ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴۳٬۴۴۱ تا ۴۳٬۴۶۰ مورد از کل ۵۴٬۲۷۹ مورد.
۴۳۴۴۳.

تعلیمات اخلاقی در گفتمان مسلط کلیله و دمنه و کارکرد آن در اقبال این اثر در طول تاریخ(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۷۵ تعداد دانلود : ۵۳۰
یکی از بارزترین گفتمان های کلیله و دمنه ، «تأکید پادشاه محوری» است که در این پژوهش، با رویکرد تحلیل گفتمانی لاکلا و موف، به بررسی ساختار این گفتمان پرداخته ایم. این گفتمان از طریق بازنمایی جایگاه عنصر «پادشاه/ ملک» به عنوان «دال مرکزی»، و چگونگی ارتباط متقابل وی با سایر مشارکان، مفصل بندی خاصی را القا و هژمونی می کند که در آن، هویت این مشارک و سایر مشارکان اجتماعی و نیز تعریف برخی تعالیم اخلاقی، در چارچوب نظام قدرت، معنا و ساختار مشخصی می یابد. ما با اخلاقیاتی روبه رو هستیم که متأثر از ضرورت های سیاسی و ایجاب های حکومت داری است. این گفتمان در یک کشمکش گفتمانی، با ایجاد بست های معنایی در مفاهیمی که در میدان گفتمان های دیگری چون علم اخلاق دارای معانی از پیش مشخصی بوده اند، آن ها را در ساختاری ایدیولوژیک مجدد مفصل بندی نموده و به این ترتیب، تفکر پادشاه محور خود را به عنوان گفتمانی عینی، در کل متن مسلط می کند. توجه به بافت موقعیت، شبکه قدرت و ساختارهای سیاسی جوامعی که این متن در آن ها تولید و بازتولید شده است، کارکرد و اهمیت گفتمان مسلط این کتاب را در تعالیم اخلاقی این ملل در طول تاریخ نشان می دهد و حکایت از تأکید و بازتولید مجدد این گفتمان دارد.
۴۳۴۴۴.

Analysis of Al-e Ahmad's Translation of Gharbzadegi based on Sociocultural Elements(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۷۵ تعداد دانلود : ۳۵۶
Djalâl Al-e Ahmad, auteur engagé, reflète les conditions sociales et culturelles des Iraniens dans ses œuvres. Parmi les œuvres de cet écrivain, l’Occidentalite occupe une place particulière dans le domaine socioculturel. Le regard critique porté sur l’identité nationale des Iraniens, est l’un des sujets importants abordé dans l’Occidentalite. En réalité, le sens véritable de cette œuvre serait: la recherche de l’identité nationale et l’éthique face au nationalisme universel. La place qu’occupent les Iraniens dans le monde ne correspond pas à l’image dégradante attribuée à ces derniers par l’Occident. Notre travail de recherche a pour objectif de faire une étude basée sur éléments socioculturels dans la traduction réalisée par Les Kotobi . Pour atteindre ce but, nous allons suivre la démarche traductologique d’Antoine Berman en mettant en parallèle certains passages du texte original avec leurs traductions correspondantes. Dans cette étape, nous aurons recours aux tendances déformantes proposées par ce dernier. A travers quelques exemples, cette étude montre que la modification de structure syntaxique, l’ennoblissement, la destruction des rythmes, clarification et l’allongement lors de la traduction produisent une réécriture qui n’est pas conforme au texte source et qui empêchent ou bloquent la transmission des structures significatives et des conditions sociales telles quelles dans la société de cette époque.
۴۳۴۴۶.

بحثی در باب شیوه قصه پردازی در ترجمه تفسیر طبری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۷۵
برای درک و تحلیل درست ادبیات فارسی باید به کهن ترین آثار باقی مانده از آن بیشتر توجه کرد. در باب «ترجمه تفسیر طبری» که از کهن ترین کتاب های موجود فارسی است پژوهش هایی چند انجام داده اند. اما این کتاب سرشار از قصه را از منظر قصه پردازی کمتر نگریسته اند. نوشتار حاضر در پی چنین هدفی است. برای نیل به این مقصود نخست نشان داده ایم که این مجموعه که قصه های فراوان در آن آمده است، برآمده از محیط فرهنگی و ادبی قرن چهارم و قابل مقایسه با دیگر آثار قصه پرداز نزدیک به آن دوران - همچون شاهنامه- است. سپس کوشیده ایم تا شیوه قصه پردازی آن کتاب را بهتر بشناسانیم. زیرا به نظر ما طرح کلان قصه گویی این اثر اندیشیده و قاعده مند است و می توان آن قواعد را مطالعه و استخراج کرد. بر این اساس بیشتر قصه های این کتاب حاکی از نزاع نیکان و بدانی است که از آفرینش آدم تا رستاخیز گسترده شده است. در این قصه ها بن مایه ها و درون مایه ها و شخصیت های مشابه پی درپی ظهور می کنند. از دیگر طرح های اندیشیده این اثر، افتتاح کتاب و گشودن باب قصه گویی با قصه مناظره محمد ص با مکیان و جهودان است. این، قصه ای است که عناصر اصلی و بنیادین دیگر قصه ها و خلاصه ای از هرآنچه در کتاب آمده، در آن گنجانده شده است.
۴۳۴۴۸.

بررسی علل بیان ناپذیری تجربه های عرفانی در مثنوی های عطّار(الهی نامه، منطق الطّیر، مصیبت نامه)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۷۵ تعداد دانلود : ۵۷۷
ناتوانی واژه در بیان تجربه های عرفانی را بیان ناپذیری می نامند. دارندگان تجربه عرفانی آگاهی عرفانیِ خود را فراتر از حد فهم و تقریر می دانند. آنها بر این باورند که در این تجربه استعلایی، نوعی آگاهی از حقیقت و ادراک امور به عارف دست می دهد که حریمی ماوراء عقل دارد و به قالبِ بیان در نمی آید. در نزد عارفان، همواره بیانِ حقایق و مفاهیم عرفانی با موانعی همراه است که زبان را از شرحِ این احوال ناتوان می سازد. موانعِ موضوع، متکلم، کلام و مستمع از بارزترین این موانع است که سبب بیان ناپذیری حقایق بلند عرفانی می شود. عطّار نیشابوری نیز مانند دیگر عرفا در آثار خود به صورت های مختلف بیان ناپذیری تجربه های عرفانی را تبیین کرده و عملاً ناتوانی زبان را در بیان حقایق عرفانی نشان داده است. مسئله پژوهش حاضر واکاوی علل بیان ناپذیری تجارب عرفانی برای تبیین این موضوع است که زبان در بیان ناگفته های عرفانی چه مشکلی دارد که عرفا را در بیان این مدرکات درونی ناتوان می سازد. همچنین بازتاب و بسامد این موضوع بنیادی عرفانی در آثار عطّار نیشابوری چگونه است؟ در این جستار به روش توصیفی- تحلیلی این موانع و بازتابِ آنها در سه منظومه الهی نامه، مصیبت نامه و منطق الطّیر عطّار نیشابوری مورد بررسی قرار گرفته است. هر یک از این موانع با بسامدهای متفاوت مورد توجه عطّار بوده و مانعِ موضوع و متکلّم بیش از موانع دیگر در بیان حقایق و رموز الهی در زبان عطّار مشهود است.
۴۳۴۵۴.

«خوانش واسوخت گرایانه غزلیات سنایی همراه با مقایسه آنها با غزلیات طرز واسوخت»(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۷۵ تعداد دانلود : ۸۱۰
واسوخت سرایی در اصطلاح به اشعاری ساده و فارغ از پیچیدگی های حاصل از آرایه های ادبی معنوی اطلاق می شود که روی گردانی از معشوق درونمایه اصلی آنها را تشکیل می دهد. مقاله حاضر با بررسی توصیفی- تحلیلی غزلیات سنایی با پاسخ دادن به این سؤالات که آیا سنایی در غزلیات خویش به واسوخت سرایی گرایش داشته یا نه و در صورت اثبات این موضوع، واسوخت های او چقدر با موازین طرز مشهور واسوخت مطابقت دارد؟ تبیین می کند سنایی در قرن ششم بدون به کارگیری اصطلاح واسوخت در بسیاری از ابیات خود به طورضمنی و آشکارواسوخت سرایی کرده است؛ در این راستا نگارنده با ذکر شواهد متعددی از غزلیات وی ثابت می کند سنایی از یک سو به دلیل سرخوردگی از معشوق زمینی و از سوی دیگر به سبب دستیابی به عشق متعالی و ابداع قلندرانه سرایی به اعراض از معشوق و سرودن «واسوخت های تمام عیار» که از نظر ساختار و محتوا کاملاً با موازین طرز واسوخت مطابقت دارند، روی آورده است.
۴۳۴۵۵.

تفسیر و تحلیل اندیشه حماسی در ایران (شاهنامه) و اسکاندیناوی (حماسه اسکاندیناوی)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۷۵ تعداد دانلود : ۴۱۱
     فارغ از مسئله تأثیرگذاری و تأثیرپذیری آثار دو سرزمین، می توان بابی را گشود در موضوعی خاص که از جهت محتوا در آنها وجوه اشتراکی وجود دارد و آن را دستمایه قیاس یک موضوع، یک گرایش و یک محتوای ویژه مشترک در دو سرزمین مختلف قرار داد. مسئله رویین تنی از نکات پر اهمیت و پر بسامد در تاریخ ادب و اعتقادات سرزمین های مختلف است که رویی جانب تاریخ و رویی جانب تخیل بشر روزگار پیشین دارد. در این پژوهش بنا داریم تا به بررسی اندیشه حماسی ایران و اسکاندیناوی و مشهورترین تجلی این اندیشه در آثار حماسی این دو قوم پرداخته و به بیان وجوه اشتراک و سنجش برتری ها و کاستی های این آثار در مقابل یکدیگر بپردازیم تا به این بهانه، این دو اثر در قابی مشترک به نمایش درآیند و به این واسطه نکاتی چند در باب هر یک با نگاهی دقیق تر آشکار گردد
۴۳۴۵۶.

استعاره شناختی عشق در" کاش حرفی بزنی" از مصطفی رحماندوست (بر اساس نظریه جورج لیکاف و مارک جانسون)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۷۵ تعداد دانلود : ۷۶۷
نظریه  استعاره مفهومی، برای اولین بار در آراء دو زبانشناس معروف، "جورج لیکاف" و" مارک جانسون" مطرح شد. طبق این نظریه، اساسا ذهن انسان برای درک هر مفهوم انتزاعی، به صورت ناخودآگاه و غیر ارادی به شکل استعاری عمل می کند. یکی از مفاهیم انتزاعی که انسان از ابتدای زندگی قادر به درک آن می باشد، مفهوم عشق است. این مقاله  با روش توصیفی- تحلیلی در صدد پاسخگویی به این پرسش است که مفهوم عشق درکتاب"کاش حرفی بزنی" با کدام تجربه های حوزه های مبدأ بیان شده است؟ بنابر تحلیل های انجام شده، شاعر با شناخت صحیح از ویژگی ها و نیازها و تجربیات دوره نوجوانی، اقدام به انتخاب حوزه های مفهومی آشنا و قابل درک برای مخاطب خویش نموده است. عشق به خدا، والدین و عشق های انسانی از موضوعات مطرح شده در این اثرند. علاوه بر آن، رحماندوست با گزینش حوزه های مبدأ هستی شاختی مربوط به عناصر طبیعت و همچنین مصنوعات دست بشر با ویژگی های ارتباطی مثبت، عشق را موضوعی آرامش بخش و لطیف معرفی کرده است. شاعر پیام موجود در اثرش را با نشان دادن دو مقوله (خیر و شر) در سرشت انسان، و تصویر انسانیِ متناسب با یک استعاره کلی پیش روی او نهاده است.
۴۳۴۶۰.

Dans les dédales des récits labyrinthiques de Michel Butor et de Henry Bauchau(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۷۵ تعداد دانلود : ۳۶۵
Cet article se penche sur l’analyse du concept de labyrinthe dans les récits dédaléens de Michel Butor (L’Emploi du temps, 1995) et de Henry Bauchau (Œdipe sur la route, 2017). Cette analyse est faite dans une perspective comparatiste au regard de la littérature moderne. Nous nous proposons de voir d’abord le labyrinthe formel, temporel et spatial dans la fiction de Henry Bauchau et de Michel Butor pour connaître ensuite le rôle des mythes dans ces dédales littéraires. Notre problématique serait donc de savoir comment ces écrivains ont intégré la forme labyrinthique à leur écriture pour évoquer la perplexité de l’Homme moderne. La démarche des romanciers quant à la dimension mythique de leur récit est analysée pour exprimer la façon dont la modernisation des mythes affecte l’écriture labyrinthique. Ainsi, tout en arborant l’intemporalité des mythes (celui d’Œdipe en particulier), on met en relief les matières qu’ils offrent à la littérature contemporaine et dans la représentation du statut de l’Homme à l’ère de la modernité.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان