ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴۴٬۱۶۱ تا ۴۴٬۱۸۰ مورد از کل ۵۴٬۳۹۸ مورد.
۴۴۱۶۳.

سخنی پیرامون ادبیات تعلیمی و غنایی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۴۳ تعداد دانلود : ۶۲۶
ادبیات فارسی از غنی ترین ادبیات جهانی است، لبریز از عواطف و احساسات درونی و قالب های گوناگون رایج زمان در درازنای تاریخ پرفراز و نشیب این سرزمین. بسیاری از شاه کارهای ادبی، جنبه تعلیمی دارند و از این قبیل است مثنوی مولوی و بوستان سعدی و حدیقه سنایی و منظومه های عطّار و نظایر آنها که جنبه های تعلیمی آنها همپای جنبه های ادبی پُرمایه و قوی است، عرصه کاربرد ادب تعلیمی بسیار وسیع است، زیرا به هر حال، هر اثری، مطلبی را تعلیم می دهد. در شعر فارسی، ادب غنایی به صورت داستان، مرثیه، مناجات، بثّ الشّکوی، گلایه و تغزّل در قالب های غزل، رباعی، مثنوی و حتّی قصیده مطرح می شود. امّا مهم ترین قالب آن غزل است، شعر غنایی در دو معنی به کار می رود: 1- اشعار احساسی و عاطفی   2- اشعار عاشقانه  
۴۴۱۶۴.

بررسی و تحلیل مضمون و درون مایه در ترانه های عاشقانه محلی ایرانی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۴۲ تعداد دانلود : ۶۵۱
ترانه اصطلاحی عام است که به انواع قالب های شعری ملحون یا همراه موسیقی به ویژه فهلویات، دوبیتی، رباعی و تصنیف گفته می شود. بومی سروده ها شامل انواعی چون «گرایلی» در آذربایجان، «گورانی» در کردستان و کرمانشاه، «شربه» در جنوب، «شرفشاهی» در گیلان، «سه خشتی» در قوچان و «دیهو» در بشاگرد هستند که در این تحقیق نمونه هایی از آن ها ذکر شده است. در این جستار به شیوه توصیفی-تحلیلی مضامین ترانه های عاشقانه بررسی و طبقه بندی شده اند. جامعه آماری نیز کتاب های پراکنده ترانه های بومی و آثار ضبط شده موسیقی آوازخوانان ایرانی است. یافته های پژوهش نشان می دهد که وابستگی به معشوق بیشترین نمود را در بین این ترانه ها دارد. زبان آن ها ساده و عامیانه است و از آن جایی که با کار و تلاش مردمی ساده زیست ارتباط دارند، در آن ها کمتر به خیال پردازی توجه شده است، بیشتر این ترانه ها با سازهای موسیقی همراه می شوند. نتیجه این که ترانه سرایان با آوردن مضامین متعددی همچون شکایت از دوری یار، سختی راه عشق، مخالفت بزرگان در وصلت دو یار، بوسه خواهی، وفاداری، وصف زیبایی معشوق، توجه طلبی و آرزوی وصال درصدد نشان دادن درون مایه های «بیان حضور در محضر یار» با زیرلایه های آرزو یا دوام آن و «شکایت از فراق و هجران» با زیرلایه های ترس از اتفاق افتادن آن و دعا برای رفعش بوده اند.
۴۴۱۶۵.

واکاوی در سه رنگزای سکاهن، بهرمان و عنبر با تکیه بر شعر فارسی (قرن چهارم تا هشتم هجری قمری)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۴۲ تعداد دانلود : ۷۲۷
رنگزاها مواد طبیعی یا مصنوعی رنگینی هستند که از دوره ی غارنشینی تاکنون، انسان از آن ها برای رنگ آمیزی محیط و اشیای پیرامون خود بهره گرفته است. به نظرمی رسد، تعدادی از رنگزاهایی که در ایران کهن استفاده می شده اند، در گذر زمان به فراموشی سپرده شده یا تغییر نام داده اند و اکنون بعضی از آن ها در جوامع علمی با واژه های دخیل از سایر زبان ها، استفاده می شوند و تا کنون نیز منبعی که در آن، تمام رنگزاهای ایرانی به طورمستقل معرفی و بررسی شده باشد، دیده نشده است. ازآنجایی که شناخت کامل رنگزاهای ایرانی و واژگان مربوط به آن ها، ضرورتی علمی و عاجل است و با توجه به این که شاعران از رنگزاها به وفور در شعر خود بهره گرفته اند، از متون نظم فارسی کهن می توان در حوزه ی بازیابی بخش هایی از علوم مربوط به رنگزاها اطلاعات مفیدی گردآوری نمود که از مهم ترین اهداف این پژوهش است. در این مقاله با بررسی دیوان های شاعران از قرن چهارم تا هشتم هجری قمری، به بازشناخت سه رنگزای طبیعی فراموش شده یا تغییر نام داده در ایران کهن پرداخته شده است؛ دستیابی به رنگزاهایی مانند سکاهن، بهرمان یا عصفر و عنبر حاصل این پژوهش است. نتیجه ی این پژوهش از یک سو می تواند راهگشای تفسیر صحیح بیت هایی باشد که رنگزاها و مضمون هایشان در آن ها حضور دارند و از سوی دیگر، گوشه ای از رنگزاهای فراموش شده ی کهن ایرانی براساس شعر فارسی را معرفی کند. اطلاعات فنی استخراج شده از شعر فارسی در حوزه ی رنگزاها نیز می تواند مورد استفاده ی پژوهشگران حوزه های مختلف علوم مرتبط با آن، مانند پژوهش هنر، مرمت آثار تاریخی، باستان سنجی و صنایع قرارگیرد. واژه های کلیدی: ط رنگزاها مواد طبیعی یا مصنوعی رنگینی هستند که از دوره ی غارنشینی تاکنون، انسان از آن ها برای رنگ آمیزی محیط و اشیای پیرامون خود بهره گرفته است. به نظرمی رسد، تعدادی از رنگزاهایی که در ایران کهن استفاده می شده اند، در گذر زمان به فراموشی سپرده شده یا تغییر نام داده اند و اکنون بعضی از آن ها در جوامع علمی با واژه های دخیل از سایر زبان ها، استفاده می شوند و تا کنون نیز منبعی که در آن، تمام رنگزاهای ایرانی به طورمستقل معرفی و بررسی شده باشد، دیده نشده است. ازآنجایی که شناخت کامل رنگزاهای ایرانی و واژگان مربوط به آن ها، ضرورتی علمی و عاجل است و با توجه به این که شاعران از رنگزاها به وفور در شعر خود بهره گرفته اند، از متون نظم فارسی کهن می توان در حوزه ی بازیابی بخش هایی از علوم مربوط به رنگزاها اطلاعات مفیدی گردآوری نمود که از مهم ترین اهداف این پژوهش است. در این مقاله با بررسی دیوان های شاعران از قرن چهارم تا هشتم هجری قمری، به بازشناخت سه رنگزای طبیعی فراموش شده یا تغییر نام داده در ایران کهن پرداخته شده است؛ دستیابی به رنگزاهایی مانند سکاهن، بهرمان یا عصفر و عنبر حاصل این پژوهش است. نتیجه ی این پژوهش از یک سو می تواند راهگشای تفسیر صحیح بیت هایی باشد که رنگزاها و مضمون هایشان در آن ها حضور دارند و از سوی دیگر، گوشه ای از رنگزاهای فراموش شده ی کهن ایرانی براساس شعر فارسی را معرفی کند. اطلاعات فنی استخراج شده از شعر فارسی در حوزه ی رنگزاها نیز می تواند مورد استفاده ی پژوهشگران حوزه های مختلف علوم مرتبط با آن، مانند پژوهش هنر، مرمت آثار تاریخی، باستان سنجی و صنایع قرارگیرد. واژه های کلیدی:
۴۴۱۶۶.

کارکرد بازآفرینی قصه ی آفرینش در غزلیات حافظ

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۴۲ تعداد دانلود : ۷۹۰
قصة آفرینش و تلمیح به آن یا ذکر لفظ آدم یا الفاظ مشابهی مانند پدر و ابوالبشر و عناصر و شخصیت های همراه نخستین انسان، مثل حوا، شیطان یا ابلیس، بهشت، میوة ممنوعه و روضة رضوان، در آثار مختلف فرهنگ اسلامی فراوان است؛ چنانکه حافظ در بیت:
۴۴۱۶۷.

تکوین مهر در اسطوره و تحوّل چهره آن به جمشید در حماسه بر اساس نظریه دگرگونی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۴۲ تعداد دانلود : ۵۵۶
یکی از نظریه های کلّی در مورد قهرمانان این است که در گذر زمان دچار تحوّل می شوند و با معیارهای انسان هایی که در شرایط تاریخی و جغرافیایی با شرایط فکری گوناگون می زیند، شکل خاص خود را به دست می آورند. از محورهای فکری آریایی های هند و ایرانی، گرایش به رویدادهای طبیعی بوده است که مهرپرستی به عنوان یک پدیده در ذهن این اقوام در دوره های گوناگون کارکردهای خاصی به خود گرفته است. حال این پرسش مطرح است که مهر در اسطوره ها با گذر زمان دچار چه تحوّلی می شود و با پدیدآمدن حماسه، مهر چه شکل و شمایلی به خود گرفته است؟ نگارنده سعی کرده است با توجّه به الگوهای اسطوره ای و حماسی جواب درخوری به این پرسش دهد. بر این مبنا ابتدا چگونگی هستی یافتن مهر در اسطوره های هند و ایران بررسی شده و کم کم تحوّل او در اسطوره های ایرانی و مرزهای خارج از ایران باز نموده می شود و سپس، چگونگی تبدیل این ایزد به چهره حماسی جمشید با ارائه دلایل مختلف مورد تحلیل قرار گرفته است.نتیجه پژوهش حاضر این است که مهرپرستی با فتوحات ایرانیان پا به غرب می گذارد و پس از پذیرفتن بعضی کارکردهای خدایان خورشیدی، با چهره جدیدی به شکل انسان در اساطیر ایرانی به روند تکاملی خود ادامه می دهد. میترا در حماسه ملّی ایران، با توجّه به شکل قبلی خود و تحوّلی که در پدیده ها به وجود آمده، در شکل جدیدتر با چند پدیده ترکیب شده، در جلوه جدیدِ الگوی قهرمانی، در چهره شخصیّتی به نام جمشید پدیدار می گردد. در این مقاله به شیوه تحلیل محتوا مبنای تکوین و تحوّل مهر در اسطوره و حماسه بررسی خواهد شد.
۴۴۱۶۸.

«همی بکشتی تا آدمی نماند شجاع» نقد آرا و عملکرد مصحّحان در بازیابی دو بیت منسوب به رودکی سمرقندی در منابع بلاغی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۴۲ تعداد دانلود : ۴۶۸
رودکی سمرقندی، استاد و پیشگام شاعران پارسی زبانِ ایرانِ بعد از اسلام است. نام و آوازه او در دربار سامانیان و حکمت های پیدا و پنهان در اشعارش به ویژه الفاظ خوب و معانیِ آسان در سروده های او موجب شده است تصویری به غایت ویژه از این شاعر دیرینه در ذهن ایرانیان و پارسی زبانان خارج از ایران به وجود آید. این پژوهش با تکیه بر دو بیت منسوب به رودکی تهیه شده است. یک بیت در ترجمان البلاغه، حدائق السحر و دیگر منابع بلاغی به صورت «همی بکشتی تا آدمی نماند شجاع/ همی بدادی تا آدمی نماند فقیر» و بیت دیگر در المعجم به صورت «همی بکشتی تا در عدو نماند شجاع/ همی بدادی تا در ولی نماند فقیر» آمده است. از مصحّحان سروده های رودکی، بهار و نفیسی برآن اند که بیتِ نخستْ روایت یا ضبط اشتباهی از بیت دوم است. به همین دلیل و به پیروی از این دو مصحّح، بیت نخست در هیچ یک از دیوان های شعر رودکی وارد نشده است؛ اما شواهد نشان می دهد، این دو سروده یک بیت نیست؛ بلکه دو بیت مستقل از هم است. نویسندگان در این مقاله می کوشند نخست با توجه به وجود ابیات مشابه در آثار شاعران، استقلال ابیات را به اثبات برسانند؛ سپس با توجه به ویژگی های سبکی سروده های مسلّم رودکی، اصالت بیت نخست را تأیید کنند و سرانجام احتمالاتی را درباره بیت دوم مطرح خواهند کرد.
۴۴۱۶۹.

راهکارهای آموزش الفبای زبان فارسی به غیرفارسی زبانان از دیدگاه مدرسان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۴۳ تعداد دانلود : ۴۲۰
آموزش آواها و خط در هر زبان مهم ترین بخش آموزش زبان به شمار می رود؛ زیرا اگر زبان آموز یک آوا را چه در مرحله خواندن و چه در مرحلهنوشتن، به اشتباه یاد بگیرد، دیگر قادر به درست خواندن و درست نوشتن نخواهد بود. با توجه به اهمیت الفبای یک زبان در مراحل ابتدایی یادگیری زبان دوم یا خارجی و نقش بنیادین آن در امر آموزش آن زبان، هدف از نگارش این مقاله بررسی روش های موجود در رابطه با نحوه آموزش الفبا و خط زبان فارسی است. بدین منظور، دو پرسش پژوهش طرح شد؛ آیا در آموزش زبان فارسی به عنوان زبان دوم توجه کافی به آموزش مستقیم الفبا شده است یا خیر؟ از دیدگاه مدرسان زبان فارسی، بهترین شیوه آموزش الفبای زبان فارسی به غیرفارسی زبانان کدام شیوه است؟ برای پاسخ به این پرسش ها، پرسشنامه ای با 16 گویه طراحی شد و در اختیار مدرسان آموزش زبان فارسی قرار گرفت. یافته های حاصل نشان دهنده اهمیت بالای یادگیری آواها بیش از یادگیری خط است. از بررسی داده ها چنین به دست می آید که در آغاز کلاس های فارسی آموزی بهتر است آموزش الفبا با حروف پربسامد و سپس با واژگان کاربردی و پربسامد همراه باشد. هم چنین نظر مدرسان بر این بود که در آموزش الفبا به غیرفارسی زبان استفاده از لوحه الفبا تأثیر مثبت دارد و نیز آموزش واکه های کوتاه و بلند هم راستا باهم در یک جلسه آموزشی می تواند به نوعی در یادگیری به غیرفارسی زبانان کمک کننده باشد و نکته بعدی که می تواند در یک جلسه آموزشی به همراه هم باشد، آموزش حروف یک شکل است که تنها تفاوت آنها در نحوه و تعداد نقطه گذاری است.
۴۴۱۷۰.

بررسی ابیاتی نویافته از رودکی در فرهنگی ناشناخته(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۴۲ تعداد دانلود : ۵۸۹
یکی از منابع اصلی پژوهشگران برای واکاوی میراث های گمشده ی شاعران کهن ایران زمین از جمله پدر شعر پارسی- ابوعبدالله رودکی - مراجعه به فرهنگ های کهن و یا ناشناخته ای است که غالباً از نظر به دور مانده است. با توجه به فراوانی منابع ادبی و پراکندگی اشعار رودکی در آثار ادبی پس از وی، یافتن هر نسخه ی جدید از این قسم می تواند برای افزودن به شمار سروده های رودکی سمرقندی، سراینده ی نامدار عصر سامانی مغتنم باشد. در بین منابع ادبی و بلاغی به جای مانده، فرهنگ های لغت به لحاظ ذکر شواهد شعری فراوان از شاعران مختلف اهمیت ویژه ای دارند. با بررسی دو نسخه از یک فرهنگ فارسی به فارسی تألیف مؤلفی ناشناس که در کتابخانه ی دانشگاه تهران و کتابخانه ی ملی شماره شده اند، ابیات تازه ای از رودکی به دست آمد که در این مقاله به معرفی آن ها می پردازیم؛ علاوه بر این، ضبط های منحصر به فردی از برخی ابیات و انتساب های جدیدی به رودکی مشاهده شد، که در این جستار نقد و بررسی می شوند.
۴۴۱۷۱.

نقد و پردازش اصول رمانتیسم جامعه گرا در شعر ژاله قائم مقامی و نازک الملائکه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۴۲ تعداد دانلود : ۵۰۷
یکی از مکاتب ادبی پرطرفدار معاصر، مکتب رمانتیسم است که ابتدا به مسائل شخصی افراد می پرداخت؛ امّا به خاطر اوضاع نامناسب سیاسی و اجتماعی، به تدریج از حالت فردگرایانه به سمت اجتماع، سوق یافت و حالتی جامعه گرا به خود گرفت. گرچه پیدایش مکتب رمانتیسم در ادبیّات فارسی و عربی، زمینه های مشترک زیادی ندارد؛ ولی همگونی های زیادی میان پیروان این مکتب ادبی در فارسی و عربی به چشم می خورد. نازک الملائکه و ژاله قائم مقامی از جمله شاعرانی هستند که اشعار آن ها دارای چنین صبغ ه ای است. اشتراک هایی در مضمون و س بک شعری شان است، نشان می دهد که اشعار در ابعاد محتوا، قالب و زبان، از شعر دوره رمانتیک اروپا، تأثیر پذیرفته است. مقاله حاضر در صدد است با روش توصیفی- تحلیلی، اصول رمانتیسم جامعه گرا در اشعار ژاله قائم مقامی و نازک الملائکه را مورد تحلیل و تبیین قرار دهد به همین منظور، ویژگی هایی چون احساس اجتماعی، توجّه به نابرابری های اجتماعی، تضاد طبقاتی، فقر، افول جامعه، زن و مسائل پیرامون آن، ایده آلیسم و آرمان گرایی در شعر این دو شاعر، مورد بررسی قرار گرفته است. نگارنده در صدد آن است تا به این پرسش ها پاسخ دهد که مهم ترین مسائلی که در اشعار این دو شاعر مطرح می شود، چیست؟ و چه وجوه تشابهی بین این دو شاعر وجود دارد؟
۴۴۱۷۲.

نظریه «زیبایی شناسی دریافت» و نقد و بلاغت اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۴۲ تعداد دانلود : ۵۰۴
برخلاف رویکردهای گذشته به متون که غالباً یا ناظر به «متن» و یا «مؤلف متن» بودند، از رویکردهای امروزین نقد ادبی، پرداختن به «خواننده متن» و بحث از نقشِ خواننده در معنی گذاریِ متن است. این دسته از نظریه ها برآنند که متن معنی ی ا مع انی ثاب تی ن دارد بلک ه مع انی محصول خلاقیت خواننده اند. از مهم ترین مکاتب نظری امروز که به اهمیت نقش خواننده در ادراک و دریافتِ معنی، و بلکه در خلقِ معنای متن اشاره دارد نظریه «زیبایی شناسیِ دریافت» است که با نام هانس رابرت یائوس و ولفگانگ ایزر شناخته می شود. تصوّر کلی نسبت به تحول تاریخیِ نظریه های ادبی اینگونه است که اهمیت قائل شدن برای جایگاه خواننده در شکل دهیِ معنای متن، و نقش خواننده در معناگذاریِ متن و مسائل پیرامونِ ادراکِ معنی، دستاورد نظریِ قرونِ اخیر در مغرب زمین است. حال آنکه دقت و بازخوانیِ برخی از متون بلاغیِ گذشته نشان دهنده تأملاتِ نظری و آراء قابل تأملِ برخی از نظریه پردازان و بلاغیانِ اسلامی درباره اهمیت خواننده و نقش وی در خلق معنای متن است. پژوهش حاضر به بررسی تأملات سه تن از بلاغت نگاران و ناقدان ادبی جهان اسلام در باب ارتباط متن و خواننده و جایگاه و اهمیت خواننده در تعیین معنای متن، می پردازد.
۴۴۱۷۳.

تحلیل روان کاوانه شخصیتّ بانوگشسب بر اساس آرای فروید و یونگ

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۴۲ تعداد دانلود : ۷۲۵
آرای فروید و یونگ در قلمرواساطیر مورد توجه بسیاری از منتقدا نحوزه نقدا دبی قرارگرفته است،.درپژوهش حاضر،منظومه بانوگشسب نامه که سرشار از کارکرد های اساطیری است. در  چهارچوب نظریه های فروی د ویونگ قاب لبررسی روان کاوانه است.این مقاله به بررسی شخصیت بانوگشسب ،انواع عقده ها و مکانیسم های دفاعی و سپس به بررسی دو کهن الگوی پیر خردمند و نقاب پرداخته و چگونگی تبلود هر یک از این آرا و نطریه ها را مورد بررسی و تحلیل قرار داده است. روش تحقیق ،تحلیل محتوا بوده است . نتایج این پژوهش نشان می دهد که بانو گشسب دارای تیپی اقتدار طلب و دارای عقده های متعددی چون اختگی،حقارت از نابرابری جنسی و زیر دست بودن است و از مکانیسم های دفاعی چون تصعید ،سرکوبی و انکار سود جسته و کهن الگوی پیر دانا در وجود رستم و کهن الگوی نقاب در وجود بانوگشسب تبلور یافته است . بنابراین با بررسی آرای فروید و یونگ می توان شخصیت بانوگشسب را مورد تحلیل و بررسی روان کاوانه قرار داد.
۴۴۱۷۴.

تاریخ ادبیّات نویسی تطبیقی فارسی و عربی براساس الگوی انواع ادبی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۴۲ تعداد دانلود : ۷۶۹
پژوهش حاضر، پیشنهادهایی برای نگارش «تاریخ ادبیّات تطبیقی فارسی و عربی» براساس «الگوی انواع ادبی» است. نوشتار پیش رو آن دسته از گونه های ادبیّات فارسی و عربی را که می توانند در نگارش تاریخ ادبیات تطبیقی مورد مطالعه باشند را نشان داده است. پژوهش حاضر به دنبال یافتن معیارهایی برای تفکیک و طبقه بندی انواع ادبی در ادبیّات فارسی و عربی است که قابلیّت بررسی تطبیقی در درون یک بافت تاریخی را داشته باشند. این جستار ازلحاظ داشتن رویکرد تطبیقی در بررسی سیر تحوّل تاریخی انواع ادبی فارسی و عربی، متمایز است. یافته های پژوهش پیش رو نشان می دهد که انواع ادبی قابل طرح در این حوزه را می توان به دو گروه تقسیم کرد: «انواع ادبی مشترک» و «انواع ادبی موازی». گروه نخست، آن هایی هستند که از جهاتی اصالت و ریشه فارسی یا عربی دارند و گروه دوم، انواع ادبی ای که یا درون مایه شان جزء مسائل عامّ بشری است یا اینکه از انواع ادبی وارداتی غربی - اروپایی به حوزه ادبیات فارسی و عربی به شمار می روند.
۴۴۱۷۷.

Du Désir du Personnage au Désir du Lecteur : une Étude Esthétique de l’Effet de Lecture Romanesque à Travers Désert de Le Clézio(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۴۱ تعداد دانلود : ۵۲۰
L’élément de personnage a souvent fait l’objet d’études littéraires. Pourtant, rares sont les études qui scrutent l’effet esthétique de cet élément sur la réception du lecteur. Les recherches de Vincent Jouve sur l’effet-personnage pallient ce manque théorique. Dans L’effet-personnage dans le roman (2001), il explique que le personnage peut produire trois types d’effet sur le lecteur : l’effet-personne, l’effet-personnel et l’effet-prétexte. Dans cet article, nous nous pencherons sur l’étude de ce dernier effet à travers Désert (1980), roman de J.M.G. Le Clézio. Cet effet s’exerce sur le lecteur lorsque celui-ci projette ses désirs dans le personnage. Mais par quel mécanisme le lecteur entre en interaction avec le personnage-prétexte et comment cette interaction donne lieu à l’abréaction des pulsions du lecteur pour provoquer le plaisir lectoral ? Quels sont les procédés narratifs qui préparent l’effet-prétexte ? Pour répondre à ces questions et afin de mieux connaître le processus de l’activité lectoriale et son effet sur le lecteur, nous étudierons les trois désirs pulsionnels parcourant notre corpus, à savoir le voyeurisme, l’aspiration à l’inhumain et au non-humain et l’affirmation du Moi. Nous examinerons également, les modalités de la préparation narrative de l’œuvre en vue de susciter l’effet-prétexte à la réception du personnage.
۴۴۱۷۸.

بررسی تأثیر ویژگی های صرفی اسم فارسی و عربی در ادبیت شعر با تکیه بر ملمعات حافظ(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۴۱ تعداد دانلود : ۷۶۵
در مقاله حاضر، مشخصه های صَرف اسم عربی مانع برداشت های گوناگون از متون ادبی دانسته شده است. ساختمان اسم عربی از ویژگی هایی ذاتی چون تذکیر و تأنیث، جامد و مشتق، وزن، تثنیه، انواع جمع، ضمایر دقیق، موصول، اسم های اشاره و... برخوردار است که تعیّن و تداعی دقیق معانی در ذهن مخاطب را به همراه دارد. هرچند دقت صَرف عربی در نثر علمی و فلسفی امتیاز به شمار می رود و دانشمندان می توانند مقصود خود را به کمک آن به روشنی بیان کنند، در متون ادبی، نقص به نظر می رسد و از چندپهلویی و لطف هنری اثر می کاهد. مسکوت بودن برخی از این ویژگی ها در صرف اسم های فارسی، به ابهام و ادبیت شعر کمک می کند. در دیوان حافظ هفت غزل ملمع وجود دارد که امکان چنین مقایسه ای را فراهم می آورد. وجود مصراع هایی به زبان فارسی و عربی در یک غزل حافظ به خوبی تفاوت امکانات صرفی در زبان فارسی و عربی را نشان می دهد. فقدان چنین مشخصه هایی یا وجود آن به صورت کلی در واژه فارسی طیف بیشتری از مخاطبان را با خود همراه می سازد و دامنه برداشت های گوناگون را وسعت می دهد.
۴۴۱۸۰.

La violence contre le corps dans quelques œuvres de Milan Kundera(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۴۱ تعداد دانلود : ۴۵۲
Dans presque toutes les œuvres de Milan Kundera, l'écrivain tchèque, un sentiment de haine vague mais omniprésent apparaît dans la conscience des personnages. Bien qu’ils ne le confessent pas ouvertement, la manière dont ils traitent leur corps et les corps des autres révèle un sentiment profond de dégout et d’abjection envers celui-ci. Cette haine du corps est en partie enracinée dans le phénomène inconscient de l'abjection ainsi que dans le conflit entre le moi et le corps. En effet, on pourrait dire que dans ses œuvres, Kundera confronte intentionnellement les personnages à des situations où ils doivent faire face à leur corps, remettant en question leur rapport avec celui-ci. Cette confrontation prend parfois une forme violente. Dans cet article nous allons examiner psychologiquement les origines de cette violence d’après les idées de Kristeva et Lacan, d'abord dans le roman La vie est ailleursdans les chapitres concernant la rencontre de la mère avec le peintre, puis dans L'immortalité, là où la fille tente de se suicider sur l'autoroute.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان