شهریارنامه یکی از منظومه های پهلوانی پس از شاه نامه است که درون مایه آن جنگ های خویشاوندی است. برپایه این منظومه، شهریار پس از ستیزی که با سام فرامرز می کند به حالت قهر از سیستان خارج می شود و به هندوستان می رود و در آن جا پس از نشان دادن هنرنمایی های خود، دوباره به ایران بازمی گردد و با خویشان خود رویاروی می شود. همچنین در این منظومه حوادث متعدّدی برای قهرمان داستان و دیگر افراد خاندانش روی می دهد. همه دست نویس های شناخته شده شهریارنامه ناقص اند و آنچه تاکنون از این انتشار یافته است کمتر از یک سوم کلّ این منظومه است. متاسّفانه در همه طومارهای نقّالی شاه نامه که تاکنون انتشار یافته و نیز در مجموعه روایات فردوسی نامه، روایت مستقلی از پهلوانی های شهریار نیامده است. آنچه در این منابع درباره این پهلوان به دست ما رسیده منحصر به چند روایت کوتاه است. نگارنده با بررسی نسخه ای نویافته از این منظومه دریافته که برخی از روایات شهریارنامه، در کهن ترین طومار تاریخ دار شاه نامه آمده با این تفاوت که نام برخی از قهرمانان روایت آن دگرگون شده است. در این مقاله نخست چکیده روایات شهریارنامه را برپایه دست نویس نویافته می آوریم سپس همه روایاتی را که از این منظومه در ادبیات عامیانه ایران متجلّی شده است بررسی می کنیم.
در این مقاله، شرح و گزارش چند بیت از متون ادب فارسی مورد نقد و بررسی قرار گرفته است. نگارنده با ارایه برخی از دلایل و شواهد، نکاتی در لغزش گزارش شارحان آن ابیات گوشزد نموده و کوشش کرده است با ارایه شواهد، مفهوم و معنی آن ابیات را روشن کند. تامل در شرح و گزارش این ابیات، ضرورت توجه به رو ساخت متون ادبی را برای دریافت درون مایه و ژرف ساخت آن آثار بیان می کند.
موضوع اساسی در حوزة نقد اخلاقی آثار هنری و ادبی، رابطة هنر و ادبیات با اخلاق است. مکاتب، جریان ها و نحله های ادبی، هنری و اخلاقی نیز هرکدام از منظری به این مطلب پرداخته اند. اگرچه رسالت اصلی آثار هنری و ادبی در مرحلة نخست، اقناع ذوق مخاطب است اما در بیشتر این آثار، تعهد ادبی و رسالت اخلاقی و دینی خالق آثار، محسوس و مؤثّر است. باید اذعان کرد بسیاری از آثار ادبی ما هم به بیان عناصر، مؤلّفه ها و مضامین اخلاقی پرداخته اند و این تنها مختص ادبیات تعلیمی و یا عرفانی نیست و در انواع دیگر از جمله ادب غنایی و منظومه های بزمی نیز به چشم می خورد. خواجوی کرمانی شاعر بزرگ زبان فارسی نیز در آثار تعلیمی، حماسی، غنایی و از جمله منظومه های بزمی و دیوان خود به تناسب، مصادیق فضایل و رذایل اخلاقی را بیان کرده است. این پژوهش قصد دارد به نقد اخلاقی منظومه های بزمی خواجو بپردازد.
تصحیح متون کهن همواره مورد توجه ادب دوستانی بوده است که دغدغه شان فراهم کردن متنی منقح و نزدیک به گفتار مؤلف است. یکی از متون بحث برانگیز، کلیات شمس تبریزی اثر جلال الدین محمد مولوی است. این اثر سترگ به دلیل حجم گسترده آن و مشوش بودن نسخ موجود هنوز تصحیح کاملاً قابل اعتمادی ندارد. پژوهش حاضر نقد دیوان کبیر مصحَّح فروزانفر بر اساس یکی از نسخ در دسترس ایشان، یعنی نسخه نورعثمانیه (با علامت اختصاری عل) است. در این پژوهش ضمن معرفی این نسخه نحوه استفاده فروزانفر از آن توصیف شده است. ذیل دو عنوان «غزل های افتاده» و «ابیات افتاده» اشعاری ذکر شده است که در نسخه نورعثمانیه موجود بوده است اما از دیوان چاپی مصحَّح فروزانفر افتاده است.
از آنجا که سخن‘ آمیزه ای از لفظ و معناست‘ این دو عنصر تشکیل دهنده‘ همواره مورد توجه علمای بلاغت و ناقدان ادبی بوده است. در ادب عربی‘ غالب ناقدان کهن به جدایی لفظ و معنا اعتقاد داشته ‘ اصالت را به لفظ می دادند و به عبارت دیگر‘ حسن سخن را در حسن الفاظش می دانستند. اما عبدالقاهر جرجانی با نگارش کتاب دلائل الاعجاز این مبنا را بر هم ریخت و ضمن تأکید بر این که لفظ ومعنا را نمی توان از هم جدا کرد‘ اصالت ار به معنا داد و ثابت نمود که لفظ بیرون از چارچوب معنا و منظم نمی تواند هیچ مفهومی داشته باشد که به اوصافی همچون فصاحت موصوف گردد. ما در این نوشتار کوشیده ایم تا از میان هواداران نظریه کهن به بررسی آرای ابوهلال عسکری در کتاب الصناعتین پرداخته‘ سپس نظریه عبدالقاهر را تشریح نماییم.