ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴٬۳۶۱ تا ۴٬۳۸۰ مورد از کل ۵۴٬۲۷۹ مورد.
۴۳۶۱.

Analyse du Schéma Actantiel et des Syntagmes Narratifs de Greimas dans le Roman La Nuit Sacrée de Tahar Ben Jelloun(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۳۹ تعداد دانلود : ۲۵۲
En plus d'analyser les personnages et les séquences du roman La Nuit sacrée de Ben Jelloun, l’article présent, de manière descriptive et analytique, étudie le processus de la production de sens basé sur le modèle actantiel et les syntagmes narratifs de Greimas, afin de pouvoir introduire les aspects cachés du texte et présenter une image dans le texte, dans sa forme et sa structure. À cet égard, après avoir inséré le point de vue de Greimas, et avoir expliqué l'analyse structurale narrative, le roman se divise en plusieurs séquences, et tout en traitant des actants, le phénomène syncrétisme est clairement visible. Ce phénomène rend plus facile et plus tangible, l’accès du protagoniste à son but ultime, qui est la libération de l'emprisonnement du corps masculin et la réalisation d'une véritable identité féminine. Les actants ne sont pas forcément des personnages, c'est plutôt le cas du destinateur, qui relève davantage des concepts et des sens. Le changement de situations basé sur les doubles confrontations dans le roman, d’une situation équilibrée initiale vers les situations déséquilibrées médianes, enfin la situation équilibrée finale, est bien perceptible. Cette analyse est complétée par l'examen des syntagmes narratifs, étant les facteurs principaux de la formation du récit. La création d'un certain nombre de contrats au début du roman crée un ensemble de syntagmes contractueles, qui conduit à la production des syntagmes performanciels basés sur la lutte, la vengeance et la ruse. Le statut de l'histoire crée finalement un syntagme disjunctionnel, du négatif au positif.
۴۳۶۲.

Anna Gavalda: La projection du moi dans la société(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶۶ تعداد دانلود : ۳۰۸
Chaque société est le produit d’un ensemble de moi, à cet égard, l’interaction entre ces moi avec la société est très importante. Anna Gavalda, cette femme écrivaine contemporaine, en tant qu’élément de cet ensemble hétérogène, peut se refléter parfois consciemment parfois inconsciemment dans ses œuvres. Son art réside dans son regard global et minutieux en tant que témoin privilégiée de notre époque qui essaie de nous ramener au réel, à la vérité et à la lucidité. Dans cette recherche, en pratiquant des théories sociologiques, nous allons découvrir au premier pas, comment Anna Gavalda met en scène les réalités sociales, le pouvoir dysphorique de l’argent ainsi que l’esclavagisme moderne à travers ses œuvres, par exemple, Je l’aimais, Ensemble, c’est tout et Je voudrais que quelqu’un m’attende quelque part  ? Après, en recourant à quels procédés linguistiques, Anna Gavalda cherche-t-elle les particularités de son moi ? Et finalement, à l’aide des approches psychosociales de Gustave-Nicolas Fischer, quelles sont les interactions entre le moi et la société en jetant un coup d’œil sur des alternatives de société et de langage à l’aide de la deixis sociale et de l’oralité ? Alors, le moi et la société peuvent s’entremêler et celle-ci peut changer les caractères du moi. A cet égard, il est parfois en prise avec sa société dont il n’arrive pas à comprendre certains détails. .
۴۳۶۳.

تحلیل محتوایی و زبانی مفاخره ای بدیع از پیامبر (ص) به روایت نجم الدین رازی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸۴ تعداد دانلود : ۳۰۹
پیش بینی ناپذیر بودن نمود های گوناگون ادب غنایی که ریشه در تجلیات بی حد و حصر عواطف انسانی دارد، تقویت کننده این ذهنیت است که هر لحظه، در گوشه و کنار آثار مختلف، امکان بروز نمونه ای نو و حتی ناشناخته از این نوع ادبی در یکی از زیرشاخه های فراوانش وجود دارد. یکی از این نمونه های محتمل، مفاخره ای است بدیع که نجم الدین رازی از زبان پیامبر (ص) به رشته تحریر درآورده است. طبیعی است که جایگاه منحصربه فرد مفاخره گر در همه جنبه های محتوایی و زبانی قطعه اشاره شده مؤثر بوده باشد. قدرت نویسندگی و ارادت قلبی مؤلف مرصادالعباد نیز بی تردید بر تأثیر هرچه بیشتر این مفاخره فرضی افزوده است. در این مقاله، ضمن استخراج و معرفی این قطعه ویژه، آنچه که ازنظر محتوا و مؤلفه های زبانی موجب برجستگی و امتیاز این مفاخره نسبت به سایر مفاخرات مرسوم و متداول ادب فارسی می شود، باتوجه به جایگاه بی بدیل پیامبر والامقام (ص) در مقام مفاخره گر، ارائه و تحلیل خواهد شد.
۴۳۶۴.

مقایسه کتاب های تصویری «درخت بخشنده» و «دنیا بدون درخت»: با رویکرد بوم گرا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۴۰ تعداد دانلود : ۲۸۹
رویکرد بوم گرا پلی میان ادبیات و علوم زیست محیطی است. علت انتخاب درخت بخشنده اثر سیلورستاین و دنیا بدون درخت اثر دهریزی به عنوان موضوع پژوهش این است که هر دوی آنها کتاب های کودک، تصویری، دارای درون مایه ای تلویحاً زیست محیطی و موتیف مشترک درخت اند. با توجه به اینکه درخت بخشنده از آثار کلاسیک ادبیات کودک جهان به شمار می آید؛ لذا متن مناسبی برای بررسی آثار مشابه در سایر ملل است. پژوهش حاضر به روش تحلیلی توصیفی، اشتراکات و افتراقات بازنمایی های عناصر زیست محیطی را در آثار مذکور با رویکرد «بوم شناسی ژرف» و «اکوفمینیسم» مورد مداقّه قرار می دهد. بوم شناسی ژرف را آرِن ناس، فیلسوف نروژی، در تقابل با «بوم شناسی سطحی» مطرح کرد. بوم شناسی ژرف، درک رابطه بین هویت و طبیعت را در گرو یکی انگاریِ خود با چرخه بزرگتری موسوم به «خودِ بوم شناختی» می داند. اکوفمینیسم با یکی انگاری جایگاه زن و طبیعت در نظام مردسالار، نظریه «خودِ بوم شناختی» را به بی توجهی به نقش جنسیت در شکل گیری بحران های زیست محیطی متهم می کند. این مقاله در پی پاسخ به چگونگی بازنمایی عناصر زیست محیطی و برهم کنش دوگانه انسان و طبیعت در داستان های فوق الذکر است. نتیجه پژوهش نشان می دهد، بازنمایی بوم شناختیِ غالب در دنیا بدون درخت همراستا با بوم گرایی ژرف و در تقابل با اکوفمینیسم است و  در درخت بخشنده، همراستا با اکوفمینیسم.
۴۳۶۵.

بررسی روایی و نقد ژانری نفثه المصدور(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۴۴ تعداد دانلود : ۳۵۰
ﻨﻔﺛهالمصدور ، نوشته شهاب الدین محمد نسوی خرندزی زیدری به دلیل سبک نگارش و محتوا عمدتاً در دو حوزه ادبیات و تاریخ کلاسیک مورد توجه بوده است. با توجه به رویکردهای جدید روایت شناسی و مطالعات بین رشته ای این کتاب می تواند از حوزه مطالعات کلاسیک صرف در عرصه های تاریخ و ادبیات، وارد قلمروهای جدید مطالعات روایت شناسی و نقد معاصر شود. بررسی ژانری و روایت شناسانه ﻨﻔﺛهالمصدور ، تعبیه انواع ادبی متعددی را در این اثر نمایان می کند. اگرچه به نظر می رسد هریک از این انواع، شامل خودشرح حال نگاری، نامه نگاری و مقامه نویسی، در بافت و بستری از ارجاعات فرامتنی و بینامتنیِ تاریخی، به گونه ای با یکدیگر ترکیب شده اند که نمی توان به راحتی ﻨﻔﺛهالمصدور  را در نوع ادبی خاصی محدود کرد؛ اما بررسی ژانری اثر نشان می دهد که چنین نیست. همچنین خوانش از شیوه روایی خاصی که نسوی در بازگویی وقایع برگزیده است متأثر از سنت روایی نثر فنی و زیبایی شناسی قرن ششم این کتاب را در حد یک اثر ادبی صرف محدود کرده و قصدمندی اولیه نویسنده، در پرتو خوانش های فرهیختگان دانشگاهی، نادیده و مخدوش شده است. مقاله حاضر به بحث هایی پیرامون ساختار روایی در ﻨﻔﺛهالمصدور  و نقد ژانری آن می پردازد تا نشان دهد که این اثر درواقع، از نوع نامه های خصوصی موسوم به اخوانیات است که ذکر برخی اشخاص و وقایع مهم عصر مغول به آن جایگاه و ارزشی تاریخی بخشیده است اما نمی توان و نباید آن را اثری چندژانری محسوب کرد.
۴۳۶۶.

پیامدهای منطق حاکم بر تکوین میلِ درون ماندگار در فلسفه ادبیاتِ ژیل دلوز(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۹۲ تعداد دانلود : ۳۸۴
ژیل دلوز فیلسوف پساساختارگرای فرانسوی که فلسفه ای برمبنای هستی شناسیِ میلِ درون ماندگار پایه ریزی کرده، کتاب ها و تک نگاری های جداگانه ای نیز درباره هنر و ادبیات به نگارش در آورده است. این دو روند که در طی حیات فکری او به طور هم زمان به پیش رفته اند، مسئله نسبتِ میان درک تازه دلوز از میل و رخدادِ ادبیات را مطرح می سازد. دلوز با نقد فرایند ادیپی شدن ناخودآگاه در سنت روانکاوی فرویدی- لکانی، برساخته شدن میل را صرفاً روندی به منظور پرکردن فقدان لکانی نمی داند بلکه میل در نظر او، برسازنده امر نو، ایجابی و روایت گر است. ازسوی دیگر برای دلوز کار ادبیات وفاداری به رخداد و توانی است که ایجادکننده یک نسبت تازه با وضعیت امور است. دلوز با خلق مفهوم خط گریز و ماشین ادبی رسالت شیزوفرنیک و کارکرد ادبیات را آفرینش تأثیرها و تک بودگی های ناب و مرئی کردن نیروهای نامرئی در هر وضعیت و به بیان خلاصه تر، بردن زندگی به وضعیت توان غیرشخصی می داند. این پژوهش به این مسئله می پردازد که درک تازه دلوز از میل به مثابه امری درون ماندگار چگونه می تواند در مرکز فلسفه ادبیات او جای گیرد و این امر چه پیامدهای رهایی بخشی در پی خواهد داشت؛ یعنی چگونه میل درون ماندگار به مثابه شرط امکان ادبیات می تواند زمینه استعلاییِ تازه ای برای اندیشیدن از مجرای فلسفه و ادبیات بگشاید.
۴۳۶۷.

نظریه ادبی و نسبت آن با فلسفه قاره ای (با تأکید بر نظریه های خواننده محور)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶۹ تعداد دانلود : ۳۶۶
فلسفه قاره ای در تلازم، تعامل و دیالکتیک با نظریه های ادبی،  و در نسبت با ایدئالیسم و رمانتیسم آلمانی، و با ابتناء بر سوبژکتیویسم، نقادی، سنت مندی، تاریخ گرایی و اقتدارستیزی، با بسیاری از نظریه های ادبی تأثیر و تأثر داشته است. مقاله حاضر نشان می دهد که در نزاع میان رویکرد «قاره ای» و «تحلیلی»، هریک از این دو، بر نظریه های ادبی مختلفی تأثیرگذار بوده اند. دراین میان،  فلسفه قاره ای به واسطه بینش های «ادبی» و «ذوقی» و همچنین عدم قطعیت معنا، تکثر روش (حتی ضدیت با روش)، فاصله گیری از روش های علوم طبیعی(پوزیتویستی)، وجودگرایی و سوژه محوری، محمل و مجرای مناسبی برای گسترش و کاربرد نظریه های مبتنی بر خواننده بوده است. در مقاله حاضر ضمن برشمردن خصایص مشترک ادبیات و فلسفه قاره ای، نشان داده خواهد شد که نظریه های مبتنی بر پدیدارشناسی، هرمنوتیک و نظریه های خواننده محور، در تعامل با فلسفه قاره ای بوده و بر یکدیگر تأثیرات متقابل نهاده اند. همچنین نشان داده خواهد شد که علاوه بر خاستگاه های سیاسی و دانشگاهی، که در پیدایش مکاتبی چون کنستانس دخیل بودند؛ بحران های متعدد عصر روشنگری ازجمله شکست عقلانیت و تبعات ناخوشایند سرمایه داری و گسست از معنا و رنگ باختنِ کلان روایت های مسیحی، عمیقاً بر شکل گیری نظریه های خواننده محور اثرگذار بوده اند و در این میان سوبژکتیویسم در یک ضرورت و صیرورت تاریخی و در یک موقعیت متناقض، هم مجرایی برای شکل گیری نیهیلیسم و هم پاسخی به آن بوده است..
۴۳۶۸.

تحلیل تأثیر شاهنامه بر نام گذاری های دوران غزنوی و سلجوقی به کمک نظریه تاریخ ذهنیت ها

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۴۹ تعداد دانلود : ۴۳۴
تأثیر شاهنامه در ذهنیت ایرانی ابعاد مختلفی دارد که جنبه ای از آن، تأثیری است که بر نام گذاری های ایرانیان بر فرزندانشان نمود یافته است. ازآنجاکه در مطالعات شاهنامه از منظر تاریخ ذهنیت ها در شکل دهی روح زمانه های مختلف به شاهنامه توجه نشده است، بررسی و تحلیل نمودهای آن می تواند افقی جدید در مطالعات شاهنامه پیش روی ما بگشاید. در این پژوهش که به روش توصیفی تحلیلی انجام شده است، از دیدگاه تاریخ ذهنیت ها (ذهنیت عامه)، تأثیر شاهنامه بر نام گذاری های اعیان در دوران غزنوی و سلجوقی بررسی شده است تا نمودی از این تأثیر بر ذهنیت عامه و روح زمانه دوران غزنوی و سلجوقی آشکار شود. یافته ها نشان می دهد پس از مدتی که از زمان حضور این حاکمان در ایران می گذرد، نام هایی که برای فرزندان خود برمی گزینند، ایرانی شاهنامه ای می شود و این رویکرد حاصل تأثیر شاهنامه بر رفتار اعیان از مجرای پندارهای عامه و ذهنیت عامه است که روح زمانه ویژه ای منطبق با گرایش های ایرانی شاهنامه ای را در فضای اندیشگانی جامعه به وجود آورده بود.
۴۳۶۹.

بررسی طبیعت در «صومعه تین ترن» ورد زورث و «صدای پای آب» سهراب سپهری

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۳۱ تعداد دانلود : ۲۷۴
در طول تاریخ، ادبیات همچون آیینه ای است که طبیعت را به مخاطب انعکاس داده است و به همین دلیل ارتباط عمیقی میان هر دو برقرار است که حاصل آن ادغام شدن یکی در دیگری است؛ زیرا ادبیات منعکس کننده نیازهای طبیعی بشریت در رویارویی با محیط اوست. پژوهش حاضر بر آن است تا طبیعت ستایی و چگونگی برخورد با طبیعت را در «صدای پای آب» سهراب سپهری و «صومعه تین ترن» از ویلیام وردزورث بررسی کند. بر این اساس از اشعار هر دو مجموعه شعری استفاده شده است و نتایج پژوهش نشان می دهد که عقاید، عشق و لذت های هر دو شاعر با طبیعت، رابطه تنگاتنگی دارد که بر محور انسانیت، خدا، طبیعت و عدالت می چرخد. به نظر می رسد هر دو شاعر طبیعت را عامل اصلی آرامش و وصل به سرچشمه نور و روشنایی می دانند؛ لکن نکته مهم این است که طبیعت ستایی سپهری در صدای پای آب، بر خودسازی و اصلاح درون آدمی و در صومعه تین ترن وردزورث بر جست وجوی منشأ قدرت و روشنایی استوار است. شیوه به کار گرفته شده در این پژوهش، کتابخانه ای و به صورت تحلیلی توصیفی جزء پژوهش های تطبیقی است؛ بنابراین محور اصلی این جستار، تأثیر و تأثر مستقیم نیست؛ بلکه بر موضوع طبیعت ستایی، از شیوه های مهم شاعران رمانتیک، استوار است.
۴۳۷۰.

نگاهی تازه به کاربرد تک واژ «که» در بندهای ساده از منظر دستور نقش گرای نظام مند

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶۸ تعداد دانلود : ۲۵۳
تکواژ «که» که در ساخت زبان فارسی انعطاف و تنوع معنایی و نحوی بسیاری دارد تاکنون ظاهراً در هیچ نوشته یا اثر پژوهشی از منظر یک نظریه جامع زبان شناسی بررسی نشده است. پژوهش حاضر کوشیده است، از میان نقش های چندگانه آن، کاربرد این تکواژ را در بندهای ساده زبان فارسی از دیدگاه دستور زبان شناسی نقش گرا بررسی کند. در این جستار، تکواژ از دیدگاه نقشی که در ساختار بند به مثابه پیام (فرانقش متنی) و نقشی که به مثابه تعامل و تبادل (فرانقش بینافردی) ایفا می کند، در نمونه بافت های زبانی با روش توصیفی تحلیلی موردبررسی قرارگرفته است. نویافته ها حاکی است که این تکواژ در واحد زبانی بند، نقش آغازگرنما را بر عهده دارد و آغازگر را از نظر معنایی فشرده سازی و آماده انتقال و پیشبرد جریان پیام می کند. همچنین از منظر فرانقش بینافردی، نگرش گوینده را نسبت به خود و مخاطب و نوع مناسباتی که بین آن ها شکل می گیرد، برجسته نمایی می کند. یافته های پژوهش می تواند توجه پژوهشگران را به کاربست بیشتر رویکردهای نوین دستوری، از جمله دستور نقش گرای نظام مند هلیدی، به ظرفیت های بکر و شگرف زبان فارسی جلب کند.
۴۳۷۱.

تکمله ای بر دیوان بسحاق اطعمه ی شیرازی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۳۱ تعداد دانلود : ۲۸۲
تکمله ای بر دیوان بسحاق اطعمه ی شیرازی   شهره معرفت *   چکیده شیخ جمال الدّین بسحاق اطعمه ی شیرازی، از شاعران و نویسندگان نقیضه سرای قرن های هشتم و نهم هجری است. تنها اثری که از بسحاق اطعمه به یادگار مانده است، کلّیات اوست که شامل دیوان و چند رساله در توصیف انواع خوراکی هاست. این اثر برای آگاهی از اصطلاحات اطعمه، از منابع دست اوّل پژوهشگران است و اطّلاعات فرهنگی، اجتماعی و ادبی مفیدی را نیز دربردارد. این مجموعه بارها چاپ شده است. نخستین چاپ آن همراه با دیوان البسه با تصحیح میرزاحبیب اصفهانی در سال 1302ق چاپ شد و همین چاپ را کانون معرفت در سال 1360 چاپ کرد و در سال 1392 نیز آزرم همان را بازچاپ کرد. در سال 1382 بار دیگر منصور رستگارفسایی تصحیح دیگری از آن انجام داد و میراث مکتوب آن را منتشر کرد. هر یک از این چاپ ها امتیازهایی دارد؛ امّا یافته های نویسنده ی این مقاله نشان از آن دارد که حجم دیوان بسحاق اطعمه بسیار بیش از آن است که در آثار چاپ شده از او وجود دارد و ازسوی دیگر بسحاق تنها شاعری نقیضه سرا نیست و اشعار دیگری هم دارد که محور آن ها اطعمه نیست. در این مقاله بر اساس نسخه ای از کتابخانه ی ملک (شماره ی 4842)، به این اشعار تازه می پردازیم. در این نسخه قریب 700 بیت تازه (اعم از فارسی و فهلوی) از بسحاق هست که در چاپ های موجود از این کتاب نیست. در این اشعار قراینی است که انتساب آن ها به بسحاق اطعمه را تأیید می کند. این اشعار نشان از چهره ی تازه ای از بسحاق اطعمه ی شیرازی دارد که تاکنون کسی بدان نپرداخته است.       * استادیار زبان و ادبیات فارسی فرهنگستان زبان و ادب فارسی(گروه تصحیح متون) shohratmarefat@yahoo.com تاریخ دریافت مقاله: 29/5/1401                   تاریخ پذیرش مقاله: 16/9/1401
۴۳۷۲.

معرّفی تحفهالغیب محمودبن حسین مشهدی؛ رساله ای در تصوّف از اوایل قرن دهم(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۳۳ تعداد دانلود : ۲۹۷
دربار عثمانی در زمان سلطان محمّد فاتح و فرزندش، سلطان بایزید دوم، از مراکز حامی زبان و ادب فارسی بود؛ به گونه ای که برخی ایرانیان با شنیدن اخبار امنیت و حمایت پادشاهان آن دیار، راه مهاجرت اختیار کردند. یکی از این افراد، صوفیی با نام محمودبن حسین موسوی مشهدی بود که بر اثر فتنه ها و ظلم های حادث شده در خراسانِ اواخر قرن نهم، ناگزیر به سوی دربار عثمانی روانه شد. او در قیصریه، با شیخ سیدعبیدالله تستری شیرازی ملاقات و دو سال و نیم در خانقاه او اقامت کرد. پس از آن، بدان نیت که به دربار سلطان بایزید دوم راه یابد و بنا به توصیه سیدعبیدالله، رساله ای در تصوّف با نام « تحفهالغیب » نوشت. این رساله، یک مقدّمه و چهار باب دارد و در آن، ابیات فارسی و عربی درخور توجّهی از شاعران مشهور و ناشناخته آمده است. در این مقاله، به شناسایی محمودبن حسین مشهدی و شیخ او، سیدعبیدالله، می پردازیم. پس از آن، ضمن تعیین حدود زمانی تألیف تحفهالغیب ، تنها نسخه خطی شناخته شده آن (محفوظ در کتابخانه ایاصوفیا، استانبول) را معرّفی می کنیم. در بخش معرّفی رسم الخط اثر با یکی از ویژگی های درخور توجّه آن، یعنی نقطه گذاری، آشنا می شویم. ضمناً   موضوع این رساله و مشرب فکری نویسنده آن را از نظر می گذرانیم و در نهایت به سبک زبانی و وجه ادبی تحفهالغیب اشاره می کنیم.
۴۳۷۳.

بررسی عوامل و نشانه های راوی اعتمادناپذیر در رمان نوجوان وقتی مژی گم شد و اثرگذاری آن بر عنصر غالب معرفت شناسانه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۹۹ تعداد دانلود : ۴۰۷
بررسی عوامل و نشانه های راوی اعتمادناپذیر در رمان نوجوان وقتی مژی گم شد و اثرگذاری آن بر عنصر غالب معرفت شناسانه مهدیه رحیمی نژاد* ایوب مرادی** مصطفی گرجی*** علی میرزایی**** چکیده وجود تکنیک های روایی و نکات فنی در متن، به ویژه متنی که برای مخاطبان کم سن نگاشته شده است، ضرورت نقد و بررسی متون را بیش ازپیش آشکار می کند. در این میان بررسی راوی اعتمادناپذیر در رمان نوجوان اهمیت بیشتری دارد؛ زیرا نویسنده قصد دارد با ایجاد تناقض و عدم قطعیت و تعلیق در متن با استفاده از راوی نامعتبر، خواننده ی نوجوان را از مخاطب پذیرای متن به منتقد آگاه تبدیل کند. این پژوهش با استفاده از شیوه ی توصیفی تحلیلی، به بررسی علل و شواهد اعتمادناپذیری راوی و تأثیرگذاری آن بر وجه معرفت شناسانه در رمان نوجوان وقتی مژی گم شد از حمیدرضا شاه آبادی می پردازد تا بدین وسیله با گره گشایی از تعلیقات و تناقضات موجود در متن، گامی در راستای افزایش توانایی خوانش انتقادی خوانندگان نوجوان بردارد. حاصل پژوهش نشان می دهد که از یک سو عواملی همچون کودک بودن، درگیری شخصی راوی در داستان و فاصله ی نگرشی راوی با شخصیت های داستان با نشانه های محتوایی مانند گزارش ناکافی دادن، تناقض میان واقعیت های داستانی و دیدگاه راوی و اعتراف های راوی به دروغ گویی خویش باعث کاهش اعتماد مخاطب در قبال راوی می شود و از سوی دیگر، این داستان که بیشتر به شناخت و کشف علل و عوامل حوادث داستان می پردازد، در بعد معرفت شناسانه برجسته تر است و راوی اعتمادناپذیر با تناقضاتی که در متن ایجاد می کند، وسیله ای است که این شناخت و معرفت را به چالش می کشد و آن را امری نسبی قلمداد می کند. * دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی دانشگاه پیام نور mahdiyehrahiminezhad1361@gmail.com ** دانشیار زبان و ادبیات فارسی دانشگاه پیام نور، تهران، ایران ayoob.moradi@pnu.ac.ir (نویسنده ی مسئول) *** استاد زبان و ادبیات فارسی دانشگاه پیام نور، تهران، ایران gorjim111@yahoo.com **** دانشیار زبان و ادبیات فارسی دانشگاه پیام نور، تهران، ایران ali.pedrammirzaei@gmail.com تاریخ دریافت مقاله: 5/4/1400 تاریخ پذیرش مقاله: 3/3/1401
۴۳۷۴.

آلوده انگاری کریستوا و بدن مندی در بلوغ دختران (تحلیل سه رمان نوجوان)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۶۲ تعداد دانلود : ۳۶۱
آلوده انگاری کریستوا و بدن مندی در بلوغ دختران (تحلیل سه رمان نوجوان) فاطمه رقایب پور* نگین بی نظیر** چکیده باتوجه به انسان به مثابه مُدرکی بدن مند و بدن به مثابه پدیده ای فرهنگی- اجتماعی؛ مفاهیم بدن فرهنگی، ریخت و سلوک بدنی، بدن مقدس و ناپاک، اُبژه-بدن، اَبژه-بدن و سوژه-بدن در گفتمان های مختلف، طرح و ارزش گذاری شد. نظریه ی آلوده انگاری ژولیا کریستوا به رابطه ی زبان، سوژه و امر آلوده/ طردشده می پردازد. آلوده انگاری، فرایند واپس زدن امری است که سوژه آن را آلوده می داند و با این تمهید در پی آن است تا از حریم سوبژکتیویته ی خود دفاع کند، سوبژکتیویته ای که در برون ریزی ها و برون افکنی های زبانی آن را آفریده است. ازآنجاکه امر آلوده همیشه به نوعی وجود دارد، کشمکشِ سوژه و آلودگی نیز همیشه برقرار است. سوژه ی در فرایند، در زبان و به واسطه زبان با بدن خود و دیگران یا اُبژه های دیگر ارتباط برقرار می کند. جستار حاضر باتوجه به تجربه ی امر بدنی در گفتمان جامعه شناسی به تحلیل نظریه ی آلوده انگاری کریستوا و ابژه-بدنِ سوژه/ دختران در رمان های هستی از فرهاد حسن زاده، سنجاب ماهی عزیز از فریبا دیندار و روزنوشت های درخت ته کلاس از شادی خوشکار می پردازد و نشان می دهد که چگونه امر/ نظم نمادین، بدن سوژه ها را در فرایند بلوغ و به ویژه در مواجهه با خون قاعدگی، نامقدس، ناپاک و آلوده می انگارد. باور به ابژگی بدن، به/ در اشکال و حالت های تهوع، پنهان کاری، واپس زدن، گریز، انکار، وحشت و شرم ساری سوژه ها نمود می یابد. موقعیت بدنی جدید به مثابه امر آلوده، طرد و به حاشیه رانده می شود؛ این آلوده انگاری هم امکان زیست بدنیِ متعارف و معقول را در دوره ی نوجوانی از نوجوان سلب می کند و هم او را در ترس و نگرانی چگونگی گریز از این آلودگی نگه می دارد. * کارشناس ارشد زبان و ادبیات فارسی fatemeh.raghayebpour@gmail.com ** استادیار زبان و ادبیات فارسی دانشگاه گیلان neginbinazir@yahoo.com (نویسنده ی مسئول) تاریخ دریافت مقاله: 6/4/1400 تاریخ پذیرش مقاله:11/11/1400
۴۳۷۵.

بازآفرینی شعر حافظ در شعر معاصر از منظر آشنایی زدایی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۷۴ تعداد دانلود : ۴۳۸
آرمینه کاظمی سنگدهی* احمد گلی ** ناصر علیزاده خیاط*** چکیده آشنایی زدایی از مفاهیم کاربردی نقد ادبی فرمالیسم روسی است. بر مبنای این نظریه، کار شاعر یا هنرمند، آشنایی زدایی در کلام و شعر است. ازآنجایی که کثرت کاربرد، به عادی شدن مسائل زیبایی شناسی و بی تأثیرشدن لذت شاعرانه ی مخاطب منجر می شود؛ هنرمند وظیفه دارد با بهره گیری از شگردهای زبان شاعرانه، غبار عادت را از کلام و شعر بزداید و به درک عمیق تر مخاطب از اثر ادبی و هنری کمک کند. بی تردید در عرصه ی شعر و ادب، بدون بهره گیری از اشعار شاعران پیشین، آفرینش شعری نو امکان پذیر نیست. در بازآفرینی سروده های متقدمین، ارتباط اجزای ساختار، جنبه های ادبیت متن، وجه غالب و برجسته سازی موتیف های خاص متون کهن دستمایه ی شاعران قرار می گیرد تا با بیانی دیگر به مضمون آفرینی و ترکیب سازی واژگانی بپردازند. قرن هاست که فرهنگ و ادبیات سرزمین ما، تحت تأثیر غزلیات حافظ است. پیوند شعر معاصر با غزلیات حافظ در تمام انواع شعر، سنتی، نیمایی، سپید و گفتار دیده می شود. در این پژوهش با رویکرد ساختاری و به شیوه ی توصیفی- تحلیلی، آشنایی زدایی های شعر معاصر از غزلیات حافظ بررسی شده است. نتایج به دست آمده نشان می دهد که شاعر معاصر در بسیاری موارد با بهره گیری از انواع هنجارگریزی، اشعار خواجه را به سبک و سیاق خویش تغییر می دهد و با توجه به اهداف شاعرانه ی خویش به آشنایی زدایی دست می زند و گاه به ساخت واژگانی تازه می پردازد و گاه به مضامین غزلیاتش از زاویه ای دیگر می نگرد تا ضمن برجسته سازی وجوه غالب اشعار حافظ، مخاطب را به شگفتی وادارد. * دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی دانشگاه شهید مدنی آذربایجان armineh.kazemi@gmail.com (نویسنده ی مسئول) ** استاد زبان و ادبیات فارسی دانشگاه شهید مدنی آذربایجان ah.goli@yahoo.com *** استاد زبان و ادبیات فارسی دانشگاه شهید مدنی آذربایجان nasser.alizadeh@gmail.com تاریخ دریافت مقاله: 15/6/ 1400 تاریخ پذیرش مقاله: 21/1/1401
۴۳۷۶.

متن شناسی و تحلیل آموزه های تعلیمی و عرفانیِ ملاحتِ احمدی منظومه ای اخلاقی در مدح نبی (ص)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۵۷ تعداد دانلود : ۲۸۸
محمد کاظم صاحب (قرن یازدهم قمری) متخلص به مسیح البیان از شاعران خوش قریحه و در عین حال کمتر شناخته شده روزگار صفوی است که در برخی منابع نیز با شاعر دیگری اشتباه گرفته شده است. آثار وی مشتمل بر دیوان و مجموعه مثنوی هایی است به عناوین ملاحت احمدی، صباحت یوسفی، آینه خانه و پری خانه. دیوان وی را یکی از محققان در سال های گذشته تصحیح و طبع کرده است، اما مثنوی های صاحب هنوز تصحیح و منتشر نشده است. مسئله پژوهش فعلی در ناشناخته ماندن مثنوی ملاحت احمدی و عدم توجه به ارزش های متنی و ادبی اثر است. در این نوشتار مثنوی ملاحت احمدی که از جمله منظومه های تعلیمی و آیینی ادب فارسی در عصر صفوی است، از منظر متن شناسی و با روش تحلیل و توصیف محتوای کیفی مورد بحث و بررسی قرار گرفته است. ملاحت احمدی در بحر خفیف سروده شده است؛ کلیّت اثر به ستایش نبی مکرم اسلام (ص) اختصاص دارد. مهم ترین خصیصه اثر، جنبه آیینی منظومه است. ضمن متن حکایات کوتاه و بلند بسیاری که بعضاً رنگ و بوی واقعیت دارند نیز نقل شده است و شاعر گاه با زبانی صریح و مستقیم و گاه در خلال همین حکایات و تمثیلات آموزه های تعلیمی و عرفانی را با زبانی غیر مستقیم و با لحنی ساده و بی پیرایه برای مخاطبان تبیین می کند. از جمله عناصر تعلیمی پربسامد و مؤکد در منظومه؛ اهتمام شاعر نسبت به نفی اخلاق ذمیمه و ملکه ساختن فضایل معرفتی است؛ توضیح و تبیین مبانی و اصطلاحات عرفانی و مباحث تفسیری قرآن و حدیث را نیز وجهه همّت شاعر بوده است. سبک اثر تا حد زیادی متأثر از حدیقه سنایی است، زبان اثر نسبتاً روان و استوار است و گاهی لحن و رنگ و بوی غنایی نیز در شعر تنیده شده است.      
۴۳۷۷.

«تئوری» و «داستان» به مثابه دو فرم زبانی بنیادین برای تاریخ نویسی؛ نگاهی پدیدارشناسانه-اگزیستانسیالیستی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷۲ تعداد دانلود : ۲۵۲
فرم زبان یا چگونگی سخن گفتن ما در باب جهان (گذشته) امری خنثی و بی اهمیت نیست. نقد فرمالیستی، از نوعی که در نوشتار حاضر رخ می دهد، نشان خواهد داد که این فرم انتخابی ما، یا غالباً تحمیل شده بر ما -فراتر از موضوعات و غایت و روش و رویکرد تحقیق تاریخی- تعیین کننده و سرنوشت ساز است. در اثر حاضر، دو فرم بنیادین برای گفتن از مقطعی در گذشته انسانی معرفی می شود: فرم تئوریک و فرم داستانی. این مطالعه فرمالیستی فاشیسمِ همواره زورآور زبان را به رسمیت شناخته و تا حد نهایت جدی می گیرد؛ با وجود این، می کوشد تا به فرم متناسب با مطالعه تاریخی دست یابد، یعنی آن فرم زبانی را که قادر باشد راهی برای گریز از میل مفرط و ذاتی ذهن و زبان آدمی برای ازآن خودسازی دیگری و کشتن او بیابد. با بهره گیری از آراءِ اندیشمندان پدیدارشناس و اگزیستانسیالیست، می توان فرمی داستانی را که قادر به گفتن از تجربه حسّی و ازلی انسان، در-جهان-بودگی او، و مقاوم در برابر میل ما به از آن خودسازی انسان زیسته در گذشته باشد معرفی کرد.
۴۳۷۸.

نگاهی به چیستی مفاهیم «کرامت انسانی»، «عدالت اجتماعی» و «آزادی» در غزلیات حافظ و اعلامیۀ حقوق بشر سازمان ملل متحد(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۴۵ تعداد دانلود : ۴۴۸
مفهوم حقوق بشر در همه فرهنگ ها مورد احترام بوده و قوانین متعددی در این باره وضع شده است و لزوماً منحصر به دوران معاصر نیست. به این اعتبار که ادبیات، جلوه گاه فرهنگ منعکس در بطن و متن جامعه است، بازتاب مصداق های حقوق بشر در آن دیده می شود. در گستره ادبیات فارسی، حافظ در آیینه دیوان غزلیات، ضمن پرداختن به مسائل غنایی، عاشقانه، عرفانی و ... از موضوعات حقوق بشری هم سخن گفته است. او در ابیات مختلف، بارها به کاستی های حقوق انسان ها اعتراض کرده و مخاطبان خود را به صورت مستقیم و غیرمستقیم به رعایت مبانی آن فراخوانده است. حافظ برای تحقق این هدف نوآوری هایی انجام داده که پرورش شخصیت رند از آن جمله است. در این پژوهش با استناد به منابع کتاب خانه ای و روش توصیفی- تحلیلی، چیستی مفاهیم «کرامت انسانی»، «عدالت اجتماعی» و «آزادی» در غزلیات حافظ (با رویکرد به کنش های رند) و اعلامیه حقوق بشر سازمان ملل متحد کاویده شده است. نتایج تحقیق نشان می دهد که رندآفرینی حافظ در دیوان غزلیات، تلاشی انتقادی و اعتراضی برای برجسته کردن محرومیت های مرتبط با حقوق بشر در جامعه ایرانی و افزودن بر گستره شناخت و بینش مردم تحت ستم بوده است. همچنین، از این طریق، دوگانه «خودی/ بیگانه» در کلیت ساختار سیاسی جامعه ایرانی تشریح و برجسته سازی شده است. دیگر آنکه، مفاهیم بنیادی ذکرشده در اعلامیه حقوق بشر، منحصراً ریشه در دنیای معاصر ندارد و فرازمانی و فراتر از جغرافیایی مشخص است.
۴۳۷۹.

تحلیل تشابهات ماهیت خرد در ابرانسان فریدریش نیچه و بینش الهی در عرفان اسلامی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۸۲ تعداد دانلود : ۴۸۹
از اساسی ترین ارکان عرفان اسلامی که آن را اصل برگزیده تصوف می نامند، انسان کامل است. انسان کامل، مظهر تجلّی اسماء الهیست که واسطه فیض حق در میان خلق شده است. در این پژوهش به خرد ابر انسان فریدریش نیچه در کتاب «چنین گفت زرتشت» از منظر بینش الهی در عرفان اسلامی به شیوه توصیفی - تطبیقی پرداخته می شود. این اثر، روایتی فلسفی و شاعرانه است که در آن نیچه دیدگاه های خود را از زبان زرتشت بازگو می کند. نتایج تحقیق، مبین وجود شباهت هایی میان ابر انسان نیچه و بینش انسان کامل در عرفان اسلامی است. نیچه اراده و بینش درونی معطوف به قدرت را تنها رهیافت حقیقت می پندارد، همچنان که در عرفان اسلامی بینش الهی انسان کامل در پوشش اسماء و صفات، تجلّی حقیقت مطلق هستند. از منظر نیچه اکنون فعلیت مقلّدانه و متحجرانه بشریت، خدای حاضر در عالم شده است و جهانی رنجور را بر اساس احاطه افکار کهنه در پیشگاه خود یکسان می داند. نیچه به مدد اراده مستقل، این عرصه را به بازآفرینی فرا می خواند. از منظر وی، انسان متأثر از آزادی و انتخاب و تحلیل تفکّرات خویش نیست و در میان اعتقادات غیر و ارزیابی های دروغین زندگی کرده است. پس حیات انسان، رسالت والاتری نسبت به بی حاصلی و تبعیت منفعل دارد، همچنان که در عرفان اسلامی، انسان با مجاهدات نفس بر عالم ماده و ظواهر آن پشت کرده و در بینش الهی، حقایق هستی را باز می یابد و به معرفت وجودی خویش نائل می شود.
۴۳۸۰.

نگاهی تطبیقی بر ادبیات مقاومت و پایداری در شعر قیصر امین پور و کمال ناصر(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۸۱ تعداد دانلود : ۵۰۲
بن مایه های ادبیات ملّت ها، بهترین شاخص برای آشنایی با نگرش و عقاید هر ملّتی است. از تقسیمات آثار ادبی ادبیات مقاومت و پایداری است که هیجان آور و پر شور در خدمت بشریت است و از لحاظ محتوایی نیز، در ادبیات اثرپذیر است. قیصر امین پور و کمال ناصر، از شاعران صاحب سبک و پرکار ایران و فلسطین هستند که مقاومت و پایداری اسلامی و مشکلات و دردهای مردم را با در نظر گرفتن اوضاع سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و تکیه بر اصول و مبانی دینی، به شیوه خود در اشعارشان مطرح نموده اند و مفاهیمی چون: وطن پرستی، ایثار، عشق به انسان و میهن، مقاومت و پایداری را به عنوان مهم ترین شاخصه های ادبیات مقاومت به مخاطبان القاء کرده اند. انقلاب اسلامی، جنگ تحمیلی و اشغال فلسطین، در     دهه های گذشته در محافل بین المللی مطرح بوده اند که شرح فرهنگ مبارزه دو کشور با معرفی عناصر اصلی مقاومت و پایداری، علاوه بر روشنگری و احیاء تفکّر ظلم ستیزی و عدالت خواهی، گامی مؤثر به سوی پیشبرد مناسبات دو کشور است. این پژوهش، ضمن بررسی آثار و سبک دو شاعر بزرگ معاصر به روش تحلیلی-توصیفی، برخی از شاخصه های مقاومت و پایداری را بررسی می کند. در شعر امین پور، ویژگی هایی چون: عاطفه صادقانه، زبان امروزی، گوناگونی موضوعات، پرداختن به مفاهیم با ارزش و اندیشه های نو موج می زند. شعر کمال، دربردارنده احساسات، درد و رنج های شخصی و مسائل اجتماعی و سیاسی زندگی وی و روایت رویدادهایی است که با چشم خویش دیده است. او در شعرش به دفاع از انسان های دردمند و آواره ای می پردازد که قربانی زورگویی ها و سیاست های اشغالگران و سرسپردگی حاکمان عرب گشته اند.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان