کلمات و ارتباط بین آنها همواره مورد توجّه صاحب نظران در حوزه نقد ادبی بوده است. از آن جمله می توان به منتقدانی اشاره کرد که به شعرشناسی شناختی پرداخته اند. این شاخه از مطالعات ادبی بیش از هر چیز به درک شباهت میان اشیاء، رابطه آنها و بازشناسی الگوهای آنها در ساختارهای انتزاعی می-پردازد. طبیعی است که این رویکرد جز با تحلیل متن میسّر نمی شود. تحلیل متن، خود نیز به زمینه های دیگری مرتبط می شود که به کنش های بیانی نویسنده یا شاعر و کنش های القایی در میان خوانندگان منتهی می گردد. درک این مفاهیم نیز به دو شکل سریع و مؤخّر روی می دهد که هرکدام نیز رویکردهای دیگری را برمی انگیزند که به خواننده مرتبط می شوند. از این روی می توان چنین ادّعا کرد که هر متن ادبی بازنمای عینیِ گفتمان های انتقادی ای است که در هر جامعه ای وجود دارد. جستار پیش رو با این پیش فرض که سروده های پروین اعتصامی می توانند باز خوردی از این ادّعا باشند، به بررسی شعرشناسی شناختی و تحلیل گفتمان انتقادی در برخی از سروده های این شاعر پرآوازه اختصاص یافته است. پژوهندگان این مقاله با ارائه نمونه هایی از این دو رویکرد، بر آن بوده اند تا نمود شعرشناسی شناختی و تحلیل گفتمان را در سروده های پروین اعتصامی نشان دهند. دستاورد تحلیل های نگارندگان در این پژوهش بیانگر این واقعیّت است که عوامل بافتی و زبانی در سروده های پروین، روابط پنهان میان قدرت و سوءاستفاده از آن، سلطه و نابرابری های اجتماعی را آشکار می سازند.
کرامات همواره به صوفیان بازشناخته می شود و برجسته ترین توانایی مشایخ صوفیه به شمار می آید. بحث کرامت از مباحث آغازین تصوف است و بخش عمده ای از آثار صوفیان به نقل کرامات اولیا اختصاص یافته است. برپایه قرآن، انبیا در برابر منکران به انجام اعمالی فراتر از توان بشر دست می زدند تا تأییدی بر قول و فعلشان باشد. برخی صوفیان کرامت را دال بر حقانیت ولایت خود می دانند؛ اما برخی نیز به انکار آن برخاسته اند و کرامت را موجب رکود در مسیر ترقی و کمال می دانند. کرامت در رمانس های ایرانی نیز دیده می شود و از مصداق های توانایی قهرمان رمانس است. ریشه این اشتراک را باید در فرهنگِ برآمده از اسطوره جست وجو کرد. نگارنده در این پژوهش می کوشد تا این مشترکات را با هم بسنجد و از این رهگذار، کرامت را خارج از داستان های صوفیان واکاود؛ همچنین تلاش می شود با توجه به دو رمانس ابومسلم نامه و حمزه نامه (رمانس هایی با رویکرد مذهبی)، کراماتی که به قهرمان رمانس نسبت داده شده است، مشخص شود و این فرضیه بررسی شود که «فرّ» یا همان نیروی معنوی که در اندیشه های ایران باستان مطرح بوده، ممکن است سرچشمه اندیشه کرامت باشد. اصل باور در همه این داستان ها محوریت دارد. بر این اساس، رمانس، به ویژه رمانس مذهبی، می کوشد تا عنصر مهم اعتقاد را در میان مردم عامه رواج دهد؛ یعنی همان هدفی را دنبال کند که تصوف اسلامی از بیان سرگذشت اولیا دارد.
مولانا جلاالدین محمد بلخی دارای آثار متعدد در نظم ونثر پارسی است که به صورت مجموعه ای باارزش و حجیم باقی مانده است. یکی از این آثار، رباعیاتی است که در کلیات اشعار او تحت عنوان کلیات شمس به چاپ رسیده است. از آنجاییکه تنها تصحیح قابل اعتماد دیوان کبیرمولانا از بدیع الزمان فروزانفر مربوط به پنجاه سال پیش است و فراوانی و شیوه خاص مولانا درسرودن اشعار، امکان داخل شدن شعرهایی از دیگران که با نسبت به مولانا در این دیوان وارد شده، فراوان است استخراج این اشعار منسوب مورد توجه و نقد بررسی پژوهشگران بوده؛ دراین پژوهش به روش توصیفی- تحلیلی و با استخراج سی و هشت رباعی از مولانای بلخی از کلیات شمس به تصحیح فروزانفر و به مدد جستجو و باز شناسی بیش از 40 منبع ادبی و تاریخی ثابت کردیم که؛ برخی از این رباعی ها از مولانا نیست و پیش از او به افرادی دیگر نسبت داده شده است ولی به نام او رقم خورده و باید این رباعیات را از رباعیاتی که سروده مولوی است، جدا کرد. نگارندگان در این پژوهش توانسته اند، منبع بخشی از رباعیات منسوب به مولانا را پیش و پس از حیات او مشخص کنند
تأثیراتی که شعر پسامدرن ایران از مکاتب ادبی و فلسفی اواسط قرن بیستمِ غرب پذیرفته نیازمند بررسی موشکافانه تر است. پژوهش حاضر، پسامدرنیسم را در شعر دهه هفتاد ایران و در راستای یکی از برجسته ترین جنبش های شعر پسامدرن آمریکا، «شعر زبان»، تحلیل می کند. هدف از این مقاله بررسی دو مفهوم کلیدی در بوطیقای «شعر زبان» است که تأثیری انکارناپذیر بر شعرپردازی پسامدرن ایران داشته است: »روایت» و «روزمره پردازی». این بررسی تطبیقی از آن جهت حائز اهمیت است که هر دو سبک، روایت را خودزندگی نامه نویسی تجربه گرا می دانند که در آن تکه تکه های زندگی روزمره، تصاویر و اصوات برآمده از رسانه ها و فرهنگ مصرف گرا، خاطرات مبهم، اساطیر و ذهن ناخودآگاه هویت را درهم می تنند. تحلیل این دو سیاق شعری نشان می دهد که شعر پسامدرن ایران رویکردی ساختارشکن به رابطه شعر، روایت و هویت دارد. این بررسی از رسانه زدگی در خصوصی ترین لحظات زندگی فارغ از فرهنگ و جغرافیا پرده برمی دارد. شعر پسامدرن ایران با زدایش احساسات و تغزل، به قصه های رنگ باخته از روزمرگی می پردازد و از انواع حماسی، تعلیمی، عاشقانه و انقلابی، به نوعی از شرح حال نویسی ازهم پاشیده روی می آورد. این درجه از گسست در زبان و معنا بیانگر تغییرات سریع، فنّاورانه و روان پریشانه در زندگی معاصر چه در ایران و چه آمریکا است.
The present paper seeks to argue that consumption and media wield an unparalleled influence over contemporary American society, in a way that these drives constitute the primary means through which identity is constituted. Closely referring to Jean Baudrillard’s critical concepts, the present research contends that the fictional characters of Bret Easton Ellis, particularly in Less Than Zero, are prone to this postmodern world, where all experience via consumption has become fathomless, and traditional notions of identity have been changed. Ellis’s characters oscillate between the extreme poles of violence and ennui as they do their best to prevent their psyches from collapse amidst the surrounding turmoil caused by excessive consumption. Neither one of these alternatives results in any relief. In this type of literature, the protagonists are immersed in the contemporary world of consumption and the mass media. The primary interest here is on the effects of this immersion in the world of commodities on the major characters (Clay and Blair), and their reactions in the selected novel. Accordingly, dependence on possessions by the characters of the novel in order to isolate themselves from the threatening disorder of the post-modern world is the major concern of present study of the novel.