ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۳٬۹۴۱ تا ۲۳٬۹۶۰ مورد از کل ۵۴٬۳۹۸ مورد.
۲۳۹۴۱.

ساختار ساختارها(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۳۵۹ تعداد دانلود : ۴۰۷۸
بر اساس تاملات فرمالیست های روس و دانشمندانی چون لوی اشتروس در باب مفهوم ساخت و ویژگی های آن، هرگونه تغییر در درون یک ساخت، مجموعه عناصر سازنده آن ساخت را تحت تاثیر قرار می دهد. این تحولات مربوط به ساختار ساختارهای هر دوره است. هرگاه ساختار ساختارها در اوج باشد، ساختارهای دیگر نمی توانند در انحطاط مطلق باشند و برعکس. وقتی از این دیدگاه به تاریخ فرهنگ ایران عصر اسلامی نگاه کنیم، حدود قرن چهارم عصری است که ساختار ساختارها در اوج است و بنابراین همه ساختارهای کوچک تر چون شعر، نثر، موسیقی، عرفان، طب و معماری نیز در جایگاه بلندی قرار دارند. آن چه فرهنگ ایرانی و ساختار کلان آن را در عصر فردوسی و بیرونی برجستگی ویژه بخشیده است، «آزادی خرد» است که در منازعات اشاعره و معتزله به چشم می آید. وقتی تفکر اشعری بر فرهنگ ایرانی حاکم شد، چراغ خرد به خاموشی گرایید و ساختار ساختارهایی که بر محور «یقین» استوار شده بود جای خود را به «حجیت ظن» سپرد و گزاره های گمانی جای گزاره های منطقی را گرفتند
۲۳۹۴۲.

جابه جایی و دگرگونی اسطوره رستم در شاهنامه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷۰۰ تعداد دانلود : ۱۴۵۷
رستم یکی از پرآوازه ترین پهلوانان شاهنامه است. در شاهنامه، پدر او دستان، پدربزرگ او، سام و جد او نریمان است و اصل و نسب او از سوی مادر به ضحاک فرزند مرداس می رسد. با این اوصاف، روشن می شود که اسطوره رستم در شاهنامه به کلی دگرگون شده است؛ به این ترتیب که نه دستان پدر اوست و نه سام و نریمان، پدربزرگ و جد او هستند. از سوی دیگر، در اصل و نسب مادری او نیز، خلاف آنچه در شاهنامه آمده است، ضحاک پسر مرداس نیست. بنابراین در واقع، شکل کهن تر اسطوره رستم این گونه بوده است که دستان، صفت رستم، نریمان، صفت گرشاسپ، مرداس، صفت ضحاک و سام، نام خاندانی بوده است که گرشاسپ از آن برخاسته است و بنابراین رابطه خویشاوندی که در شاهنامه درباره اصل و نسب رستم بیان شده، در نتیجه دگرگونی و جابه جایی اسطوره شکل گرفته است و واقعیت ندارد.
۲۳۹۵۲.

سیر تطوّر واژه «ادب» «در سه قرن اول هجری»

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۵۸ تعداد دانلود : ۳۰۳
«ادب» در عرف عرب جاهلی عادات و رسوم نیکو به شمار می رفته که چنین تفکری از میراث و تبار گذشته به یادگار مانده است. این رسوم و عادات به صورت سنت هایی در می آید که از نظر اجتماعی و فرهنگی نیکو و پسندیده به حساب می آید و به آنها نام «ادب» اط8اق می گردد. از آن جایی که یاد دادن و تعلیم و تربیت بسیار مهم شمرده می شد لذا کلمه ادب بر کلیه معارف (به جز معارف دینی) اطلاق گردید. در این جا لفظ تعلیم و تأدیب به صورت مترادف به کار برده می شدند. پس از اسلام معنی ادب همچنان بر اساس معنی دوره جاهلی به کار می رفت، یعنی شیوه رفتار و حُسن اخلاق و نیز داشتن اطلاعات و معارف اجتماعی. تازیان با اقوام دیگر می آمیزند و این آمیزش خاصه در قرن سوم هجری و با روی کار آمدن تمدن اسلامی در بغداد صورت می پذیرد. در این روزگار حوزه معنی ادب گسترش می یابد و بر انواع علوم و فنون و صنایع و پیشه ها و ورزش ها نهاده می شود جز امور شرعی گاهی «ادب» و جمع آن «آداب» به مواردی مربوط می شد که شناخت آنها برای جامعه ضرورت داشت مانند «ادب الکاتب» یعنی فنونی که برای صنعت دبیری به کار می رود. آداب طعام و آداب سفر و آداب درس و بحث از آن جمله اند. در سه قرن اولیه «ادب» در معنی راه و رسم زندگی به کار می رفته و همراه با آن نکته های ظریف و بدیع، لطیفه ها، نادره ها و ظرافت را نیز «ادب» نام می نهادند و کسی که در این حوزه اطلاعات داشت و مردم را سرگرم می کرد، او را ادیب می خواندند و در نهایت در اواخر قرن سوم ادب برای اطلاعاتی استفاده می شد که مربوط به لغت و معنی بود. گرچه در قرون پنجم و ششم، ادب صرفاَ برای علم صرف و لغت و بیان به کار می رفت. اما تغییر معنی ادب در طی قرون متمادی نشان می دهد که دگرگونی های معنایی با سرگذشت تحولات اجتماعی یک قوم، وابسته بوده است.
۲۳۹۵۳.

زبان، صور و اسباب ایجاد طنز

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۹۳ تعداد دانلود : ۲۹۹
طنز و طنزپردازی یکی از شیوه های خاصّ برای بیان مسائل انتقادی جامعه است . از این رو،طنزآور پاسدار ارزش های انسانی است و با حربه بیان از تزلزل و تباهی معنویات در روزگار خود دفاع می کند. طنز بیش از هر چیز انسان را به ما می شناساند و هم آنان را که مورد طنز قرار گرفته- اند.   از نظر اهل ادب، طنز شیوه خاص بیان مفاهیم تند اجتماعی و انتقادی و سیاسی و طرز افشای حقایق تلخ و تنفّرآمیز ناشی از فساد و بی رسمی های فرد یا جامعه است.   عنصری که بیش از همه در بیان مسائل طنز کارآمد است، خود کلمه است که دردهای درونی را نشان می دهد. کلمه در طنز، هم ظرف معنی شاعر است و هم برانگیزنده خیال. در طنز باید کلمات دقیق و کم و با بیش ترین مفهوم انتخاب شود.    عوامل ایجاد طنز، علاوه بر خنده که پایه و اساس آن است، عبارتند از: زبان خاص که با توجّه به انواع طنز و مقتضای حال فرق می کند ضرب المثل ها، گوشه و کنایه ها، تعریض ها، بهره جویی از انواع آرایه های لفظی و معنوی و بیانی چون ذمّ شبیه به مدح، تشبیهات، استعارات، مجازها، اغراق، تمثیل، کاربردهای عامیانه ای و لهجه ای و کنار هم قرار دادن دو چیز نامناسب در کنار هم که ایجاد خنده کند. همچنین هدف طنز استفاده از ترکیبات بجا و مناسب و درخور مقام و مقتضای حال برای شخصیت بخشی به مردمی است که در طی سال های طولانی در عرصه سیاسی و ... به بازی گرفته نشده اند.
۲۳۹۵۴.

جامعه شناسی غزل سنائی

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۵۷ تعداد دانلود : ۳۴۰
هدف مقاله ی حاضر به کار گرفتن روش جامعه شناسی ادبی در تحلیل جامعه شناختی غزل سنائی، شاعر بزرگ و تأثیرگذار بر روند کلی غزل فارسی در قرن ششم است. پس از توضیحات کوتاهی پیرامون «جامعه شناسی ادبیات» و «جامعه شناسی ادبی» و «جامعه شناسی غزل» کوشش شده است جهان نگری سنائی که متأثر از جهان نگری انسان عام در عصر اوست، با تکیه بر متن غزل هایش نشان داده شود، سپس به تحلیل روابط متقابل زندگی فرهنگی انسان ایرانی و بازتاب زیبایی شناسانه ی آن در غزل سنائی پرداخته شود، در مسیر پژوهش، مسائل اقتصادی، روان شناسی اجتماعی، عشق، معشوق، عاشق، تصاویر شعری و مسائل ادبی به عنوان متغیرهای پژوهش، بررسی و تحلیل شده است؛  
۲۳۹۵۵.

القیم الإنسانیه والاجتماعیه فی الأدب العباسی

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۹۲ تعداد دانلود : ۳۰۰
یعتبر العصر العباسی من أثمن عصور الأدب الإسلامی إلّا أنّ المؤرّخین، والنّقاد تکلّموا کثیرا ما عن المساوئ الأخلاقیّه فیه دون أن یوفوا أدباء هذا العصر حقّهم، ودون أن یلتفتوا إلى القیم المنتشره فى الشعر، والنثر. فقالوا إنّ معظم الأدباء کانوا ماجنین، ومتهاترین، ولکنّنا إذا دقّّقنا النّظر، لوجدنا أن الأدباء بغض النظر عن بعضهم، بذلوا قصاری جهدهم لانتشار القیم، ولاسیّما أعلامهم الذین کان مخاطبوهم من مختلف الفئات؛ وأعلامهم فی الشعر: أبوالعتاهیه، وأبوتمام، وأبوالعلاء المعری، والمتنبی، والشریف الرّضی؛ وأعلامهم فی النثر: الجاحظ، وبدیع الزمان الهمذانی؛ وهؤلاء الأعلام یمثلون علماء هذا العصر الذین أدّوا واجبهم الإنسانی تجاه المجتمع، غیر أن هناک أدباء کثیرین نهجوا هذا المنهج، ولکن المجال لایتسع لنا للبحث عن کلّهم أجمعین.
۲۳۹۵۶.

أسباب خلو الأدب العربی القدیم من الملحمه

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۵۱ تعداد دانلود : ۲۱۰
ان الملحمه من الأجناس الأدبیه القدیمه التى طرقها الأدباه فى الآدأب العالمیه منذ عصور قدیمه و هى معروفه لدى الیونان و الرومان م الهند و الفرس. الا أن الأدب العربى القدیم خلا من هذا الجنس الأدبى القیم، و لنعرف أن الشعر الحماسی الذى کان قد وجد فیه یختلف عن الملحمه فنیا. والأسباب التى سبب هذا الفراغ الفنی هی: أ) فقدان الشعور بالقومیه، التی تعد من دواعی نشأه الملحمه، فى المجتمع العربی، ب) اقتصار الشاعر العربى على الشعر الغنائى الذی لایلائم انشاد الملاحم، ج) ا فقدان المجتمع العربی الحروب الطویله والدامیه لیصور الشاعر الملحمى ما فیها من البطولات، د) التزام الشعر العربى بالوزن الواحد والقافیه الواحده، الذى یمنع الشاعر عن انشاد المطولات، ه) فقدان المجتمع العربى الوثنیه المتطوره التى یستمد منها الشاعر طرفا من أغراض ملحمته. الا ان الأدب العربى الحدیث و بعد احتکاکه بالثقافه الغربیه استطاع أن یملأ هذا الفراغ بانشاد الملاحم. 
۲۳۹۵۷.

أسالیب الجمله فی تراث أئمه أهل البیت

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷۳ تعداد دانلود : ۲۱۳
اسالیب الجمله أو ما یطلق علیها فی البلاغه العربیه التقلیدیه بالمعانی الثوانی، فن من الفنون التی لاتستغنی عنها النصوص الأدبیه،کونها تعمق المعنى فی المتلقی و تزید النص روعه و أبّهه، و فی هذا السیاق بادم أئمه أهل البیت (ع) الى استخدام و توظیف هذه الأسالیب للغرض الدینی و نشر ثقافه السماء، اذ راحوا یتفنّنون فیها، حتى أصبح تضرب بتاجا تهم المثل فی الروعه و الطلاوه فی هذا العقل، و ترمی هذه المحاوله الى کشف جانب ضئیل من هذه الأسالیب المستخدمه فی روایاتهم و ذلک للتأکید على هذه العتیقه أن هؤلاء الراسخین فی العلم هم القدوه فی العمل اأدبی الراقی، سواء فی المجال الذی عالجناه فی هذه المقاله أم فی سواها من النصوص. 
۲۳۹۵۸.

الفکر الاجتماعی عند امین الریحانی

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۵۵
أثبت «أمین الریحانى»  أن للتخلف الفکرى و الفقر الثقافى أسبابا عدیده، منها الفقر المادى و لا مبالاه الطبقه الارستقراطیه و ابتعاد الناس عن العلم و المعرفه، و یعتقد أن الشعب الذى یعیش فى الجهل تنهب أمواله و یسیطرعلیه و یقید بقیود و سلاسل لا مرثیه و تکتسح حقوقه وکرامته و یکون مغلوب الخرافات والمعتقدات الباطله. یعتبر أمین أدباً لبناً من رواد الفکر الحرّ یسقى فى اصلاح مجتمعه و المجتمعات الاخرى من الامم العربیه. نجد شخصیه الریحانى متنوعه، بحیث أنه فى کل دین و لیس منه، و هو فى کل نزعه و بقى حرّاٌ، و فى کل جنس، ولکن لا یقیّده لا لوذ و لا دم. یسعى فى بثّ آرائه التحرریّه و نشر نظراته الاجتماعیه، لیشجع الناس على رقى البلاد العربیّه بأجمعها بحیث یوصلها الى مستوى البلاد الغربیه. ما أمین الریحانى سوى علم من أعلام الادب الجدید و رائد من رواد النهضه العربیه الحدیثه. صرخ بالتقدّم و العلم و التحرّر یوم کان الناس یعیشون وراء الاسوار متخلفین، لا یجرؤون على المطالبه بحق. و کان رائداٌ.عظیماٌ فى النصف الثانى من القرن التاسع عشر، یدعو الى التحرّر من التعنّت والتخلّف والجمود، و یسعى لدفع وطنه من قعر الانحطاط و الانحدار الى رابیه التقدّم والنجاح. 
۲۳۹۵۹.

النقد الأدبی بین المفاضله والموازنه والمقارنه

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲۲ تعداد دانلود : ۸۷۰
إن النقد الأدبی (litratary criticism) نوع من أنواع النشاطات النظریه فی الأدب یبتغی الناقد من خلاله (critic) تحلیل (explication) الآثار الأدبیه و تقییمها لیُبدی رأیه فیها استنادا إلی مقاییس النقد و معاییره و إنه الیوم یُعَدّ فنا من الفنون الأدبیه. و بما أن هذه المعاییر تختلف من عصر إلی عصر و من ناقد إلی ناقد آخر فنری أن النقاد قد نهجوا فیه مناهج مختلفه و سلکوا مسالک متبانیه. فالنقد و إن طرأت علیه فی طریقه نحو التقدم و الرقیّ مناهج مختلفه و نزعات متباینه، إلا أننا اخترنا من تلک المناهج الکثیره منهجا واحدا لندرسه عبرالتاریخ و نعالج فی مقالنا هذا خط سیر هذا المنهج النقدی فی الأدب العربی و مدی إسهامه فی توسیع آفاق النقد الأدبی، و هوالأسلوب النقدی الذی یمکن لنا أن نسمیّه فی عصرٍ «المفاضله» و فی عصرٍ «الموازنه» و فی عصرٍ آخر «المقارنه» فإنه قد خلّف للأدب العربی ثروه نقدیه عظیمه رغم ما کان یتأثر أحیانا بالعصبیات والأهواء.
۲۳۹۶۰.

موقف الإسلام من الشعر

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷۹ تعداد دانلود : ۲۱۰
قد تحری الفصحاء والبلغاء قدیما و حدیثا فی إبداء اتجاهاتهم الفکریه و تحلیه رؤسهم المخبوءه فی قالب الشعر لما للشعر من جرس و موسیقی تجعله أبلغ تأثیرا علی الفکر والوجدان و أکثر استجابه للحفظ، و أسرع مخامره للنفس، و أقوی لصوقا بالقلب. و لا ترتبط ظاهره الشعر بالحضاره، بل کانت موجوده عند کل الأمم، فالشعوب البدائیه کان لها شعر أیضا، و لکن العرب بفطرتهم مطبوعون علی الشعر لبداوتهم و ملاءلمه بیئتهم لتربیه الخیال لأن الشعر فن فیه ذوق و فکر و عاطفه و سمو خیال و إمتاع لنفس فکان العرب یبادهون بالشعر و یروونه و یستثیرون به الهمم فی الغزوات والحروب، و یستعینون بفحول الشعراء لما جربوا من وقع الشعر و تأثیره فی شحذ الهمم و إثاره الغیره.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان