قصه گویی هنری است جهانی که انسانها برای سرگرمی و تعلیم زیستن به نوع بشر از آن سود جسته اند. زمان پیدایش قصه های عامیانه به درستی معلوم نیست، ولی پیشینه ای به قدمت تاریخ دارند و به دلیل همین قدمت و اصالتشان است که در زیرو بم تاریخ زنده مانده اند. ولادیمیر پراپ؛محقق روسی، با بررسی یک صد قصه ی عامیانه،عمل و نقش قهرمانان و ضد قهرمانان قصه های عامیانه و میزان اهمیت آن اعمال و نقش ها را تحت عنوان خویشکاری مورد مطالعه قرار داد. اندیشه ی اساسی در ریخت شناسی، توصیف قصه بر پایه ی اجزاء تشکیل دهنده ی آن و هم چنین بیان ارتباط و هم بستگی ای است که بین این سازه ها وجود دارد. ریخت و شکلی که داستان های عامیانه بر اساس آن شکل گرفتهانداز 31 اصل و خویشکاری پیروی می کند. هدف از این پژوهش بررسی ریخت شناسی داستان همسفر اثر هانس کریستین اندرسن و نمایاندن اصول خویشکاری حاکم بر داستان و پیدا کردن مهم ترین و اساسی ترین عنصر شکل دهنده ی آن است که به نظر می رسد در این داستان عنصر یاریگر و بعد از آن عنصر شریر نسبت به سایر عناصر نقش برجسته تری را ایفا می کنند.روش به کار گرفته شده در این پژوهش، شیوه ی ریخت شناسی ولادیمیر پراپ است.
رمانتیسم جنبشی ادبی است که در اواخر قرن هیجدهم از انگلستان آغاز شد و اوایل قرن نوزدهم زمانی که به اغلب کشورهای اروپایی، اروپای شرقی و حتی روسیه گسترش یافت به شکل یک مکتب ادبی ظهور کرد.
این مکتب تأثیر خود را در حوزه های مختلف ادبیات و در نقاط مختلف جهان بر جای گذاشت. آشنایی شعرا و نویسندگان ایران با ادبیات غرب سبب نفوذ مکتب رمانتیسم به ادبیات ایران گردید و آثار آن از اوایل دوران مشروطه در متون ادبیات ایرانی مشهود گردید. میرزاده عشقی از شعرایی است که تأثیرات مکتب رمانتیسم را می توان بروشنی و صراحت در آثار او مشاهده کرد، به طوری که بخش بزرگی از ارزش های ادبی او مرهون نقش آفرینی فضا و عناصر مکتب رمانتیسم است. برآیند تحقیق نشان از آن دارد که روحیه انقلابی گری، نوجویی، آرمان گرایی، رویاپروری، بازگشت به قالب های ادبی کهن، احساسات ملی گرایانه، جزئی نگری در توصیف حالات و مناظر، دلتنگی برای روزگاران با شکوه گذشته، ایجاد فضاهای آکنده از اندوه و همدلی با محرومان و رنج کشیدگان بخشی از تأثیرهای مکتب رمانتیسم در سروده های میرزاده عشقی است .
نهضت بازگشت ادبی در نیمه دوم قرن دوازدهم به همّت و اشارت شاعرانی از قبیل مشتاق (ف 1165ق) و شعله اصفهانی (ف1160ق) پدید آمد. انگیزه بنیانگذاران نهضت بازگشت، احیای شعر فارسی و نجات دادن آن از انحطاط و ابتذال سبک هندی بود . با این همه، پیشنهاد سخنوران اصفهان تنها در ایران مورد استقبال واقع شد و در سایر حوزههای زبان و ادبیات فارسی نظیر هند، افغانستان و سرزمینهای فرارود اقبالی نیافت؛ امّا حرکتی شبیه به بازگشت ادبی پس از شکست جنبش مشروطه خواهی در افغانستان، در این کشور روی داد که باعث شد تا درونمایه و مضامین شعری که تحت تأثیر مشروطه خواهی به سمت نوگرایی رفته بود، دوباره به حال و هوای سبک هندی رجعت نماید. این پژوهش میکوشد، ضمن تشریح فضای کلی شعر و شاعری در افغانستان، مقارن با ظهور نهضت بازگشت ادبی، دلایل عدم اقبال به جریان بازگشت ادبی در این کشور را مورد بررسی قرار دهد و زمینه های سیاسی- اجتماعی رجعت به سبک هندی، پس از شکست مشروطیت در افغانستان را تبیین نماید.
زمان استعاره ای است که خود را با گذار، تکرار و مکان نشان میدهد و انسان تنها موجودی است که با این استعاره، هم استمرار مییابد و هم خود را میشناسد. روایت های تخیلی عالیترین ساختارهایی هستند که زمان وجودی انسان را نشان میدهند. از این رو، هم هویت سازند و هم تحت تأثیر هویت ها. این مقاله با بررسی شکل های زمان در روایت های تخیلی نشان میدهد که چگونه در هر برهه ای، منجر به هویت های ویژه شده اند. این هویت ها نه تنها در بازتولید روایت ها به گونه ای زمان را تأویل کرده اند، بلکه به شکلی به تأویل و تببین خود نیز پرداخته اند. اصلیترین مسألة این تحقیق آن است که روایت های تخیّلی ایران به شکل روایت های تخیّلی غرب، زمان را تجزیه نکرده اند؛ از این رو، انسانِ ایرانی چه در تولید روایت های تخیّلی و چه در دریافت آن، دیرتر به تخیّلِ تاریخی رسیده و بیشتر متأثر از تخیّلِ تمثیلیِ گفتمانِ عرفانی بوده است.
در این تحقیق به بررسی اصطلاحات در زبان فارسی پرداخته ایم. ابتدا براساس دیدگاه نانبرگ، ساگ و واسو، اصطلاحات را به دو دسته عبارات ترکیبیِ اصطلاحی (بخش پذیر) و عبارات اصطلاحی (بخش ناپذیر) تقسیم و سپس براساس دیدگاه زبان شناسی شناختی و به طور اخص رویکرد کووکسس، آنها را بررسی کرده ایم. از منظر شناختی ساز وکارهای استعاره، مجاز و دانش متعارف، به عنوان انگیزه معنایی در تولید و درک اصطلاحات دخیل اند. در این پژوهش نیز اصطلاحات از منظر این ساز وکارها بررسی شدند و معلوم شد عواملی مانند بخش پذیری معنایی، استعاره، مجاز و دانش متعارف در تعیین معنای اصطلاحات دخیل اند. بر همین اساس، عباراتِ ترکیبیِ اصطلاحی را به همراه اصطلاحاتی که حاوی استعاره، مجاز و یا دانش متعارف اند، از نظر معنایی به عنوان اصطلاحات شفاف، و عبارات اصطلاحی را به عنوان اصطلاحات تیره تقسیم بندی کردیم. تعداد اصطلاحات شفاف بسیار بیشتر از اصطلاحات تیره است.
ژاک لاکان (J. Lacan, 1901-1981)، روان کاو معاصر فرانسوی، در گسترش مفاهیم نظریة زیگموند فروید (S. Freud) سهمی بسزا دارد. او دیدگاه های فروید را در باب ناخودآگاه پذیرفت و آن را گسترش داد و گفت ضمیر ناخودآگاه ساختی زبان مانند دارد. این سخن لاکان، که تحت تأثیر نظریات زبان شناسی فردینان دوسوسور (F. De Saussure) نیز هست، راهی نوین در پژوهش های روان کاوی باز کرد. او روند رشد یک کودک را از بدو تولد تا بزرگ سالی در چهارچوبی از شناخت روان و زبان و با اصطلاحاتی نظیر «ساحت خیالی»، «ساحت نمادین»، «فاز آینه»، «فقدان»، «نام پدر»، و « ابژة دیگری کوچک و بزرگ» تبیین می کند.
هدف از نگارش این مقاله نقد و بررسی شعر «تا انتها حضور» از منظر رشد روانی سوژه در نظریة روان کاوی لاکان است. با توجه به قرینه های یافت شده در این شعر نظیر «کلمات»، «گفت»، «واژه»، «صحبت»، و درون مایة اصلی این شعر (پدیدآمدن دگرگونی به سبب حضور زبان) که اساس نظریة لاکان، یعنی زبان، را القا می کند این نتیجه حاصل شده است که این روش برای بررسی این اثر کاربرد دارد. هم چنین با توجه به این باور پساساختارگرایان که «واقعیت یک متن زبان شناختی است»، نقد حاضر نیز مؤید نقد دیگری بر این اثر از منظر پساساختارگرایی است.
بررسی آثار حماسی- پهلوانی منثور فارسی که تحت تأثیر شاهنامه و پیرو سنّت روایی پدید آمده اند، یکی از حوزه هایی است که در جریان پژوهشی عصر حاضر مورد توجّه قرار نمی گیرند. امیرارسلان واپسین نمونه برجسته و اثرگذار جریان زوالیافته داستان های روایی فارسی است که در عصر قاجار به صورت نقّالی توسّط نقیب الممالک شیرازی روایت شده و به وسیله توران دخت، فرزند ناصرالدّین شاه به کتابت درآمده است. تأثیر و نفوذ این داستان در صفوف مختلف اجتماعی- فرهنگی ایران، خود گویای اهمیت و جایگاه این اثر بوده است، امّا درک ارزش محتوایی امیرارسلان، در گرو بازشاخت بن مایه های ساختاری چارچوب کلّی این اثراست که همانند سایر نمونه های مشابه خود، به علّت گستردگی و حجم این دسته از آثار، در بطن امیرارسلان گنگ و ناشناخته باقی مانده است. نگارندگان با درک ضرورت انجام پژوهش در زمینه درون مایه شناسی داستان های روایی فارسی و فقر پژوهشی موجود در مورد داستان امیرارسلان، ساختار بن مایه های داستانی امیرارسلان را در چهار بخش بن مایه های شگفت انگیز، بن مایه های حماسی- عیاری، بن مایه های عاشقانه و بن مایه های دینی، بررسیده اند. مشخّصه اصلی شکل گیری بن مایه ها در این اثر، وجود دو عامل تکرار و برانگیزندگی است. از دیگر ویژگی های آشکار این بررسی، تأثیر شاهنامه در امیرارسلان است که در اثر روایت از طریق نقّالی، این پیوند و پیوستگی صورت گرفته است و تلمیحات شاهنامه ای موجود در امیرارسلان، خود بیانگر این موضوع می باشد.
یکی از انواع سنّتی رایج در ادبیّات منظوم غنایی، هجویه سرایی است. این گونة ادبی، بخش قابل توجّهی از آثار شاعران پارسی و عرب را به خود اختصاص داده است و سهم مهمّی در ورود به دنیای ذهنی شعرا و شناختن اندیشه ها، عواطف و رویکردهای آن ها دارد؛ ضمن این که می تواند مخاطب را با شرایط اجتماعی، فرهنگی و سیاسی دوران شاعر نیز آشنا کند. بر این اساس و با توجّه به همین اهمّیّت، پژوهش حاضر بر آن است با استفاده از شیوة توصیفی- تحلیلی، بارزترین کارکردهای هجو و زمینه های آن را در اشعار دو شاعر مهمّ هجویه سرا بررسی کند و به پرنمودترین شباهت های موضوعی شعر آن ها از این منظر بپردازد. یکی از این دو شاعر، حطیئه شاعر پرآوازة عرب در عصر جاهلی است و دیگری انوری ابیوردی، شاعر بزرگ قرن ششم در ایران. بارزترین انگیزه های هجویه سرایی نزد این دو شاعر را، باید در زمینه ها و عواطف شخصی جست و جو کرد؛ امّا دلایل انوری گاه اجتماعی تر می شوند. نقش نیاز های مادّی در هجوسرایی هر دو شاعر تعیین کننده است؛ امّا نداشتن اعتماد به نفس و احساس انزجار نسبت به دیگران، برای حطیئه اساسی تر است. حطیئه اغلب صریح تر، مفصّل تر و بی پرواتر هجو می کند. هر دو شاعر از صور خیال مدد می گیرند؛ امّا شعر انوری معمولاً تصویری تر و به خصوص نمادین تر است. انوری از عناصر طنزآفرین نیز بیشتر استفاده می کند.
قدمت روایت با انسان برابری می کند. از همان آغاز بررسی موضوعات ادبی، نشانه هایی از توجه به روایت دیده می شود. در بوطیقای ارسطو، عناصر بعضی از انواع روایی مثل تراژدی و حماسه مورد توجه قرار گرفته اند. در داخل یک کلّیت روایی، عناصر مختلف چون طرح، شخصیّت، زمان، مکان، زاویه دید و... در راستای همدیگر، همچون یک کلّیت منسجم عمل می کنند و در نهایت باعث خلق ساختار روایی آن متن می شوند. سنایی برای ملموس ساختن و تبیین هر چه بهتر مفاهیم تعلیمی مورد نظر خود در حدیقه از حکایت های زیادی استفاده کرده است. این بخش روایی حدیقه دارای ساختاری متمایز از کلیت کتاب می باشد و در آن از عناصر روایی- ساختاری مختلف در کنار یکدیگر بهره برده می شود. در این تحقیق با دیدی ساختاری به زوایای مختلف مبحث شخصیّت و شخصیّت پردازی حکایت های حدیقه سنایی که یکی از کتاب های باارزش ادبیات عرفانی می باشد، پرداخته شده است.
وجود هشت نظیره و پنج ترجمه از حُسن و دل، به زبان های مختلف از جمله انگلیسی و آلمانی، نشان دهنده توجه دیگر ملل به این منظومه عاشقانه صوفیانه فارسی و اهمیت آن است. پژوهشگران بسیاری به دنبال یافتن سرچشمه های تأثیرگذار بر خلق این اثر بوده اند و منابعی را نیز برشمرده اند، اما تا کنون به تقلید سیبک نیشابوری از منظومه خسرو و شیرین نظامی؛ یعنی مهم ترین سرچشمه این اثر پی نبرده اند. پنهان ماندن شباهت های این دو منظومه، به سبب درآمیختن خلّاقانه قصه رمزی صوفیانه، افسانه عامیانه و داستان عاشقانه، با تغییر نام شخصیت های داستانی به مفاهیم انتزاعی است که در متن «حُسن و دل»، دولایه معنای اولیه و معنای تأویلی را پدید آورده است. حاصل این آمیزش، آفرینش خوانشی صوفیانه و تأویلی از خسرو و شیرین به نام حُسن و دل گردیده که در سطح معنای اولیه خود، داستانی عاشقانه است و شباهت های بسیاری با «خسرو و شیرین» نظامی دارد. در سطح تأویلی نیز منظومه ای عرفانی است که شرح سلوک و دستیابی به معرفت و جاودانگی را روایت می کند. موضوع این پژوهش بررسی شباهت های خسرو و شیرین و «حُسن و دل» با مقایسه متن دو منظومه به شیوه متن پژوهی است. یافته ها نشان می دهند که عشق دو دلداه موضوع مشترک دو منظومه است. ساختار و فصل بندی دو منظومه شباهت های بسیاری دارند. در طرح دو منظومه علل و انگیزه های مشابه در رخداد حوادث دیده می-شود. همچنین بیش از نیمی از شخصیت های دو منظومه، نظیر هم و دارای ویژگی های شخصیتی مشترک هستند. حوادث مشابه در دو منظومه، بسیار چشمگیراست. بسیاری از مکان ها نیز نظیر یکدیگرند. در محتوی گفتگوها هم، شباهت های بسیاری دیده می شود. یافته های این پژوهش نشان می دهد، مهم ترین سرچشمه حسن و دل خسرو و شیرین است و سیبک نیشابوری، در سرودن داستان عاشقانه از جمله مقلدان نظامی به شمار می رود.
لقد کانت النکسة ذات تأثیر واضح فی حیاة المسرح العربی، فانصب اهتمام المسرحیین إجمالا بعد الخامس من حزیران، على موضوع النکسة محاولین تحلیلها ومعرفة أسبابها ونتائجها وأثرها فی المجتمع باحثین عن أسالیب جدیدة ومنطلقات مسرحیة مختلفة فی التعبیر عن فاجعة حزیران 1967م.
نکسة حزیران بمثابة حدث تاریخی هام هزّت سعدالله ونوس من أعماقه، فراح یبحث حثیثاً عن بناء جدید یستوعب هذه المرحلة الحاسمة، فخطا خطوات مجدیة فی سبیل استخدام البنیة المناسبة فی مسرحیاته بعد النکسة، فقدم شکلاً حدیثاً أو بناءً جدیداً، مستفیداً من الأسالیب والاتجاهات والمنطلقات المسرحیة الحدیثة وخبراتها للتعبیر عن هذا الحدث الهائل، فباتت البنیة التی جاء بها ونوس فی حفلة سمر من أجل خمسة حزیران، فاتحة عهد جدید فی تاریخ المسرح السوری.
میر شمس الدّین فقیر عبّاسی دهلوی، نامور به شمس الدّین ناظم، عربی دان، فقیه، متکلم، محدّث، صوفی و فاضل سده ی دوازدهم، زاده شده به سال 1115ﻫ.ق. در دار الخلافه ی شاه جهان آباد دهلی است. او در آغاز، نام هنری مفتون را برگزیده بود.فقیر، مثنوی عاشقانه ی راستین واله سلطان را بر پایه ی زندگانی دوست خویش علی قلی خان واله ی داغستانی و در عشق او به دختر عمویش خدیجه سلطان در 3230 بیت درسال 1160 ﻫ.ق. به رشته ی نظم درآورد. در این جستار، پس ازشناساندن سراینده، شرح احوال، معرفی آثار او و وجوه برتری مثنوی واله سلطان، سبک آن، به روش تحلیل و توصیف متن بررسی خواهد شد.
کتب عرفانی در زبان و ادبیّات فارسی از جهت حفظ فرهنگ و میراث عرفان اسلامی دارای جایگاه بسیار ویژه و ممتازی هستند و بررسی و تصحیح و انتشار نسخ خطّی این کتب ارزشمند می باید از مهم ترین اولویّت های دانشجویان و اساتید این زبان قرار گیرد. در این مقال نسخه ی خطّی «اسرار الاولیاء» که شامل مجموعه ی ملفوظات شیخ فرید الدّین شکر گنج( 664-569 ق)، از عارفان بزرگ چشتیّه ی هند در سده های ششم و هفتم، است و به دست یکی از شاگردانش به نام بدر الدّین اسحاق دهلوی (وفات 690 ق) گردآوری و نگاشته شده، معرّفی می شود و ویژگی های سبکی و محتوایی کتاب مورد بررسی قرار می گیرد.