بدبینی و یأس حالتی روانی است که در ساحتِ عقلی و عاطفیِ اشخاص روی می دهد و در اغلبِ جوامع متداول است. شکلِ حادِّ آن را در بین شاعران و روشن فکران می توان دید که به آن «یأسِ فلسفی» می گویند. زمینه های این حالات را در رویدادهای زندگیِ خصوصیِ افراد و تحوّلاتِ سیاسی، اجتماعی و اقتصادیِ جامعه می توان جستجو کرد. در آغاز سده ی بیستم، در ایران و پس از شکست نهضت مشروطه بخشی از درون مایه های شعر این دوره به بدبینی و یأس گرایید. ایرج میرزا، از شاعرانِ برجسته ی این دوره است که اندیشه و آثار تعلیمیِ او متأثّر از یأس و بدبینی است. زمینه های این بدبینی از بی مهریِ دوستان، مرگِ فرزندِ جوان، فقدانِ موقعیّت های اجتماعی، از دست دادن مناصبِ دولتی و افولِ جایگاهِ اشرافیِ خاندانش متأثّر است.
سوگند گزاره ای است اعتقادی / درونی با رویکرد ایجابی و مبتنی بر آیین ها، باورها و نیز کُنش های ایمانی و عاطفی که گونه های آن در منابعِ دینی، متون تاریخی و دیوان شاعران بسیار است. رایج ترین نوعِ آن در آثار شعرای پارسی گوی در قالب «سوگندنامه»ها / «قسمیّه» بازتاب یافته است، چنان که نمونه های آن را از دیرباز در دیوانِ شاعرانی چون فردوسی، نظامی، ظهیر فاریابی و... می توان دید. با وجود این، هستند شاعرانی که اشعار آن ها چندان عرصه ی «سوگندنامه» های متداول نیست امّا در عینِ حال سوگندهای بسیاری را بر زبان می رانند. شیخِ اجلّ، سعدی یکی از این شاعران است که آثارش به ویژه غزل های او دارای سوگندهای متنوع و متکثر است. در میانِ مجموعه آثار سعدی، بوستان دارای سوگندهای انگشت شمار با کارکردی ایدئولوژیک است، و گلستان ، چندان عرصه ی سوگند نیست و شمارِ - سوگند در آن از یکی- دو مورد برنمی گذرد، امّا غزلیّات مشتمل بر سوگندهای بسیار است. غالب این سوگندها در اسلوب هنریِ سعدی، دارای صبغه ی زمینی/ عاطفی و از نوعِ سوگندهای عاشقانه است. گفتارِ حاضر با تمرکز بر آثارِ سعدی و در پیوند با «بازی های زبانی» می کوشد کارکرد سوگندهای غزل او را بررسی و کیفیّت و تمایز آن را در مقایسه با بوستان و گلستانِ شیخِ اجل برنماید. واژه های کلیدی:
بی تردید عشق و محبّت، چه زمینی و چه آسمانی همواره هسته مرکزی اندیشه شاعران، نویسندگان، عرفا و اندیشمندان در طول تاریخ بوده است، امّا نوع پرداخت و نحوه بیان در آن ها یکسان نیست. سعدی نیز به عنوان خداوندگار مسلّمِ غزل عاشقانه و برجسته ترین شاعر در حوزه ادبیّات تعلیمی زبان فارسی، بسیاری از مضامین اخلاقی مربوط به عشق و محبّت را در متعالی ترین حالت خویش در کلیّات سعدی با تأثیرپذیری از آموزه های دینی معرّفی نموده است.این پژوهش بر آن است تا با روش توصیفی- تحلیلی به بررسی تأثیرپذیری سعدی از آموزه های قرآن کریم و نهج البلاغه در تعالیم مربوط به عشق و محبت بپردازد. از مهم ترین یافته های این پژوهش آن است که سعدی عشق زمینی و آسمانی را توأمان دارد و به جایگاهی می رسد که این دو به وحدت رسیده و در نهایت راه وصول به حقیقت می شوند. عشق در کلام سعدی از عشق به انسان فراتر رفته به تمام کائنات تسرّی پیدا می کند و سرانجام به عشق الهی منجر می گردد. هم چنین سعدی با الهام گرفتن از آموزه های دینی، از مفهوم عشق و محبت برای دستیابی به فضایل اخلاقی نیز بسیار بهره برده است.
ادبیات پایداری که دیرینگی اش ایستادگی و مبارزه بشر در مواجهه با بیداد است در دوره های مختلف ادبیات فارسی در آثار منظوم و منثور نمود یافته است. در ادبیات معاصر ایران، وقایع انقلاب اسلامی به ویژه جنگ تحمیلی، زمینه مناسبی برای بررسی تخصصی آن فراهم نموده است. پژوهش حاضر، مؤلفه های ادبیات پایداری در منظومه «ایرج و هوبره» آخرین منظومه غنایی ادبیات کلاسیک فارسی سروده قاسم لاربن را با روش توصیفی تحلیلی می کاود. یافته های تحقیق نشان می دهد بسامد ادبیات پایداری در منظومه با 11 مؤلفه شناسایی شده، 9/26 % است. این مؤلفه ها عبارتند از: نمادهای ملی، گرامی داشت وطن، پاسداری از وطن، تقدّم عشق آرمانی، بیان رشادت ها، اصطلاحات نظامی، صحنه پردازی جنگ، عملکرد دشمن، شهادت ایرج، نقش خانواده و جاودانگی شهید. با توجه به سرایش منظومه در بحبوحه جنگ تحمیلی، صحنه پردازی جنگ و کاربرد اصطلاحات نظامی بیشتر از دیگر مؤلفه ها بسامد یافته است. نکته قابل توجه آن است که با وجود غالب بودن جنبه غنایی منظومه، لاربن تنها به یک یا دو مؤلفه خاص از ادبیات پایداری بسنده نکرده است؛ بلکه وجوه مختلف آن را در منظومه گنجانده و «حماسه عشق و جنگ» را زیبا و دلنشین به تصویر کشیده است.
در طبقه بندی های موضوعی شعر فارسی با نوع ادبی خاصی که به مبارزه علیه ظلم و بیداد حاکمان و صاحبان قدرت می پردازد روبه رو می شویم. این نوع در موضوعات و گونه های مختلف ادبی نمود و بروز دارد و در دوره اخیر از آن با عنوان ادبیات اعتراضی انتقادی یاد می کنیم. ادبیات اعتراضی-انتقادی در شعر عرفانی به شکل متمایز از دیگر گونه های ادبی مشاهده می شود و تاکنون به چگونگی ارتباط آن با ادبیات عرفانی پرداخته نشده است. بنابراین، هدف از این جستار با رویکرد توصیفی-تحلیلی نخست دسته بندی شاعران عارف و صوفی از منظر اعتراضی و سپس بیان علل تقابل ادبیات اعتراضی با شعر عرفانی و نمود و بروز ریشه های آن در دوره های مختلف است. در نهایت این نتیجه به دست آمد که شعر عرفانی به علت روح درون گرایی، تسامح و تساهل عمیق عرفانی، زمینه مناسبی برای عرضه اعتراض و انتقاد نبوده و علی رغم وجود نمونه های انگشت شمار، بیشتر شاعران عرفانی تمایلی به پرداختن به مضامین اعتراضی نداشته اند. همچنین نتیجه تحقیق بیانگر آن است که ادبیات عرفانی به سبب مبانی فکری و نگاه جبرگرایانه و توکل صرف و روحیه تسلیم، رضا و گاه ترس از سخت گیری های حاکمان و یا تعامل با اهل قدرت، در تقابل با اعتراض بوده است.
هر خالق ادبی در آفرینش اثر خود از شگردهای زبانی و ادبی بهره می برد که موجب زیبایی و بلاغت آن اثر می شود. به کارگیری شگردهای زبانی و ادبی نه تنها در برجسته تر کردن زبان اثر از جایگاه ویژه ای برخوردار است بلکه این مهم تبدیل به سبک نویسنده یا شاعر نیز می شود که با تحلیل و بررسی آن، می توان به زیر ساخت های زبانی اثر دست یافت. احمدرضا احمدی به عنوان یک شاعر نوگرا در مجموعه آثار خود، از ترکیب رنگ ها و واژه ها، تمثیل هایی را برای کودکان و نوجوانان خلق کرده که نه تنها آن ها را به لذت خوانش سوق می دهد بلکه توجه مخاطب را به سمت زیر ساخت متن جلب می کند. در پژوهش حاضر که به روش توصیفی تحلیلی-محتوا انجام شده، سعی برآن بوده تا ابتدا شیوه های تمثیل پردازی در کتاب « همه آن قایق های کاغذی» مورد تحلیل و بررسی قرار گیرد و سپس به تفسیر تمثیل های خلق شده در آن کتاب پرداخته شده است. نتایج حاکی از آن است که این کتاب سرشار از تمثیل های متنوع است که در کلمات، جملات و حتی کل متن متبلور شده و ضمن گره گشایی از آن ها، لذت خوانش را دوچندان می کند؛ همچنین تمثیل های احمدرضا احمدی، که ابتدا در کلمات از بسامد بیشتری برخوردار است و سپس در جمله و کل متن، رابطه معنا داری با روساخت داستان دارد؛ از طرفی سمبل هایی مثل رنگ ها، زمان و عناصر طبیعت نقش مهمی در ساخت تمثیل اصلی داشته اند.
مهدی اخوان ثالث، شاعر نامدار معاصر است که در قالب های مختلف شعری طبع آزمایی کرده است. شخصیت فراز نِگَر، آرمان طلب و خودشیفته وی، دارای ابعاد ویژه و درخور بررسی است. پژوهش، پاسخگوی این پرسش است که آیا خودشیفتگی بر کیفیت و کمیت تصویرپردازی های اخوان تأثیر چشمگیر داشته است؟ در جستار حاضر، علل روان شناسانه سرایش اشعار نارسیسیستیِ وی، واکاوی شد. تشنگی اخوان درخصوص مورد تأیید واقع شدن، رسیدن به جامعه ای آرمانی، دوری از مظاهر دنیای متجدد و یکی شدن با شخصیت های اسطوره ای که از شاخه های بهنجار و نابهنجار خودشیفتگی هستند به شاخص های زندگی فردی وی بازمی گردد. روش پژوهش، توصیفی- تحلیلی است. براساس نتایج تحقیق، انواع سطوح خودشیفتگی مانند خودستایی، گردن فرازی، ستایش مقام هنری، افکار قلندری و...، نقش بارزی را در پیشبرد کیفیت و کمیت وجه هنریِ مضامین و تصاویر ادبی «م. امید» ایفا کرده اند؛ به نحوی که اگر این ابداعات را حذف یا کم کنیم، بخش زیادی از محتوای آثار وی از بین رفته و طبیعتاً بر قسمتی از مفاهیم ادبیات معاصر، تأثیر می گذارد.
این پژوهش به تحلیل منظومه مانلی نیمایوشیج بر پایه نقد کهن الگویی یونگ می پردازد. نقد کهن الگویی (اسطوره ای)، از رویکردهای نوین در حوزه نقد ادبی معاصر است که با دیدگاه روان شناسانه به اسطوره ها، ماهیت کهن الگوها را کشف می کند و نقش آن ها را در آثار ادبی نشان می دهد. از این رو بحث اسطوره و کهن الگو در ادبیات معاصر(شعر)، به نوعی با بحث روان شناسی (بر پایه نظر یونگ) گره خورده است. در این منظومه، مانلی نمودی از اسطوره قهرمان است که طی یک سفر درون شناختی، با گذر از «من» به «خود»، موفق به «فردیت یابی» می شود، و در سایه این دگرگونی از دیگران ممتاز می گردد؛ همچنین کردار مانلی با مراحلی از الگوی قهرمان شامل کاوش و نوآموزی تطبیق داده می شود. کهن الگوهای مرگ و باززایی، پیر دانا و نماد آب، در ارتباط با اسطوره قهرمان در منظومه مانلی معنا می یابند. یافته های پژوهش نشان می دهد که مانلی شخصیت اصلی منظومه، فردی از طبقه فروتر جامعه است که با تدابیر پیر دانا در این سفر، به شناخت درستی از خویش می رسد و هماهنگ با طبیعت، به دامن جامعه باز می گردد.
موضوع حکومت، یکی از بنیادی ترین دغدغه های بشر در طول تاریخ بوده و هست. ضرورت حکومت از بدیهیات است که فطرت انسانی نیز آن را تأیید می کند. موضوع حکومت مطلوب و دینی از جمله مباحث مهم در مثنوی مولوی است که مولانا در این اثر با ارزش، از جهات مختلف دینی، علمی، سیاسی و غیره با زبان تمثیل و نماد آفرینی به مبحث حکومت و نوع مطلوب آن پرداخته است. پژوهش حاضر بصورت کتابخانه ای- تحلیلی به بررسی شاخصه های حکومت دینی در قصه های تمثیلی مثنوی معنوی مولوی پرداخته است. بررسی های به عمل آمده در این پژوهش نشان داد که مولانا ضمن برشمردن اهم شاخصه های حکومت دینی از قبیل: عدالت، معنویت و عبودیت، کمال و فضیلت و حکمت و تدبیر، فرخ باری و مردمداری، مبارزه با سلطه گری و تساهل بر رعیت، حکومت را امری ضرور دانسته، در این راستا سلطنت و حکومت دینی را که مبتنی بر معرفت الهی و خودسازی و کمال است، به عنوان حکومت مطلوب و صالح برای اداره جامعه مطرح می سازد و حاکم حقیقی را انسان کامل یا ولی خدا در هر دورانی می داند. حکومت انسان کامل یا ولی الله از نظر او مظهر شاهی خداوند متعال است و نمونه عینی چنین حکومتی در زمین، حکومت حضرت محمد (ص) است.
در این مقاله بر آنم تا با تأمّل در عباراتی از تاریخِ جهانگشایِ جوینی که به گفته بیشترِ شارحان دارایِ تعقید و ابهام است، با رویکرد نقد تصحیح متن از قراینِ موجود در نثرِ عطاملک استفاده کرده و معنایی روشن به دست آورم. گویی ابهامِ مورد نظر، بیشتر ناشی ازتوجه نکردن به فاعلِ جملات و خوانشِ نادرست از عبارت «یک نفس بیکار نفسی» است. این امر، مصحّحان و شارحان را بر آن داشته تا به گمان تمسّک جُسته و ضبطی دیگر از «بیکار» ارائه دهند و به تبعِ آن، توضیحاتی نابجا بیاورند. من با نشان دادن مرجع ضمایر، یافتن قراینی از جناس های «نَفَس» و «نَفس» در نثر عطاملک و قرینه ترکیبِ «یک نَفَس» در کنار تصحیف اش، تحلیلی دقیق تر از این عبارت ارائه می کنم. در این تحلیل نیازی به شک در ضبط نسخه قزوینی و شرح هایی که قرینه ای در متن ندارند نیست و یک سره با شیوه نگارش عطاملک جوینی منطبق است.
شاعران و نویسندگان متون ادب فارسی همواره برای انتقال روشن تر مفاهیم موردنظر خود از شگردهای بلاغی متنوعی بهره جسته اند. یکی از رایج ترین شگردهای ادبی تشبیه است تا جایی که هیچ متن ادبی را نمی توان یافت که از ظرفیت های هنری تشبیه برای انتقال مفاهیم بهره نبرده باشد. مولوی در کتاب مثنوی معنوی که یکی از بلیغ ترین متون تعلیمی- عرفانی فارسی است در کنار بهره مندی از شگردهای مناسب ادبی، تشبیه را با ساختارهای متنوع به کار گرفته است. در میان اقسام تشبیه در مثنوی معنوی گونه ای تشبیه مشاهده می شود که درونمایه طنز دارد و مولوی برای انتقال مضامینی ویژه از آن بهره برده است؛ این گونه تشبیه را تشبیه طنز نامیده اند. سنّت استفاده از شگردهای طنزپردازی در منظومه های عرفانی مانند بسیاری دیگر از نوآوری ها با سنایی آغاز می شود. مولوی علاوه بر تأثیرپذیری احتمالی از سنایی، خلاقیت های فراوانش را در طنزپردازی به ظهور رسانده است. یکی از گونه های طنز در مثنوی، تشبیهات معناداری است که صبغه فکاهی و طنز دارد. تبیین کارکردهای وجوه شبه طنزِ متنوعِ به کار رفته در تشبیهاتِ طنز مثنوی از زمینه های اساسی این تحقیق است. در این مقاله کوشش شده به شیوه توصیفی- تحلیلی موارد یافت شده در مثنوی معنوی براساس ساختار بلاغیشان بررسی شود
ترجمه و تفسیر سورآبادی یکی از مهم ترین و قدیمی ترین تفسیرهای اهل س نّت ب ه زب ان فارسی است. سورآبادی در حدود سال 470 هجری این تفسیر را به رشته تحریر در آورده است. وی در ذیل هریک از آیات، پس از ترجمه به تفسیر آیات پرداخته است و تلاش نموده از نظر زبانی به ویژه از نظر رعایت نکات صرفی، بلاغی و نحوی، تعادل کافی برقرار نماید. در این مقاله تلاش شده است دیدگاه جرجانی در مورد نظم و در باب استفهام مورد بررسی قرار گیرد و پس از آن بر اساس نظریه نظم عبدالقاهر جرجانی و دیدگاه بلاغی وی در باب استفهام، ترجمه برخی از آیاتی که مربوط به استفهام است و جرجانی در کتاب دلائل الاعجاز خود به بررسی این آیات پرداخته است مورد بررسی قرار گیرد. این مقاله به روش توصیفی تحلیلی به این نتیجه می رسد که سورآبادی در ترجمه تحت اللفظی خود از آیات شریفه مورد بحث ساختار زبان مبدا را بر هم نزده و بر اساس همین سبک به مقوله تقدیم و تاخیر توجه کرده است. از سویی دیگر وی در ترجمه خود به جایگاه معانی ثانویه استفهام توجه نموده است اما به صورت دقیق جایگاه بلاغی تقدیم و تاخیر را مد نظر قرار نداده است.
مقاله ی حاضر با موضوع «مقایسه ی فعل مرکب از دیدگاه دستور زبان سنتی و جدید» و با هدف کلی «تعیین تفاوت ها و شباهت های فعل مرکب» با توجه به نظر نویسندگان دستور زبان های سنتی و جدید تدوین شده است. در این تحقیق افعال متن گلستان سعدی با استفاده از هفت دستور زبان فارسی: خیام پور، خانلری، فرشیدورد، ارژنگ، انوری - گیوی، وحیدیان کامیار، عمرانی- سبطی به روش توصیفی مورد بررسی قرار گرفت و این نتیجه حاصل شد که شباهت ها و اختلاف نظر های اساسی در تشخیص فعل مرکب بین دستور نویسان قدیم و جدید دیده می شود. بنابراین می توان گفت: که بسیاری از فعل های گلستان سعدی که از دیدگاه دستور نویسان سنتی، مرکب توصیف می شدند، امروزه با در نظر گرفتن ملاک های جدید، ساده در نظر گرفته می شوند. برای تبیین این شباهت ها و اختلاف نظر ها نمونه ها و شواهد مناسب در این مقاله درج گردید.