فخرالدین عراقی یکی از عارفان بزرگ فرهنگ ما است که در قالب تعبیرهایی شاعرانه، اندیشه ها و تجربه های ناب عرفانی خود را ترسیم نموده است. شگردهای بلاغی از جمله ابزارهایی است که در صورت بندی زبان، ذهنیت، تجارب و درونمایه های عرفانی شاعران کارکردی برجسته به خود گرفته است. عراقی عارفی نواندیش می باشد که از این رهگذر توانسته است افکار تازه خود را در ساختی هنرمندانه و متفاوت از زبان رسمی صوفیان به مخاطبان خویش عرضه نماید. در این پژوهش، با طرح این پرسش که عناصر بلاغی، جدای از ارزش های هنری و ادبی چه نقش های دیگری به خود می توانند بگیرند، تلاش می شود تا جایگاه و کارکرد آرایه هایی چون؛ تناقض و طنز، کنایه، اغراق و استعاره در زبان عرفانی عراقی تعیین گردد. می توان گفت کاربست ویژه این صناعات و آرایه ها در کلام عراقی، سبب شده است تا با شکل گیری رویکردی هنری به اندیشه های باطنی، این افکار و اندیشه ها به گونه ای مطلوبتر ترسیم گردند.
عطاملک جوینی، نویسنده تاریخ جهانگشای جوینی، در نگارش کتاب خود از شعر دیگران بهره برده است. ضبط بسیاری از این اشعار با آنچه در مآخذ اصلی آمده است متفاوت است. در این پژوهش یکی از علل این اختلاف ها را که دستکاری و تغییر عمدی مؤلف باشد، مورد مطالعه قرار داده و با بررسی نمونه ها نشان داده ایم که این نویسنده گاه، با هدف ایجاد هماهنگی بیشتر میان نظم و نثر، به فراخور موضوع کلام، آگاهانه در اشعار دیگران تغییراتی اعمال کرده است. البته این تنها یکی از دلایل است و از این رو در ادامه درباره عوامل دیگر از جمله اختلاف نسخ، احتمال خطای حافظه و تصرّف ذوقی نیز به اختصار توضیحاتی آمده است. عطاملک جوینی، نویسنده تاریخ جهانگشای جوینی، در نگارش کتاب خود از شعر دیگران بهره برده است. ضبط بسیاری از این اشعار با آنچه در مآخذ اصلی آمده است متفاوت است. در این پژوهش یکی از علل این اختلاف ها را که دستکاری و تغییر عمدی مؤلف باشد، مورد مطالعه قرار داده
تصحیح متون کهن ادبی، تلاشی ارزشمند در جهت احیاء و پاسداشت میراث فرهنگ ملّی و میهنی است و هرچه این فعالیّت، عالمانه تر باشد، ارزشمند تر خواهد بود. بر این اساس، گام نهادن در این ساحت، دقّت و دانش کافی را می طلبد. دیوان خاقانی تصحیح ضیاء الدین سجادی، از نمونه های موفّق تصحیح متون است؛ سجادی با اینکه بحق و سنجیده، نسخه لندن را که قدیمی ترین نسخه دیوان خاقانی است، نسخه اساس قرار داده، ولی در مواردی به علل متفاوت، ضبط دیگر نسخ را جایگزین کرده که این عامل، سبب خطاهایی در تصحیح بوده است. در این مقاله، سعی خواهد شد ارجحیّت و اصالت ضبط های نسخه لندن وبه تبع آن، اصالت و اعتبار این نسخه اثبات گردد. بر این اساس، با معیارهای علمی همچون؛ اصالت بدیعی، اصالت تصویری، ویژگی های سبکی و زبانی خاقانی و شواهدی از آثار خود شاعر و دیگر شاعران، در صدد تصحیح ابیاتی از دیوان خاقانی برآمدیم. نتیجه پژوهش روشن می سازد که نسخه لندن، اصیل ترین و معتبرترین نسخه دیوان خاقانی بوده و اعتماد به ضبط های این نسخه، در امر تصحیح دیوان خاقانی می توانست مفید بوده و در تصحیح علمی –انتقادی و منقّح از این دیوان، سودمند باشد.
موریس مترلینگ می گوید که در زندگی بیش تر مردم چیزی جز خوردن، خوابیدن، زاد و ولد و کار وجود ندارد، ولی هنرمند از این گروه مستثنا است. او چون دیگران نمی اندیشد و چون دیگران زندگی نمی کند. هنرمند به پدیده ها چون دیگران نمی نگرد و از کنار مسائل به سادگی نمی گذرد؛ بلکه او نکته بین و نکته سنج است و پیچش موی را می بیند. گیرنده ی هنرمند قوی تر است و گاه مانند ژول ورن آینده را پیش بینی می کند.
مقاله حاضر به بررسی سه نمایشنامه برگزیده از آثار دهه 1340 اکبر رادی، نمایشنامه نویس معاصر، با رویکرد به اندیشه های آرمان شهریِ ابونصر محمدبن فارابی، می پردازد. در این پژوهش، با رویکرد به نگرش های آرمان شهریِ فارابی، به آثار دراماتیک معاصر، نگریسته شده است. اکبر رادی، نمایشنامه نویسی ایران را برای بیش از چهار دهه، تحت تأثیر آثار خود قرار داد و الگوهای نوینی در نمایشنامه نویسی کشورمان، از حیث انتخاب موضوع و به ویژه زبان نمایشی پدید آورد. مقاله حاضر با روش توصیفی و تحلیلی به بررسی یافته هایی که به روش کتابخانه ای به دست آمده است می پردازد و قصد دارد که اندیشه های آرمان شهریِ شخصیت های آثار رادی را در پرتو دیدگاه های آرمان شهریِ محمد فارابی بسنجد و با استفاده از رویکردی ایرانی – اسلامی در فلسفه، به نقد آثار رادی بپردازد. هدف از این پژوهش، نگرش به آثار نمایشیِ معاصر از منظر اُتوپیایی است. اُتوپیا یکی از بُن مایه های مشترک و بنیادین، در بسیاری از آثار ادبی جهان بوده است و معمولاً در پژوهش های ادبی در این خصوص، به آرای افلاطون و توماس مور و دیگر نظریه پردازان غربی مراجعه می شود. اکبر رادی، در نمایشنامه هایش شخصیت هایی خلق کرده که همگی از طریق راه های گوناگون به دنبال مدینه فاضل ه ای برای رهایی از وضع موجود و سعادت خود یا جامعه بوده اند. با توجه به نتایج به دست آمده از این تحقیق، در همه نمایشنامه هایی که اکبر رادی که در دهه چهل نوشته است، شخصیت های گوناگونی با اندیشه های آرمان شهری وجود دارند. نکته حائز اهمیت در آثار دهه40 رادی این است که همه شخصیت های آرمان شهریِ رادیِ در راه دستیابی به آرمان شهرهای خود ناکام می مانند.
ترانه اصطلاحی عام است که به انواع قالب های شعری ملحون یا همراه موسیقی به ویژه فهلویات، دوبیتی، رباعی و تصنیف گفته می شود. بومی سروده ها شامل انواعی چون «گرایلی» در آذربایجان، «گورانی» در کردستان و کرمانشاه، «شربه» در جنوب، «شرفشاهی» در گیلان، «سه خشتی» در قوچان و «دیهو» در بشاگرد هستند که در این تحقیق نمونه هایی از آن ها ذکر شده است. در این جستار به شیوه توصیفی-تحلیلی مضامین ترانه های عاشقانه بررسی و طبقه بندی شده اند. جامعه آماری نیز کتاب های پراکنده ترانه های بومی و آثار ضبط شده موسیقی آوازخوانان ایرانی است. یافته های پژوهش نشان می دهد که وابستگی به معشوق بیشترین نمود را در بین این ترانه ها دارد. زبان آن ها ساده و عامیانه است و از آن جایی که با کار و تلاش مردمی ساده زیست ارتباط دارند، در آن ها کمتر به خیال پردازی توجه شده است، بیشتر این ترانه ها با سازهای موسیقی همراه می شوند. نتیجه این که ترانه سرایان با آوردن مضامین متعددی همچون شکایت از دوری یار، سختی راه عشق، مخالفت بزرگان در وصلت دو یار، بوسه خواهی، وفاداری، وصف زیبایی معشوق، توجه طلبی و آرزوی وصال درصدد نشان دادن درون مایه های «بیان حضور در محضر یار» با زیرلایه های آرزو یا دوام آن و «شکایت از فراق و هجران» با زیرلایه های ترس از اتفاق افتادن آن و دعا برای رفعش بوده اند.
بدخوانی خلاق نظریه ای ست که هارولد بلوم آن را بر مبنای بینامتنیّت؛ یعنی روابط میان متون و تأثیرپذیری آثار ادبی از یکدیگر مطرح کرده است. بر این اساس، همواره کشاکشی میان شاعران و نویسندگان جدید با گذشتگان وجود دارد. بلوم در مهمترین اثر خود به نام «اضطراب تأثیر» بر رابطه دوسویه اما ستیزه جویانه مؤلفان جدید با مؤلفان گذشته تأکید کرده است. شاعران و نویسندگان جدید برای رهایی از دلهره تأثیرپذیریِ متون گذشته با بدخوانی خلاق به روش هایی برای خلق آثار جدید دست می زنند و با این کار می کوشند تا خود را از پیشینیان برتر بدانند. در این پژوهش دگرگونی هایی را که مولوی به منظور رهایی از اضطراب تأثیرپذیری آثار پیشین، اعمال کرده است و نسبت های بدخوانی خلاق بلوم در مثنوی را به شیوه تحلیلی تطبیقی بررسی می کنیم. یافته های پژوهش نشان می دهد که روش خلاقانه مولوی در آفرینش داستان ها و حکایات و برای رها کردن خود از تأثیر متون گذشته، مصداق بدخوانی خلاقانه ای است که بلوم مطرح می کند و به این منظور از شگردهای گوناگونی مانند تداعی، ایجاد مضامین تعلیمی و دینی و حکمی، تغییر در عناصر داستان و فرافکنی بهره برده است.
کمال الدین اصفهانی یکی از شاعران برجسته فارسی در قرن ششم و هفتم هجری است که به باور پژوهشگران، در جریان تکوین شعر فارسی تأثیرگذار بوده است. حسین بحرالعلومی، نخستین تصحیح علمی کلیات او را بیش از چهل سال پیش بر اساس چندین دست نویس انجام داده است، اما به دست آمدن چندین دست نویس دیگر از کلیات کمال، بازتصحیح این اثر را ضروری می نماید. با تصحیح جدید این اثر، افزون بر رفع بسیاری از کاستی های تصحیح پیشین، متنی منقح و نزدیک به آنچه شاعر سروده بود در اختیار جامعه ادبی قرار خواهد گرفت. این پژوهش بر آن است با برجسته کردن پاره ای از کاستی ها و افزونی های راه یافته در کتابت و تصحیح کلیات کمال، و نیز ذکر دلایل و شواهد کافی، ضرورت بازتصحیح آن را بیان کند. عدم ضبط یا ضبط ناقص برخی اشعار کمال، ضبط اشعار دیگران به نام کمال، تکرار اشعار، تصحیف، ترجیح های نادرست، و اشتباه در شناخت واژگان و ترکیب ها، سرفصل مواردی است که در این پژوهش به آنها پرداخته شده است. روش تحقیق به صورت اسنادی و با استفاده از امکانات کتابخانه ای و شیوه تحلیل محتوا و طبقه بندی داده هاست. جایگاه کمال الدین اصفهانی در شعر فارسی و بایستگی مطالعه درخصوص او، اهمیت و ضرورت تحقیق را نمایان می سازد و نتیجه پژوهش، تبیین ضرورت بازتصحیح کلیات کمال الدین اصفهانی است.
L’importance accordée au motif du double est un élément constant dans les nouvelles publiées par l’auteur français contemporain Éric-Emmanuel Schmitt. La nouvelle Un cœur sous la cendre contient une pluralité de formes classiques du double : binômes spéculaires, dédoublement psychologique, ambivalence des sentiments, correspondance des affects avec le milieu extérieur. Aux figures qui continuent la tradition littéraire s’ajoutent des expressions contemporaines du double, qui font également l’objet des débats philosophiques, sociologiques et bioéthiques : l’avatar numérique, le corps- alter ego , les questions identitaires autour du sujet de la transplantation d’organes. L’article a pour but une analyse thématique des modalités du double, retrouvables dans la nouvelle, par une recherche qualitative et interdisciplinaire. Les méthodes principales de travail sont l’analyse textuelle et la lecture critique, complétées parfois par une recherche comparative et diachronique. Les concepts-clé sur lesquels s’appuie la discussion sont fournis par les critiques Thierry Ozwald et Florence Goyet en ce qui concerne les formes classiques du double littéraire, par le sémiologue Fanny Georges en relation avec l’avatar numérique et par le sociologue David Le Breton au sujet de la quête ontologique qui a lieu autour du corps humain, les trois volets théoriques représentant les directions principales de la recherche empirique.
This article postulates the concepts of subjective violence and objective violence in constructing the revolutionary others in The Slave (1964), the ideological play by Amiri Baraka (1934-2004), also known as LeRoi Jones. The blacks are identified as the others in the white dominant societies, and the inconvenience of their livings under no effective ‘Civil Rights’ has faded their legitimated targets. They have detached themselves from their origins and experienced numerous troubles in the dominant imperialist world. Jones’ The Slave focuses on the revolt of a black man against the whites’ subjective and objective violence. The paper has centralized Jones’ concepts of black art and identity related to American ‘Social Movements’. Baraka’s The Slave revolutionarily fights back the whites’ violence. To develop the purpose of this study, Žižek’s concept of violence and his psycho-ideological impacts through the lens of Lacan are to be analyzed. The Slave indicates the centrality of a black massive movement toward the achievement of self-rule, self-confidence, self-reliance, and self-realization. LeRoi Jones, as the leader of the ‘Black Arts Movement’ and founder of ‘Black Power’ of the 1960s, attempts to re-define and support blacks’ literature, art, and culture as the operational mission.
پدیده ای که امروزه «کودک همسری» نامیده شده و از مسائل و آسیب های مهم اجتماعی و فرهنگی مربوط به زنان به شمار می رود، مسئله و موضوعی تاریخی است که در عصر قاجار در کشاکش سنت و تجدد، به تدریج به مسئله و موضوع مهمی دست کم در میان اقشاری از جامعه ایران تبدیل شد. کودک همسری یا ازدواج دختران در سنین پایین با اینکه پدیده ای مرسوم در ایران پیشامدرن بوده اما به این معنی نیست که این پدیده به عنوان آسیب اجتماعی و پدیده ای انتقادی به حساب نیاید. در سکوت منابع تاریخ نگارانه، رسمی و حتی سیاسی در مواجهه با این مسئله، متون ادبی که از منابع و سرچشمه های اصلی تاریخ اجتماعی ایران به شمار می روند این مسئله مهم را دستمایه نقد اجتماعی قرار داده و به شکل قابل تأمل و توجهی آن را در اشعار و نوشته های خود بازتاب دادند. این مقاله با اتکا به متون و منابع ادبی عصر قاجار و مشروطه و تحقیقات جدید رویکرد متون به مسئله کودک همسری را به روش توصیفی-تبیینی به تحلیل و بررسی گذاشته است.
عمدتاً زبان ها ویژگی هایی دارند که کاربرد دقیق و بجای آن ها بر حسب حال و متقضای کلام، عارف و عالم را از عامه ی مردم ممتاز می کند. یکی از وجوه برتری و تأثیرگذاری کلام، آمیختگی آن با مَثَل ها، خصوصاً امثال سایره و مَثَل های رایج در میان آثار ادبی است. از جمله در بین تألیفات بجای مانده از شاعران و نویسندگان و اندیشمندان این مرز و بوم، برخی آثار متنوع خواجه نصیر الدین توسی، ادیب، عالم و سیاستمدار نامبردار قرن هفتم هجری است که بخشی از آن ها به زبان فارسی نگاشته شده است و سرشار از مثل ها و تمثیلات گوناگونی است که غالبأ ملهم از مضامین قرآنی و برگرفته از تعالیم دینی است. خدمات خواجه به زبان و ادب فارسی و فرهنگ این سرزمین، متضمّن همین آثاری است که میراثی گران سنگ و گنجینه ای ارزشمند به شمار می آید. آثار او به زبان فارسی مانند اخلاق ناصری، اساس الاقتباس، اوصاف الاشراف، معیار الاشعار، و ...که هرکدام با سبک و سیاقی متفاوت هستند، بیانگر آن است که وی بر اساس محتوای آن کتاب از تمثیلات استفاده کرده است. در آثار ادبی و عرفانی و اخلاقی خواجه به ویژه اخلاق ناصری تمثیل، ابزاری است برای تحکیم مبانی اخلاقی و تبیین آموزه های قرآنی. در این مقاله سعی شده محتوا و مقصود کلام با ابتناء بر شیوه ی کتابخانه ای و یا هدف تبیین کاربرد تمثیل برای بیان آداب اخلاقی و روابط اجتماعی بر اساس تحیلی توصیفی و با تأکید بر اخلاق ناصری ارائه گردد.
برای اینکه به هستة مرکزی اندیشة یک شاعر پی ببریم، باید به دو پرسش پاسخ بدهیم؛ اینکه مسئلة اصلی او چه بوده و چه فرضیه ای برای حل آن داشته است.دستیابی به پاسخ این دو پرسش نیازمند طی دو مسیر زیر است: سیر از جزء به کل و از کل به جزء در اشعار شاعر با روش پدیدارشناختی واکاوی فرازوفرود زندگی او و موقعیت اجتماعی وی با روش نشانه شناختی همچنین، مسئله همیشه «تعارض میان دو سویه» است که معمولاً در سطح عام تری جریان دارد و شاعر با حساسیت خاص، نمایندة درک آن می شود و به ویژه برای رفع آن می کوشد.
قرآن بهترین راهنما و اخلاق یکی از مهمترین مسائل در زندگی بشر است از اینرو رهگیری موضوعات اخلاقی در قرآن اهمیت ویژه می یابد، زبان شعر نیز بسیار گویا و از شاخصه های هر فرهنگی به شمار می رود و آثار قرآنی اخلاقی شاعران مسلمان، دارای اهمیت زیاد است، بیش متنیت یکی از زیر مجموعه های نظریه ژنت در موضوع بینامتنیت است که برداشت متن دوم از متن اول است به گونه ای که اگر متن اول نبود امکان شکل گیری متن دوم وجود نداشت. این نگاشته با روش تحلیل واژگان و محتوا انجام پذیرفته است. بررسی مقایسه ای اشعار دو شاعر مسلمان یعنی ابوالعتاهیه و پروین اعتصامی در زمینه مفاهیم اخلاقی قرآنی با رویکرد بیش متنیت ژنت هدف اصلی این مقاله است. جامعه آماری این تحقیق، دیوان پروین اعتصامی و دیوان ابوالعتاهیه است. این بررسی نشان داد دوشاعر مفاهیم اخلاقی قرآن را با زبان شعر، بازنشر داده اند، با توجه به تقسیم بندی مسائل اخلاقی به کلیات اخلاق، اخلاق بندگی، فردی، اجتماعی و زیست محیطی، بررسی مقایسه ای در سه زمینه اول، انجام شد که این نتایج به دست آمد: در کلیات اخلاق؛ تطابق و تناسب پاداش انسان با اعمالش، آلی بودن دنیا برای آخرت و نه اصالی بودن آن، در اخلاق بندگی؛ همیشه خود را در محضر خدا دانستن و همیشه راضی به قضای الهی بودن و در اخلاق فردی، برخورداری از ملکه صبر در زندگی و عبرت آموزی از گذشتگان و توجه به گردش روزگار برای همگان.