ویس و رامین اثر فخرالدّین اسعد گرگانی از منظومه های غنایی است که با پرداخت درست و دقّت در توصیف شخصیّت ها و جزرومدّهای روحی آن ها، از آثار قابل بررسی با نقد روان کاوانه است.این نوع نقد در میان انواع نقد و بررسی های آثار ادبی که از ابتدای قرن بیستم شکل گرفت؛ متأثر از روشی است که توسط فروید بنا نهاده شد. در این شیوه به متن به مثابه یک رؤیا می نگرند و منتقد به تاویل آن می پردازد تا به لایه های نهفته آن پی ببرد. سوال اصلی تحقیق این است که چه عواملی در شکل گیری عقده حقارت در شخصیت ویس نقش داشته اند؟ تحقیق حاضر با روش توصیفی-تحلیلی شخصیّت ویس در منظومه فخرالدین اسعد گرگانی را از دیدگاه نظریّه عقده حقارت آلفردآدلر، پزشک اتریشی، مورد نقد و بررسی قرار می دهد. نتایج تحقیق نشان می دهدکه ویس به سبب نادیده گرفته شدن ، شکست در عشق ویرو و از دست دادن پدر، دچار عقده کهتر انگاری شده است. وی این عقده را با جانشین سازی(انتقال به موبد)، به عقده برتری جویی تبدیل کرده وآن را به شکل تناقض در رفتار، حس برتری جویی، رشک وحسد و... نمایان ساخته است.
طرز خواندنِ ترکیبات و نیز وجوهِ چندگانه ی معنایی از عمده دشواری های بوستان است. از همین مقوله است بیتِ «زنِ شوخ چون دست در قلیه کرد/ برو گو بنه پنجه بر روی مرد» که مصححان و شارحانِ بوستان بیشتر به ضبطِ مشکوکِ مصراع نخست آن پرداخته اند و کوشیده اند معنی آن را دریابند، غافل از این که مصراع دوم ابهام بیشتری دارد. در این تحقیق ضمن پیشنهاد معنی «روبند زنان» بر اساس خوانش این واژه به صورتِ «پُنجه» که در فرهنگ ها و متون مختلف آمده و می تواند یک گام برای گشودنِ معنی مصراع نخست این بیت دشوار بوستان نیز باشد، درباره ی آشفتگی فرهنگ های لغت در معنی ها و ضبط های مختلف واژه ی «پُنجه» بحث شده است. همچنین برای دریافتِ مفهوم سعدی در مصراع نخست، به ترکیب «قلیه خوار: قلتبان» در فرهنگ ها که از نظر شارحان به دور مانده، اشاره شده است. در باب هفتمِ بوستان و در بخش «گفتار اندر پرورش زنان و ذکر فساد ایشان» بیت هایی آمده که در ضبط بیتی از آن ها جای تردید است.