La place et le rôle de la femme dans la société iranienne est un sujet qui intéresse beaucoup de gens. Les iraniennes sont présentes depuis longtemps dans les arts et la littérature, mais depuis une quinzaine d’années elles sont devenues les maîtresses incontestables de la scène littéraire. Si beaucoup d’iraniennes prennent aujourd’hui la plume, c’est d’abord parce que leur statut a considérablement changé depuis quelques décennies. Dans le passé par le biais de la traduction, de nombreuses femmes se sont introduites dans le domaine littéraire. Cette étude en remontant dans le temps, tente de retrouver la trace de ces femmes traductrices, cherche à montrer l’identité de ces femmes, les couches sociales auxquelles elles appartiennent, les raisons pour lesquelles elles ont opté la voie de la traduction, leurs motivations, leurs domaines favoris et les sujets qu’elles ont choisis pour traduire.Cette recherche montre qu’il y a premièrement un lien incontestable entre le choix des textes à traduire avec les conditions historiques, sociales, le niveau de l’éducation des femmes traductrices, deuxièmement la littérature pour enfant était le domaine de prédilection des traductrices dans le passé, troisièmement les traductrices ont contribué à modifier le regard déformant que les hommes portent sur les capacités intellectuelles des femmes.
دنیاهای محتمل از مبانی نظری سبکشناسی شناختی است و ریشه در فلسفه لایبنیتس دارد. درک چگونگی روایت روایتها مسأله اصلی در این نظریه است و نحوه ارتباط خواننده با روایت ادبی و تأثیر کنش و واکنش متن و خواننده را روشن میسازد. مثنوی معنو ، ی بزرگترین منبع ادب عرفانی است که مبانی عرفان عملی و نظری را دربرمیگیرد. در این جستار برآنیم، براساس نظریه دنیاهای محتمل و با روش توصیفی تحلیلی محتوا، خوانش جدیدی از این کتاب، ارائه دهیم. مولانا به عنوان کارگزار در نقش عامل انتقال داستان با باریکبینی به تولید گفتمان روایی میپردازد و دنیاهایی را در ذهن خواننده رقم میزند که عبارتند از: دنیاهای معرفتی، خیالی، مقصودی و آرمانی. دنیاهای محتمل در داستان دژ هوش ربا اگر...، « بیشتر به صورت دنیای معرفتی و در جهت آموزش نکات عرفانی است که بر اساس الگوی و کلمههایی که آرزو، حسرت » یا « نمایش داده میشود. در دنیای مقصودی مولانا از حرف ربط » بنابراین و تقاضایی را دربردارند، استفاده میکند. عشق مهمترین وسیله کشف و شهود و سازنده دنیای آرمانی مولاناست. در حقیقت این عشق است که سالک را در مسیر معرفت یاری میرساند. دسترسی به این دنیاها به صورت زمانی، زبانی، طبیعی و اشیاء است که بسامد دسترسیهای زمانی بیشتر است.
نقد فمنیستی رویکردی است که از اواخر قرن بیستم فعالیت خود را آغاز نمود تا به بررسی وضعیت زنان و تجربیات آنها در متون ادبی بپردازد. منتقدین این شیوه برای تحلیل متون ادبی از دو شیوه ی نقد زنانه (زن به عنوان خالق اثر) و تحلیل نقش های جنسیتی (جلوه های زن به عنوان شخصیت) استفاده می کنند. در پژوهش حاضر سعی شده است با استفاده از هر دو گرایش موجود در این رویکرد دو مجموعه ی خون آشام استفنی مه یر و سیامک گلشیری بارویکرد زنانه مورد تحلیل قرار گیرد تا به این سؤال پاسخ داده شود که آیا دو اثر حاضر، تحت تأثیر گفتمان مردسالار قرار گرفته اند؟ و آیا گلشیری که شخصیت خون آشام خود را از افسانه های غربی وام گرفته است و با ورود خون آشام به کوچه های تهران سعی نموده به آن رنگ بومی بدهد، مباحث فرهنگی و اجتماعی مانند نگاه به زن را در اثر خود بومی ساخته است وآیا شخصیت های زن او متفاوت با شخصیت های زن مه یر نمایان شده اند یاخیر؟ مه یر اگرچه به عنوان یک زن سعی کرده است زن های داستان خود را شخصیت هایی قوی و مستقل ارائه نماید، امّا در بعضی از موارد نیز تحت تأثیر گفتمان مرد سالار قرار گرفته است. در خون آشام گلشیری نقش های جنسیتی بیشتر از مه یر تکرار شده است و در برخی موارد گلشیری تحت تأثیر فرهنگ سنتی ایران در نقطه ی مقابل مه یر عمل کرده است. تحقیق حاضر با استفاده از روش توصیفی- تحلیلی و با ابزار فیش برداری صورت گرفته است.
سمکِ عیّار یکی از آثار نثر فارسی و دربردارنده عناصر عامیانه ای است که بیان گر روش زندگی مردم آن دوره بوده و هدف نگارندگان ارائه ی تصویر روشنی از بازتاب این عناصر در داستان و نیز بسط و گسترش پژوهش در ادب عامّه است. در پژوهش حاضر که به صورت توصیفی- تحلیلی و گردآوری اطّلاعات آن با استفاده از منابع کتابخانه ای انجام شده پژوهشگر با بررسی و خوانش سطر به سطر کتاب سمک عیّار جلوه هایی از عناصر عامیانه را که شامل: آداب و رسوم، بازی ها، باورها، جشن ها، طب، قصّه ها و افسانه ها، امثال و نجوم است، مشاهده و استخراج نموده است. بر اساس پژوهش حاضر این داستان دربردارنده جلوه های ادبیّات عامیانه است که علاوه بر جنبه ی سرگرمی در حقیقت زیربنای فکری و اجتماعی مردم آن دوره و منبعی برای کسب اطّلاع از زندگی و آداب و رسوم سنن آن ها محسوب می شود. در میان عناصر بررسی شده امثال از بسامد بالایی برخودار است و نویسنده با به کارگیری مثل ها آن چه را به عنوان خصایل انسانی والا یا پست شمرده به خواننده منتقل می کند. کلید واژه ها: ادبیّات عامیانه، آداب و رسوم، امثال، سمکِ عیّار.
در نسخه های شاهنامه سرنویس هایی آمده که در آن ها آغاز پادشاهی ای یا عنوان رویدادی بیان شده است. در آغاز پادشاهی منوچهر عبارت «پادشاهی منوچهر صد و بیست سال بود» آمده و در گفتار «اندر اندرزکردن منوچهر نوذر را»، مرگ منوچهر در صد و بیست سالگی روی داده است؛ درنتیجه این پرسش به ذهن می رسد که آیا مدّت پادشاهی منوچهر صد و بیست سال بوده یا او صد و بیست سال عمر کرده است؟ زیرا اگر عمر او صد و بیست سال باشد، طبعاً سال های شهریاری وی باید کمتر از این زمان بوده باشد. در برخی متون تاریخی و طومارهای نقّالی روایت هایی ذکر شده که زندگانی منوچهر را بیش از صد و بیست سال بیان کرده اند. در بسیاری از منابع تاریخی، موسی(ع) معاصر منوچهر پیشدادی است و در تورات و بسیاری از متون تاریخی، طول عمر موسی(ع) صد و بیست سال ذکر شده، که احتمالاً در اثر آمیختگی روایت های منوچهر با روایت های موسی(ع) این دوران زندگانی به منوچهر منسوب شده است. در روایات اساطیری-حماسی نمونه هایی از انتقال برخی ویژگی ها و کردارها از یک شخصیت به شخصیت دیگر دیده می شود که باعث شکل گیری این فرضیه می شود که با توجه به هم زمانی موسی و منوچهر، احتمالاً برخی از ویژگی های آن ها به یکدیگر منتقل شده که مهم ترین آن ها نسبت دادن طول عمر موسی(ع) به منوچهر است. از این رو در این پژوهش سعی شده با بررسی منابع رسمی و نقّالی برای اثبات یا رد فرضیه ی مذکور و همچنین مشخص نمودن سال های زندگانی منوچهر پاسخ هایی عرضه شود.
در مقاله حاضر، بازطراحی حوزه شخصی متکلم – آنچه به وی نزدیک است و توجه و علاقه اش را جلب می کند - به تصویر کشیده شده است. در اسناد و مدارک، نقش اجتماعی متکلم منعکس می گردد؛ بنابراین، جهت بررسی آن ها می توان از شیوه اجتماعی حوزه شخصی استفاده کرد. حوزه شخصی از طریق بررسی نوع کنترل و (هم) مشارکت و نوع ارزیابی، که گوینده به کمک آن جهان و فعالیت های خویش را در آن ارزیابی می نماید، بازسازی می گردد. در مقاله استدلال می شود که هنجار به عنوان جزء دائم و لاینفک حوزه شخصی، رفتار متکلم را شکل می دهد. همچنین ابزارهای زبانی ابراز (هم) مشارکتی، مانند «مای فراگیر»، دیکسیس شخصی، اسامی رابطه و افعال دارای معنی مساعدت و نیز ابزارهای زبانی ابراز کنترل، همچون: انواع افعال، ساختارهای مجهول با افعال کامل و ساختارهای مصدری در جملات امری در این پژوهش بررسی و تحلیل و انواع هم کنشی های متکلم با دنیای خارج تشریح می گردد. متکلم ابتکار به خرج می دهد و پروسه هدایت را تحت کنترل خود می گیرد و جذب آن می گردد و در رفتارهای خویش که به لحاظ اجتماعی اهمیت دارند، ادامه «من» خویش را می بیند.
مطالعه در زمینه هستی شناسی بخوبی نشان می دهد که اعداد، علاوه بر این که برای تبیین و شمارش پدیده ها و بیان کثرت و قلّت و جنبه های اغراق آمیزِ توصیفات، بویژه در آثار حماسی به کار رفته اند، در موارد بسیاری نیز کارکردی رمزگونه و نمادین داشته اند و به عنوان یک ابزار، نماینده معانی و مفاهیم مشترکی بوده اند که همواره در ذهن بشر جاری بوده است. اعداد، در کنار دیگر مظاهر و اَشکال هنری از قبیل شعر، موسیقی، نگارگری، نمایش و...، به عنوان دسته ای از نمادها، القا کننده این معانی و باورهای اسطوره ای بوده اند. این رسالت اعداد، در شکل گیری متون حماسی ایرانی، پررنگ و قابل تأمّل است. بر اساس تفسیر اسطوره ای از روایات گرشاسب نامه اسدی طوسی، شاید بتوان گفت که بسیاری از اعداد در این منظومه حماسی- اساطیری، حضوری نمادین و رازآمیز دارند. پژوهش حاضر، به روش مطالعه موردی و با تکیه بر شواهد و قرائنی از متن گرشاسب نامه، در تلاش است تا نشان دهد که اعدادِ «یک»، «دو»، «سه»، «چهار»، «پنج»، «شش» و «هفت»، به گونه ای نمادین، دانش ها و معانیِ رمزی بسیاری را در خویش جای داده اند؛ معانی و مفاهیمی که بیانگر باورها و عقاید مردمان باستان بوده و در تعیین سرنوشت آنها نقشی محوری و اساسی ایفا کرده اند.