ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۷٬۹۸۱ تا ۸٬۰۰۰ مورد از کل ۵۴٬۳۹۸ مورد.
۷۹۸۱.

نمود کهن الگوها در افسانه های مردم ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۰۲ تعداد دانلود : ۳۸۱
نشان های ناخودآگاه جمعی به شکل بازنمودهای کهن الگویی در آثار ادبی و از جمله اسطوره، قصّه و افسانه پدیدارمی شود. پرسش این است که چگونه می توان بازنمودهای کهن الگویی را در این متون جستجوکرد. در اینجا به روش یا راهکاری ضابطه مند برای جستجو در متن نیازداریم که مناسب این موضوع  باشد. برای چنین روشی، نخست باید شناخت روشنی از ماهیت کهن الگوها داشته باشیم، سپس با الهام از ریخت شناسی قصّه، خویشکاری های کهن الگو در شخصیت های قصّه شناسایی شود. پس از شناخت بازنمودهای کهن الگویی با تحلیل پیشینه اساطیری و نمادگرایانه آن ها، بازنمودهای برجسته کهن الگویی آشکارمی شوند. برای مطالعه موردی و معرفی این روش، بازنمود کهن الگوی پیرخرد در 97 قصه از افسانه های مردم ایران جستجوشد. ابتدا خویشکاری های یاریگری، راهنمایی و بخشندگی بازنمود کهن الگوی پیرخرد را در متن جستجو کردیم. یافته ها نشان می دهند که؛ این خویشکاری ها در شخصیت های قصّه با فراوانی؛ سیمرغ 41، اسب 30، دیو 9، پری 4، آهو 2، پیرزن 2، شیر 2، سگ 2، پرنده پیر 1، پرنده طلایی 1، عقاب 1، کلاغ 1، مار 1، مرغ سخنگو 1، مرغ شکر 1 و مورچه 2 مورد دیده می شوند. حال، می توان به تحلیل این موضوع پرداخت که کدام شخصیت ها می توانند بازنمود کهن الگوی پیرخرد باشند. پاسخ، آن که؛ شخصیت هایی که در کلّ قصّه، صرفاً خویشکاری یاریگری، راهنمایی (رازآموزی) و بخشندگی دارند و همراه عنصر جادویی فراخواننده یاریگر دیده می شوند. بنابراین، از میان بازنمودهای کهن الگویی پیرخرد، بیشترین بسامد نمونه ها از آنِ سیمرغ، اسب، دیو و پری است که هم از ارزش های اساطیری و نمادگرایانه برخوردارند و هم با عنصر جادویی همراه هستند و می توان گفت در نتیجه؛ این شخصیت ها نمود کهن الگوی پیرخرد هستند.
۷۹۸۲.

کارکردهای عرفانی تلمیحات و اقتباس های قرآنی سلطان ولد در عرصه غزل(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۱۱ تعداد دانلود : ۳۰۸
بهاءالدّین سلطان ولد یکی از عرفای اندیشمند و از اقطاب طریقه مولویه محسوب می شود که توانست با تشریح و تبیین کلام پدرش مولانا و همچنین انتظام سلسله مولویه، از مکتب فکری خداوندگار محافظت کند و موجبات گسترش آن را فراهم نماید. وی نه تنها شارح اندیشه مولوی است، بلکه در عرصه عرفان به تجارب نابی دست یافته که در آثارش تبلوری خاص دارد.  غور در آثار او بیانگر این حقیقت است که وی تأثیر شگرفی از قرآن کریم پذیرفته است. سلطان ولد خود را مفسر قرآن می داند و معتقد است به علت سلوک عملی در راه حق و ادراک مرتبه فنای فی الله و قدم گذاشتن بر آستان بقای الهی می تواند از غوامض ودایع الهی پرده بردارد و معانی بکر آیات قرآن را آشکارسازد. وی حتی در عرصه غزل سرایی نیز گفتمانی قرآنی دارد و بسیاری از دقایق عرفانی و دینی را با اتکا به کلام وحی تفسیر و تشریح می کند. نگارندگان در این جستار که مبتنی بر مطالعات کتابخانه ای و با  شیوه توصیفی- تحلیلی است، کارکردهای عرفانی تلمیحات و اقتباس های قرآنی سلطان ولد را در عرصه غزل بررسی می کنند. نتیجه این پژوهش ما را به این نکته رهنمون می شود که استفاده از آیات وحی در غزلیات سلطان ولد بسامد بالایی دارد و ولد از آنها همسو با منظومه فکری و معرفتی خود بهره می گیرد و گاهی به تأویلشان می پردازد. وی از حکایات پیامبران نیز برای تبیین اصول و مبانی سلوک عرفانی استفاده می کند و در بسیاری از موارد، خود را با انبیای عظام مقایسه می کند و حوادث زمان آنها را با حوادث زمان خود وفق می دهد.
۷۹۸۳.

همدلی؛ مهارتی آرامبخش در شاهنامه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۶۶ تعداد دانلود : ۳۴۸
همدلی، یکی از مهارت های دهگانه زندگی در تعریف سازمان جهانی بهداشت است. در پژوهش حاضر، با تکیه بر این مهارت، شخصیت های شاهنامه فردوسی مورد واکاوی روان شناختی قرارگرفته و از این رهگذر، انواع همدلی در این اثر ارزشمند بررسی شده است. این که مفهوم مهارت همدلی در علم روان شناسی چیست؛ چه کسانی در کدام سبک رفتاری و به چه علت بیشتر از دیگران از این مهارت برخوردارند و این که همه همدلی های شاهنامه حقیقی و موثرند یا خیر، از مباحث محوری این نوشتار است. با نگاهی در شاهنامه، درمی یابیم وزیران و مشاوران، پرستندگان (خدمتکاران) و اعضای خانواده شاهان و پهلوانان بیشترین نقش های همدلانه را در این اثر ماندگار دارند. همدلی ها گاهی، حمایتی و مهرورزانه هستند و گاه، از حالت حمایتی، به مصلحتی تبدیل می شوند و گاه، برای ردّ درخواستی ناروا اتّفاق می افتند. در شاهنامه، کسانی که سبک ارتباطی آنها جرأتمندانه است، معمولاً با دیگران همدلی بهتری دارند؛ زیرا بیان و رفتاری سالم، قاطع و مناسب دارند.
۷۹۸۴.

صوره أبطال المقاومه فی مرآه قصائد مظفر النواب(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۰۹ تعداد دانلود : ۲۷۰
مظفر النواب شاعر شیعی عراقی معاصر، لم یمدح فی شعره أیّ حاکم أو سلطان أو شخصیه أرستقراطیه بل الأبطال الذین یشید بهم فی قصائده هم من المظلومین الفقراء أو القواد الشهداء من أنحاء العالم العربی حیث لم یکن لنواب أی طموح دنیوی وأخروی فی مدحهم. هذا المقال ینوی دراسه صوره أهم أبطال المقاومه الذین أشاد بهم النواب فی قصائده موضّحاً موقفه تجاههم معتمداً علی المنهج الوصفی التحلیلی. تشیر نتائج هذه الدراسه أنّ غالبیه هؤلاء الشخصیات ضحّوا بأغلی ممتلکاتهم ألا وهی حیاتهم فی سبیل تحقیق أهدافهم النبیله. سبب إشاده النواب بهؤلاء الأبطال فی قصائده أنّهم جمیعهم مناضلون مسلّحون عباقره لهم نوع من التحدی والشجاعه الخارقه فی الدفاع عن الحق ورفض الباطل. هدف النواب من الإشاده بهؤلاء فی قصائده تخلید ذکراهم فی شعره والإشاده بموقفهم البطولی. النواب لا ینظر إلی هؤلاء من منظاره الحزبی الضیق بل ینظر إلیهم نظره ثوریه شامله لذلک نری بعضهم یمیلون إلی رغبات وأفکار لا تتطابق ورؤی نواب العقائدیه والحزبیه، بل تتناقض معها ولکن مظفر یذکرهم فی شعره ویمدحهم ویشید بمنهجهم الثوری وموقفهم المقاوم البطولی.
۷۹۸۵.

دراسه مظاهر الدلاله عند عبدالقاهر الجرجانی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۰۷ تعداد دانلود : ۲۷۳
قد إستطاع عبدالقاهر الجرجانی وضع نظریه واضحه للدلاله فی التراث الاسلامی تعرف بنظریه النظم وضع فیها قوانین عامه للدلاله اللغویه علی مستوی الترکیب وجعل علم معانی النحو أساسا صلبا لهذه النظریه. قد تمیزت نظریه النظم بنظره ثاقبه عمیقه قائمه علی حسن الصیاغه وتوخی معانی النحو. فالنظم فی نظر الجرجانی تعلیق الکلم بعضها ببعض والبلاغه لا ترجع إلی فصاحه اللفظ وبلاغته وإنما إلی النظم ومنهج الصیاغه ومعنی ذلک هو أن الکلمه لا قیمه لها فی ذاتها بل فی علاقتها فی ترکیب لغوی ما، لذلک لا یحکم علی الکلمه بشکل مستقل بل یدرس الکلمه حین الدخول فی سیاق لغوی ما، وهذا السیاق هو الذی یحدث انسجام الدلاله ویبرز فیه المعنی علی وجه یتقبله العقل. هذه الدراسه فی جزء یسیر مما یمکن درسه فی تراث البلاغه الزاخر محاوله لإلقاء الضوء علی دراسه مظاهر دلاله عند الجرجانی وتهدف إلی بیان تناوله للدلاله وکیفیه إهتمامه بها. یقوم منهج البحث علی المنهج الوصفی- التحلیلی الذی یتتبع الدلاله عند الجرجانی ویحاول إبراز کیفیه العلاقه بین الدال والمدلول من وجهه نظر الجرجانی وکذلک یدرس أنواع الدلاله عند الجرجانی.
۷۹۸۶.

پیوند دادگری و شادی، و نقش آن در کاهش آسیب های فردی و اجتماعی در شاهنامه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۴۰ تعداد دانلود : ۵۸۵
در این پژوهش پژوهنده، پیوند داد و بیداد با شادی و ارتباط آن با آسیب ها در داستان های شاهنامه را مورد بررسی قرار داده و نتیجه می گیرد که در جهان هستی نخستین شادی رسان ایزد یکتاست و انسان، برگزیده و نماینده تمام و کمال مخلوقات، باید صفات ایزد از جمله صفت دادگری را داشته باشد. داد در جایگاه تکوین عدل الهی مربوط به روح و درون است و بنابراین دیدگاه، انسان باید نخست داد را در وجود خود برقرار سازد چرا که همه آفرینش به وسیله نظم و سامانی که انسان به آن می دهد، منظم و به سامان و دور از آسیب، می چرخد و سعادت انسان را در پی دارد، در غیر این صورت تمام قاعده و نظم جهان به هم می خورد و حکومت غم و اهریمن بر شادی پیروز می شود و انواع آسیب ها پراکنده می شود . تحقق داد در یک جامعه که زندگی افراد به هم وابسته است و سود و زیان مشترک دارند، تنها راه تضمین زندگی آرام، رو به پیشرفت، موفق و ایده آل و دور از هرگونه آسیب برای افراد است، چرا که به هر میزان دادگری در جامعه کمتر و بیدادگری بیشتر باشد، جلوه های اهریمنی و ظلم و تجاوز وآسیب و هر چه که شادی و روشنایی ها و جلوه های اهورایی را تهدید می کند بیشتر و در نتیجه شادمانی ها کم و نابود می شود و حکومت غم و اهریمن وآسیب زا، بر حکومت شادی پیروز می شود و سعادت انسان به خطر افگنده می شود مانند جامعه ضحاک.
۷۹۸۷.

رمزپردازی افسانه ققنوس«در گذاری از اسطوره به عرفان»(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۵۱ تعداد دانلود : ۱۰۷۰
در بسیاری از اسطوره ها و نمادپردازی ها ، نکات مشترکی می توان یافت که ریشه در ناخودآگاه مشترک جمعی بشر دارد و از نزدیکی باورهای فره نگی و مع نوی جهانیان حکایت می کند. اسطوره جهان شمول ققنوس نیز از جمله اساطیری است که اگرچه دگردیسی های فراوان یافته است - اسطوره کوتزال کواتل را می توان صورت دگردیسی یافته ای از اسطوره ققنوس دانست - ولی می توان نکات مشترک و بویژه بن مایه مرگ و رستاخیز را در تمامی چهره های نموده شده از این پرنده خورشیدی، تشخیص داد. این حقیقت که مرگ، گذاری به نوع برتری از هستی و عالی ترین راه برای دست یابی به نوزایی است، در این اسطوره نموده شده است؛ مضمونی که در سیری صعودی به عرصه عرفان راه یافته، به صورت رستاخیز روحانی و ولادت ثانوی جلوه گر شده است و بدین سبب ققنوس، این پرنده افسانه ای، جنبه ای غیر عینی و چهره ای قدسی یافته است. ققنوس رمز روحی تعالی یافته است  که به ساحت ورای مرگ گام می نهد. در مقاله حاضر، که به روش کتابخانه ای و به شیوه تحلیلی-توصیفی انجام شده،  با نگاه به اساطیر برخی ملل، جایگاه اسطوره ای، عرفانی ققنوس، پرنده آتش، تبیین گردیده است.
۷۹۸۸.

Elément Aérien chez Jean Echenoz et Patrick Deville(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۰۶ تعداد دانلود : ۳۹۹
Réputés surtout pour avoir un style dépouillé et une écriture fragmentaire, Jean Echenoz et Patrick Deville ont encore en commun un univers fictionnel, caractérisé par le dynamisme, le mouvement et le déplacement géographique, et peuplé des personnages vagabonds. Les personnages sont plongés dans un cadre spatio-temporel flou auquel est lié un élément clé de l’imagination dynamique : l’élément aérien. L’abondance des références faites à l’air, chez ces deux éminents romanciers de l’extrême-contemporain, suggère un sens plus profond de cette substance chez eux. Le secret d’un tel sens peut être dévoilé par la ‘critique des profondeurs’, proposée par Gaston Bachelard ; une approche de la critique thématique qui permet de découvrir l’imaginaire de l’esprit poétique au moment de la création, un état de rêverie éveillée où l’esprit incarne ses images dans un élément matériel. C’est en fait la découverte de cet élément et de ces composants qui peut expliquer le rapport qu’entretient l’être de l’ère contemporain avec le monde qui l’entoure. Se basant sur la typologie des images aériennes, décrites par Bachelard, ce travail s’intéresse à découvrir le lien latent de l’élément le plus léger, le plus fugitif et le plus dynamique avec la vision du monde et le style minimaliste de Jean Echenoz et de Patrick Deville.
۷۹۸۹.

Le Réalisme Magique dans La Sorcière de Marie NDiaye(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۵۰ تعداد دانلود : ۴۹۸
Le réalisme magique qui est l’un des styles narratifs les plus adoptés par les auteurs post-modernes, examine la rupture de l’ordre reconnu et l’irruption de l’inadmissible au sein de la réalité quotidienne. Amaryll Chanady dans son livre intitulé Magical realism and the fantastic: Resolved versus unresolved antinomy estime que le réalisme magique est un moyen de subvertir les vérités établies par l’imaginaire en présentant une autre image du monde dans lequel nous vivons. En créant des situations quotidiennes et habituelles les auteurs présentent le surnaturel et l’imaginaire comme acceptables et vraisemblables. Dans cet article, nous concentrerons notre analyse sur La Sorcière , le roman de Marie NDiaye, qui montre de manière saisissante des particularités du réalisme magique. Dans La Sorcière NDiaye utilise le réalisme magique pour tracer la vie d’une famille sorcière et présenter à travers cette famille un portrait pessimiste des conditions de vie d'une classe sociale en France. Nous chercherons à comprendre, comment cohabitent deux cadres de référence réaliste et magique dans ce roman grâce à ce mode narratif et quels objectifs vise l’écrivain en choisissant ce mode d’écriture.
۷۹۹۰.

Dualité Affective et Quête Ontologique dans Un Cœur Sous la Cendre d’Éric-Emmanuel Schmitt(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۱۰ تعداد دانلود : ۲۶۹
L’importance accordée au motif du double est un élément constant dans les nouvelles publiées par l’auteur français contemporain Éric-Emmanuel Schmitt. La nouvelle Un cœur sous la cendre contient une pluralité de formes classiques du double : binômes spéculaires, dédoublement psychologique, ambivalence des sentiments, correspondance des affects avec le milieu extérieur. Aux figures qui continuent la tradition littéraire s’ajoutent des expressions contemporaines du double, qui font également l’objet des débats philosophiques, sociologiques et bioéthiques : l’avatar numérique, le corps- alter ego , les questions identitaires autour du sujet de la transplantation d’organes. L’article a pour but une analyse thématique des modalités du double, retrouvables dans la nouvelle, par une recherche qualitative et interdisciplinaire. Les méthodes principales de travail sont l’analyse textuelle et la lecture critique, complétées parfois par une recherche comparative et diachronique. Les concepts-clé sur lesquels s’appuie la discussion sont fournis par les critiques Thierry Ozwald et Florence Goyet en ce qui concerne les formes classiques du double littéraire, par le sémiologue Fanny Georges en relation avec l’avatar numérique et par le sociologue David Le Breton au sujet de la quête ontologique qui a lieu autour du corps humain, les trois volets théoriques représentant les directions principales de la recherche empirique.
۷۹۹۱.

L’Inscription du Sujet dans l’Extrême contemporain à travers des Textes de Pascal Quignard(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۲۲ تعداد دانلود : ۲۹۸
Si les textes de Pascal Quignard sont immédiatement reconnaissables, c’est d’abord parce qu’ils offrent au lecteur un plaisir inédit, celui d’une écriture réflexion où le sujet se décline par fragments à travers les divers supports. En problématisant des fictions en narrations elliptiques ou encore en conte philosophique, l’auteur n’a de cesse d’éprouver le lecteur, lui suggérant des possibles lectures pour en faire une marque de l’extrême contemporain. Sollicitations à une participation de construction du sens figurant en filigrane, l’auteur, certes, active à cette construction par un texte en contretemps qui fracture un continuum temporel/langagier en quête de l’origine. Nous proposons de relever quelques marques discursives de l’extrême contemporain à travers les textes de l’auteur, en particulier celles du sujet qui fait un retour en force mais un sujet distinct, composite, propre à l’extrême contemporain. La démarche théorique s'appuiera principalement sur les apports de l'analyse du discours avancés par Maingueneau, Charaudeau et Blanckeman.
۷۹۹۲.

Littérature migrante des écrivains africains francophones: discours éthique, empathique et subjective?(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۹۸ تعداد دانلود : ۴۷۶
Dans le présent travail, nous présentons différents «espaces conceptuels» où nous pouvons nous interroger sur les questions éthiques profondes des relations sociales. Grâce à une lecture attentive de deux écrivains migrant d’origine africaine, Alain Mabanckou, Wilfried N’Sondé, nous allons démontrer des exemples où des questions éthiques sont soulevées et des rencontres éthiques sont promulguées. En invoquant la terminologie et les théories dérivées d’Axel Honneth et Emmanuel Levinas, nous tenons compte de la relation intersubjective et de la reconnaissance de l’altérité comme une stratégie conceptuelle utile pour éclairer les rencontres éthiques instanciées dans ces récits. En outre, en tenant compte du profil rigoureux de la représentation et de la performance épistémologique, démontré par Spivak, ainsi que de l’efficacité de l’inventivité narrative (de la singularité de la littérature d’Attridge), nous allons montrer où ces aspects de l’altérité éthique se manifestent dans le récit et au niveau méta-narratif. En utilisant ces outils d’interprétation, nous allons les combiner et les appliquer à notre corpus. Il faut bien évidemment tenir compte du discours éthique, empathique et subjective des récits. Cela soulève des questionnements sur la réalisation de soi, la reconnaissance mutuelle et sur la performance épistémologique de l’imaginaire éthique. L’interaction entre un discours fictif ou référentiel et la représentation d’un moi dans le contexte de l’altérité seront également discutées dans cette recherche.
۷۹۹۳.

واکاوی چند لغزش در اغراض السّیاسه با تأکید بر یک نسخه خطی نویافته(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۶۴ تعداد دانلود : ۵۸۱
واژه ها در متون ادب فارسی به دلایل متفاوتی مانند نسخه نویسی های فراوان، رسم الخط های گوناگونِ نسخه ها، نسخه های ناخوانا از یک اثر و دخل و تصرف کاتبان به تصحیف و تحریف دچار می شود. آثار یک نویسنده یا شاعر و ویژگی های سبکی او، دیوان های دیگر شاعران، علاوه بر نسخه های خطی یک اثر، می تواند در تصحیح آن اثر نقش مؤثری داشته باشد. اغراض السّیاسه فی اعراض الرّیاسه تألیف ظهیری سمرقندی نیز از متونی است که در گذر زمان دچار تصحیفات و تحریفات فراوانی شده است. جعفر شعار با در اختیار داشتن یک نسخه خطی و سه نسخه عکسی از اغراض السّیاسه ، ولی بدون بهره گیری از همه نسخه ها، به تصحیح این اثر اقدام کرد و آن را در سال 1349 برای نخستین بار به چاپ رساند. استفاده نکردن از نسخه خطی مشکوه در تصحیح و مسامحه در امانت داری نسبت به آثار عکسی اغراض السّیاسه ، شتاب زدگی در تصحیح و ضعف حروف چینی متن نیز سبب ایجاد لغزش هایی در متن این کتاب شده است. نگارندگان در این مقاله می کوشند تا با بررسی شماری از ضبط های اغراض السّیاسه به ویژه نسخه خطی نویافته موجود در کتابخانه خانقاه احمدی شیراز و با مراجعه به آثار دیگر ظهیری سمرقندی ( سندبادنامه و غر ه الالفاظ ) و دیوان های برخی از شاعران، چند لغزش در متن چاپ شده اغراض السّیاسه را بررسی و تصحیح کنند.
۷۹۹۴.

اشارت های نوگرایانه سلطان ولد در عرصه تأویل آیات قرآن با توجه به آثار عرفانی متقدم(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۵۰ تعداد دانلود : ۴۱۳
بهاءالدین سلطان ولد از مشایخ و اقطاب طریقه مولویه است. او با آفرینش آثاری به تقلید و پیروی از سبک و شیوه پدرش مولانا جلال الدین پرداخت و به تشریح افکار و جهان بینی او همت گماشت؛ سلطان ولد در آثار خود بسیار از گفتمان مولانا تأثیر پذیرفت؛ اما با سلوک عملی به تجربیات جدیدی نیز دست یافت؛ این امر موجب شد نظریه های بدیعی درباره بعضی از مباحث الهیات، قرآن و حدیث و عرفان اسلامی بیان کند. تأمل در آثار سلطان ولد نشان می دهد او مانند دیگر بزرگان مکتب مولویه به تأویل گرایش بسیاری دارد؛ بسیاری از تأویل هایی که در آثار سلطان ولد دیده می شود، متأثر از مقالات شمس تبریزی و آثار پدرش مولاناست؛ البته او در این عرصه نوآوری هایی نیز دارد. نگارندگان در این مقاله که مبتنی بر مطالعات کتابخانه ای است و با روش توصیفی - تحلیلی انجام می شود، اشارت های نوگرایانه سلطان ولد را در عرصه تأویل آیات قرآن با توجه به گفتار دیگر بزرگان صوفیه به ویژه مولانا و تفاسیر عرفانی متقدم بررسی و تحلیل می کنند؛ سپس به این پرسش پاسخ می دهند که سلطان ولد در عرصه تأویل آیات قرآن چه نوآوری هایی دارد و تا چه اندازه نگرش او با دیدگاه مشایخ گذشته متفاوت است. نتیجه این پژوهش آشکار می کند که سلطان ولد شعر اولیا را تفسیر و تشریح کلام الهی می داند و سخن خود را حاصل الهام حق می شمرد. او معتقد است اولیای واصل به تمام بطون قرآن مسلط اند؛ اما همه اسرار الهی در لفظ و عبارت نمی گنجد؛ علاوه بر این سلطان ولد در عرصه تشریح مقاصد آیات قرآن به ظاهر و باطن آنها توجه دارد.
۷۹۹۵.

تحلیل درّه نادره برپایه رویکرد تحلیل گفتمانی فرکلاف(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۸۲ تعداد دانلود : ۷۵۲
تحلیل گفتمان انتقادی یکی از شیوه های جدید تحلیل متن است. در این شیوه برای استخراج مناسبات قدرت و ایدئولوژی از لایه های زیرین متن، افزون بر توجه به ویژگی های آوایی و زبانی و ادبی متن، به عوامل بیرون از متن بافت موقعیّتی و فرهنگی و اجتماعی نیز توجه می شود. این پژوهش با هدف یافتن راهبردهای کلامی مطرح در رویکرد فرکلاف در درّه نادره ، تبیین نقش این راهبردها یا الگوهای گفتمانی در شکل گیری سبک خاص متن و یافتن گفتمان حاکم بر کتاب برپایه ویژگی های تحلیل گفتمان انتقادی انجام شده است. این مقاله به روش تحلیل محتوا و با شیوه تلفیقی (هم کمّی و هم کیفی) صورت گرفته است. جامعه آماری این پژوهش متن کامل کتاب درّه نادره است. نمونه گیری به روش تصادفی سامانمند، انتخاب و حجم نمونه برپایه فرمول کوکران محاسبه شده است. یافته های پژوهش نشان می دهد می توان در لایه های زیرین درّه نادره به مناسبات قدرت دست یافت. بررسی درّه نادره ازنظر واژگان، دستور و انسجام نشان داد ویژگی های مدّنظر رویکرد فرکلاف، در چارچوب ارزش های گوناگون صوری در این متن وجود دارد. در سطح تفسیر و تببین نیز نمودهای بافت موقعیّتی و مناسبات قدرت و ایدئولوژی در متن درّه نادره کاملاً آشکار است.
۷۹۹۶.

A Lesser-Known Characteristic of Metaphorization in Khaghani’s poems(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۶۲ تعداد دانلود : ۴۸۳
The subject of the present study is the metaphorical chain, a lesser-known characteristic of metaphorization in Khaghani's poetry. The purpose of this study is to better understand the ability of Khaghani odes, his specific techniques in metaphorization, the rhetorical capacities of the Persian language, and the elegance of Khaghani’s poetry. The statistical population was selected according to the version of Khaghani's odes emented by Mirjad al-Din al-Kaza'i, which contains 130 odes. The sample size was based on Cochran's formula and 97 odes were selected by simple random sampling using a random number table. The research method employed was descriptive-analytical. Data were obtained through the library and document analysis method and analyzed based on the content analysis technique. According to the research findings, in metaphorization, Khaghani used strange and far-fetched metaphors, hybrid metaphors, and metaphorical chains. The metaphorical chain is one of the lesser-known features of Persian literature and a stylistic feature of Khaghani’s poetry that distinguishes him from Iranian and Arab poets. Choosing the present tense with the transitive verb provided the poet with a metaphorical chain as exemplified in an 88-verse poem with the two motifs of the Prophet Mohamed's (p.b.u.h.) grave soil and praise of his poetry. In this poem, he succeeds in creating 44 metaphors for the grave of the Prophet (p.b.u.h) and 14 metaphors in praising his poetry as a paradigmatic axis.
۷۹۹۷.

نقد و تحلیل طنز دوره مشروطه در روزنامه ناقور اصفهان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۵۲ تعداد دانلود : ۵۰۰
طنز ازلحاظ محتوا یکی از انواع ادبی است که طنزپرداز در آن، دلایل و نمادهای عقب ماندگی، عیب ها و آسیب های ناراحت کننده اجتماع را به منظور بهبود با طعم خنده و روش پررنگ و مبالغه آمیز و همچنین با نگاهی به اوضاع عادی زندگی مطرح می کند. در شکل گیری هر نوشته طنزآمیزی چهار ویژگی عمده «خنده» ، «مبالغه» «نقد اجتماعی» و «بهینه سازی» نقش آفرین است. گرچه نگاه طنزآمیز برای عیان کردن ناهنجاری ها و مشکلات سیاسی و اجتماعی همواره در تاریخ و ادبیات ایران وجود داشته است، نمی توان به لحاظ بسامد و تشخص سبکی آن را با طنز روزگار مشروطه مقایسه کرد. فضای نسبتاً آزادی که به مدتی کوتاه برای نویسندگان و شاعران ایجاد شد، در کنار رسانه نوپدید روزنامه، جذابیت کافی برای قلم فرسایی طنزپردازان را فراهم آورد. در اصفهان، روزنامه ناقور به تقلید از ملانصرالدین و صوراسرافیل، شروع به انتشار کرد. در ستون «زشت و زیبا» که به احتمال قریب به یقین به پیروی از «چرند و پرند» دهخدا نوشته می شد، مطالب طنز جالبی درج می شد که موضوع این نوشتار است. پژوهش حاضر به روش اسنادی و تحلیل محتوایی به این نتیجه می رسد که بازی های زبانی و تفسیر آنها، استفاده از تمثیل، ضرب المثل و حکایت برای انتقاد از اوضاع سیاسی کشور با نگاهی طنزآمیز، از مهم ترین ابزارهای طنزآفرینی در این روزنامه محسوب می شود؛ چون این روزنامه جزو روزنامه های محلی منتشرشده در اصفهان بوده، سعی کرده است از لهجه و اصطلاحات اصفهان و گاه اقلیت ارامنه به فراخور در طنز خود بهره ببرد. طنز سیاسی بیشترین کاربرد را در میان دیگر موضوع ها دارد و مهم ترین نقد بومی روزنامه ناقور، انتقاد از انجمن ولایتی اصفهان است. ستون زشت و زیبا به مسائل مذهبی به سبب حساسیت مردمی به خصوص در اصفهان کمتر پرداخته است.  
۷۹۹۸.

تضاد و متناقض نما در دیوان شمس با جستاری در تبارشناسی تضاد و متناقض نما در منابع بلاغی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۵۷ تعداد دانلود : ۵۷۰
بحث تضاد و تقابل در آثار ادبی از اهمیت زیادی برخوردار است و برخی از شگردهای مؤثر ادبی و بلاغی مثل تضاد، مقابله، متناقض نما (پارادوکس)، ایهام تضاد و ... بر بنیاد تضاد و تقابل بنا نهاده شده است. در این مقاله با شیوه توصیفی- تحلیلی و با رویکرد تحلیل محتوا، نخست آرایه تضاد و متناقض نما (پارادوکس) در کتاب های بلاغی بررسی شده، سپس کاربرد این فنون در 50 غزل از غزلیات مولوی بررسی و تبیین شده است. نتیجه این است که در کتاب های بلاغی متأخر، تعاریف و تقسیم بندی ها دقیق تری از شگرد ادبی تضاد ارائه شده و گستره آن فراتر از گذشته دانسته شده است و آرایه متناقض نما تنها در برخی از کتاب های بلاغی متأخر بحث شده است. مولوی در استفاده از این شگرد ادبی مقلد صرف نیست، بلکه به اقتضای حال نوآوری کرده است. متناقض نماهای غزلیات مولوی بسیار و از نوع اسنادی است. استفاده نسبتاً زیاد از تقابل آفرینی در غزلیات مولوی ضمن اینکه نشان دهنده فهم عمیق هنری و بلاغی او از قابلیت های هنری فنون بلاغت است، به این واقعیت هم اشاره دارد که تعبیرات پارادوکسیکال با فضاهای عرفانی متناسب است. درمجموع می توان گفت استفاده مولوی از شگرد تضاد و متناقض نما در نبوغ ذاتی و اندیشه خلاق و وجد و حال عرفانی او ریشه دارد.  
۷۹۹۹.

A Study of the Novel Cold Suran: A Temporality Structure Analysis(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۶۲ تعداد دانلود : ۴۶۱
In the novel Cold Suran , a causal link between events is established by time. The disruption of the conventional sequence of time gives the novel a beginning from the end. Every incident in the novel is like a circle starting at one point, and returning to the same starting point after the story is narrated. Frequent travels in the memories of Sohrab (one of the main characters) have created a non-linear time in the novel. This study aims to analyze the novel Cold Suran based on the "temporality structure" view. This research was conducted using the qualitative content analysis method. After analyzing the novel based on the "temporality structure" approach and using various resources, it was concluded that Cold Suran corresponds to the "temporality structure" showing how Afhami uses nonlinear time. Sohrab's mindset and his confusion show his character. Afhami also gives individuality to characters embodying important elements such as family name, special time, material environment, the narrator's ego, and language.  
۸۰۰۰.

حضور عناصر چهارگانه و زبان نمادین در سعادت نامه استرآبادی و ساقی نامه ترشیزی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۱۸ تعداد دانلود : ۵۶۵
نوشتار حاضر کوششی در جهت یافتن برخی از نمادها در دیوان سعادت نامه استرآبادی و ساقی نامه ترشیزی است. نمادها در حقیقت مبیّن اشکال و مفاهیمی هستند که ما نمی شناسیم و از آن جا که نمادها بیانگر حالات روانی خاصّی از انسان ها هستند، می توان با تأویل و تفسیر آن ها در اشعار، به ویژگی های خاصّ روانی و جهان بینی شاعران دست یافت. ساقی نامه ظهوری ترشیزی و سعادت نامه نظام الدّین استرآبادی از جمله آثاری هستند که تحقیقات کافی در مورد آن ها صورت نگرفته و بسیاری از زوایای ارزشمند آن ها پنهان مانده است؛ بنابراین با استخراج نمادها در این دو اثر، می توان کمک شایانی به تفسیر ابیات کرد. این مقاله با هدف بررسی تطبیقی برخی نمادها در سعادت نامه نظام الدّین استرآبادی و ساقی نامه ظهوری ترشیزی مورد ارزیابی قرار گرفته است و بر آن است که به سؤال های مطرح شده پاسخ دهد. پس از استخراج این نمادها در هر دو دیوان، این نتیجه به دست آمد که نظام الدّین استرآبادی شناخت عمیق و دقیقی از نمادها داشته و انگاره های کهن الگویی را با استفاده از عنصرخیال در سعادت نامه خود به طور ویژه ای به کار برده است. این در حالی است که ترشیزی، از موقعیّت های کهن الگویی در اثرش بهره نبرده است. این پژوهش به شیوه نظری و به روش کتابخانه ای و از نوع تحلیل محتوا است.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان