ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۷٬۲۸۱ تا ۲۷٬۳۰۰ مورد از کل ۵۴٬۲۷۹ مورد.
۲۷۲۸۸.

نگرش تطبیقی مرثیه سرایی عصر جاهلی و صدر اسلام(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹۱۴ تعداد دانلود : ۱۱۸۷
مرثیه پاره ای از پیکر ادبیات صدر اسلام به شمار می آید. اسلام با ظهور خود، باورها و اندیشه های تازه ای را به میان آورد که بازتاب آنها را می توان آشکارا در عرصه ادب و شعر و بخصوص مرثیه مشاهده کرد. این باورها و اندیشه های هدایتگر و نو نه تنها در درونمایه شعری، بلکه در شکل آن نیز تاثیر بسزایی گذاشته است؛ بدان گونه که به پیدایش معانی جدید نزد شاعران مرثیه سرا کمک کرده است تا بتوانند اشعاری پر محتوا و چه بسا متفاوت با مجموعه آثار گذشته ادبی خویش بسرایند. با توجه به این مقدمات، بررسی شباهتها، ارتباطها و تفاوتهای مرثیه در دوره جاهلی با صدر اسلام، ما را بیشتر به میزان تاثیرگذاری اسلام بر مرثیه سرایی آشنا می کند.
۲۷۲۹۷.

اهمیت عناصر و ویژگیهای ساختاری واژه در گزینش واژگان شعر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۳۷۷ تعداد دانلود : ۱۸۶۷
مقاله حاضر نتیجه پژوهشی است که به روش کتابخانه ای به بررسی و تحلیل اهمیت و نقش عناصر و ویژگیهای ساختاری واژه به عنوان مهمترین عامل موثر در گزینش واژگان شعر می پردازد. هر واژه در گزینش شاعرانه از دو جنبه مورد توجه قرار می گیرد: از جهت ساختار آوایی واژه و از جهت انتقال و القای معانی. جنبه آوایی واژه، به تنهایی خود دو نقش مهم در شعر دارد: آواهای واژه علاوه بر تقویت موسیقی شعر که از طریق واج آرایی، جناس و دیگر زیباییهای موسیقایی حاصل از تکرار واجها و خوشه های آوایی شکل می گیرد، در القای مفاهیم نیز درخور توجه و در گزینش واژه مؤثر است. وظیفه انتقال و القای معانی دومین نقش مهم واژه در شعر است. علاوه بر این، از نظر معنایی نیز به لحا ظ آن که واژه می تواند سه نوع بار معنایی صریح، ضمنی و مجازی القا کند، تاثیر مهمی در گزینش واژگان شعر دارد.
۲۷۲۹۸.

رابطة نشانه‌شناسی با پدیدارشناسی با نمونه‌ای تحلیلی از گفتمان ادبی هنری

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۰۲۳ تعداد دانلود : ۲۵۱۱
پدیدارشناسی هوسرل سعی دارد تا ما را متوجه این نکته سازد که چیزها حضوری مستقل و خارج از انسان ندارند. در چنین نظامی، مفهوم واقعی چیزها تابع دریافتی است که ما در عمل ارتباط از آنها داریم. نظام پدیدارشناختی هوسرل درصدد است تا ما را متوجه «اصل چیزها» کند. و چنین امری با رجعت به آنچه که «جوهر» چیزها نامیده می‌شود به دست می‌آید. بدیهی است که در این حالت، نوع رابطة حسی- ادراکی که ما با چیزها برقرار می‌کنیم از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است، چراکه دریافت ما از آنها بدون پیش‌شرط شناختی صورت می‌گیرد. با توجه به همین دریافت حسی- ادراکی است که نشانه‌شناسی صورت‌گرا و ساختارگرا جای خود را به نوعی نشانه- معناشناسی وجودگرا و هستی‌مدار می‌دهد که دیگر نشانه را امری مکانیکی و تابع رابطه‌ای متقابل بین دال و مدلول نمی‌داند، بر این اساس، دیگر نشانه‌شناسی متکی به ذات خود نیست، چراکه دیدگاه پدیداری در مطالعات مربوط به نشانه سبب می‌شود تا نشانه، نه آن‌گونه که هست، بلکه آن‌گونه که ما آن را دریافت می‌کنیم، آن‌گونه که می‌تواند باشد و با توجه به موقعیت انسان در بافت پدیداری، معنا یابد، و ما چنین تحولی را مدیون آنچه که گرمس آن را نقصان «وجودی» معنا می‌نامد هستیم. برای جبران این نقصان وجودی است که گفتمان به محل تجربة پدیداری و فوری کنش‌گر از چیزها آن‌گونه که بر او تجلی می‌یابند، تبدیل می‌گردد. در واقع، هدف اصلی از ارائة این مقاله، تبیین جایگاه پدیدارشناسی در مطالعات مربوط به نشانه و نقش آن در تحول نشانه‌شناسی کلاسیک به نشانه - معناشناسی سیال و حسّی- ادراکی است.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان