قصه از برجسته ترین و رایج ترین گونه های ادبیات عامه است. تصویرهایی از زندگی مردم زمانه، تضادهای طبقاتی و ستیزه جویی های اجتماعی، رفتار و روابط خانوادگی، گرایش های قومی و مذهبی، آداب و رسوم متداول را به زبان ساده و به صورت طنز بیان می کند. هدف از پژوهش حاضر، بررسی تصویرسازی زنان در قصه های عامیانه ی مردم فارس است. روش پژوهش کیفی و رویکرد تحلیل داده های آن توصیفی- تفسیری است. روش جمع آوری داده ها اسنادی و روش تجزیه و تحلیل داده ها، تحلیل محتوای کیفی جهت دار است. نتایج نشان داد که نقش های زنانه بیشتر از مردانه و نقش های سنی دختر جوان و مرد میانسال بیشتر از بقیه ی نقش هاست. شخصیت اصلی در بیشتر قصه ها زنان اند. زنان و مردان در صفات متعددی تصویر سازی شده اند و همچنین الگوی سفر و روایت جست و جو در قصه ها کاملا مردانه نیستند.
موضوعات انتقادی و سبکی حضوری چشم گیر در تذکره های دورة صفوی دارند. رویکرد اصلی و فراگیر تذکره نویسان این دوره رویکرد شمّی است؛ به این معنا که همانند پژوهش گران امروزی به شکل آگاهانه از مبنای نظری و شیوة عملی خاصی بهره نبرده اند و توصیفات پشتوانة علمی مشخصی ندارد. بنابراین آرای سبک شناسی تذکره نویسان دورة صفوی دوران طفولیت خود را می گذرانده است؛ اما این بارقه های آغازین و هرچند غیرعلمی، به دلیل حضور تذکره نویس در متن جریان ها، توجه به فردیّت شاعران، و چندجانبه نگری به مسائل سبکی، زمینه ساز شناخت دقیق تر جریان های شعری گذشته و هم چنین شناخت پیشینة سبک شناسی زبان فارسی شده است. این پژوهش رویکردهای گوناگون تذکره نویسان به مسائل سبکی را بررسی می کند و نشان می دهد که تذکره نویسان در ژرفنای رویکرد فراگیر شمّی خود، علاوه بر مسائل ذوقی به نکات مهم تاریخی، محتوایی، تطبیقی، زبانی، و بلاغی طرزها (سبک) نیز توجه کرده اند.
اندیشه های اسماعیلیان درباره آفرینشبا توصیفی اسطوره ای آغاز می شود و بعدها با به کارگیری شیوه و زبان فیثاغورسیان، نوافلاطونیان، اصحاب قبالا و اخوان الصفا، به صورت آمیخته ای از اعداد رازآمیز، نظریه مُثُل و موازی سازی های متعدد بین پدیده های طبیعی و برابرهای آسمانی آنها و سپس یافتن برابرهای آن در دین که مؤید باورهای دینی آنها و حقانیت چهره های اعتقادی شان است، شکل می گیرد. در این شیوه، مفهوم حدّ یک اصطلاح کلیدی و شامل حدّهای دوگانه، پنج گانه و هفت گانه است. بیشتر از همه حدّهای پنج گانه برای توجیه و توصیف آفرینش به کار گرفته شده اند. پژوهش حاضر به بررسی آرای اسماعیلیان و دیدگاه ناصرخسرو درباره اسطوره آفرینش اختصاص دارد.