امروزه معنی متن در ادبیات تطبیقی متفاوت با گذشته است و هرگونه متنی چه نوشتاری، دیداری یا شنیداری در حوزه کاری این رشته قرار دارد. علاوه بر این، امروزه رشته ادبیات تطبیقی در ارتباطی تنگاتنگ با دیگر رشته های دانشگاهی است و خصوصیت اصلی این رشته، بینافرهنگی و بینارشته ای بودن آن است که البته در این میان نباید نقش نقد ادبی و تأثیر گذاری آن بر گسترش ادبیات تطبیقی و ارتباط آن با دیگر رشته ها را فراموش کرد؛ نقدها و نظریه های ادبی ای که ریشه در علومی چون زبان شناسی، روان شناسی، علوم سیاسی، تاریخ، فلسفه، علوم اقتصادی و اجتماعی و ... دارند. نگارنده در این مقاله کوشیده است با استفاده از رویکرد تاریخ گرایی نو که بیشتر وام گرفته از تاریخ و علوم سیاسی است رابطه دوسویه متن (در اینجا ترانه های «ای ایران» و «هویت من») و بستر را بررسی کند. به دیگر سخن، نویسنده با استفاده از متنی جز متن نوشتاری و با رویکردی تاریخی و سیاسی نشان می دهد که چگونه متن، برخاسته از بستری است که در آن شکل می گیرد و چگونه متن به بستر شکل می دهد و در راستای تقویت گفتمان غالب یا در مخالفت با آن و اعتراض بدان، گفتمان ایجاد می کند.
این پژوهش در صدد است که با نگرشی فراگیر به کل متن قرآن و با ذکر شبکه معنایی و هم چنین بررسی واژگان متضاد، به تحلیل و بازیابی معنای حبّ بپردازد. بررسی معنای حبّ در دستگاه خاص قرآنی به دلیل وجود وجوه عقیدتی و معرفتی این واژه، مورد تأکید این پژوهش است. در خصوص بافت قرآن کریم، باید ذکر نمود که این واژه با حفظ معنای لغوی و اصطلاحی با بسیاری از مفاهیم دینی و اخلاقی ارتباط پیدا می کند. بر این اساس، تبیین ارتباط حبّ با مفاهیم جدید نظیر ودّ، الفت، ولایت و...از دیگر مباحثی است که در این پژوهش مورد توجه قرار می گیرد. نتایج حاصل از تحقیق نشان می دهد که حبّ در قرآن با دامنه دوستی و علاقه آغاز گردیده و با شفقت و مهربانی، میل......و در نهایت عشق به پایان می رسد. این معنا از مفهوم دوران جاهلیت تا عصر اسلام روندی تکمیلی داشته است.
The present paper seeks to address and examine Edward FitzGerald’s globally-known poem afterlife, The Rubáiyát. Translation can serve as a force for literary renewal and innovation. For many years translation was regarded as a marginal area within comparative studies, now it is acknowledged that translation has played a vital role in literary history and great periods of literary innovation tend to be preceded by periods of intense translation activity. The significance of FitzGerald’s Rubáiyát lies in how the poem was read when it appeared and in the precise historical moment when it was published. The impact of FitzGerald’s Rubáiyát was such that on the one hand it served as a model for a new generation of poets struggling to make the skepticism and pessimism a proper subject for poetry, while on the other hand it established a benchmark for future translators because it set the parameters in the minds of English-language readers of what Persian poetry could do. The present chapter tries to show that FitzGerald’s Rubáiyát had a role in forming pre-modern English poetry, notably Housman’s poetry, in terms of form and content. Housman’s A Shropshire Lad and FitzGerald’s Rubáiyát have undeniable similarities.