سیمای مسیح در مثنوی مولوی مطابق نقل قرآن مطرح شده است . مولانا ضمن بیان داستان ولادت مسیح ودر گهواره سخن گفتنش ‘ از آنچه برمریم مادر او که بی داشتن همسری به امر الهی بر مسیح باردار شده است و مورد سرزنش مردم واقع گردیده‘سخن به میان می آورد و پس به ذکر احوال زندگی مسیح و معجزات او چون زنده کردن مردگان و شفای بیماران و بینا کردن کوران و درخواست رسیدن مائده (غذای آسمانی ) می پردازد ودر عین حال مولانا از بیان نتیجه عرفانی از احوال عیسی در نقل داستانها غافل نیست.
در این گفتار با مقایسه کتاب ((اصول العشره)) اثر شیخ نجم الدین کبری که کتاب ((اربعین حدیث)) اثر امام خمینی ‘ برخی از زوایای فکری و روحی این دو عارف سترگ بازگو شده است. با وجود واقعیت انکارناپذیر 7 قرن فاصله زمانی وتفاوت آشکار در شیوه آموزشی ‘ حوزه تحصیلی ومشرب سلوکی این دو بزرگ ‘ باز هم به نقاط مشترک و وجوه متشابه چشمگیری بین این دو پیر شیخ پرور و ولی تراش برمیخوریم. مهمترین اصول مشترک در مسلک عرفانی این دو عبارتند از: توبه‘توکل‘زهد‘قناعت‘عزلت‘ذکر‘توجه الی الله‘صبر‘مراقبه و رضا . نکته دیگر اینکه هردو برای اصول مورد نظر معتقد به مدارج و مراحل معین هستند. از میان اصول مذکور شیوه عملی و نظریه عرفانی در دو اصل توبه و صبر بسیار نزدیک است . شیخ نجم الدین کبری شرایط اساسی صبر را ‘ خروج از حظوظ نفس‘اختیاری بودن صبر‘قبول رنج ومشقت در منزل صبر و تداوم و استمرار صبر میداند.