ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴۲٬۷۶۱ تا ۴۲٬۷۸۰ مورد از کل ۵۴٬۲۷۹ مورد.
۴۲۷۶۴.

بررسی ویژگی های نوشتار زنانه دردو رمان بامداد خمار و چراغ ها را من خاموش می کنم

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۰۹ تعداد دانلود : ۴۵۲
زنان تنها در شرایطی می توانستند آثار ادبی خود را منتشر کنند که جایگاه اجتماعی خاص خود را داشته باشند. برای دستیابی به این جایگاه، حرکتی پایه ریزی شد که در نهایت به جنبشی تحت عنوان فمینیسم منجر شد. از زمانی که زنان پا به عرصه اجتماع و فعالیت های ادبی گذاشتند، در بررسی آثار ادبی، پژوهش-هایی مبنی بر ویژگی های نوشتاری آنان شکل گرفت. در این پژوهش دو رمان برجسته معاصر (بامدادخمار از فتانه حاج سیدجوادی) و (چراغ ها را من خاموش می کنم از زویا پیرزاد) با توجه و تأکید بر مؤلفه ها و ویژگی های نگارش زنانه، به روش تحلیلی– توصیفی بررسی شده است؛ با این هدف که بدانیم آیا این نویسندگان زن، در خلق اثر خود، تحت تأثیر گرایشات فمینیستی قرار گرفته اند یا خیر؟ در خلال بررسی آثار مورد مطالعه، این نتایج حاصل شد: رمان بامداد خمار اغلب ویژگی هایی را که برای فرم داستانی زنانه (زنانه نویسی) و نیز مضامینی که برای داستان های زنان برشمرده اند، در خود جای داده است. این اثر بر وجود نگرش مردسالارانه در جامعه تاکید دارد و ضمنا زنان را ناچار به تن دادن به آن به جهت داشتن آرامشی هرچند ظاهری، می داند. نویسنده رمان چراغ ها را من خاموش می کنم آگاهانه اغلب ویژگی های نوشتار زنانه را برگزیده و به کار گرفته است. همچنین اثر نشان ده نده دیدگاه فمینیستی نویسنده به جامعه و زنان است و علی رغم آن که نسبت به برخی مسائل اجتماعی و سیاسی بی اعتنایی نشان می دهد، معتقد به تغییر در زندگی زنان است. دیدگاه سیاسی نویسنده نسبت به فعالیت زنان آشکار است.
۴۲۷۶۶.

تحلیل شخصیّت های مُشرف، بر اساس روایت بیهقی، با توجّه به الگوی تیپ شناسی مایرز بریگز

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۰۹ تعداد دانلود : ۴۹۲
بررسی روانشناسانه آثار ادبی در داستان ها و روایت های گوناگون، یکی از مهم ترین و عمیق ترین شیوه های شناخت متن است. بهره گیری از اصول و مبانی روانشناختی در تحلیل شخصیّت قهرمانان داستان ها، یکی از مهم ترین تعامل ادبیات و روانشناسی است. تاریخ بیهقی، یکی از مهم ترین آثار ادبی زبان فارسی است که به دلیل تعدّد داستان ها، وقایع تاریخی و تنوع در شخصیّت قهرمانان و خلق و خوی آنان، می تواند بر اساس تحلیل روانشناسانه مورد ارزیابی قرار گیرد. در راه شناخت شخصیّت های داستانی تاریخ بیهقی ، روش های مختلفی در روانشناسی مطرح می شود که در اصل برای شناخت واقعی انسان است. مدل روانشناختی معتبری که به نام "تیپ شخصیّت" یا "تیپ شخصیّتی" مطرح می شود یکی از ابزارهای مفید برای شناخت سریع انسان است. پل. دی. تیگر و باربارا بارون. تیگر بر اساس شاخص مایرز بریگز، شناخت آسان خصایص اصلی شخصیّت و چگونگی برقراری ارتباط موثرتر و گرفتن نتایج سریع تر را مطرح می کنند. در این پژوهش شخصیّت های مُشرف (جاسوس) و شخصیّت های که رازداری را به پرده دری ترجیح می-دهند، بر اساس ابعاد شانزده گانه تیپ شناسی مایرز بریگز مورد ارزیابی قرار می گیرند. با توجّه به نتایج حاصل از این پژوهش، گرایش شخصیّت های مُشرف تاریخ بیهقی به تیپ برون گرای شهودی متفکّر دریافت گر (ب ش م ر) و تیپ برون گرای حسی متفکّر قضاوت گر (ب ح م ق) بیشتر از سایر تیپ ها است.
۴۲۷۶۷.

مقایسه سیاوش، انسان آرمانی شاهنامه با نوح، انسان کامل تورات(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۰۹ تعداد دانلود : ۱۰۷۷
سیاوش و نوح(ع) در شاهنامه و تورات، همسان و هم روزگار نیستند اما هر دو از یک ویژگی مشترک برخوردارند؛ یعنی کامل و آرمانی اند، دو شاخصه قدسی و مینوی که همواره مطلوب بشر کمال طلب بوده است. کمال طلبی، گاه در قامت سیاوش، انسان آرمانی شاهنامه فردوسی، و در روایتی اسطوره ای و حماسی ترسیم می شود و گاه در قالب نوح، انسان کامل تورات و ضمن روایتی تاریخی مذهبی ظهور و بروز می یابد. معیارهایی که شاهنامه به عنوان منبعی سرشار از نکته های اخلاقی و تربیتی از انسان آرمانی ارائه می دهد، با شاخصه های انسان کامل تورات به عنوان متنی تاریخی مذهبی، چندان تفاوتی ندارند؛ زیرا فردوسی به عنوان حکیمی خردورز تلاش می کند چهره ای الهی و جاودانه از سیاوش ارائه دهد که هم با دیدگاه اسطوره ای منطبق باشد و هم از نظر مذهبی قابل پذیرش و مقبول؛ بر همین مبنا، داستان سیاوش با وجود نقل در متون مهری و مزدیسنی پیش از شاهنامه، همواره مورد توجه ایرانیان مسلمان نیز بوده است. با مقایسه سیاوش و نوح(ع) و واکاوی برخی از ویژگی های شخصیتی و اخلاقی و تعلیمی دو انسان اسطوره ای و دینی، دریافت می شود که وجه مشترک هر دو، اخلاق و معیارهای تربیتی و آموزه های تعلیمی است و ارزش ها و ملاک های ارزشی در تورات و شاهنامه بسیار به هم نزدیک اند.
۴۲۷۶۸.

پویش مدلی برای ترجمه ی کتاب های مصور کودکان گروه های سنی «ب» و «ج» با رویکرد بینانشانه ای(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۰۹ تعداد دانلود : ۳۷۶
پژوهش پیشِ رو یک پژوهش کیفیِ بینارشته ای است که به منظور بررسی چگونگی همراهی تصاویر در انتقال پیام آثار مصور برای گروه های سنی «ب» و «ج» صورت گرفته است. این تحقیق بر آن بوده است تا دریابد آیا مترجمان طی فرایند ترجمه به تصاویر توجه می کنند یا خیر و در صورت توجه، چه راهبردهایی را برمی گزینند. بدین منظور سه کتاب مصور برای گروه های سنی «ب» و «ج» ( هرکدام در دو نسخه ی اصلی و ترجمه شده) انتخاب شده و با شیوه ی تحلیل محتوا با رویکرد مدل ترجمه ی بینانشانه ای آگیار و کییِرُز بررسی شده اند. مصاحبه هایی هم با متخصصان و دست اندرکاران تولید کتاب مصور (تصویرگر، مترجم، ناشر، ...) صورت گرفت. براساس یافته ها، پژوهشگران به این نتیجه رسیدند که مترجمان راهبرد های متفاوتی را به صورت شخصی و سلیقه ای در ترجمه هایشان برگزیده و به کار برده اند و همگی به یک اندازه به تصاویر توجه نداشته اند. به علاوه گرچه مترجم تنها عامل اصلی و تعیین کننده در کارهای ترجمه شده به نظر می رسد، عوامل تأثیرگذار دیگری هم وجود دارند که به صورت ضمنی اما به شدت روی کار مترجم اثرگذارند. در پایان براساس یافته ها، مدلی ارائه شد که می تواند برای دست اندرکاران حوزه ی کتاب کودک مفید واقع شود.  
۴۲۷۶۹.

وصف و جایگاه آن در شعر بهار(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۰۸ تعداد دانلود : ۵۷۶
وصف در آثار ادبی اهمیّت ویژه ای دارد چرا که یکی از ملاک ها و معیارهای اصلی پذیرش یا عدم پذیرش یک شعر است و هنری بودن یک شعر را می تواند رقم بزند. ملک الشعرای بهار، یکی از شاعران سنّت گرای معاصر است که در اشعار خود هم به قدما نظر داشته و هم نگاه معاصر خود را نیز به پدیده های اطراف خود حفظ کرده است. در این مقاله به شیوه توصیفی - تحلیلی و با تکیه بر مطالعات کتابخانه ای به بررسی و تحلیل جایگاه توصیف در اشعار بهار پرداخته شده است. این بررسی و تحلیل هم جایگاه شعری بهار را از منظر چگونگی وصف برای ما نشان می دهد و هم تفاوت و شباهت توصیف را در شعر بهار با قدما روشن می سازد. نتایج حاکی از آن است که بهار در وصف هم به قدما توجّه داشته است و هم به معاصرین. او در اشعار تقلیدی خود بیشتر توصیفات به سبک خراسانی (توصیفات بیرونی) و توصیفات به سبک آذربایجانی (توصیفات چندباره از یک پدیده) را اساس کار خود قرار داده است. این اشعار هرچند از نظر هنری، والایی و اعتبار خود را دارند؛ اما عموماً تشخّص سبکی بهار را نشان نمی دهند. در اشعار غیرتقلیدی بهار، وصف با دامنه ای فراخ تر (البتّه با حفظ و غلبه همان توصیفات بیرونی و حسی) و با کارکردهایی دیگر مطرح است. او هم به جنبه هنری توصیفات خود توجّه داشته و هم اهداف و کارکردهایی برای آن ها متصوّر بوده است.
۴۲۷۷۰.

تفاوت نوشتار مردان و زنان در آثار غزاله علیزاده و هوشنگ گلشیری براساس رابطه زبان و جنسیت

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۰۸ تعداد دانلود : ۵۷۴
طبق نظر بسیاری از پژوهشگران زبان و نوشتار زنان و مردان با هم متفاوت است. رابطه ی زبان و جنسیت یکی از ویژگی های قابل توجه در بررسی نوشتار مردان و زنان می باشد. تفاوت های ذاتی و جنسیتی بین زن و مرد با توجه به جهان بینی، نوع تفکر و نگاه خاص نویسندگان، زبان و نوشتار زنان و مردان را متفاوت جلوه داده است و این نوع نگاه و تفکر و دیدگاه، در قالب نوشتار با ویژگی های زبانی خاص مشخص می شود. این مقاله به بررسی تفاوت های نوشتاری مردان و زنان در سه رمان غزاله علیزاده (خانه ی ادریسی ها، شب های تهران و دومنظره) و سه رمان هوشنگ گلشیری (بره ی گمشده راعی، آینه های دردار و شازده احتجاب) می پردازد. هدف این پژوهش، بررسی و کشف مولفه های نوشتاری در حوزه ی زبانی (مانند واژگان، جملات) و بسامد کاربرد و در نتیجه، تفاوت آنها در آثار این دو نویسنده موردنظر است. معیار بررسی ما در این پژوهش، نظریه های برخی از پژوهشگران مانند ترادگیل، میلروی، هولمز و فیشمن در حوزه ی زبان شناسی و دیدگاه های رابین لیکاف، (1975) زبان شناس معروف درباره ی تفاوت های نوشتاری زنان و مردان است. طبق نظریه ی لیکاف، زبان زنان و مردان، در سطح واژگانی مانند استفاده از رنگ واژه ها، واژه های مبهم و واژه های عاطفی و در سطح نحوی مانند جملات عاطفی، پرسشی و جملات مقطع و محذوف متفاوت است و بررسی و مقایسه ی آثار موردنظر از علیزاده و گلشیری، تفاوت های نوشتاری مردان و زنان را طبق نظریه ی لیکاف و سایر زبان شناسان مشخص می سازد.
۴۲۷۷۱.

شیوه های تصویر آفرینی مناظر طبیعت در منظومه ویس و رامین

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۰۸ تعداد دانلود : ۶۸۱
مساله اصلی در این مقاله بررسی شیوه های تصویر آفرینی مناظر طبیعت در منظومه ویس و رامین فخرالدین اسعد گرگانی است. بدین منظور ابتدا کلیه تصاویر استخراج و سپس از نظر محتوا و مضمون در طبقه بندی زیر قرار گرفته اند : الف) تصویر آب ؛ ب) تصویر آسمان ؛ پ) تصویر خورشید؛ ت) تصویر ماه و ث) تصویر گل و گیاه. یافته های این مقاله نشان می دهداز منظر تصاویر زبانی ( واقعی) و مجازی، غلبه با تصاویر مجازی است. بنابراین می توان چنین نتیجه گرفت که گرگانی بیش از آن که تصویری واقع گرایانه از طبیعت ارائه نماید به کاربرد هنری تصاویر طبیعت در قالب انواع بدایع لفظی و معنوی توجه داشته است. علاوه بر این ،از منظر پویایی و ایستایی تصاویر، از بین تصاویر بررسی شده مانند اغلب تصاویر کهن غلبه با تصاویر ایستا است با این همه در موارد معدودی تصاویر پویا نیز مشاهده می شودکه درخور تحسین است در مجموع می توان گفت که گرگانی شاعری تیز بین، با طبعی لطیف، ذوقی سرشار و قریحه ای بارور است. این ویژگی ها موجب شده در توصیف و تصویرگری مناظر طبیعت بسیار چیره دست باشد و بخشی از قدرت سخنوری خویش را در این عرصه نشان دهد .
۴۲۷۷۵.

بررسي و مقایسه ی رابطة متقابل جهان نگري و صنايع بديعي در اشعار سهراب سپهری و محمدرضا شفیعی کدکنی ( با استفاده از نظريّة ساختارگرايي تكويني لوسین گلدمن)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۰۸ تعداد دانلود : ۱۱۷۰
با مطالعه و بررسي آثاري كه پيرامون نقد ادبي نگاشته شده اند، مي توان دو رويكرد عمده را از يكديگر متمايز كرد: در رويكرد اوّل، اثر و متن ادبي، تنها انعكاس دهنده ی ذهنيّت مؤلّف خويش دانسته شده و متن، تابعي از عوامل تعيين كننده ی بيروني است. رويكرد دوم امّا بر خلاف رويكرد اوّل، محوريّت را به متن و اثر ادبي می دهد و ادبيات را تنها يك مسأله ی زباني مي داند. با این وجود، برخی از صاحب نظران مانند آلبر كامو و لوسين گلدمن در ادبیات غربی و صائب تبریزی و دكتر شفيعي كدكني در ادب فارسی، اعتقادي به جدايي لفظ (متن) و محتوا (درون مايه) ندارند. این گروه برآنند که زبان و اندیشه دو روی یک سکه اند و نمی توان آن ها را جدای از هم انگاشت. در مقاله ی حاضر با استفاده از نظريّه ی ساختارگرايي تكويني لوسين گلدمن، متفكّر و جامعه شناس مجارستاني، رابطه ی متقابل صنايع بديعي (به عنوان يكي از عناصر لفظي متن) در شعر سهراب سپهری و محمدرضا شفیعی کدکنی با جهان نگری (درون مايه هاي فكري) آن ها مورد بررسي و مقایسه قرار گرفت. شیوه ی پژوهش، تحلیل محتوا بر اساس مطالعات کتابخانه ای و هدف اصلی مقاله نشان دادن میزان تأثیر متقابل زبان و معنا در شعر این دو شاعر معاصر است.
۴۲۷۷۷.

نظریه روان شناختی هوش هیجانی و مهارت طنز و شوخ طبعی در بوستان(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۰۸ تعداد دانلود : ۵۹۹
نوشتن مقالات علمی و طرح مباحث میان رشته ای در رابطه با آن ها، از علائق پژوهشگران در سال های اخیر است. یکی از این مباحث، انعکاس علم روانشناسی در آثار ادبی و انطباق آن با تئوری های نوین روانشناسی می باشد. در این مقاله، هوش هیجانی و مهارت طنز و شوخ طبعی در بوستان، بررسی و با علم امروزی روانشناسی تطبیق داده شده است. در بوستان، سعدی روند زندگی را به سمت تکامل اخلاقی و انسانی دنبال می کند و از قالب حکایت برای بیان بهترین روش های زندگی بهره می گیرد و با استفاده از سبک تصویرپردازی، سعی دارد برای بهبود روابط و رفتارهای انسانی، راهکارهایی را ارائه کند. هدف سعدی در بوستان، آموزش بهتر زیستن به تمام افراد جامعه، در هر سن ، مقام و با هر طبقه اجتماعی ، برای دستیابی به شادکامی و زندگی سالم است. روش هایی که امروزه با گذشت قریب به هشت صد سال از تألیف بوستان، با اصطلاح هوش هیجانی(Emotional Intelligence)شناخته شده است؛ روش هایی شامل مهارت های کنارآمدن با پیچیدگی های اجتماعی و تصمیم گیری های شخصی که به نتیجه مثبت می انجامد و وضعیت مطلوب را به وجود می آورد. این پژوهش بیان می کند که سعدی از این مهارت آگاهی داشته و آن ها را با تصویرپردازی عاطفی به مخاطب خود ارائه کرده که امروزه با نظریه ها و مهارت های ارائه شده از جانب روان شناسان عصر حاضر مطابقت دارد.
۴۲۷۷۸.

مصیبت نامه عطار نیشابوری؛ آمیزه ای از اخلاق عملی و عرفان (با تکیه بر حکایت ها)(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۰۸ تعداد دانلود : ۵۲۴
دیدگاه ها و سخنان اخلاقی عطار نیشابوری در نظم و نثر فارسی، ارزشمند و درخور تأمل و پژوهش بیشتر است. به دلیل توجه به دیدگاه ها عرفانی و زبانی عطار، بررسی مباحث اخلاقی و تعلیمی آثار وی، به خصوص مصیبت نامه، کمتر پژوهش شده است. این پژوهش به روش تحلیل محتوایی و آماری، مصیبت نامه را بررسی کرده و در پی پاسخ گویی به این سؤال هاست که «کدام مضامین و محتواهای اخلاقی و اندرزی در نگاه عرفانی عطار در مصیبت نامه برجسته تر است؟» و «آیا عرفان عطار به حکمت عملی نزدیک است؟ عطار در توجه دادن به اخلاق حسنه و انذار و نهی از رذیله ها دغدغه مند بوده است. مباحث اخلاقی و انسان ساز موجود در ادبیات تعلیمی و عرفانی در سرتاسر سفر سالک فکرت (شخصیت اصلی مصیبت نامه) مکرر در این اثر عطار بازگو می شود. عطار به خوبی، ضمن روایت تمثیل عرفانی سفر برای خودشناسی، از حکایت های تعلیمی و اندرزی و اخلاقی غفلت نورزیده و تا حد ممکن در بخش حکایات کوتاه این منظومه عرفانی، جانب اخلاق و نکوداشت محاسن اخلاقی و دعوت بدان ها و نکوهش رذیله های اخلاقی و پرهیز و انذار از آن ها را پیش چشم داشته است. نتیجه دیگر پژوهش این است که بیان اندرزها و مباحث تعلیمی بخش حکایت های کوتاه در این چهل مقاله (منزل) معمولاً با آن بخش همسوست؛ برای مثال، حین روایت سفر سالک به نزد خاک، از خاکساری و تواضع سخن گفته است و در حین سفر نزد ابراهیم خلیل از مودت و خلّت و دوستی ورزیدن؛ نتیجه مهم دیگر این پژوهش این است که اکثر ابیات تعلیمی و اندرزی عطار در حکایات کوتاه بیان شده است و سخنان پیر به سالک فکرت، بیشتر جنبه عرفانی دارد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان