ادبیات، بویژه در ژانر تعلیمی، از جمله ابزارهای تجویز هنجارهای اخلاقی است. نقل حکایت در این ژانر یکی از بهترین شگردها برای اثبات حقانیتِ خوی مورد نظر محسوب می شود؛ زیرا حکایت ها یا از زیست روزمره مردمان اقتباس می شوند و نتیجه ای عینی و مشهود دارند و یا برای اقناع مخاطب در فضایی باورپذیر برساخته می شوند. در هردوحالت و کاملاً فارغ از اینکه کاراکترهای حکایتِ منقول، انسان باشند یا جانوارانی با نقش های نمادین، دو نکته مبرهن را می توان از خلال این حکایت ها دریافت: نخست اینکه خُلقِ تشویق یا نهی شده در حکایت، مورد نظر و تاییدِ پدیدآورنده است؛ دوم اینکه خُلق مورد تقبیح، مبتلابه مردمان زمانه پدیدآورنده متن، و خُلق مورد تشویق، فراموش شده مردمان آن زمانه بوده است که شاعر یا نویسنده برای نهی یا تشویق آن، احساس نیاز کرده است. در این پژوهش، خلق و خوی شخصیت ها در تمامیِ بیست حکایت مخزن الاسرار نظامی با آمارهای دقیق، احصا و با روش توصیفی-تبیینی مورد بررسی قرار گرفته است. این بررسی نشان می دهد بخش عمده خلقیات این حکایت ها (11 حکایت) به تبیین خلقی رابطه مردم با زیستشان در جهان غیرمادی، پس از آن (7 حکایت) به تبیین رابطه مردم با حکومت، و فقط دو حکایت به تبیین رابطه مردم با یکدیگر ناظر بوده است.
پرسه زنی گونه ای از گذران اوقات فراغت در جوامع شهری پیشرفته است که اغلب به صورت انفرادی و با نیت تفریح، لذت و تفکر انجام می گیرد. گفتمان های فرهنگی و سیاسی حاکم بر شهر، کیفیت تجربه پرسه زنی را تحت تأثیر قرار می دهند. به دنبال نوسازی و توسعه شهرهای ایران، پدیده پرسه زنی در میان قشرهای مختلف اجتماعی، به ویژه جوانان، رواج پیدا کرده است. این پژوهش بر اساس رویکرد مطالعات فرهنگی به بررسی نحوه بازنمایی تجربه پرسه زنی در رمان فارسی چرخ دنده ها(1388)، نوشته امیر احمدی آریان می پردازد. به این اعتبار، رمان را به مثابه یک میانجی برای فهم تحولات فرهنگی جامعه در نظر گرفته ایم. از آن جا که هدف ما مطالعه و تفسیر تأثیرات متقابل سوژه و فضای اجتماعی در متن ادبی است، در این پژوهش از روش تحلیل مقوله ای محتوا با واحد مضمون استفاده کرده ایم و در پی پاسخ به این پرسش هستیم که انگیزه و نقطه عزیمت سوژه برای پرسه زنی چیست؟ در طول پرسه زنی چه تعاملاتی با خود، دیگری و فضای شهر برقرار می کند و در نهایت چه فرجامی می یابد؟ در فضای داستان، ایدئولوژی های حاکم، چگونه بر کیفیت پرسه زنی سوژه متنی تأثیر می گذارند؟ نتایج پژوهش نشان می دهد رویکرد گزینشی جامعه نسبت به مدرنیسم، بر ادراک سوژه از شهر تأثیر مخربی دارد و تجربه پرسه زنی را تلخ و آشفته می کند. سوژه پرسه زن از فرهنگ شهرنشینی بی بهره است اما مواهب دنیای شهر را مطالبه می کند. انگیزه اصلی او در این رمان، کامیابی، تفریح و بازپس گرفتن جوانی ازدست رفته بوده است. آنچه تجربه می کند، تحقیر، بیگانگی و بی هنجاری است. او راه چاره را در خشونت ورزیدن، انتقام گیری و جنون می یابد و در نهایت خودکشی می کند.
تحلیل ساختاری خطبه دوم نهج البلاغه از رهگذر دوگانگی قطع و وصل مشخص نمودن ساختار، اساس و بنیان تحلیل یک متن است. ساختار متن، شبکه ای است که در نتیجه روابط اساسی موجود میان عناصر متن به وجود می آید. یکی از راه های دستیابی به این ساختار، کشف دوگانگی های موجود در متن است؛ به طوری که تمام عناصر تشکیل دهنده متن، جایگاه خود را در این دوگانگی ها داشته باشد. پژوهش پیشرو بر آن است تا با روش توصیفی – تحلیلی و از رهگذر قطع(عدم ارتباط) و وصل(ارتباط)، دوگانگی موجود در خطبه دوم نهج البلاغه را مورد بررسی و ارزیابی قرار دهد. نتایج مقاله حاکی از آن است که در ساختارهای شماره اول و دوم، وصل ایجابی و در ساختار شماره سوم قطع سلبی و در ساختار شماره چهارم نیز وصل ایجابی حاکم است و در همه این موارد، قطع و وصل ها چه ایجابی و چه سلبی کاملا در راستای اهداف ساختارها و نیز هدف کلی متن که همان اندیشه دینی است، به کار گرفته شده اند. کلیدواژه ها: امام علی(ع)، نهج البلاغه، تحلیل خطبه، دوگانگی قطع و وصل
پرسش اصلی این مقاله این است که آیا اسطوره می تواند حضوری ناخودآگاهانه در فرایند شکلگیری فرم ادبی داشته باشد؛ برای پاسخ به این پرسش ابتدا با رویکردی توصیفی تحلیلی لایه های دوگانه باورهای اساطیری درباره رابطه آب و باران، باروری و نعمت بخشی با خویشکاری اصلی پادشاه در یک نظام سیاسی فرهنگی تشریح شده است. در ادامه یافته های این مقاله نشان می دهد که باور به رابطه شاه و مجموعه عقاید مرتبط با آب و باران منبع مهم و مؤثری در شکلگیری ناخودآگاهانه رایجترین و پربسامدترین خانواده تصویری در شعر مدحی فارسی بوده است. هم چنین این مقاله با توضیح رابطه اسطوره و ادبیت و بررسی روابط متناظر مفهوم شاه با آب و باران و باروری و تحلیل ویژگیهای شاه اسطوره ای، ابعاد تکوین یک کلیشه تصویری متکرر را مورد بررسی قرار می دهد.
هدف از این تحقیق بررسی تمثیل در اشعار نادر نادرپور شاعر حاضر فارسی است که بر گرفته از پایان نامه با عنوان بررسی ترفندهای بدیعی و بیانی در دیوان اشعار نادر نادرپور است که بخشی از این تحقیق به تمثیل اختصاص دارد، محقق سعی دارد با بر شمردن شاهد مثال های متعدد در دیوان نادر پور به نتایجی دست یابد و اینکه نادرپور در اینجا از چه شیوه های تمثیلی بهره برده است؟ تمثیل در شعر او بر اساس نظریه های صاحب نظران در کدام یک از تمثیلات طبقه بندی شده قرار دارد؟ در این راستا به شیوه کتابخانه ای و از طریق فیش برداری اصطلاحات را جمع آوری و به طرز و شیوه توصیفی به نقد و تحلیل گفتمان ها پرداخته می شود.
کمال خجندی، غزل سرای نام آشنا و لطیف جان قرن هشتم و آغاز قرن نهم است. غزل های کمال، در مایه های عاشقانه، رندانه و ملامتی سروده شده است. ستایش عشق و رندی، تبیین فضاهای مربوط به عشق، عشق بازی و عشق باری با حسی ترین وجه و تحقق نوعی فضای همدلی و هم حسی، از بارزترین ویژگی های این گونه غزل هاست. این ویژگی ها، غزل کمال را در ارتباط با گفتمان های مختلف شَوِشی، عاطفی، حسی و جسمانه ای قرار می دهد. مسأله ای که اینجا طرح می شود این است که راز معناپردازی و معناآفرینی غزل کمال چیست و کدام ساختار و محتوای شعرش، کمال را به کامیاب ترین فرهیخته مدرسه غزلسرایی سعدی تبدیل کرده است. بر اساس این، در پژوهش حاضر با رویکرد نشانه- معناشناسی گفتمانی، نظام شوشی حاکم بر یکی از غزل های کمال مورد بررسی و تحلیل قرار می گیرد. پرسش اصلی پژوهش این است که نظام گفتمانی شوشی بر اساس کدام ترفندها در غزل کمال ایفای نقش می کند و چگونه در فرایند معناپردازی و معنادهی اشعارش تأثیر می گذارد. در واقع این مقاله با اتخاذ روش توصیفی- تحلیلی، سعی دارد نظام شوشی را در غزل شماره نوزده از دیوان کمال بررسی کند تا از این رهگذر بتواند نظام گفتمانی شعر او را معرفی کند. این پژوهش، نشان می-دهد که جریان های مختلف شوشی، سرایتی و ادراکی- حسی در شعر کمال ایفای نقش می کنند. این وضعیت از وجود نوعی نظام احساسی و عاطفی در زیرساخت غزل کمال، حکایت دارد.