ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴۲٬۰۸۱ تا ۴۲٬۱۰۰ مورد از کل ۵۴٬۲۷۹ مورد.
۴۲۰۸۱.

بررسی همسانی های اسطوره ای طاووس و گاو در باورهای ملل مختلف (با تکیه بر اساطیر ایران و یونان)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۷۷ تعداد دانلود : ۸۹۵
رابطه خدایان، انسان ها و حیوانات با یکدیگر در اسطوره ها و روایات کهن ملل مختلف از اهمیت خاصی برخوردار است. مخصوصاً اینکه برخی از حیوانات، به خاطر ویژگی های بارز و نقش برجسته شان، در زندگی و باورهای گوناگون مردمان، بیشتر در کانون توجه قرارگرفته اند. از زمره این حیوانات طاووس و گاو هستند؛ افسانه های مربوط به این دو حیوان، شباهت ها و تجانس های بی شماری با یکدیگر در فرهنگ های مختلف، به ویژه در باورهای کهن ایران و یونان دارد که این امر می تواند بیانگر اهداف مشترک مردمان این سرزمین ها و تأثیرپذیری آن ها از یکدیگر باشد. در واقع یکی از ویژگی های بارز اسطوره ها، مشترک بودنشان در میان اقوام و ملل مختلف است و اسطوره طاووس و گاو نیز از این قاعده مستثنی نیستند که به عنوان مظاهر توتمیسم در فرهنگ اسطوره های ملل و حماسه های ملی سرزمین های مختلف به چشم می خورند. از این رو، شناساندن نمودهای گوناگون اسطوره های شکل گرفته در پیرامون آن ها، در کنار ارزشمندی، برای آگاهی از خاستگاه، پیوند و فلسفه تقدس آن ها می تواند راهگشای بسیاری از سؤالات مبهم ذهن انسان ها در طی دوار مختلف تاریخ باشد. اگرچه در مورد پیوستگی ها، ارتباط متنی، شخصیت ها و داستان های کهن ایرانی با اسطوره های ملل دیگر تحقیقات زیادی انجام شده است؛ اما تاکنون به پیوندهای مشترک طاووس و گاو در اساطیر پرداخته نشده است. بدین جهت پژوهش حاضر کوشیده است تا تجانس ها و مناسبت های میان طاووس و گاو را در اساطیر ملل، به ویژه در اسطوره های ایران و یونان بررسی کرده و پیوندهای اساطیری مشترک این دو حیوان را با تکیه بر پیکرگردانی اساطیری نشان دهد.
۴۲۰۸۴.

بررسی نام و لقب فرایین/شهربراز در شاهنامه و دیگر منابع تاریخی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۳۹ تعداد دانلود : ۶۹۰
در بخش ساسانیان شاهنامه فردوسی از شخصیت های تاریخیِ بسیاری نام برده شده که در دیگر منابع با ریخت های گوناگون و گاه تحریف شده ثب ت شده اند یا القاب و عنوان های رسمیِ آنان به جای نامِ آن ها نشسته است. گاه میزان تفاوت بسیار بوده است و می تواند پژوهش گر را در ریشه شناسی، یافتن معنای نام و تبارشناسی آن شخصیت گم راه کند و به خطاهای بزرگ تر علمی بیانجامد. برخی نام /لقب های به کار رفته در شاهنامه یگانه است و در دیگر منابع دیده نمی شود. نام/لقب شهربراز در هیچ یک از منابع تاریخی «ف رایین» نیست و ای ن ن ام/لقب تن ها در شاهنامه ثبت شده است. این جستار ب ه ریشه شناسی و سنجش این نام/لقب ها در منابع گوناگون می پردازد و برای این کار، این شخصیت و نام، عناوین و القاب او در منابع کهن پهلوی، فارسی، عربی، سریانی، ارمنی و یونانی ردیابی، واکاوی و سنجش شده و درباره چراییِ ثبت «فرایین» از سوی فردوسی و میزان درستی یا تحریف آن و نقش فردوسی، منبع او، کاتبان و ویراستان در این تغییرات بحث شده است. «گراز» و «فرایین» در شاهنامه یک شخص هستند و هر دوی این نام ها در منبع شاهنامه وجود داشته و فردوسی هر دو را با کمی تغییر به کار برده است.
۴۲۰۸۵.

نگرشی بر چهره کولی در ادبیات ایران و فرانسه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۳۹
کولی ها اقوام بیابانگرد و آواره ای هستند که در سراسر جهان به عنوان مظهری از رقص، آواز، آوارگی و خوش باشی مشهورند. آن طور که از منابع تاریخی و ادبی برمی آید کولی ها، نخستین بار در روزگار ساسانیان وارد ایران شدند و ورود آنان به فرانسه در سده ی چهارده میلادی بوده است. میانه ی سده ی هجدهم و نخستین دهه های سده ی نوزدهم، کولی ها جزء شخصیتهای اثر گذار ادبیات فرانسه به شمار می رفتند. نخست سرایندگان و نویسندگان فارسی و فرانسه تنها به یادکرد داستان هایی درباره گذشته، خواستگاه و چگونگی ورود به این دو سرزمین می پرداختند، ولی رفته رفته، سویه های دیگر زندگی آنان مورد توجه سرایندگان و نویسندگان قرار گرفت. این مقاله بر آن است تا با مطالعه ای گذرا بر شیوه ی پیدایش و شکل گیری کولی ها در ایران و فرانسه، بتواند بررسی دقیق تری بر چهره ی کولی در ادبیات این دو کشور بیاندازد. از میان ویژگی های گونه گون آنها، نمونه هایی همچون خنیاگری، نوازندگی، ترانه سرایی و آوارگی توجه نویسندگان این مقاله را به خود جلب کرده است. در پایان، به این پرسش پاسخ خواهیم داد که پس از شناخت کولی ها از چشم انداز فرهنگی- زیستی، هر کدام از این دو فرهنگ و ادبیات چگونه چهره ی کولی را نمایش داده و پرورانده اند.
۴۲۰۸۹.

L’apport de l’écrivain à la poétique du roman dans «C’est moi qui éteins les lumières» de Zoya ‎Pirzâd(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۳۹ تعداد دانلود : ۵۲۶
Le terme «poétique» est entendu dans cet article sous son acception la plus générale d’«étude des procédés internes de l’œuvre littéraire» (Jouve, 2001: 5). Il est en effet difficile aujourd’hui de donner le compte rendu d’un texte sans s’interroger sur les techniques qu’il met en œuvre et les éléments qui le constituent. La pragmatique a montré comment le sens et la portée d’un discours n’étaient pas séparables de son énonciation, c’est-à-dire des circonstances dans lesquelles il est prononcé. Tout énoncé porte en lui la marque de son auteur (le locuteur), de celui auquel il s’adresse (l’allocutaire) et du contexte dans lequel il est dit (la situation). Cet article vise à étudier la poétique de la créativité d’un roman de Zoyâ Pirzâd, écrivaine iranienne contemporaine, dans son célèbre roman Tcherâgh hâ râ man khâmouch mikonam [C’est moi qui éteins les lumières] (2012), traduit en français par Christophe Balaÿ, la ligne directrice de notre étude s’appuie sur les procédés internes de l’œuvre d’art explicités par Vincent Jouve dans La Poétique du roman (Jouve, 2001: 5). Nous avons l’hypothèse que les facteurs internes de la personnalité de l’écrivain interviennent dans le processus de l’écriture et de sa créativité
۴۲۰۹۰.

تحلیل و تفسیر «وجهیت و صدای دستوری» در متون ادبی (آرش کمانگیر) و (درفش کاویان)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۳۹ تعداد دانلود : ۵۲۶
در تحلیل سبک شناسانه متن و بیان دیدگاه شاعر، واکاوی و شناخت مقوله های نحوی «وجهیت و صدای دستوری» اهمیت بسیاری دارد. هدف این مقاله کشف پیوند میان وجهیت با معنای سخن و چگونگی میزان قطعیت متن شعر  و قاطعیت کلام شاعر است. برای یافتن چگونگی رابطه زبان شاعر با جهان بینی وی، با روش توصیفی-تحلیلی، سه متغیر نحوی وجهیت «فعل، قید و صفت» با دو صدای نحوی «فعال و منفعلِ» در بافت شعر دو منظومه ارزشمند ادب معاصر؛ «آرش کمانگیر و درفش کاویان» مورد بررسی قرارگرفت. یافته های حاصل از پژوهش، نشان داد که میان ساختارهای نحوی با محتوای سخن، یک رابطه همسو و مکمل بر قرار است. وجه اخباری به عنوان وجه غالب با درجه بیان قطعی از «اسطوره آرش» و «قهرمانِ ملی کاوه آهنگر» خبر می دهد که کسرایی و مصدق، با علاقه وافر و مبتنی بر نیاز جامعه، به باززایی آن اسطوره ها دست زده اند. پربسامدترین صدای دستوری، صدای منفعل است. اما از آنجا که در این تحقیق، همه جملاتِ حاوی «فعل لازم و فعل اسنادی» ماهیت منفعل ندارند، عکس معیار تشخیص عمل کرده و صدای فعال بر صدای منفعل غلبه می یابد و به موضع اقتدار کلام گوینده می افزاید. از تلاقی دولایه نحوی در این دو اثرحماسی، چهار مولفه سبکیِ؛ «نحو شعری پویا، صورت سبکی احساسی و  آرمانگرا، دو دیدگاه امید و ناامیدی و دو موضِع آشکار و پنهان» ایجاد شده است.
۴۲۰۹۲.

بررسی عناصر گروتسک در رمان خوف اثر شیوا ارسطویی (براساس نظریات میخاییل باختین، فیلیپ تامسون و ولفگانگ کایزر)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۳۹ تعداد دانلود : ۵۹۷
مفهوم گروتسک که در ابتدای سده شانزدهم به نقاشی های عتیقه موردپسند عامه در ایتالیا محدود می شد، با ورود به موضوع بحث زیبایی شناسان قرن هیجده و تداعی آن با کاریکاتور، گسترش معنایی یافت و در کنار جنبه های ترسناک و منزجرکننده به عنصرهای مضحکه و خارق العاده گرایش پیدا کرد. ساختارگرایانی همچون میخاییل باختین، فیلیپ تامسون و ولفگانگ کایزر با پژوهش در حیطه گروتسک هریک از منظری متفاوت، ویژگی های آن را برشمردند و درنهایت این سبک هنری را درصدد تشریح جهانی بیگانه از خود دانستند که در آن قدرت جهت گیری نیست. با توجه به مؤلفه های موجود در رمان خوف که در این تحقیق با روش کتابخانه ای موردبررسی قرار گرفته، مشخص شد این اثر روایی که در حیطه فرم و محتوا پیشروست، با درآمیختن اجزای گروتسکی، روایت گر فضای هراسناکی است که برای نخستین بار در یک داستان زنانه به خدمت گرفته شده است و به اهداف عملکردی نوشته های گروتسک گونه دست یافته است.
۴۲۰۹۳.

The Interdependency of Foucauldian Concepts of Power and Knowledge in Shakespeare’s The Tempest(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۳۸ تعداد دانلود : ۵۴۲
Shakespeare’s The Tempest is an outstanding theatrical microcosm representing the unavoidably overwhelming Foucauldian power relations in all human civilizations and their intricate interdependency of such power relations with the possession of knowledge and construction of reality. The fictional world of The Tempest is thoroughly endowed with the mechanisms of an intense web of power struggles and domination fixations which typically have been, are, and will be characteristic of any human society throughout history. For the sustenance of such a complex texture of power structures and for the manipulation of the overall balance to the advantage of a specific minority, the pivotal function of a constructed reality is as substantial in the story as the real life. Prospero, the central character, successfully manages to subdue all other dangerous, power-thirsty rivals by making use of his superior knowledge enabling him to shape the subjectivities/beliefs of other characters by different means including language and masquerades in an induced world of realities on the island. Shakespeare’s text can well be drawn on to reveal the stealthy workings of different social, cultural and especially moral institutions in recruiting subjects to their malignant power/knowledge network and duping the individuals with the desired notions produced constantly by the institutional apparatuses leading to the construction of an exploitive ‘truth.’
۴۲۰۹۴.

Énonciateurs Premiers, Seconds, Points de Vue, Modalité et Intentionnalité aux Défis de l’Interprétation(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۳۸ تعداد دانلود : ۳۴۳
L’article fait d’abord le point sur certaines conceptions externes ou internes de l’énonciation. Il distingue le locuteur, source de la voix à l’origine des énoncés et l’énonciateur, source des points de vue, puis hiérarchise les locuteurs et les énonciateurs avant d’évoquer des cas de syncrétisme ou de disjonction entre locuteur et énonciateur. Il présente ensuite une théorisation énonciative intégrative de la notion de point de vue, à partir de la construction de la référenciation des objets du discours. Il définit la notion de point de vue (PDV), en linguistique, comme tout énoncé qui prédique des informations sur n’importe quel objet du discours, en donnant non seulement des renseignements sur l’objet (relatifs à sa dénotation), mais aussi sur la façon dont l’énonciateur envisage / imagine / se représente l’objet. Enfin, l’article revient sur les notions de sujet et d’intentionnalité. L’intentionnalité se lit à travers les relations (motivées) entre perceptions, pensées, paroles, actions. Elle correspond aux intentions des énonciateurs ou locuteurs seconds, celles des agents des énoncés, et /ou celles des locuteurs / énonciateurs premiers, ou encore celles des récepteurs / interprètes des textes, qui cherchent à y reconstruire les deux niveaux d’intentionnalités précédents et à les combiner avec leurs propres hypothèses, en fonction de leur situation.
۴۲۰۹۵.

بررسی اجزای کلام در داراب نامه بیغمی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۳۸ تعداد دانلود : ۵۷۲
نوشته حاضر داستان داراب نامه را بر پایه نظریه روایت تودوروف درباره اجزای روایت، شامل اسم، صفت و فعل (شخص، ویژگی و کنش)، بررسی می کند. اساس این شیوه بررسی مبتنی است بر روشن کردن سازوکار روایت و به طور خاص قصّه هایی که تودوروف آنها را «روایت اسطوره ای» نامیده و ضمن برشمردن ویژگی های این نوع روایت ها، آنها را از جنبه های مختلف مورد توجه قرار داده-است. داراب نامه مولانا محمد بیغمی، یکی از داستان های شفاهی بازمانده از ادبیّات کهن فارسی است که صورت مکتوب یافته است. این اثر، روایت بلندی است از کشورگشایی های فیروزشاه، پسر داراب، و ازجمله آثاری است که مشخصات روایت های مورد بررسی تودوروف را می توان به روشنی در آنها دید. به این جهت، روش بررسی تودوروف در مورد اجزای کلام در روایت های اسطوره ای، در روشن کردن سازوکار روایت و ارتباط متقابل شخصیت ها و نیز چگونگی ارائه معنا در داستان داراب نامه و روایت های مشابه آن در ادب فارسی، روشی کارآمد به نظر می رسد. نتیجه حاصل از این بررسی نشان می دهدکه در داراب نامه، تنها وضعیت شخصیّت ها تغییر می کند و کیفیت و شرایط اشخاص، پیوسته ثابت و بدون تغییر می ماند. همچنین وضعیت های حاکم بر مناسبات شخصیّت های داستان را می توان در دو قانون تبعیت از نیروی برتر جامعه (شاه) و قانون وفاداری که شامل وفاداری عاشق و معشوق نسبت به یکدیگر، وفاداری دوستان و یاران نسبت به هم، وفاداری وزیران و زیردستان به شاه یا ولی نعمت خود و وفاداری عیّاران به سوگند و پیمان خود می شود، خلاصه نمود
۴۲۰۹۶.

بیوتن: روایتی از دیگری فرهنگی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۳۸ تعداد دانلود : ۴۹۰
مقاله حاضر به بررسی مقوله «دگرشدگی» در بیوتن ، اثر برجسته و پرفروش رضا امیرخانی، می پردازد. نویسنده مقاله با استفاده از رویکرد چندفرهنگی و با بهره گیری از نظریه منتقدانی نظیر ژیژک در پی پاسخ به این پرسش بنیادی است که آیا امیرخانی بازتاباننده گفتمان چندفرهنگی است یا آن را به چالش می کشد؟ بدین منظور دو مفهوم «دیگری» و «دموکراسی» -مفاهیم بنیادی گفتمان چندفرهنگی- مورد بررسی قرار می گیرند. چنین استنباط می شود که اثر امیرخانی «ضدروایتی» است که درهم آمیختگی مرزهای نژادی، مذهبی و فرهنگی، چندگانگی هویتی شخصیت ها را به معنای فروپاشی «کلان روایت » بنیادی گفتمان انسان گرایی لیبرال نمی داند، بلکه آن را اقدامی صرف در راستای حفظ نظام سرمایه سالار برمی شمرد. جهان بیوتن، در حقیقت ، می تواند نمایشی از جامعه «پساسیاسی» به تعبیر ژیژک می باشد که در آن «تبیعد» ویژگی بنیادی پساجهانی شدن و «سرمایه» (به جای «جغرافیا») تعیین کننده مرزهای «خود» ا ز «دیگری» است. در چنین فضایی تاکید بر«دموکراسی» نه تنها عاملی است در راستای پنهان کردن ساختار سلسله مراتبی «غرب»، بلکه راهکاری هوشمندانه برای گریز از شناخت «اقلیت نامرئی» است.
۴۲۰۹۷.

تحلیل گونه شناسی دوبیتی فارسی در ادب عامه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۳۸ تعداد دانلود : ۵۱۳
از میان اشعار عامه فارسی، بیش از همه دوبیتی رواج دارد. در موقعیت ها و مراسم مختلف، در سوگ و سرور، هنگام کار و استراحت، بر زبان پیر و جوان دوبیتی جاری است. درواقع دوبیتی پرکاربرد ترین قالب شعری ادب عامه است و در عین حال دارای ویژگی هایی است که آن را از سایر قالب های شعری فارسی متمایز می کند. برای مثال زبان آن عمدتا عامیانه و مضمون آن بیشتر مسائل روزمره زندگی عموم مردم و به خصوص احساسات عاشقانه و هجران یار است و به طور کلی محل بروز احساسات و عواطف جاری آنهاست. علاوه بر آن، ویژگی های ساختاری منحصربه فردی دارد. از این رو آیا می توان گفت دوبیتی فارسی یک ژانر ادبی نیز هست؟ و آیا اساساً یک قالب شعری می تواند محور یک ژانر ادبی قرار گیرد؟ برای بررسی این موضوع، در این پژوهش با انتخاب هزار و پانصد دوبیتی از مناطق مختلف ایران، مؤلفه های ژانری متنی و برون متنی دوبیتی بررسی شده است. نتایج تحقیق نشان می دهد دوبیتی های فارسی غالبا ویژگی های ژانری نسبتا واحد و همانندی دارند که راه را برای سخن گفتن از ژانر دوبیتی در کنار قالب دوبیتی تا حدودی هموار می کند.
۴۲۰۹۸.

کارکرد وصف در ساختار روایی رمان های العالم ناقصا واحد و غنیمت(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۳۹ تعداد دانلود : ۴۹۱
دو داستان العالم ناقصا واحد اثر میسلون هادی و غنیمت نوشته صادق کرمیار، ازجمله داستان های معاصر عراق و ایران درزمینه ادبیّات جنگ هستند که نویسندگان آن ها به شیوه ای هنرمندانه برای انتقال هدف ومضامین مورد نظر خود به مخاطب، از ابزار توصیف بهره گرفته ومضامین فلسفی وانسانی درخصوص مرگ وزندگی و جنگ را بیان کرده اند. پژوهش حاضر با روش توصیفی - تحلیلی و براساس مکتب ادبیّات تطبیقی آمریکایی که به بُعد زیبایی شناسی اثر می پردازد و با هدف کشف کارکردهای وصف در ترسیم چارچوب داستان های پیش گفته، کارکرد این الگوی روایی در ساختار داستان های یادشده (شخصیّت، زمان و مکان) را بررسی تطبیقی می کند. یافته های پژوهش نشان می دهد که ازآنجاکه داستان العالم ناقصا واحد ، تنها بر محور حادثه مشخّصی می چرخد، بنابراین وجه وصفی آن بر جنبه روایی اش غلبه دارد و درمقابل پرداختن به رویدادها و حوادث متعدّد و مختلف در داستان غنیمت ، باعث شده است که وجه روایی آن بر وجه وصفی اش غالب باشد. توصیف در داستان میسلون هادی، با کارکردهای شناختی، توضیحی و تفسیری، واقع نمایی، زیبایی شناختی و نمادین حوادث داستان را پیش می برد؛ امّا در داستان غنیمت، بیشتر توصیفات موجود در داستان، کارکردی واقع نمایی و شناختی دارند. صادق کرمیار، برخلاف میسلون هادی، در توصیف شخصیّت ها، از فنّ لحظه پردازی استفاده کرده و آنچه خود انجام داده یا گفته است را در توصیفاتش بیان می کند.
۴۲۱۰۰.

کاربست اعتبارسنجی روایات و منقولات تاریخی در نق د خوانش ادبی مع اصر از قصص قرآن با تأکید بر دیدگاه ادبی آیت الله جوادی آملی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۳۸ تعداد دانلود : ۴۵۵
داستان های قرآن در مواضع و سیاق های گوناگون ذکر شده است. این پراکندگی و تفاوت سبک های بیان قصص در گفتمان آیات، شبهه راهیابی تعارض به متن قرآن را در ذهن مخاطب تداعی می نماید؛ این در حالی است که با بهره گیری از قراینی می توان ضمن پاسخ گویی به شبهاتی چون تاریخ مندی و متن ادبی و بلاغی بودن قرآن، در رد ادعای مذکور مبادرت ورزید. روایات منتسب به معصومین از جمله قراین ناپیوسته ای به شمار می روند که نقش مؤثری در تبیین آیات الهی ایفا می نمایند. لکن با عنایت به احتمال ورود اسرائیلیات به منابع روایی، ارجاع به این مصادر را با مشکل مواجه ساخته و زمینه را برای ادبی و بلاغی دانستن قصه های تاریخی قرآن می گشاید. از سویی از آنجا که موارد گوناگونی از اشتراک میان داستان های قرآن و نقل های تاریخی مشاهده می شود، با نظر به اینکه گاه حلقه های مفقود قصص در تاریخ یافت می شود، کاربست داده های تاریخی در تفسیر داستان های قرآن نافع می نماید و کمک شایانی نیز در پاسخ گویی به شبهاتی که، تنها روش فهم قرآن را روش ادبی و تحلیل متن می داند، خواهد نمود. بر این اساس پژوهش حاضر از رهگذر تأمل در آرای اندیشمندان مسلمان به ویژه آیت الله جوادی آملی و با تکیه بر روش توصیفی – تحلیلی به این پرسش کلیدی که «کارکرد روایات و منقولات تاریخی در نقد خوانش ادبی معاصر از قصص قرآن چگونه ارزیابی می شود؟» پاسخ داده است.    

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان