امروزه یکی از مهم ترین حوزه های مطالعات ادبی، نقد و بررسی آثار بلاغی از منظرهای مختلف است؛ این گونه مطالعات، به خصوص زمانی که روی آثار کهن تر و با دیدی انتقادی انجام شود، اهمیتی دوچندان می یابد. مجموعه لطایف و سفینه ظرایف تألیف سیف جام هروی،یکی از کهن ترین منابع بلاغت فارسی است که در سده های هشتم و نهم در شبه قاره تدوین شده است. بررسی مباحث بلاغی در مجموعه لطایف باتوجه به قدمت آن، برای ترسیم چشم اندازی از تاریخ بلاغت و روند تطوّر آن به ویژه در شبه قاره، اهمیت خاصی دارد؛ به این منظور، در این مقاله سعی شده است میزان نوآوری، تأثیرپذیری و همچنین اهمیت این اثر ازمنظر بلاغت بررسی شود. پس از مقایسه مجموعه لطایف با منابع عمدتاً بلاغی پیش از آن، روشن شد سیف جام در تدوین بخش بلاغت مجموعه لطایف ، از منابع مختلف، بدون ذکر منبع و نام نویسندگان آنها، اقتباس کرده که به نمونه هایی از آن اشاره خواهد شد. همچنین در این پژوهش، برخی از اشتباهات بخش بلاغت مجموعه لطایف ، در سه حوزه تعریف، مثال و تقسیم بندی ، نقد و بررسی شده است؛ در پایان نیز، به برخی از نوآوری های مجموعه لطایف ازقبیل اصطلاح سازی برای مفاهیم بلاغی، نقد شعر شاعران گذشته، تقسیم بندی های تازه و مثال های نو اشاره می شود.
مفهوم جامعه (به معنای گروهی از انسان ها) در قرآن کریم و به ویژه سوره اعراف، با واژگان متفاوتی بیان شده است که ازجمله آن ها می توان به امت، قریه و قوم اشاره کرد؛ این در حالی است که این واژگان متفاوت هرکدام تأکید بر روی جنبه ای خاص از زندگی گروهی از انسان ها دارند؛ از همین روی ضرورت شناسایی دقیق معنا و دلالت این واژگان متفاوت در جهت فهم عمیق تر مضامین قرآنی، آشکار می گردد. این مقاله به شیوه توصیفی-تحلیلی به بررسی معادل های واژگانی مفهوم «جامعه» در سوره اعراف پرداخته است و درصدد است از منظر زبانی و معنایی ابتدا هر یک از این واژگان متفاوت را به طور کامل تعریف کرده و در گام بعدی این موضوع را ریشه یابی و سپس اثبات نماید که در کلمات اجتماعی سوره اعراف با توجه به معنای کلمه و بافت آیه، فقط همان کلمه می تواند در آیه جای گیر شود و چنانچه کلمه خاص جای خود را به مفاهیم متناظر دیگر بدهد معنای آیه دچار نقص و نارسایی می شود. شایان ذکر است که انتخاب سوره اعراف بدان جهت بوده که در این سوره نسبت به دیگر سوره واژگان دربردارنده مفهوم جامعه، بیشتر ذکرشده است.
مقاومت به عنوان راهکاری دفاعی در برابر تعدّی و تجاوز، ارزش خاصی در زندگی انسان دارد. این ارزش، توجّه شاعران و نویسندگان را در قرون اخیر به خود جلب کرد و سبب شد که مقاومت در آثار ادبی انعکاس یابد و ادبیّاتی به نام ادبیّات مقاومت یا ادبیّات پایداری شکل گیرد. رمان «الطریق الطویل» اثر نجیب الکیلانی، نویسندة معاصر مصری که در این پژوهش مورد بحث و بررسی واقع شده، یکی از بهترین شواهد ادبیّات مقاومت است.نویسنده در رمان مذکور اوضاع سیاسی، اجتماعی و اقتصادی مصر را در اثنای جنگ جهانی دوم تا زمان خروج استعمار انگلیس از این کشور به تصویر کشیده است. در این برهه، پیامدهای منفی جنگ و استعمار و آثار سوء استبداد و دست نشاندگی حکّام موجب نابسامانی اوضاع، محرومیّت مردم از حقوق خود و نارضایتی آنان گردید و ایشان را در برابر انگلیسی ها و حکّام دست نشانده وادار به مقاومت نمود. مقاومت آنها که به اشکال مختلفی چون شورش، تظاهرات و مبارزه مسلّحانه بروز یافت، سرانجام با ایمان، میهن دوستی، اصرار واتّحاد آنان به ثمر نشست و با براندازی حکومت دست نشانده و بیرون راندن استعمار، استقلال و آزادی را برای کشورشان به ارمغان آورد. با این تفاصیل، استنتاج می شود که مردم مقاوم مصر در یک بازة زمانی طولانی تحت اهرم فشار دو عامل خارجی (جنگ و استعمار) و عوامل داخلی (استبداد و دست نشاندگیِ حکّام ) قرار گرفته اند؛ از همین رو، رنج و مشقّت فراوانی را متحمّل شده اند و به دلیل عدم توجّه انگلیسی ها و حکّام دست نشانده به حقوق آنها برای واقعیّت بخشیدن به خواستة خود، راهی جز مقاومت نداشته اند و اگر روحیة آنان با صفاتی چون ایمان، میهن دوستی، اصرار و اتّحاد تقویت نمی شد، مقاومت آنها به نتیجة مطلوب نمی رسید.