از آنجا که عناوین بیانگر محتوای مقالات هستند، می توان از آنها به عنوان مهم ترین مولفه در بررسی میزان رجوع به مقالات یاد کرد، بنابراین بررسی ساختارهای نحوی و کاربردهای بلاغی آنها در عناوین از اهمیت ویژه ای برخوردار است. پژوهش حاضر بر آن بوده که ساختارهای نحوی مورد استفاده در عنوان مقالات در سه رشته مهندسی عمران، دندانپزشکی و زبانشناسی کاربردی را مورد بررسی قرار دهد. لذا، 420 مقاله به صورت تصادفی از 4 مجله معتبر در هر رشته انتخاب و ساختارهای نحوی عناوین آنها بر اساس مدل دیتز (1995) بررسی شد. نتایج حاصل از این پژوهش بیانگر این مهم بود که اگر چه در ساختارهای نحوی مقالات رشته های مختلف تشابهاتی وجود دارند، تفاوت های مربوط به هر رشته قابل توجه و تأمل است. این تفاوت ها نه تنها در اجزای عناوین بلکه در طول و سبک آنها مشاهده شد. در واقع این موارد نشان دهنده وجود نقاط افتراق در قوانین نگارشی رشته های مختلف می باشد. علاوه بر این، از این طریق می توان به وجود تفاوت های ارتباطی و بلاغی در ماهیت تحقیق در هر رشته پی برد. این یافته ها می تواند در بررسی، درک و اجرای اصول انگلیسی با اهداف ویژه کمک شایانی داشته باشد.
تأویل از ویژگی های مشترک زبان قرآن و متون عرفانی است. در این مقاله با تمرکز بر تأویلات حدیقة سنایی، تقسیم بندی های متنوعی برای تأویل ارائه می گردد. تأویل های حدیقه را می توان در دو گروه کلی تأویل مستقیم و غیرمستقیم بررسی کرد. همچنین این تأویل ها با توجه به اقتضای حال مخاطب، گوینده و متن به سه نوع مخاطب محور، گوینده محور و متن محور تقسیم می شود. در بررسی سطح باطنی تأویل های حدیقه می توان دریافت گاه این سطوح، چندلایه و تودرتوست. به همین سبب از مبحثی با عنوان سطوح مختلف تأویل یاد می شود. تمثیل در حدیقه از جایگاه ویژه ای برخوردار است. سنایی بیشتر در قالب تأویل مستقیم، معنای باطنی (تأویلی) بسیاری از تمثیل های حدیقه را بیان کرده است اما گاه وسعت معنایی تمثیل به گونه ای است که خواننده نیز می تواند با توجه به اقتضای متن و حال خود سطوح دیگری از تأویل را ارائه کند. بررسی تأویلات حدیقه از منظر علم معانی و با توجه به مقتضای حال، همچنین بررسی سطوح مختلف تأویل از اهداف و نوآوری های این پژوهش است. تأویل آیات الهی، تأویل داستانهای پیامبران، احادیث و سخنان بزرگان، مفاهیم و اصطلاحات عرفانی، نکات اخلاقی، برجسته ترین موضوعات تأویلی در حدیقه است.
تشبیه از مباحث اصلی علم بیان است و گونه های پرشماری دارد. برخی از این گونه ها چون تشبیه عقلی عقلی و حسی عقلی با نقش روشنگرانه تشبیه هم خوان نیستند. ازاین رو، کتاب های بیانی نگاه مثبتی به این گونه تشبیه ها ندارند. اما، برخلاف چنین نگاهی، بسامد این گونه تشبیهات در برخی دوره ها و متون ادب فارسی فراوان است. در این مقاله، با نقد و تحلیل مشبهٌ به های عقلی تاریخ وصاف، فلسفه گرایش به این تشبیه ها بررسی شده است. در پژوهش حاضر دلبستگی به سنت شکنی و هنجارگریزی، عطش نوگرایی، محدودیت تشبیه سازی با نگاه محدود قدما، اطناب گرایی و دلبستگی به اشکال مبالغه آمیز صور خیال، از عوامل گرایش وصاف به این تشبیه ها دانسته شده است. نویسنده کوشیده است با بهره گیری از ظرافت های هنری از پیامدهای منفی این تشبیه ها بگریزد، اما کوشش او همه جا سودمند نبوده است، به گونه ای که یکی از عوامل پیچیدگی متن را باید در فراوانی مشبهٌ به های عقلی کتاب جست وجو کرد.
گروتسک(Grotesque) امتزاج دو ویژگی متضاد فکری و بیانگر حل و فصل ناپذیری آن هاست. اثر گروتسک در حالی که ماهیتی تراژدی و مشمئز کننده دارد، موجب خنده و تفریح مخاطب نیز می شود و به عنوان شیوه ای ادبی– هنری از گذشته تا کنون نمونه های بسیاری در فرهنگ جهان دارد. این اصطلاح ابتدا در نقاشی و معماری مطرح گردید و پس از آن وارد حوزه ادبیات شد و توجه منتقدین و نظریه پردازان را به خود معطوف کرد. در تطور تاریخی گروتسک برداشت ها و تعاریف متفاوتی از معنا و کاربرد آن ارائه شده است و اگرچه تلاش های بسیاری برای تعریف ماهیت آن صورت گرفته است و دیدگاه های مختلفی در این باره ارائه کرده اند، اما با انتشار کتاب « گروتسک در هنر وادبیات» اثر کایزر بود که ، به طور جدی وارد حوزه ارزیابی و تحلیل گردید. در این مقاله ضمن نقل تعاریف، مضامین و اهداف گروتسک و نیز دیدگاه های متفاوت نظریه پردازن این حوزه، به ارائه تعریفی تا حدودی جامع و مانع و بررسی اجمالی تطور تاریخی و کاربرد گوناگون این اصطلاح در غرب پرداخته شده است و کاربردهای متفاوت آن در دوره های رمانتیک، وسطی و رنسانس مورد بررسی قرار گرفته است.