ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴۱٬۲۲۱ تا ۴۱٬۲۴۰ مورد از کل ۵۴٬۲۷۹ مورد.
۴۱۲۲۲.

بررسی کارویژه کاوه آهنگر در شاهنامه فردوسی با رویکرد به اندیشه ایران شهری و اساطیر جهانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۷۵ تعداد دانلود : ۳۵۰
با کشف آهن افزون بر دگرگونی های مادی، سامان اندیشگی و فرهنگی جهان نیز دچار دگردیسی می شود. ارزش، ژرفا و پیامدهای این کشف سبب پدیداری عصری با ویژگی های برجسته و دیگرسان به نام آهن است که اسطوره ها و قهرمانان ویژه خود را می آفریند. ایران نیز به عنوان یکی از کهن ترین  تمدن های جهان و نخستین مراکزی که به فناوری گدازش و برون آوری آهن دست می یابد از برآیندهای فرهنگی آن بی بهره نمی ماند. نام آورترین قهرمان ایرانی ِ این عصر کاوه آهنگر است که در هزاره تاریک و پرآشوب ضحاکی (روایت ایرانی آغاز عصر آهن) ظهور و زمینه را برای بازآفرینی جهان اَشامَند به دست فریدون فراهم می کند. کاوه برخلاف آوازه و نفوذ هماره اش بر اندیشه ایرانی، بازتاب درخوری در اسطوره های میهنی و دینی ایرانی نمی یابد. همین امر برخی از پژوهشگران را بر آن داشته تا وی را شخصیتی افسانه ای و برساخته گوسانان اشکانی و نویسندگان خدای نامه های روزگار ساسانی بپندارند که بی گمان باورپذیر نمی نماید، چرا که با بنیادهای فکری مردمان پیشا تاریخ در فهم هستی ناسازگار است. کاوه مانند دیگر شخصیت های اسطوره ای دارای خویشکاری های نمادین و کارویژه های استعاره گون است. در این پژوهش سعی می شود با بهره گیری از تحلیل کهن الگویی، نگرش تطبیقی و روش کتابخانه ای بن مایه های اساطیری میان وردِ کاوه در شاهنامه را بررسی کرده و با پی ریزی انگاره های تازه برآیندهای نوینی ارائه نموده و نشان دهد که کاوه قهرمانی پیشا تاریخی است که بنا به دلایلی از صحنه اساطیر ایران زمین محو می شود.
۴۱۲۲۸.

بررسی همسانی معنایی مفهوم «عشق» در ادوار شعر فارسی از منظر تحلیل محتوای کیفی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۷۵ تعداد دانلود : ۴۸۲
«عشق» به عنوان یکی از مهم ترین مفاهیم شعر فارسی، قابلیت های محتوایی گسترده ای دارد که در بستر دگرگون شونده اندیشه ها و کارکردهای شعر، به طور غیر مستقیم با شاکله معنایی این مفهوم در ارتباطند. اینکه آیا در آن بسترها، این مفهوم دچار گسست های معنایی شده یا پیوست های معنایی خود را حفظ کرده است، چیزی است که در این پژوهش به دنبال آنیم و سعی داریم تا با مواجهه با اصل اشعار ادوار و تمرکز بر محتواهای برآمده از آنها، بدان دست یابیم. این امر از آن جهت اهمیت دارد که بروز عواطف مخاطب و نحوه برخورد او با مفهوم «عشق» در شعر، نقش تعیین کننده ای در به دست دادن پیوندهای فرهنگی دوره های مختلف دارد. از این رو در این پژوهش بر آنیم تا با تمرکز بر شعر شاعران برجسته ادوار مختلف و نیز محتواهای برآمده از این مفهوم، بازتاب های معنایی «عشق» را تبیین کرده، از خلال آن به پیوندهای عاطفی و مناسبات فرهنگی دوره ها پی ببریم. از آنجا که تناسب فرهنگی میان دوره ها باید با کارکردهای همسان معنایی این مفهوم متناسب باشد، به دنبال کشف و شناخت همسانی معنایی مفهوم عشق در محتواهای پنهان شعر فارسی برآمدیم. در این راستا به دست آوردن معنا را در محتواهای پنهان به شیوه تحلیل محتوای کیفی، با تحلیل محتوای فکری، در ارتباط مستقیم دانسته ایم و از این رو در دو بازه گسترده سبکی شعر کهن و معاصر فارسی، در روندی اصولی، با تکیه بر چند شاخصه مهم تحلیل محتوای کیفی از جمله: محتوای آشکار و پنهان، واحد معنا، واحد تحلیل، منطقه محتوایی، مقوله و تم، سیر معنایی در مفهوم «عشق» را نشان داده ایم. باور پژوهش بر آن است که در این سیر، پیوند های اساسی مهم مدّنظر، با اصالت این مفهوم به شکل همسانی معنایی حفظ شده است.
۴۱۲۳۵.

مقایسه تطبیقی ساختار عشقی منظومه های عاشقانه کلاسیک و عامیانه از دیدگاه ریخت شناسی پراپ(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۷۵ تعداد دانلود : ۷۷۴
منظومه های عاشقانه کلاسیک از مهم ترین و گسترده ترین انواع شعر غنایی محسوب می شوند. البته تعداد زیاد و تأمل برانگیزی از این منظومه ها از بین مردم برخاسته و در میان آنان منتشر شده اند؛ به این منظومه ها «عاشقانه عامیانه» گفته می شود. این مقاله به بررسی ساختار عشقی شش منظومه عاشقانه فارسی می پردازد که از مشهورترین و مهم ترین منظومه های کلاسیک و عامیانه به شمار می روند. برای دستیابی به نتایج دقیق، در این پژوهش داستان ها به شیوه ریخت شناسی پراپ و با کمک جداول تجزیه وتحلیل شده اند. سپس با مقایسه نتایج به دست آمده، کنش های مشترک و متفاوت در این داستان ها دسته بندی شده اند. نتیجه آنکه این داستان ها به عنوان نماینده جمعی از داستان های عاشقانه کلاسیک و عامیانه نشانه ها و ساختار عشقی مشترکی دارند که آن ها را به هم نزدیک می کند. منظومه های کلاسیک بررسی شده عبارت اند از: خسرو و شیرین، یوسف و زلیخا و ویس و رامین. منظومه های عامیانه نیز عزیز و نگار، حیدربیک و سمنبر، حسینا و دلارام هستند.
۴۱۲۳۶.

کارکردهای تعین بخش «زمان» در رمان رئالیستی براساس رمان همسایه ها از احمد محمود و کوچة مدق از نجیب محفوظ(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۷۵ تعداد دانلود : ۷۲۷
بنابه تعریف فرمالیستی، عناصر متن باید در خدمت «ادبیت» یعنی بیان غیرمستقیم و غیرهنجاری یا زیباشناختی زبان باشند؛ ازاین رو، زمان نیز باید به این شیوه، کارکرد زیباشناختی بیابد. به منظور تبیین این وجه از کارکرد زمان، در پژوهش حاضر دو رمان رئالیستی، یکی از نویسندة مصری نجیب محفوظ ( کوچة مدق) و دیگری از نویسندة ایرانی احمد محمود ( همسایه ها)، تحلیلِ روایی شده است. نتایج پژوهش نشان می دهد وجوه روایی زمان در نظریة ژنت صرفاً نوعی دستور کاربرد زمان و وجوه روایی آن است و نمی تواند وجه زیباشناختی و دلالت های ثانویة زمان را در راستای کارکرد ادبی آن توضیح دهد. در پژوهش حاضر، این کارکردها در چهار موردِ تعین بخش شناسایی شده است: «حادواقعی سازی» (بیش ازحد واقعی جلوه دادن وقایع داستان)، «تعین بخشی به خوانش» (محدود کردن تفسیرهای ذهنی خواننده به مدلول های خاص)، «لنگرسازی» (ایجاد توهم تطبیق فضای داستان بر فضای واقعی و کنونی جامعه) و «تعین بخشی به کنش» (برانگیختن رفتارهای اجتماعی خاص در مخاطب). همچنین، بالاترین وجه زیباشناختی زمان در جاهایی نمود می یابد که زمان نه براساس نشانه های زمانی مستقیم (ذهنی)، بلکه برمبنای زمان غیرمستقیم (ابژکتیو) و با «تنیدگی زمان و مکان» بیان می شود که باعث آمیزش وجوه مختلف حسی- ادراکی و شکل گیری «عواطف همدلانه» می شود. در این وضعیت ها، چنانچه شتاب منفی در ابتدای روایت قرار گرفته باشد، تابع آن در قالب واکنش های هیجانی انفجاری نمود می یابد و برعکس؛ و این نشان می دهد ارزش معنایی در متن هرگز ازبین نمی رود؛ بلکه همواره از شکلی به شکل دیگر تغییر می یابد.
۴۱۲۳۸.

دو مضمون از توصیف واقعی معشوق در غزل منزوی، بهبهانی و بهمنی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۷۶ تعداد دانلود : ۷۷۴
بررسی سیر غزل فارسی نشان می دهد که غزل بیش تر متکی بر خیال پردازی و مضمون آفرینی درباره عشق بوده و اغلب غزل سرایان به جای توصیف احوال و تجربیات عاشقانه، با تخیل و ممارست در شاعری، مضمون پردازی -کرده اند، اما در دوره معاصر، برخی ازغزل سرایان کمابیش به توصیف واقعی حالات عاشقانه خود پرداخته اند. سیمین بهبهانی، حسین منزوی و محمدعلی بهمنی از جمله غزل سرایان نوگرای معاصر هستند که به نظر می آید مضامینی را در غزل خود جاری ساخته اند که رنگ و بویی از واقعیت عشق و زندگی دارد. در این تحقیق با بررسی دو مضمون "دست" و "صدا"، در غزل سه شاعر نام برده، با روش توصیفی و تحلیلی، روشن می گردد که غزل-سرای معاصر در پردازش مضمون عاشقانه به گونه ای کار کرده است که غزل عاشقانه را از اوج خیال پردازی، به سطح واقعیت های زندگی و نیازهای انسانی نزدیک ساخته است. بررسی غزل های سه شاعر معاصر نشان داد که دو مضمون "دست" و "صدا"، از اصلی ترین مضمون هایی است که نشان می دهد غزل سرایان سنتی پرداز معاصر بر آن شده اند ، در توصیف احوال عاشق و معشوق، به تدریج از کلیشه ها دور شوند و به بیان احساسات واقعی خود بپردازند. مضمون "دست" نشان دهندهء رابطه و نیاز عاطفی میان عاشق و معشوق و "صدا" نشان دهندهء همدلی و همفکری میان عاشق و معشوق است.
۴۱۲۳۹.

بررسی تبارشناختی نسبت «ادبیات» و «تربیت» در تجدد ایرانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۷۵ تعداد دانلود : ۸۳۸
هدف مقاله حاضر بررسی وضعیت تاریخی خاصی است که در آن نسبتی تازه میان «متون ادبی» و «تربیت ملت» برقرار شد و صورت بندی متفاوتی برای «ادبیات» رقم خورد. برای رسیدن به این منظور از روش تبارشناسی استفاده شد. از منظر تبارشناختی، پدیده ها ذاتی فراتاریخی ندارند و در پی رخ دادهای تاریخی و در درون مناسبات پیچیده قدرت برساخته می شوند. یافته های پژوهش نشان می دهد، «شعر» و «تربیت» در گفتمان قرون میانی تعریف، کارکرد و صورت بندی خاصی داشتند و در پیوند با سازوکار قدرت وصولگر و ساخت سلسله مراتبی جامعه، نسبتی با یکدیگر می یافتند. مواجهه حاکمیت قاجار و جامعه ایران با بحران های متعددی همچون جنگ، وبا و قحطی، قدرت وصولگر را با مانع مواجه کرد. با فعال شدن سازوکار های جدید قدرت (انضباطی و زیست سیاست) و شکل گیری پیش فرض برابری، ساخت سلسله مراتبی جامعه آرام آرام سست شد و مسئله تعلیم و تربیت عمومی همچون راه نجات دولت و ملت مسئله مند شد. صورت بندی گفتاری نقد ادبی، «خلقیات مردم ایران» و «متون ادبی» را به ابژه تبدیل و نسبتی تازه میان این دو برقرار کرد. دراین میان، مجموعه ای از متون و موقعیت های اجتماعی متفاوت ذیل دال واحد «ادبیات» گرد آمدند. نتایج پژوهش نشان می دهد که با تغییر سازوکارهای قدرت در دوره قاجار، گسستی اساسی در هستی تاریخی ایرانیان پدید آمد و نسبت های تازه ای میان امور برقرار شد؛ «ادبیات» و «تربیت» تعریف، کارکرد و مفصل بندی تازه ای یافتند و نسبتی تازه با یکدیگر برقرار کردند.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان