مهاجرت یکی از چالش برانگیزترین مباحث عصر حاضر به شمار میرود، که همواره توجه منتقدان و نویسندگان بسیاری را به خود جلب کرده است. طاهر بن جلون، نویسند? معاصر آفریقایی تبار فرانسوی در زمر? این نویسندگان است که رویکرد او به مقول? مهاجرت، با توجه به شمار فراوان آثار وی با این مضمون، رویکردی خاص به نظر میرسد. با چشمان شرمگین، یکی از آثار برجست? داستانی اوست که مشکلات زندگی یک دختر آفریقایی را در دو بخش (قبل و بعد از مهاجرت)، در دو دنیای متفاوت به تصویر می کشد. هم? فضای داستانی اثر و مجموعه مفاهیم برجست? آن، رویارویی دو مفهوم اسارت/ آزادی را به ذهن القا می کنند. مکان (مراکش، فرانسه)، جنسیت (زن، مرد) و تضادهای معنایی مفاهیمی چون مدرنیته/ سنت، مجموعه دوگانه هایی را می سازند که از نظر معنایی با مفاهیم اسارت/ آزادی همخوان می شوند. در این پژوهش برآنیم تا با رو در رو نهادن و بررسی این مجموعه مفاهیم، به درونمای? محوری اثر و دغدغ? اصلی، هدف و پیام نویسندهاش پی ببریم.
امروزه استفاده از علم نوین روان شناسی در عرصه ی ادبیات فارسی و در تحلیل عوالم درونی متون کلاسیک و معاصر، توانسته است راه های تازه ای پیش روی پژوهشگران و منتقدان قرار دهد. بر همین اساس، ساختار کلّی این مقاله مطابق رویکرد فوق شکل گرفته و دو هدف عمده را دنبال می کند. اوّل کشف و شناسایی ویژگی های بارز شخصیت افراد سالم (خودشکوفا) بر اساس نظریه ی انسان گراها و دوم بررسی رویکرد تمثیلی صائب در بیان این ویژگی ها. برای دست یابی به این دو مقصود نیز از سخنان و اشعاری که شاعر با توجّه به دو خصیصه ی مهمّ سبک هندی یعنی بسیارگویی و کشف مضمون های تازه، در دیوان غزلیّاتش به این موضوع پرداخته، استفاده شده است.در این روش 364 غزل از دیوان مذکور بر اساس جدول مورگان و استفاده از نمونه گیری تصادفی ساده از بین 6995 غزل، انتخاب و مورد بررسی قرار گرفته است. بر همین اساس بعد از بیان مطالبی درمورد تمثیل، کارکرد و شاخه های آن، موضوع شخصیت و مفهوم آن تبیین شده و سپس دوازده ویژگی معرّفی شده انسان های سالم در نظریه انسان گرا، از دیوان صائب استخراج شده و رویکرد تمثیلی او در بیان این ویژگی ها مورد بررسی و تحلیل قرار خواهد گرفت.
پژوهش با هدف تعیین منبع خطاهای فعلی فارسی آموزان سطوح مبتدی، میانی و پیشرفته شکل گرفته است و سعی می کند به این پرسش پاسخ دهد. که خطاهای فعلی فارسی آموزان سطوح مبتدی، میانی و پیشرفته از چه منبعی نشأت می گیرد. بدین منظور انشا هایی از پیکره بین المللی بنیاد سعدی به نشانی الکترونیکی http://sfcorpus.ir انتخاب شد. این داده ها توسط مدرسان بنیاد در سالهای 94و95 در سامانه این بنیاد درج شده است و به زبان آموزان عرب، چینی، پاکستانی، هندی و ترک دوره فارسی آموزی در شش سطح (پایه، پیش میانی، میانی، فوق میانی، پیشرفته و فوق پیشرفته) متعلق است. با توجّه به موضوع پژوهش، 210 انشا متعلق به پنج فارسی آموز از کشورهای عربستان، چین، پاکستان، هند و ترکیه انتخاب شد که از هرفارسی آموز14برگه و در مجموع 70 برگه در هر سطح زبان آموزی (مبتدی، میانی و پیشرفته) با موضوعات مختلف برگزیده شد؛ سپس داده ها براساس انگاره تحلیل خطا 1 (کشاورز 2 ،1994) به روش توصیفی تحلیل، و نتایج به صورت کیفی و کمی ارائه شد. نتایج این بررسی نشان می دهد که خطاهای فعلی فارسی آموزان در سطح مبتدی از منبع برون زبانی 3 نشأت می گیرد و در سطح میانی به راهبرد یادگیری 4 و در نهایت در سطح پیشرفته به بافت یادگیری 5 مربوط است. حاصل این بررسی می تواند مورد توجّه مدرسان، مؤلفان و برنامه ریزان آموزش زبان فارسی به غیرفارسی زبانان قرار گیرد تا به شناخت بهتری از نقاط ضعف فارسی آموزان به منظور انتخاب روش تدریس مناسب و تدوین کتابهای آموزشی دست یابند.
امروزه تحلیل محتوا، روشی پرکاربرد در بررسی آثار ادبی است. تحلیلی نظام مند، عینی و کمّی که از طریق آن ویژگی های کاربرد زبان، کلمات متن، توصیف عنوان ها از طریق سازگاری و رابطه همنشینی کلمات با یکدیگر بررسی می شود و یافته های آن سبب تحلیل مضمونی محتوا و ساخت واژگان مرکزی می گردد. از میان روش های مختلف تحلیل محتوا، روش تحلیل گفتمان برای بررسی سه شرح از شروح موجود از منظومه «لیلی و مجنون نظامی» گزینش و در بوته نقد گذاشته شد تا نمودهای زبانی و معنایی صحیح از سقیم مشخص شود. بدین منظور به ابیات بحث انگیز در این سه شرح (حسن وحیددستگردی، بهروز ثروتیان و برات زنجانی) که از منظر تصحیح نسخه، وزن عروضی، دستور زبان و معنا و مفهوم درست، مغفول مانده یا معنای کلی بیت یا کلم ه ای در بیت اشتباه طرح شده است، پرداخته و در این پژوهش به نمونه هایی از آن اشاره شده است. بارزترین ویژگی تحلیل محتوا از سایر روش های پژوهشی کیفی یا تفسیری، تلاش برای کسب معیارهای روش علمی است. در این پژوهش نیز تلاش شده است تا در ضمن اشاره به نمونه های کاربردی، معیارهای یک روش علمی در شرح متون به دست آید.
یکی از مهم ترین مضامین ادبی اهل تصوف که در مجالس ذکر و ادب اهل این فن به چشم می خورد و با نغمه های جذاب دل هر شنونده ای را می رباید، عشق و دوست داشتن ذات اقدس الهی است که در فناء فی الله و وحدت وجود نمایان می شود، دو شاعر عرب ابن فارض و کُرد ملای جزیری در زمینه مضامین عرفانی سرآمد قرون خود بوده اند، ضمن این که نام آنان در حوزه عرفان و تصوف نیز در کنار نام کسانی چون شیخ اشراق سهروردی، ابن عربی، صدرالدین قونوی، مولوی بلخی و مولانا خالد شهرزوری، پیوسته جای می گیرد و آثار منظوم و منثور آنان در حلقه های ذکر صوفیه نیز تدریس می شده است. آثار منظوم این دو شاعر عارف آکنده از مفاهیم و اصطلاحات عرفان نظری است همچون: اتحاد، فناء، بقاء، وجد، فرق، جمع، فقر، زیبایی، عشق، حُبّ، درخواست دیدار، تجلی و ده ها اصطلاح دیگر که با توانایی ویژه ای در قالب قصاید و غزل به شیوه تمثیل و تعابیر شاعرانه بسط و گسترش یافته است. این دو شاعر عارف مانندگی های فراوانی با هم دارند و بر این باورند که فناء در نهایت به وحدت می انجامد و وحدت را در فناء می جویند. ایشان معتقدند برای رسیدن به وحدت، سالک در ابتدا از هستی ظاه ری خود جدا می شود، سپس در معش وق چنان غرق می شود که خودی از او باقی نمی ماند، با گذشتن از این مرحله عارف در وحدتی عاشقانه محبوب ازلی خود را در می یابد. در این جستار تلاش شده که نمونه های شعری این دو شاعر برجسته تاریخ ادبیات پژوهش و بررسی شود. نتیجه تحقیق بیان می دارد که علاوه بر وجود مضامین مشترک در حوزه فناء فی الله و وحدت وجود از لحاظ زبانی و محتوایی در آثار این دو شاعر در بسیاری از موارد ملای جزیری از ابن فارض تاثیر پذیرفته است.
تحلیل روان شناختی آثار ادبی و پدیدآورندگان این آثار، از شیوه های نوین نقد و پژوهش در ادبیّات فارسی محسوب می شود. بر همین اساس در این مقاله، مؤلّفه های رضایتمندی در اشعار فریدون مشیری بر اساس نظریه ی رشد شخصیت اریکسون با رویکردی نمادین و تمثیلی مورد بررسی قرار گرفته است.این پژوهش علاوه بر روشن ساختن اشکال رضایتمندی در شعر مشیری، میزان موفّقیت او در کاربرد آرایه های نماد و تمثیل را نیز آشکار می سازد. توجّه به خاستگاه نمادها و نوع تمثیل ها از دیگر مواردی است که در این مقاله مورد توجّه بوده است. براساس نظریه ی اریکسون، رضایت درونی در سایه ی ثمربخشی و امیدواری شکل می گیرد. نمودهای این دو مؤلّفه در اشعار مشیری، به شکل ویژگی های مثبت شخصیتی، نظیر احساس مسئولیت، عشق ورزی ، مبارزه با جهل و خشونت، دوری از حسرت و ناامیدی و ... و بیشتر در قالب اشکال نمادین و تمثیلی دیده می شود. نمادهای مورد استفاده در اشعار مشیری اغلب برگرفته از طبیعتند و تمثیل ها بیشتر برای بیان مفاهیم فکری و انسانی مورد استفاده قرار گرفته اند.
رباعیات خیام دربرگیرنده پرسش های اساسی درباره انسان و هستی است که توجه مخاطبان را به خود جلب کرده و باعث شده تا به زبان های بسیاری ترجمه شود. محمد نورالدین از مترجمانی است که رباعیات خیام را به زبان عربی ترجمه کرده است. وی گاهی متأثر از باورها و اندیشه های موجود در جامعه خود در انتقال مفاهیم رباعیات به عربی به تغییرات ریخت شکنانه روی آورده است. آنتوان برمن تأکید دارد که در ترجمه هر متن بیگانه باید حالت غریبگی اش در زبان مقصد را حفظ کرد و هرگونه حذف، اضافه و یا تغییر در آن، تحریف متن اصلی به شمار می رود. این جستار با روش توصیفی- تحلیلی به واکاوی گرایش های ریخت شکنانه در ترجمه محمد نورالدین از رباعیات خیام براساس نظریه آنتوان برمن پرداخته است و هفت گرایش ریخت شکن که عبارت اند از: منطقی سازی، واضح سازی، اطناب، تفاخرگرایی، تضعیف کیفی متن، تضعیف کمی متن و تخریب شبکه معنایی زیرمتنی را بررسی کرده تا میزان پایبندی محمد نورالدین به متن مبدأ و موفقیت وی در انتقال مفاهیم و معنای کلمات را مشخص کند. یافته های پژوهش نشان می دهد مترجم با ترجمه نکردن بعضی از کلمات یا انتخاب معادلی که از لحاظ غنای معنایی به سطح واژه مبدأ نمی رسد، باعث تضعیف کمی و کیفی متن شده و با تغییراتی که در ساختار جملات و علائم نگارشی به وجود آورده به منطقی سازی دست زده و با افزودن توضیحاتی به متن و گرایش به زیباسازی متن مقصد به واضح سازی و تفاخرگرایی روی آورده و با تغییراتی که در معنا و مفاهیم ایجاد کرده، اندیشه های عرفانی و اجتماعی خود را در آن جای داده است.
When Charlotte Mary Matheson began writing The Feather in 1929, numerous movements regarding women's rights were emerging. However, despite various references to contemporary issues, Matheson’s book initially did not receive much attention from critics; it was only after a few decades that The Feather became one of the best-selling novels, especially in Iran. In this article, a feminist reading of the novel was conducted on the basis of the alterity of the Other and the ethics of the French philosopher Emmanuel Levinas. The common ground between the theories of feminism and Levinasian philosophy is the relationship between the Self and the Other, which according to both theories, needs to change. Traditionally, men were accepted as the dominant power or the Self and women as the second sex or the Other. On the other hand, ethics, according to Levinas, emphasizes a proper relationship between the Self and the Other. Hence, the kind of relationship between the Self and the Other and the alterity of the Other become important; thus, this relationship requires a new definition. This reading of the novel shows how the relationship between the Self and the Other in the story, which begins with carnal desires, eventually ends in a moral one. In addition, the female character rediscovers her independence and identity, which was initially dominated by men.
بررسی و تحلیل اسلوب خطاب در هر متنی، موضوعی جدید و شایسته پژوهش است. مقصود از اسلوب خطاب، شیوه ها و شگردهایی است که گوینده/راوی مخاطبان و شخصیت های متن را از طریق آنها مورد خطاب قرار می دهد و با آن ها گفتگو می کند. خطاب در اینجا اعمّ از خطاب مستقیم و رودرروی با مخاطب است، بلکه هر نوع شیوه روی آوری به شخصیت ها و مخاطبان درون متنی و برون متنی را در بر می گیرد. این پژوهش، شیوه ها و شگردهای خطاب را در شعر حافظ بررسی و تحلیل می کند؛ یعنی بازکاوی این موضوع که در شعر حافظ، مخاطبان و شخصیت های مختلف به چه طریقی مورد خطاب قرار می گیرند و شاعر با هر کدام از چه فاصله، زاویه و جایگاهی سخن می راند. برای این منظور ابتدا درباره انواع مخاطب در شعر حافظ با توجه به مقام فکری و اجتماعی آن ها بحث کرده، سپس شگردها و تکنیک های هنری شاعر را در خطاب به این مخاطبان با در نظر داشتن اندیشه شعری او توصیف و تحلیل نموده ایم.
نمودهای هنجارگریزی زبانی در اشعار محمّدجواد محبّت سلما ساعدی دکتر سیّد آرمان حسینی آبباریکی چکیده ازجمله انحرافات از زبان معیار، «هنجارگریزی» است که هدف آن، به کارگیری عناصر زبان است بدان صورت که شیوه بیان آن برای مخاطب تازگی داشته باشد. محمّدجواد محبّت در شمار شاعران معاصری است که از روش هنجارگریزی برای برجسته سازی شعر خود سود جسته است. هنجارگریزی به دو صورت نمود پیدا میکند: هنجارگریزی در حوزه لفظ و هنجارگریزی در حوزه معنی. در اشعار محبّت، مهمترین جلوه های هنجارگریزی در زمینه لفظ قابل مشاهده است؛ بنابراین در این پژوهش که به روش توصیفی- تحلیلی انجام می گیرد، هنجارگریزی آوایی، واژگانی، زمانی (آرکائیسم)، گویشی، نوشتاری، نحوی و سبکی بر مبنای الگوی هنجارگریزی لیچ در اشعار او کاویده می شود. ازجمله یافته های پژوهش حاضر، این که بسامد بهره گیری شاعر از انوع هنجارگریزی یکسان نیست و هنجارگریزی واژگانی، زمانی و گویشی نمود بیشتری دارند. در حوزه هنجارگریزی نحوی، منفصل نوشتن «ن» نفی از فعل، فاصله میان مضاف و مضاف الیه، جابجایی و رقص ضمیر و... برجسته است. هنجارگریزی گویشی، چون شاعر خود کُرد است، بازتاب واژگان «کُردی»(گویش کُردی کرمانشاهی) و «فارسی کرمانشاهی» چشمگیر است و شاعر برآن بوده به سروده هایش رنگ اقلیمی ببخشد. هنجارگریزی واژگانی هم، بیشتر در نوآوری در ترکیب سازی نمود یافته است. واژه های کلیدی: آشنایی زدایی، هنجارگریزی، نوآوری زبانی، محمّدجواد محبّت. رنگ اقلیمی ببخشد. هنجارگریزی واژگانی هم، بیشتر در نوآوری در ترکیب سازی نمود یافته است.
هدف اصلی از کابرد تمثیل، مثال زدن برای تبیین و فهماندن مطلب به مخاطب است. یکی از تمثیل هایی که تاکنون درباره آن تحقیقی صورت نگرفته، تمثیل ماهیان در جستجوی دریاست که به لحاظ شباهت با تمثیل سفر پرندگان برای یافتن پادشاه مهم است. تمثیل ماهیان در جستجوی دریا در یک مثنوی عاشقانه به نام فردوس خیال آمده است. این مثنوی خودزندگینامه شاعری به نام رضی است. مؤلّفان گفتار حاضر در هنگام تصحیح این مثنوی تلاش کردند تا این تمثیل را در دیگر آثار فارسی جستجو کنند. نتایج بررسی نشان داد که تمثیل ماهیان در جستجوی دریا بارها در آثار مختلف به کار رفته و هدف بیشتر مؤلّفان از درج این تمثیل بیان مفاهیم عرفانی بخصوص وحدت وجود است. بیشتر این مؤلّفان از شاگردان مکتب ابن عربی هستند. همچنین این تمثیل توسّط فرقه حلولیّه برای بیان مفاهیم اعتقادی ایشان به کار رفته است. رضی که در پایان عصر صفویه می زیسته است، این تمثیل را در بین یک روایت عاشقانه نقل کرده است.
مقاله حاضر در جستجوی ارائه نوعی الهام و بینش ذوقی در مورد انسان و هستی و مجسم نمودن این احساس برای مخاطب است؛ و بیان این که نوعی پیوند و هم نوایی بین هنرهای زیبا و عرفان وجود دارد. اگرچه در این گفتار از میان هنرها، خوش نویسی و موسیقی که همواره پیوند دیرینه ای با معرفت و ادبیات عرفانی داشته برگزیده شده اند؛ لیکن می توان این نگرش را در سایر رشته های هنری نیز گسترش داد. زیرا همان گونه که هدف نهایی هر هنری رسیدن به کمال، وحدت و انسجام و یگانگی است، در عرفان نیز شاهدیم که هدف غایی سیر و سلوک در وادی طریقت وصال به مبدأ و فنای کثرت وجودی در وحدت ذات حضرت حق است.
ترجمه متون ادبی به طور عام و برگردان شعر به طور خاص، ناگزیر از انجام تغییر است که در بخش های مختلف واژگانی، ساختاری، بلاغی و گفتمانی متن روی می دهد. فرآیند تعدیل، غالباً ناشی از تصمیم آگاهانه مترجم بوده و به ماهیت زبان مقصد بازمی گردد. یکی از نظریات برجسته در این حوزه، نظریه جی. سی کتفورد (1965) است که در دو گروه کلی و چهار زیرشاخه، تغییرات واژگانی و دستوری را مورد بررسی قرار می دهد. در پژوهش حاضر تلاش شد با تکیه بر نظریه کتفورد، اقسام تعدیل های عبدالمنعم و العطار در تعریب سروده های مجموعه «تولدی دیگر»فروغ فرخزاد، مقایسه و تحلیل شود. نتیجه این بررسی بیانگر این است که تغییر طبقات دستوری، نسبت به دیگر اقسام تغییر در تعریب هر دو مترجم، فراوانی بالایی دارد. تعریب مریم العطار به دلیل تقید به زبان مبدأ و التزام به ترجمه تحت اللفظی از تعدیلات ساختاری کمتری برخوردار است که این امر باعث نامأنوسی ترجمه شده است. این درحالی است که ترجمه عبدالمنعم به دلیل معادل یابی های مناسب و التزام به تصریح و تعدیل واژگانی و ساختاری، روان تر به نظر می آید. همچنین حذف ها و افزوده های نابجا در تعریب العطار گاه موجب تغییرات معنایی و مفهومی ترجمه وی شده است.
مروری کلی بر ادبیات داستانی بعد از انقلاب اسلامی، نشانگر تغییر و شکل گیری گفتمان جدیدی در عرصه نقد و آفرینش اثر ادبی است. با توجه به اینکه این ادبیات، در نتیجه تنش موجود میان دو گفتمان سیاسی و روشنفکری از نظم گفتمانی خاص خویش برخوردار می شود، موضوع پژوهش حاضر، تحلیل تنش شکل گرفته میان گفتمان سیاسی مسلط و گفتمان روشنفکری در عرصه نقد آثار ادبی برای تعیین مؤلفه های ادبیات سیاسی داستانی دوره انقلاب اسلامی در قالب داستان انقلاب اسلامی و داستان جنگ/ دفاع مقدس براساس نظریه تحلیل گفتمان از دیدگاه لاکلاء و موف است. تحلیل نزاع گفتمانی، می تواند چرایی و چگونگی طی شدن مسیر ادبیات داستانی بعد از انقلاب اسلامی را برای رسیدن به شکل موجود تفسیر کند. خوانش متون نقد حاکی از آن است که به طور کلی، دال مرکزی جنگ و انقلاب اسلامی در گفتمان روشنفکری به مثابه فرم و ادبیت ادبیات است، اما در گفتمان سیاسی به مثابه محتوا و بار ایدئولوژیک ادبیات تلقی می شود. مفصل بندی متفاوت این دو گفتمان از هویت ادبیات شکل گرفته پس از انقلاب اسلامی و جنگ در قالب دال های شناوری از قبیل عنوان نوع ادبی، شخصیت، طرح، انگاره، زمان داستان، مکان وقوع و در نهایت کارکرد داستان قابل بررسی است. همچنین به موازات حدّت، شدت و جدیت ادبیات وابسته به گفتمان روشنفکری در تعیین مؤلفه های اثر داستانی و به کارگیری آن ها برای به حاشیه رانی گفتمان ادبیات دفاع مقدس، ادبیات وابسته به گفتمان سیاسی نیز به تئوریزه کردن مبانی داستانی دفاع مقدس و تجدیدنظر در معیارهای موجود نقد ادبی و معرفی معیارهای جدید برای اثر داستانی روی آورده است.
«زبان شناسی تاریخی» یکی از شاخه های علم زبان شناسی است که به بررسی سیر تحول زبان می پردازد و به این منظور اسناد و مدارک به جامانده از زبان را مطالعه می کند. بخش بزرگ و ارزشمندی از اسناد و مدارک زبان فارسی را نسخ خطی تشکیل می دهد و «ترجمة فارسی تورات» (5187 مجلس) یکی از نسخه های قابل توجه و کارآمد در این حوزه و به لحاظ ویژگی های زبانی، سرشار از نکته های بکر و بدیع است. کاربرد همکرد «دادن» در ساخت خاصی از فعل مرکب، یکی از این نکته هاست که این نوشتار به آن پرداخته است. در ترجمة کهن تورات، همکرد «دادن» با باری از معنای دستور، تحکم و اجبار، در ترکیب با یک مصدر لازم یا متعدی، فعل مرکبی می سازد که معادل امروزین آن را می توان در قالب ساخت های سببی و با استفاده از ساختمان جملات مرکب وابسته با فراکرد پیرو مقصدی ساخت. با بررسی کاربرد همکرد «دادن» در این ترجمه روشن می شود که در گذشته این همکرد هم معنا با افعال سببی دستور دادن، باعث شدن و مجبور کردن نیز به کار می رفته است.
منتقدان در هر جامعه، از حقوقی برخوردارند که گاه این مهم نادیده گرفته می شود. شیوه مواجهه حاکمان با این گروه، سرشار از آموزه های اخلاقی و تعلیمی است که در احیاء علوم الدین مورد مطالعه قرار گرفت. غزالی در این اثر، ضمن بررسی زندگی حاکمان و برشمردن فضایل و رذایل اخلاقی حاکمان دینی و غیردینی و منش و بینش آن ها در مواجهه با منتقدان، به تبیین آموزه های تعلیمی پرداخته است. حاکمان دینی در این پژوهش شامل پیامبر اکرم (ص) ، برخی معصومین (ع) و خلفای راشدین و حاکمان غیردینی، شامل برخی خلفای اموی و عباسی است. در این پژوهش که با روش توصیفی و تحلیل محتوا تدوین شده ، ضمن بررسی چهار ربع کتاب احیاء علوم الدین، شاهد صفات نیکو و نکوهیده حاکمان در مواجهه با منتقدان هستیم که واکنش حاکمان دینی و غیردینی و آموزه های اخلاقی از این مواجهه ها، جداگانه بررسی شده است. صفات اخلاقی نیکو شامل رعایت ادب، عفو و بخشش، صبر و بردباری، طلب هدایت، مدارا و انتقادپذیری است و صفات اخلاقی نکوهیده شامل خشم، ناشکیبایی، آزار، شکنجه و قتل می شود. موضوع این پژوهش، به خاطر تازگی و به روز بودن، امروزه هم می تواند مورد اقبال واقع شود و برای جامعه، کاربردی ارزنده و آموزنده داشته باشد.
ادبیات هر دوره ای متأثّر از اوضاع و شرایطی است که با آن تعامل دارد. شعر خزعل ماجدی (متولّد 1951) و نسیم شمال (1313- 1249) نیز متأثّر از شرایطی است که از دیرباز، دشمنان برای عراق و ایران پدید آورده بودند. این دو شاعر در ابعادی گسترده و با نگرشی سلبی نگر، وضعیت جامعه خود را نقد کرده اند. نظریه زیبایی شناسی انتقادی به عنوان محصول مکتب فرانکفورت در قرن بیستم پا به عرصه وجود گذاشت و عمده ترین هدفش را می توان مخالفت با وضعیت موجود و درنهایت رهایی انسان معاصر به عنوان موجودی آزاد دانست. جریان ادبی شعر عربی و فارسی به دلیل اشتراک در شرایط اجتماعی – فکری - سیاسی، تجربه های مشترکی را رقم زد که این تحوّل تقریباً هم در محتوا و هم در فرم آثار ادبی دو ملّت قابل مشاهده است. یکی از مهم ترین عناصر شعری مشترک خزعل ماجدی - به عنوان شاعر عراقی - و نسیم شمال - شاعر ایرانی - روح و فضای انتقادی است که بر اشعارشان سایه افکنده است. شیوه به کار گرفته شده در نوشتار پیش رو، تطبیق اشعار دو شاعر ایرانی و عراقی براساس مکتب آمریکایی و برمبنای تحلیل و تفسیر کتابخانه ای است. این دو ادیب همچون نظریه پردازان مکتب فرانکفورت و نظریه زیبایی شناسی انتقادی، ایدئولوژیکی بودن هر نوع اثر ادبی و غیر ادبی را نفی می کنند و اصالتش را در استقلال آن می دانند. پژوهش حاضر بر آن است تا اصلی ترین دغدغه های فکری هردو شاعر را از چهار جنبه مشترک: رمز سیاسی، رمز اجتماعی، رمز اسطوری و رمز تاریخی که دارای بار نمادین است؛ ازنظر زیبایی شناسی انتقادی مقایسه و تحلیل کند. از تحلیل اشعار ایشان چنین استنباط می شود که ریشه تمام مشکلات ایران و جهان عرب براساس این نظریه، سلطه سیاسی حاکم است و راه ایجاد آزادی در جامعه، حذف سلطه گری در کشور است. خزعل ماجدی و نسیم شمال به طور رمزی اندیشه های ضدّ استعماری خود را بیان نموده و برای تجسّم بخشیدن به واقعیت کشور و تهییج جامعه از رمزهای اجتماعی و سیاسی و اسطوری و تاریخی کمک گرفته اند تا بدین وسیله اهداف و ارزش های مورد نظر خود را رواج دهند.