«تشبیه» راهی به سوی برکشیدن فرم و صورت و ایجاد فضای لطیف و هنری در شعر است. همچنین باعث ملموس ترشدن فضای شعر برای مخاطب و شیوایی بیشتر کلام و گیرایی آن می شود؛ بررسی و تحلیل قلمرو های تشبیه نیز سبب کشف و شناخت هرچه بیشتر جهان بینی شاعر می شود. فریدون تولّلی اهمیّت تشبیه را به خوبی دریافته است؛ به گونه ای که از میان سایر فراهنجاری های معنایی به تشبیه با بسامد دویست و ده مورد نگاه ویژه داشته است. فراوانی تشبیه های حسّی به حسّی در شعر توللی نشان دهنده طبع نازک و برون گرای شاعر است. در تشبیه های شعر تولّلی توجّه وی به مکتب باروک را می توان نشانه ای از شخصیت متزلزل و متغیر او دانست و درگیری احتمالی او با عقده ادیپ را از خلال تکرار نام اندام های مادرانه در مشبه و مشبهٌ به های شعرش دریافت. از تشبیه های او برمی آید که شعر برای او وسیله ای است برای دفاع از خود در برابر رقیبان ادبی و سیاسی و از طرفی مایه آرامش و تسکین آلام درونی بوده است. در این مقاله با نگاهی تحلیلی - توصیفی به بررسی قلمروهای مشبّه و مشبّهٌ به در مجموعه اشعار فریدون تولّلی پرداخته شده است که به گونه ای معرّف فضای ذهنی و احساسی شاعر است.
Following successive revolutions in the 19th century that were concurrent with economic and political welfare of the Bourgeoisie Class at the time, France was undergoing many social transformations. Despite the prevailing apparent calm in the country after the 1848 revolution, there were some social conflicts; and Maupassant as a prominent figure among the writers of the second half of the 19th century – as it also goes for today - was trying to depict an approximately realistic image of the society of his time. Undoubtedly, from a structural perspective, this is the concern to be close to reality that gives polyphonic quality to the works of Maupassant, which sometimes makes them very impressive. Some critics claim that Maupassant’s prose does not exceed the writing rules in such a way that this "realistic" article, in principal, is only a part of a subjective and one-sided aspect of history. In this regard, the present study is an attempt to investigate the conditions and relationships between Maupassant's characters in the story.
کتاب سرخ اثری غیر متعارف از کارل گوستاو یونگ است که نوادگان او اخیراً اجازه انتشارش را داده اند. یونگ در این کتاب با زبانی نمادین، به شرح تحولات روحی یا پیگیری «تصاویر درونی» خویش و تلاش برای یافتن روح فراموش شده خویشتن می پردازد. معارف نیز تنها اثر به جای مانده از بهاء ولد است که در آن مکاشفات روحی خود را بی پروا بیان کرده است. این پژوهش با روش توصیفی تحلیلی، سفر با روح را در دو اثر مزبور بررسی می کند؛ بدین ترتیب که به شرح چگونگی سفر با روح و مقایسه روح یونگ، «روح اعماق» و «روح زمانه» در کتاب سرخ، با روح بهاء ولد، الله، عقل و نفس در معارف و تحلیل آن ها پرداخته می شود و در پایان نتایج حاصل از این سفر ذکر می گردد. هدف از تحقیق بیان وجوه تشابه و تمایز دیدگاه یک عارف و یک روان شناس است. نتایج پژوهش نشان می دهد که یونگ علاوه بر روح خویش از روح اعماق سخن می گوید که راهنما و رهاننده او از اسارت روح زمانه است، اما بهاء ولد از انواع روح چیزی نمی گوید و تنها هدایتگر او، الله است. در پایان سفر، پس از قتل قهرمان درون (نفس) به دست یونگ، خورشید اعماق در اندرونش طلوع می کند. در معارف نیز بهاء ولد نفس را می کشد و روح او منور به انوار الهی می شود.
امروزه یکی از مهم ترین حوزه های مطالعات ادبی، نقد و بررسی آثار بلاغی از منظرهای مختلف است؛ این گونه مطالعات، به خصوص زمانی که روی آثار کهن تر و با دیدی انتقادی انجام شود، اهمیتی دوچندان می یابد. مجموعه لطایف و سفینه ظرایف تألیف سیف جام هروی،یکی از کهن ترین منابع بلاغت فارسی است که در سده های هشتم و نهم در شبه قاره تدوین شده است. بررسی مباحث بلاغی در مجموعه لطایف باتوجه به قدمت آن، برای ترسیم چشم اندازی از تاریخ بلاغت و روند تطوّر آن به ویژه در شبه قاره، اهمیت خاصی دارد؛ به این منظور، در این مقاله سعی شده است میزان نوآوری، تأثیرپذیری و همچنین اهمیت این اثر ازمنظر بلاغت بررسی شود. پس از مقایسه مجموعه لطایف با منابع عمدتاً بلاغی پیش از آن، روشن شد سیف جام در تدوین بخش بلاغت مجموعه لطایف ، از منابع مختلف، بدون ذکر منبع و نام نویسندگان آنها، اقتباس کرده که به نمونه هایی از آن اشاره خواهد شد. همچنین در این پژوهش، برخی از اشتباهات بخش بلاغت مجموعه لطایف ، در سه حوزه تعریف، مثال و تقسیم بندی ، نقد و بررسی شده است؛ در پایان نیز، به برخی از نوآوری های مجموعه لطایف ازقبیل اصطلاح سازی برای مفاهیم بلاغی، نقد شعر شاعران گذشته، تقسیم بندی های تازه و مثال های نو اشاره می شود.