ادب تعلیمی، از آغاز شعر فارسی تاکنون به صورت نوع ادبی مجزا یا درآمیخته با انواع دیگر ادبی کاربرد داشته و در هر دورة ادبی متناسب با تغییرات سبکی آن دوره، دگرگونی های آرامی را پذیرفته است. این گونة ادبی با انقلاب مشروطه و تغییر در مبانی نظری شعر، چندین دگرگونی اساسی یافت؛ مهم ترین دگرگونی آن همسوشدن با تحولات سیاسی و اجتماعی کشور بود؛ درنتیجه تعالیمی مانند سفارش مخاطب به وطن دوستی و مبارزه با استبداد و استعمار افزایش یافت. در این پژوهش چهار جریان اصلی شعر معاصر (شعر مشروطه، سنت گرایان معاصر، شعر نو، شعر مقاومت) ازنظر این دگرگونی سبکی بررسی می شود. نتیجة بررسی بیانگر این نکته است که دگرگونی های اجتماعی در همة جریان ها بر ادب تعلیمی تأثیر گذاشته و آن را به سمت شعر پایداری و اعتراضی هدایت کرده است. این تأثیر در جریان های مشروطه و شعر نو و جریان مقاومت کاملاً آشکار است؛ اما در جریان سنت گرایان نمودی ندارد؛ گفتنی است در همة جریان ها نگرش شاعران در بیان آموزه های اخلاقی هماهنگ با مسائل جامعه تغییر یافته است.
رشیدالدین فضل اله، مورخ ایرانی قرن هفتم هجری، در اوایل قرن نوزدهم، با تحقیقات مبسوط و چاپ و ترجمه های آثارش به همت اتین مارک کاترمر و، در قرن بیستم، با تحقیقات ایران شناسانی که درصدد بر آمدند تا کارهای ناتمام این ایران شناس بزرگ فرانسوی را به اتمام برسانند شناسانده شد. در طی همین قرن، در ایران نیز اقدامات جالب توجهی در تصحیح و نشر آثار رشیدالدین انجام گرفت که مهم ترین آنها چاپ و نشر بخش هایی از جامع التواریخ اوست به کوشش مصحح سخت کوش محمد روشن و یار کار آشنای او، مصطفی موسوی ...