تحلیلی- توصیفی و استفاده از تکنیک تحلیل محتوا مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته اند، سپس براساس حوزه های معرفتی-رفتاری به کار گرفته شده توسط شاعر، طبقه بندی شده اند. در ادامه مشخص گردیده است که شاعر از پانزده حوزه معرفتی- رفتاری استفاده کرده است. بیشترین فراوانی ابیات دارای غیاب امور مگو و امور تابویی مربوط به کشاورزی با25 درصد و احجار و سنگ های قیمتی با 15 درصد کل ابیات است. در میان حوزه های به کار گرفته شده، حوزه های آیین سوارکاری و حوزه ادویه و اغذیه با 2 درصد مجموع ابیات سطح دوم و سوم دارای کمترین فراوانی ابیات هستند. 
۴۹۷۰۰.

نقد عرفان خراسان در مقالات شمس تبریزی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۴۰ تعداد دانلود : ۲۴۵
جریان عرفان عاشقانه خراسانی دارای سنّت سلوکی خاصی با محوریت مفهوم عشق است. پس از انتشار مقالات شمس تبریزی یکی از موضوعات مورد توجه این بود که شمس امثال بایزید از پیران خراسان و حتی جنید، حلاج و ابن عربی را نیز قبول ندارد. در این پژوهش مشخص می شود که عمده نقد شمس به شخصیت این افراد نیست، بلکه به شیوه عرفانیِ ایشان است. واقعیت این است که شمس تبریزی یکی از برترین منتقدان عرفان خراسان بود که خود نیز به این جریان تعلق داشت. برای اثبات این مدعا ابتدا ویژگی های مهمِ سلوک خراسانی همچون تأکید بر ریاضت، سکر، شطح و فنای در پیر بیان شده آنگاه دیدگاه های شمس درباره این ویژگی ها تبیین و تحلیل شده است. شمس با نظام خانقاهی مستقر در عرفان خراسان و سنّت هایی چون خرقه دادن و خرقه گرفتن مخالف بود. وی ریاضت ها و چله نشینی های متداول را یک انحراف جدی می دانست. احوالی چون سکر و شطحیات ناشی از آن را نیز از ناکارآمدی ها و نواقص این سنّت سلوکی می دانست. از مهم ترین دستاوردهای بحث آن است که شمس به دنبال رجعت به سنّت نخست خراسانی بود؛ زیرا اتکای تصوف را به نظام خانقاهی موجود، قابل قبول نمی دانست. او می کوشید تصوف را به سوی وابستگی به ولایت معنوی مشایخ و آموزه فنای در پیر سوق دهد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان