پس از استقرار در یک مکان، فرد شروع به بازسازی آن می کند. هنگام تنهایی، به ""گوشه""ای پناه می برد و تنهایی اش را با مکان سهیم می شود. به علاوه، با تقسیم خاطرات و رؤیاهایش با اشیا، امید آن دارد که هندسه از مرز خود عبور کند. در این باره، مکان کاوی مطرح شده توسط گاستن باشلار، مطالعه ی روان شناختی مکان های صمیمی زندگی انسانی را نشانه می گیرد. بافت فلسفی اثر باشلار، یعنی پدیدار شناسی، شرح روشی است که وی از طریق آن تصمیم به دریافت مکان های انسانی کرده است.با این تصور که زندگی شخصیت های اصلی ولتر و کوئیلو، به شدت به مکان وابسته است، در صدد بر آمدیم تا این مکان کاوی را در کاندید ولتر و کیمیاگر کوئیلو بررسی کنیم. مکان های تداعی شده در این آثار، بیش از این که شیء باشند، پدیده اند و هویت خودرا زمانی به دست می آورند که با آگاهی انسانی در می آمیزند. در تحقیق حاضر سعی ما بر این است که ببینیم چگونه قهرمان ولتر و کوئیلو نمایانگر موجوداتی خواهند شد متمرکز بر خود و در عین حال گشوده بر دنیای بیرون. رمز اینکه که چگونه ولتر و کوئیلو از خلال این دو فرد جوان و با گذر از دنیاهای بیرون غنای ناب ترین تجارب درونی را به تصویر خواهند کشید را بررسی خواهیم کرد.
ادبیات، آیینه ای است که فرهنگ جامعه را بازتاب می دهد و متون داستانی، بستر مناسبی برای بررسی این بازتاب های فرهنگی در زمینه های گوناگون از جمله مباحث مربوط به زنان است. در این پژوهش، برای واکاوی انگاره زن، دو حکایت از سندبادنامه انتخاب شد. متن سندبادنامه هر چند در یک زمینه تاریخی زن ستیز تولید شده، نمونه های فراوانی از قدرت زن در آن دیده می شود. این جستار درصدد است تا با روش توصیفی- تحلیلی بر مبنای رویکرد تحلیل گفتمان انتقادی با تکیه بر نظریه «فرکلاف»، متن را در سه سطح توصیف، تفسیر و تبیین بررسی نموده، نشانه های قدرت زن و چرایی آن را نشان دهد. در این جستار به این نتیجه رسیدیم که زن در این اثر، حضور فعال و قدرتمند دارد و نقش فاعلی او در شکل گیری روند داستان مشهود است. در این کتاب به رغم دید منفی نسبت به زن، نشانه های قدرت پنهان زنانه را می توان دید. زنان برای رسیدن به اهداف خود از ابزار قدرت پنهان همچون زبان، تدبیر، زیرکی و سیاست استفاده می کنند و اگر راه های رسیدن به اهداف سازنده و والا برای آنها بسته شود، گاهی این قدرت در مسیر نادرست به کار گرفته می شود.
بی گمان، هیچ شاعر و نویسنده ای درطول تاریخ از تأثیر نویسندگان، شعرا و اندیشمندان دیگر برکنار نبوده و نخواهد بود. در سرتاسر قرن بیستم ، مفهوم فرانسوی ادبیات تطبیقی با در نظر گرفتن این پدیده انسانی مشترک(تأثیر و تأثر) به مطالعات گسترده و ارزشمندی پرداخته، کوشید تا در وهله ی نخست به روشنداشت سهم ادیبان و متفکران فرانسه در بارور ساختن فرهنگ و ادبیات غربی بپردازد.
مطالعه تاثیرپذیری و اثرگذاری یکی از عرصه های مهم پژوهش در ادبیات تطبیقی است. با در نظر گرفتن این اصل مهم - که اساس ادبیات تطبیقی در مفهوم کلاسیک آن است. می توان به جرأت گفت که کمتر شاعر و ادیب مسلمانی است که مضمونی از سخنان حضرت علی (ع) و یا گفته ای از ایشان را در نوشته ها یا سروده های خود تضمین نکرده، و تحت تاثیر آن قرارنگرفته باشد. سعدی شیرازی از برجسته ترین این ادیبان است. وی با الهام گرفتن از معانی ژرف قرآنی، احادیث نبوی، ادبیات عربی، و نیز مضامین بلند و عمیق علی (ع)، و البته با ذوق سرشار و نبوغ شگرف خود، ادبیاتی رفیع و جهانی آفریده است. نظر به گستردگی این تاثیر در آثار سعدی، در این مقاله کوشش شده است تا به بررسی تاثیر«کلمات قصار نهج البلاغه» بر گلستان سعدی بپردازیم.