کنایه بیانی غیرمستقیم و تأمل برانگیز از موضوع های گوناگون است که جنبة هنری و خیال پردازی سخن ادبی را نیز رشد می دهد؛ هم چنین شاعر و نویسنده می تواند با کاربرد آن، معانی و مضامین دشوار را با بیانی آشنا و فشرده و هنرمندانه به ذهن مخاطب منتقل و آن را نهادینه کند. در این جستار ابتدا به طور گزیده دیدگاه های ارائه شده دربارة کنایه و ارزش هنری و کارکردهای ادبی آن در شعر بررسی می شود؛ سپس کنایه در دو جنبة کیفی و کمی در غزلیات شمستحلیل و ارزیابی می شود. باتوجه به این بررسی می توان دریافت مولانا از کنایة قریب در شعر خود بسیار استفاده می کند؛ یکی از علت های این موضوع، ساده گویی و استفادة بی تکلّف شاعر از تصویر شعری است؛ هم چنین شعر مولانا به جای لفظ، بر معنا تکیه دارد و مخاطبان آن نیز عام است؛ این موضوعات باعث شده است تا مفاهیم بلند عرفانی در بیانی ساده جلوه گر شود.
ژانر روان شناختی جایی است که ادبیات عامه پسند و ادبیات نخبه گرا به هم می پیوندند و بدین گونه آثاری خلق می شوند که برای هر دو طیف خوانندگان جذاب محسوب می شود. این ژانر، هم در بُعد علمی و هم در شیوه روایت هنرمندانه اش، از نتیجه دریافت های علم روان شناسی و شاخه های مختلف آن به ویژه روان کاوی سود می جوید. در این شیوه داستان پردازی، نویسنده برای ترسیم زندگی و هویت انسانی، مستقیما به ذهن و روان آدمی وارد می شود. روان شناسی، نویسنده را از ناخودآگاه انسان می گذراند تا از خلال واگویه های ذهنی و تداعی هایش به بیان سرچشمه های اختلالات و ناهنجاری های شخصیتی و اجتماعی برساند. سپیده شاملو یکی از نویسندگان موفق معاصر است که نویسندگی در ژانر روان شناختی را اختیار کرده است. او در تحلیل اندیشه های انتقادی خود، علی الخصوص در موضوع زنان، از دانش روان شناسی استفاده می نماید. تحقیق حاضر به بررسی ژانر و رمان روان شناسی در آثار شاملو پرداخته است. نتایج تحقیق گویای آن است که شاملو علاوه بر استفاده از این دانش در روایت داستان هایش و عناصر روایی آن، علی الخصوص شخصیت پردازی، به شکلی شاخص و برجسته نام ها، تکنیک ها، اصطلاحات، و اطلاعات این علم را در بدنه داستان های خود وارد نموده است.