ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۸٬۷۶۱ تا ۱۸٬۷۸۰ مورد از کل ۵۴٬۲۷۹ مورد.
۱۸۷۶۱.

بررسی آراء افلاطون و ارسطو در نقد محاکات و هنر شاعری(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۶۳ تعداد دانلود : ۳۱۳
ارسطو و افلاطون با آنکه درباره ماهیّت محاکاتی هنر، و بویژه صناعت شاعری اتّفاق نظر دارند، امّا درباب نحوه تبیین این ماهیّت و نیز در مورد ارزیابی آثار هنری کاملاً با یکدیگر در تقابل هستند. افلاطون به اقتفای استادش سقراط و برای برپایی عدالت در مدینه فاضله، محاکات را نوعی الهام ماوراءالطبیعی تلقی کرده و شاعران را از دریافت حقیقت اصلی، که به زعم او در عالم مثل است، ناتوان می بیند و آثارشان را در تضاد با خرد و اخلاق و آموزه هایشان را مایه تباهی و گمراهی جوانان می داند؛ بدین روی هنرمندان وشاعران را در جمهوری او راهی نیست. در تقابل با نقد اخلاقی افلاطون، ارسطو نقد زیبایی شناسانه را مطرح می نماید و با کمرنگ کردن عنصر الهام در خلق شعر، شاعری را صناعتی با قواعد منطقی معرفی می کند و درصدد است به روشی دست یابد تا بدان وسیله ارزش های زیبایی شناسی یک اثر هنری را مشخص نماید. از دید ارسطو، شعر به دلیل توجّه به کلّیّات، از تاریخ، فلسفی تر و والاتر است و خطایایی که در بعضی از سروده های شاعران بزرگ دیده می شود، از منظر زیبایی شناسی قابل توجیه است. هر دو فیلسوف متفق القولند که شعر تأثیر قابل توجّهی بر روحیّات افراد دارد؛ با این تفاوت که افلاطون این تأثیر را عامل روان پریشی وانحراف اخلاقی می داند و آن را تحقیر می کند؛ اما ارسطو با تحسین این تأثیر، آن را عامل مهمّ پالایش روان می انگارد.
۱۸۷۶۲.

تطبیق تله پاتیکی آرکی تایپ شب در اشعار سهراب سپهری و رابیندرانات تاگور(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۲۱ تعداد دانلود : ۳۰۸
یکی از مباحثی که در ادبیات، امدروزه مدورد توجده قدرار دارد، مبحث آرکی تایپ است. این بحث به وسیله کارل گوستاو یونو ومکتب مردم شناسی تطبیقی دانشگاه شیکاگو مطرح گردید و در ادبیات راه یافته است. ناقدان ادبی ضمن مطرح کردن مباحثی از قبیل آنیما، آنیمو ، سایه، نقاب، تاریکی، شب، آب، دایره، اعداد و... به کند وکاو ضمیر ناخودآگاه جمای راه یافته و به تحلیل و نقد و بررسی هر اثر و خالق آن می پردازند. بدیهی اسدت تاریکی شب نیز چونان دیگر آرکیتایپ ها، نمادها و سمبلهای گوناگونی را در بر می گیرد که بعضی از این نمادها بوسیله ناخودآگاهی جمای در ذهن شاعران و نویسدندگان مشترک می باشد. ازین رو در این مقاله ضمن بررسی نمادهای سیاهی و تاریکی شب، به واکاوی و تطبیق نمادهای خاص این آرکیتایپ در میان اشاار سهراب سپهری و رابیندرانات تاگور پرداخته شده است.
۱۸۷۶۳.

بررسی تطبیقی دیدگاه های بالزاک و جمال زاده در دو اثر اوژنی گرانده و دارالمجانین(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۳۱ تعداد دانلود : ۳۲۶
اونوره دو بالزاک و محمد علی جمال زاده، از متفکدران و نویسدندگان بنام فرانسه و ایران بودند که با آفرینش آثار خود تأثیر بسزایی در شکل گیری اندیشه و تفکرات جامعه عصر خویش داشته و به بسط ادبیات واقع گرایی به عنوان شیوه ای مشخص در به تصویر کشیدن واقعیت های اجتماعی پرداختند. مقاله حاضر بر این فرض بنا شده است که میان اندیشه های این دو نویسدنده به دلیل شرایط سیاسی و اجتماعی حاکم بر جامعه، مدی توان تشابه و ارتبار قاعده مندی را مشاهده کرد و شاید از این روی است که جمال زاده از رئالیسدت بزرگی همچون بالزاک الهام گرفته است. بدین ترتیب در طی این تحقیق، که به بررسی مضامین اجتماعی یکسان میان دو اثر اوژنی گرانده بالزاک و دارالمجانین جمال زاده اختصاص یافته، ابتدا تأثیر محیط، اجتماع و روابط علت و معلولی در واقایت های زندگی و تحلیل و شناساندن دقیق تیپ های اجتماعی مطالعه می گردد
۱۸۷۶۴.

خوانش جامعه شناختی نمایش نامه های ملودی "شهر بارانی" اکبر رادی و رمان "احمق" ادوارد باند(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۴۷ تعداد دانلود : ۲۴۳
نویسندگان این مقاله دو نمایش نامده ملودی شهر بارانیا ثدر اکبر رادی و احمق اثر ادوارد باند را بدر مبندای نقدد جامعه شناختی و در نظرگرفتن اوضاع اقتصادی و بافت تاریخی-اجتماعی قرن بیستم ایران و قرن نوزدهم انگلستان مورد بررسی قرار داده اند تا نشان دهند که این دو نمایش نامه نویس طرز تفکر مشابهی دارند و وضایت اقتصادی افراد را عامل مهم و تعیین کننده در شکل گیری ویژگی های انسانی و رفتاری ایشان می دانند. با وجود تفاوت های فرهنگی که زاده زندگی در دو بافت اجتماعی متفاوت اسدت، رادی و باندد افکار ونگرش های مشترک دارند و با به تصویردرآوردن موقایت شخصیت های نمایشی نشان می دهند که جایگاه اجتماعی افراد تا چه حد بر نحوه زندگی، طرز تفکر و روابط ایشان با دیگران تاثیر می گذارد.
۱۸۷۶۵.

سنّت و مدرنیته در رمان «همسایه ها»

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۰۵ تعداد دانلود : ۸۰۵
رابطه جامعه و ادبیات، یکی از موضوعاتی است که در تحقیقات ادبی به آن پرداخته می شود. رابطه سنّت و مدرنیته به عنوان یک مسئله اجتماعی، در آثار ادبی نیز بازتاب یافته است. نمایش عناصر این دو (با تکیه بر نظریات «آنتونی گیدنز») در رمان «همسایه ها»، تبیین رابطه عناصر سنّت و مدرنیته و انعکاس نظر نویسندگان درباره این دو، هدف اصلی این پژوهش را شکل می دهد. آنتونی گیدنز معتقد است که سنّت ها در مدرن ترین جوامع نیز به حضور خود ادامه می دهند. نتایج پژوهش، بیانگر این نکته است که شاخص های سنّتی فرهنگی و اجتماعی بیشتر از عناصر مدرن در این زمینه ها در داستان دیده می شود؛ به همین دلیل هر چند عناصر اقتصادی و سیاسی بیشتر مدرن هستند، در مجموع مغلوب سنّت ها می شوند و موفّق نمی شوند خود را تثبیت کنند. محمود به بیشتر سنّت ها به ویژه سنن فرهنگی نگاهی منفی دارد؛ امّا از نقد عناصر مدرن نیز غافل نمی شود.
۱۸۷۶۶.

بررسی تطبیقی آراء نقدی احسان عباس و عبدالحسین زرین کوب در نگاه به سنت و تجدد ادبی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۳۲ تعداد دانلود : ۷۶۰
احسان عبّاس و عبدالحسین زرّین کوب که با وسعت دامنه های علمی خویش، دایرة المعارفی در نوع خود به شمار می روند، در زمینة نقد ادبی معاصر عربی و فارسی بسیار پرتلاش ظاهر شدند وآثار زیادی بر جای گذاشتند. آن ها توانستند بین تاریخ ادبیّات و نقد ادبی رابطة بسیار نزدیکی برقرار کنند. فعّالیّت نقدی این دو ناقد برجسته، در قالب کار نقد تطبیقی گنجانده می شود؛ بدین صورت که هر آنچه از گذشتة نقد ادبی شرق و غرب فرا گرفته بودند، با نقد ادبی معاصر تطبیق دادند و شکل جدیدی از نقد به وجود آوردند. به همین جهت می توان آن ها را از جمله ناقدان مخضرم به شمار آورد. آن ها ضمن بررسی همه جانبة نقد ادبی گذشتة خود و آگاهی کامل از مکتب ها و روش های نقدی نوین، نگاهی نوگرایانه به سنّت داشته اند؛ از تأثیر متعادل و متقابل فرهنگ و ادب غرب و شرق استقبال کردند و برخلاف کسانی که در این زمینه به افراط یا تفریط گرایش داشتند، راه اعتدال را در پیش گرفتند. هرچند در مواقعی دیده می شود که میزان گرایش آن ها به سنّت و تجدّد به یک اندازه نیست و برخلاف احسان عبّاس که ذاتاً مدرنیسم محسوب می شود و از شعر نو بسیار استقبال می کند، زرّین کوب گرایش بیشتری به سنّت دارد؛ امّا در عین حال هر دوی آن ها به تجدّد و نو آوری با پشتوانة کلاسیسیم اعتقاد دارند. همین گرایش همه جانبه و تنوّع رویکردها، آن ها را از سایر منتقدان معاصر متمایز می کند.
۱۸۷۶۸.

وجود شناسی و فروعات آن از منظر دو سلسله ی کبرویه و سهروردیه(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

۱۸۷۶۹.

نقد بینامتنی قرآنی در شعر دینی احمد وائلی

حوزه‌های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی علوم اسلامی ادبیات عرب شعر
  2. حوزه‌های تخصصی ادبیات علوم ادبی رویکردهای نقد ادبی بینامتنیت
تعداد بازدید : ۱۱۱۵ تعداد دانلود : ۶۳۵
احمد وائلی، شاعر و خطیب مشهور و معاصر شیعی عراق، پدیده ی بینامتنی قرآنی را فراوان در شعر دینی خود به کار برده است.در این اسلوب شعری، تأثیر پذیری لفظی و معنوی شاعر از قرآن،نمود چشمگیری دارد. روش وی در کاربرد آموزه های قرآنی به دو شیوه است؛وی در شیوه ی نخست به مانند بسیاری از شاعران کلاسیک ادب عربی، برخی از الفاظ و مفاهیم قرآنی را بدون تغییر و نوآفرینی به کار برده که این روش، بیشترین بسامد را در شعرش به خود اختصاص داده است. شیوه ی دومی که شاعر از آن استفاده نموده است،روش بینامتنی (تناص) است. تأثیرپذیری وی در این بخش از قرآن کریم به گونه ای پنهان و غیر مستقیم و با مهارت و توانایی فنّی همراه است.
۱۸۷۷۰.

شخصیت پردازی در داستان کوتاه «گرگ» از هوشنگ گلشیری

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۵۱ تعداد دانلود : ۳۱۷
مفهوم شخصیت در آثار ادبی، مانند سایر پدیده های دنیای هنر، در گذر زمان و با عبور از پیچ و خم های زندگی بشر، همواره دست خوش تغییر و تحول بوده است، آن چنان که به اقتضای شرایط اجتماعی و پیشرفت علمی و معنوی بشر، مفهوم آن در آثار ادبی از حالت ابتدایی خود، رفته رفته به سطحی پیچیده تر و پیشرفته تر ارتقا یافته است. با شروع جریان «رمان نو» که تمایل نویسندگان به سمت مسائل ذهنی و روانی قهرمانان داستان ها معطوف شد، عنصر شخصیت و چگونگی پردازش آن، بیش از پیش مورد توجه نویسندگان قرار گرفت. در ایران نیز در پی آشنایی داستان نویسان با آثار منتشر شده نویسندگان غربی، گرایش ها به سوی جریان نگارش رمان های روان شناسانه افزایش یافت. یکی از نویسندگانی که در این زمینه گام نهاد، «هوشنگ گلشیری» است که به امکانات تازه ای در داستان نویسی پی برد و تغییری اساسی در مشی ادبی خود داد. و در ردیف نویسندگان داستان نو قرار گرفت که داستان هایش بیشتر بر مکاشفه ی شخصیت دور می زند. این مقاله، به شیوه ی توصیف و تحلیل شخصیت به بررسی این عنصر روساختی در داستان کوتاه «گرگ» از هوشنگ گلشیری خواهد پرداخت
۱۸۷۷۱.

الإنسان فی أدب میخائیل نعیمه(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳۳ تعداد دانلود : ۲۴۱
الملخص یستهدف هذا المقال الکشف عن تساؤلات نعیمه بالنسبه إلی الإنسان، من هو الإنسان وأین کان قبل أن یبصر النور علی هذه الارض؟ وکیف خلق؟ وکیف نشأ؟ وما عله حیاته ومماته وعودته للتجسد غیر مره؟ وتساءل أیضا عن علاقه الإنسان بخالقه وحاول أن یجد الحلول لتلک التساؤلات الغامضه فی هذا الوجود. لکنه أدرک أن سر الحیاه أعمق من أن یفهمه البشر العادیون.  فتطرقنا فی هذه المقاله إلی فکره وحده الوجود فی کل من "مرداد"، "مذکرات الأرقش"، "همس الجفون"، "زاد المعاد"، و... وهکذا تحدثنا عن ظاهره التقمص وکیفیه تکوینه عند نعیمه وعن أثر هذه الظاهره فی "مرداد"، وفی قصه "لقاء"، وفی دیوان "همس الجفون" و... وهکذا تطرقنا إلی مسئله الحیاه، والممات، والثواب، والعقاب، و... إلخ.  
۱۸۷۷۴.

جلوه های امثال تازی در اشعار تعلیمی پارسی

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۴۹ تعداد دانلود : ۳۸۴
بسیاری از آثار نویسندگان و شعرای فارسی زبان در طول تاریخ، متأثر از زبان دین و کتاب آسمانی (قرآن کریم) بوده است. ادبای ایرانی در شعر و نثر تعلیمی از زبان و فرهنگ عربی بسیار سود جسته اند و به طور مثال در گفتار خود از صناعات ادبی همچون ارسال المثل (= تمثیل)، اقتباس و یا حتی تلمیح از امثال عربی در تبیین، تفهیم و آموزش پیام خویش بسیاربهره برده اند چنان که عبارات حکیمانه عربی در متن شاه کارهای زبان فارسی نظیر گلستان سعدی، مثنوی مولوی و... اثرگذاری قابل تأمل فرهنگ عربی را بر ادبیات تعلیمی فارسی به خوبی نشان می دهد و از آنجا که ادبیات تطبیقی به بحث و بررسی تاثیرگذاری آثار ادبی ملل مختلف می پردازد، از انعکاس ها و بازتاب های ادبیات یک ملت در ادبیات سایر ملت ها سخن می گوید. بدیهی است که کوشش هایی از این دست اگرچه کم شمار نیستند اما هم چنان در اقیانوس بی کران ادبیات ملل، شایسته توجه و اهتمامی بیش از پیش اند. نظر به این مهم در این جستار، سعی شده است با نگاهی اجمالی به عرصه ادبیات تعلیمی فارسی نمونه ای، از بازتاب حِکَم و امثال عربی در ادبیات پارسی ارائه گردد.  
۱۸۷۷۵.

بررسی کلید غنایی واژه «شب» در اشعار سهراب سپهری

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۸۷ تعداد دانلود : ۳۳۸
در این پژوهش در پی آنیم که جایگاه، اهمیت و نحوه ی کاربرد واژه ی «شب» را از نگاه سهراب سپهری این شاعر انزواطلب و نقاش گوشه گیر، بررسی کنیم. نگارنده پس از مطالعه و بررسی زندگی و شرح احوال و آثار این شاعر نقاش به این نتیجه رسید که عوامل مختلفی اعم از روحی و روانی در دوران کودکی و سیاسی اجتماعی در دوراه جوانی و دانشجویی که مصادف با سال های استبداد و خفقان رضاخانی و 28 مرداد 1332 بود، در شکل گیری شخصیت و اندیشه ی سهراب و برداشت ها و تعبیرهایش به خصوص در بیان تعلیمی و غنایی واژه ی «شب» نقش به سزایی داشته است. ترس از لولوی دوران کودکی و ترس از سیاهی شب که خود برایش لولوی سرگردان می شود و در اشعارش حضور پیدا می کند. یا فضای تاریک و سیاه ظلم و خفقان جامه ی عصر او که سپهری آن را با تعبیر «شب» و با زبانی نمادین و رمزی به تصویر می کشد.  
۱۸۷۷۶.

از روسیه پرستی تا روسیه گریزی در شعر معاصر تاجیکستان (با تکیه بر درون مایه های تعلیمی و غنایی)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳۶ تعداد دانلود : ۲۸۵
می دانیم سیطره هفتاد ساله ی روسیه بر تاجیکستان، ادبیات شوروی سابق - تاجیک را رقم زده است، که به آن ادبیات رئالیسم سوسیالیستی گویند. ادبیات معاصر آن دیار از محدوده انقلاب اکتبر 1917م در روسیه قابل بررسی است (البته این انقلاب در تاجیکستان با انقلاب خلقی بخارا در 1920م شکل گرفته). در مقاله حاضر، یکی از درون مایه های تعلیمی و غنایی شعر معاصر تاجیکستان یعنی روسیه ستایی و روسیه پرستی در دوره رئالیسم سوسیالیستی، نیز، روسیه گریزی و روسیه ستیزی در هنگامه کم رنگ شدن رئالیسم سوسیالیستی و سرانجام پس از فروپاشی شوروی سابق و استقلال تاجیکستان(1991م) مورد ارزیابی قرار گرفته است. در واقع تقابل این دو رویکرد کاملاً متناقض در شعر امروز تاجیکستان- که پیامد دگرگونی های سیاسی و اجتماعی ا ست - بنیان پژوهش پیش روی، به شمار می رود. موضوع مورد نظر در متن مقاله به مدد شواهد مثال های برجسته از شاعران تاجیک، قبل و بعد از تسلط روسیه، بررسی و کنکاش شده است.  
۱۸۷۷۷.

عروسی ابد «بررسی مرگ اختیاری یا تولدی دیگر در شعر تعلیمی مولانا»

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۷۹ تعداد دانلود : ۳۹۹
مرگ و مرگ اختیاری از مبانی عمیق عرفان و ادب تعلیمی است. مولانا نگاهش به مرگ از نوع نگاه سنایی است. امّا ظرافت ها و باریک اندیشی های مولانا و اشاراتی از آیین بودایی و یونانی و ایران باستان، به نگاه مولانا لطافت و معنویتی خاص عطا فرموده است. این مقاله برآن است تا با روش تحلیلی توصیفی نگرش مولانا را نسبت به مرگ به طوراعم، و به مرگ ارادی به طور اخص، باز نماید؛ و نشان دهد که مولانا چگونگی تجلّی از مرگ را در ترکیباتی از قبیل: «افشارش مرگ، بحر بی پایان مرگ، بیخ مرگ، تب مرگ، تلخی مرگ، جان مرگ اندیش، خدنگ مرگ، خمار مرگ، دود مرگ، سراب مرگ، شراب مرگ، شربت مرگ، گردن مرگ، مرغ مرگ اندیش و...» در اشعارش نمایان ساخته تا بتواند با آرامش قلبی، جلوه های وصال حق را ارائه نماید.
۱۸۷۷۸.

ناز و نیاز در ادبیّات غنایی فارسی ( با تکیه بر غزلیّات سنایی، حافظ و وحشی بافقی)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۲۵ تعداد دانلود : ۵۵۹
ناز و نیاز یکی از مضمون های غنایی متداول در غزلیّات عاشقانه و عارفانه ُ ادبیّات فارسی است و شاعران و عارفان هر یک به نوع خویش این مضمون را در اشعار به کار گرفته اند. اساس روابط در اشعار عاشقانه و عارفانه بر پایه ُ عشق استوار شده و معشوق اهل ناز و عاشق پر از حسّ نیاز است. در تمامی این روابط، زمانی که معشوق روی به ناز می آورد، طرف مقابل یعنی عاشق نیز خریدار ناز شده و احساس نیازمندی در او نمایان می گردد. سبب اصلی نازِ معشوق نهفته در زیبایی خود اوست و منشأ نیاز در عاشق بیش از همه وابسته به ناز معشوق است. در این مقاله بررسی توأمان ناز و نیاز در اشعار سنایی به عنوان شاعری عارف، حافظ به عنوان شاعری عاشقانه عارفانه گو و وحشیِ عاشقانه سرا در نوع خود جالب توجّه است و نگارندگان می کوشند به سؤالاتی از این دست پاسخ دهند: ناز و نیاز عاشقانه چیست؟ ناز و نیاز عارفانه چیست؟ ناز و نیاز عاشقانه چه وجوه اشتراک و افتراقی با ناز و نیاز عارفانه دارد ؟ نیز انواع ناز و نیاز مورد مداقه واقع می شود.
۱۸۷۷۹.

بررسی تطبیقی فراق در غزلیات سعدی و رهی معیری(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۲۵ تعداد دانلود : ۴۵۳
فراق از قدیم ترین، پُرتوصیف ترین و پرمعناترین واژگان در شعر فارسی به ویژه غزل عاشقانه است و شاعران آن را به صور گوناگون توصیف کرده اند. هجران و فراق در غزلیات سعدی بیشتر نتیجه بی اعتنایی یا قهر معشوق است. شرح فراق و عواطف و احساسات ناشی از آن در شعر سعدی، معمولاً از عجز و افسردگی ناشی نمی شود و داغ فراق هم نسبتاً معتدل است و شکایت از معشوق شدید و غلیظ نیست. اما فراق و جدایی در غزلیات رهی غالباً با غصه خوردن و اندوه همراه است. افسردگی رهی در مقایسه با سعدی به مراتب بیشتر است و سعدی کمی خوش بینانه تر به این مقوله می پردازد. در اشعار رهی دوری و فراق معمولاً نتیجه بی وفایی یا رفتن معشوق است و این معشوق است که سفر می کند و از عاشق جدا می شود حال آنکه سعدی گاه از روی ناچاری و به حکم تقدیر، خود می رود و رفتن اوست که باعث جدایی می شود. در این مقاله ،جلوه های فراق در غزلیات سعدی و رهی معیری و مشترکات و تفاوت های آن ها بررسی شده است.
۱۸۷۸۰.

سیر تحول شخصیت فرهاد در آثار مهم ترین مقلدین نظامی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۱۳ تعداد دانلود : ۵۲۴
از هنگامی که نظامی با سرودن مثنوی خسرو و شیرین، تصویری روشن و ستوده از سیمای فرهاد ترسیم نمود، همواره ازین عاشق دلخسته به نیکی یاد شده است. ما در این نوشته در پی پاسخ دادن به این پرسش ها هستیم که آیا فرهاد شخصیتی تاریخی است یا فردی خیالی و افسانه ای؟ و این که شخصیت فرهاد در آثار مقلدان نظامی نیز همانند سروده وی مانده است یا تغییر یافته؟ نظامی در اثرش چنان جایگاه والایی به فرهاد بخشید که صدها شاعر پس از خود را به تقلید از این اثر برای کسب چنان محبوبیتی واداشت. در این میان تغییرات زیادی در شخصیت فرهاد رخ داده است. امیرخسرو دهلوی چندان تغییری در چهره فرهاد ایجاد نکرد، ولی عارف اردبیلی با نامیدن اثرش به فرهادنامه، خط مشی خود را که محوریت دادن به شخصیت فرهاد باشد علناً اعلام کرد. هاتفی خرجردی نیز تنها در جزییات شخصیتی فرهاد تغییراتی ایجاد کرده است. اما روال داستان تا حدی مشابه است. وحشی بافقی در اثر ناتمامش شخصیت فرهاد را به خوبی پرورش می دهد و پس از او وصال شیرازی شخصیت فرهاد را به شکل یک عارف یا سالک ترسیم می نماید. صابر شیرازی به تکمیل این اثر می پردازد و چنان بینوا فرهاد را در پایان داستان به حال خود رها می کند که هر خواننده ای آرزو می کند ای کاش این اثر ناتمام می ماند اما چنین فرجامی نمی یافت. در روایت شعله نیریزی نیز تغییرات بسیار اندک و نادر است.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان