فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳۰٬۰۶۱ تا ۳۰٬۰۸۰ مورد از کل ۵۴٬۳۹۸ مورد.
قائم مقام شاعر مبدع
حوزههای تخصصی:
مولانا شمس الدین خفری (2)
نگاهی به کتاب استاد و فرزند برومند او
حوزههای تخصصی:
نقد کتاب: جامعه شناسی نویسندگان ایرانی (از مجموعه مطالعات ایرانی)
منبع:
کلک مهر ۱۳۶۹ شماره ۷
حوزههای تخصصی:
آشوب یادها (2)
شعر ناکام، شاعران ناکام
منبع:
شعر بهار ۱۳۸۲ شماره ۳۱
حوزههای تخصصی:
گفت و گو با ژانت لازاریان
حوزههای تخصصی:
درآمدیبر داستان گوییصوفیانه (قصه هایکرامت)
حوزههای تخصصی:
در این مقاله بخش عمده قصه هایکوتاه صوفیانه، با محوریت کرامات عارفان، مورد بحث قرار گرفته، بین سندیت تاریخیقصه ها با جنبه هایداستانیآن ها ارتباطیبر اساس رویکردهاینوین به تاریخ و روایت برقرار میشود، آن گاه رویدادهایغیرعادیکرامت در فضایروایت به نقد کشیده شده، ساختمان این نوع داستان ها از نظر عناصر طرح، راوی، شخصیت، زاویه دید و ... مورد بررسیقرار میگیرد و در نهایت تناقض هایبیانیعرفا از منظر زبانیبه تفصیل تحلیل میشود.
مجالس سبعه مولانا مولوی رومی (7)
حوزههای تخصصی:
چه کسی باید افتخار کند ؟
مقاله: در رثای ک . تینا
منبع:
کلک شهریور ۱۳۶۹ شماره ۶
حوزههای تخصصی:
نقدی ساختگرایانه بر تقابل های معنایی رمان «گلاب خانم» اثر قاسمعلی فراست(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
انسان از ابتدای تاریخ به ویژگی بنیادین تقابل های دوتایی اعتقاد داشته است. شاید به همین دلیل، نویسندگان رمان، در ساختار روایی داستان هایشان از این امر خواسته یا ناخواسته بهره برده اند. این موضوع، به طور ویژه، مورد توجّه نظریه پردازان ساختگرا واقع گردیده است. یکی از مقولات عمده نقد ساختارگرا، تحلیل محتوا از طریق معنای تقابل های دوگانه است که توسط گاستون باشلار در نقد آثار ادبی، بویژه در روایت وارد شده است. یکی از حوزه های روایت، داستان های مربوط به جنگ است که دغدغه اصلی اش پرداختن به محتواست و خود، حاصل تجربه تنگاتنگ انسان با موضوع تقابل ها است. در نتیجه به نحو فزاینده ای، تحت تأثیر این روش نقد ساختگرا قرار گرفته است. نقد ساختگرایانه کمک می کند تا این گونه آثار که در بافت متنی خود، محتوا و دلالت های معنایی گسترده ای را پنهان ساخته اند، به خوبی تحلیل شوند. رمان «گلاب خانم» اثر قاسمعلی فراست نمونه ای از رمان های جنگ است که در ساختار روایی خود از این مقوله بهره برده و به همین دلیل، گزینه تحلیل و نقد این مقاله است؛ از این رو، ابتدا مبانی نظری مرتبط با موضوع تبیین می گردد، سپس ضمن واکاوی نمونه های متنی، تقابل های محتوایی مستخرج از بافت داستان، به کمک عناصر روایت تحلیل می شود.
نقد آرای شاهنامه پژوهان در ارزیابی نگاه بیهقی به شاهنامه و طرح انگاره ای دیگر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نقد ادبی سال سیزدهم بهار ۱۳۹۹ شماره ۴۹
35-72
حوزههای تخصصی:
بیهقی، دبیر نامدار دربار غزنوی، با فردوسی هم عصر بود. او در تاریخی که پس از 37 سال دبیری نوشت و در آن بسیاری از جزئیات رفتارها و اندیشه های درباریان غزنوی را آشکار کرد، هیچ نشانی از فردوسی و تعاملش با دربار محمود را به دست نمی دهد. از سوی دیگر او برای اثرگذاری بیشتر کلام بر خواننده، در تاریخش به شعرهای شاعران استناد می کند؛ اما در شواهد شعری او، یادی از شاهنامه نیست و باوجود سازگاری تام ابیاتی از شاهنامه با پایان بندی رویدادهای تاریخ بیهقی ، از استناد به آن می پرهیزد. این موضوع در تحلیل های پژوهشگران با طرد فردوسی از دربار محمود مرتبط دانسته شده و گمانه زنی هایی را موجب شده که تکیه بیشتر آن تحلیل ها به شیوه برون متنی بر بازخوانی زندگی فردوسی (هرکسی از زاویه ای) متمرکز بوده و نگاه درون متنی بر شاهنامه را فروگذاشته اند. نقد و ارزیابی آن تحلیل ها نشان می دهد پژوهشگران خواست های درونی خود را بر تحلیل ها تحمیل کرده اند و همین هم ضعف بزرگ آن پژوهش ها را آشکار می کند. بررسی نگاه افسانه ستیزانه ای که ادیبان و نویسندگان زمانه بیهقی داشتند، نگاه تازه ای را پیش می کشد که نویسنده این جستار به شیوه توصیفی تحلیلی آن را موضوع پژوهش خود قرار داده و به این نتیجه دست یافته که بیهقی در منظومه فکری خود، ژانر افسانه را خِردآشوب و غیرجدی می پنداشته و شاهنامه را هم از این قاعده جدا نمی دانست؛ به همین دلیل یاد آن را در تاریخ خود فروگذاشته است.